Beware of Children

Beware of Children (Barn)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Barn-2019
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian Barn 2019 زیرنویس فارسی سریال

Tags

other
Published on: 2025-11-20
Downloads: 13
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

تصادف؟ یه پسر رو بردن اورژانس.

واقعاً؟

جدیه؟

نمی‌دونم.

برگرد.

ببخشید، چی گفتی؟ وقت نکرد حرف بزنه.

بیا، حالا می‌تونی بیای پایین.

اسمشو گفت؟

نه.

آخه آنا تو کلاسشه.

آنا؟ نوه‌ی من.

هی دارم وزن کم می‌کنم.

چند بار آوردی؟ فقط یه بار.

سنگینه؟ نه زیاد.

لباس محلی‌ت حتماً باید مال محل تولدت باشه؟

مال من رومریکه، در حالی که مادرم از اوستفولد بود.

فکر می‌کنم بیشتر بهم میاد.

لباس‌های محلی همه رو چاق نشون می‌ده.

ولی من می‌خوام آنا یه دونه از اوستفولد داشته باشه، به یاد مادرم.

حالا می‌تونی درش بیاری.

تورون یکی براش می‌دوزه. نذار رو زمین کشیده بشه!

واسه تولد ۱۳ سالگی‌ش داره می‌گیره.

واقعاً می‌خوای با یه لباس محلی، اونو به زحمت بندازی؟

منظورت چیه؟

مادر ناتالی هنوز اینجاست؟ نه، رفتن.

من فقط باید... می‌شه لطفاً تکرار کنید؟

بله، باشه. مشکلی نیست.

بعداً می‌بینمت.

خداحافظ.

اون تیم اورژانس بود.

دارن میان. که خوبه، ولی...

فکر می‌کنی باید صبر کنیم؟

نه، خب...

وقتی از گوشت خون بیاد، خوب نیست.

ولی واکنش نشون می‌داد؟ بله، باهاش حرف زدن.

بیا الکی گنده‌ش نکنیم. شاید بدتر از چیزی که هست به نظر رسیده.

من فقط نمی‌فهمم چی شد.

داشتن شوخی می‌کردن؟ ناتالی به پلیس همینو گفته؟

و به تو همینو گفت؟ پس چرا فرار کرد؟

حدس می‌زنم اوضاع از دستشون در رفت. نمی‌دونم.

خوبی؟ آره.

پلیس هم بهش گفت تصادف.

آره، خیلی قاطعانه.

فقط به خاطر اینکه یه دختر بود؟ اگه یه پسر، یه دختر رو زده بود چی؟

چرا میگی «زده»؟

چون وایلد و آمینا دیدن که با کیف مدرسه‌ش زدش.

پلیس هم اونو به عنوان مدرک برد.

نمی‌فهمم چطوری تونست این کارو بکنه.

الو؟

باشه.

بله.

باشه.

خداحافظ.

مرده؟

این چطور ممکنه؟

بازم آندرس بود پشت خط؟

گفت کی بود؟

جیمی.

جیمی.

جیمی؟

پسر لوندِمو نیست؟

پر اریک لوندِمو.

از حزب راست‌گرا.

اون پسری به اسم جیمی داره؟ آره، اسمش همین نیست؟

با هم توی شورای شهر بودیم.

اگه اون باشه، چقدر وحشتناک!

چیز دیگه‌ای گفت؟ نه، زیاد حرف نزد.

چیزی بین جیمی و دختری به اسم ناتالی اتفاق افتاده.

باید به سیگورد زنگ بزنی.

اونو می‌شناسی؟ ناتالی، همون آناست.

اونم آسیب دیده؟ نگفت.

همین الان باید به سیگورد زنگ بزنی.

شروع شد.

حالا تحقیقات شروع میشه، روال‌ها بررسی میشه.

هیچ‌وقت تموم نمیشه. هر کس یه روایت خودش رو خواهد داشت.

اتهامات و تقسیم تقصیرها شروع میشه، -

و درخواست تضمین‌هایی که نمیشه داد.

من با پخش کردن این پیش‌نویس شروع می‌کنم.

این نامه‌ای به والدین هست. ما یه پیامک فرستادیم.

جیمی لوندِمو متوفی هست.

اون پسر پر اریک لوندِموئه.

همون سیاستمدار راست‌گرا؟

بله.

و بعد ناتالی اریکسن هست. اسمش لیکه ناتالیه.

لیکه ناتالی اریکسن.

سیگورد اریکسن پدرشه.

نماینده مجلس کارگر.

مادرش خبرنگاره.

برای یه روزنامه چپ‌گرا.

بچه‌ها با هم دعوا کرده بودن؟

برعکس، من می‌گم. تو چی فکر می‌کنی، آندرس؟

من خیلی وقت نیست که معلمشون شدم.

ولی تو کلاس دوست بودن.

کنار هم می‌نشستن.

با هم کار می‌کردن. به یه چیزای مشترک می‌خندیدن.

هردوشون رک و رو راست بودن و دایره لغاتشون خیلی بالاتر از حد متوسط بود.

بعید به نظر می‌رسه که دعوا کنن.

به جاش بحث می‌کردن.

ممکن بود تو اون کلاس حرف‌های تند رد و بدل بشه، بیشتر از طرف جیمی و ناتالی.

همین چند باری که بهشون درس دادم، مخصوصاً از دست اون کلافه می‌شدم.

هم ناتالی و هم جیمی می‌تونن خیلی پررو باشن.

حد و مرز رو می‌سنجن. سعی می‌کنن آدم رو سر جاش بنشونن.

خب، این چیزی نیست که من تجربه کرده باشم.

کسی یه بار با بهزیستی تماس نگرفت؟

درباره ناتالی؟

مشکل چی بود؟ نمی‌دونم.

من هیچ‌وقت درباره اون مطلع نشدم.

مارتا قبل از اینکه استعفا بده، گفتش.

احتمالاً جدی نبوده. من پیگیرش می‌شم.

روزنامه‌ای زنگ زده؟

VG زنگ زد. بله.

اینا خانواده‌های سرشناسن.

ما دو نفر باید یه استراتژی رسانه‌ای بچینیم.

شما از تیم بحران هستید؟ بله.

چه کسی مسئول بستگانشه؟ من همین الان از بیمارستان اومدم.

و جیمی قبل از اینکه پدرش برسه، فوت کرد.

کسی همون موقع بهش زنگ نزد؟

اِلن زنگ زد.

من منتظر بودم، و در نهایت مجبور شدم به اِلن زنگ بزنم تا شماره‌شو بگیرم.

اما وقتی اون رسید، جیمی از قبل فوت کرده بود.

الان کجاست؟ خونه‌ست؟ نه.

یه کشیش بیمارستان اومد.

واسه همین من رفتم، چون...

بستگان دیگه‌ای نداره؟

باید اعتراف کنم، ترک کردن اونجا سخت بود.

اما نمی‌دونستم چیکار کنم. بیمارستان خودش این موضوع رو حل می‌کنه.

مادر جیمی چی؟ اون اونجا نیست؟

نه، مادر جیمی فوت کرده.

و هیچ خواهر و برادری نداره.

ما باید لیست شماره تلفن‌ها رو تهیه کنیم.

البته. سونی، باید این تماس رو جواب بدم.

من می‌رم ناتالی رو ببینم.

یکی باید پیگیرش باشه.

و من کنجکاوم درباره پرونده اون بهزیستی.

آره، این کار رو بکن.

درباره شبکه‌های اجتماعی چی؟ احتمالاً الان دیگه پخش شده.

سلام. سلام.

سلام.

سلام.

اوضاع چطوره؟

خب، فقط...

ما توی کلانتری بودیم.

و بعد شنیدیم که اون فوت کرده.

پس فردا می‌ریم خانه کودکان.

اونا متخصص بازجویی هستن، یا...

صحبت با بچه‌ها. بله.

و...

این خوب خواهد بود. مگه نه، لایکه؟

تو زمین فوتبال بودی؟

دیدی چی شد؟

بله.

یا... نه. اون...

من قبلاً بهتون گفتم چی شد.

بله، گفتی داشتین شوخی می‌کردین.

من فقط می‌خواستم بدونم کسی دیدش یا نه.

چرا منو باور نمی‌کنید؟

اینطور نیست که من باورت نداشته باشم لایکه.

اما گفتی "شوخی می‌کردیم". این یه توصیف خیلی مبهمه.

موافق نیستی؟

این "شوخی کردن" درباره چی بود؟

یادم نمیاد.

یادت نمیاد؟ ما فقط اونجا وایساده بودیم حرف می‌زدیم.

خیلی سریع اتفاق افتاد.

چرا بهش زدی؟ اون اول بهت زد؟

من بهش نزدم.

بهتون گفتم، من هلش دادم.

ببخشید.

فقط دارم سعی می‌کنم از این ماجرا سر در بیارم. باید در موردش حرف بزنیم.

راه‌های زیادی برای حرف زدن در موردش هست.

ناتالی.

فقط می‌خوام بدونی که من باورت دارم.

ما هم همینطوریم، لایکه. البته.

خوبه.

پلیس گفت اون بهش ضربه زده.

اما تفاوت بزرگی بین ضربه زدن و هل دادن هست.

کسی دید که اون بهش ضربه زد؟

آمینا و ویلده. اما نمی‌شه بهشون اعتماد کرد.

چرا نمی‌شه؟

مسئله اینه که...

بچه بیشتر احتمال داره همون موقع حقیقت رو بگه.

اگه شروع کنن بین خودشون حرف زدن، روی هم تأثیر می‌ذارن.

اما اونا کی این رو گفتن؟ نمی‌تونه مدت زیادی بعد از حادثه بوده باشه.

نه، اما می‌دونید اونا چه جورین. همیشه وراجی می‌کنن.

منظورت از "وراجی کردن" چیه؟ نمی‌دونم.

می‌تونم یه چیز دیگه ازت بپرسم؟

ما یه جلسه با تیم بحران داشتیم.

مطرح شد که یکی با بهزیستی در مورد ناتالی تماس گرفته بود.

بله، اما اون یه مدت پیش بود.

فکر کردم می‌دونستی. نه.

اون وحشتناک بود. اون بود که...

مادر یوهان ادعا کرد...

که یوهان مورد آزار روحی قرار گرفته.

نه فقط توسط لایکه. توسط دخترای دیگه هم.

اما بیشتر توسط لایکه. بهزیستی اومد.

اما پرونده مختومه شد. خوشبختانه.

خوبه که شنیدم. اما عجیبه که ما مطلع نشدیم.

مارتا، معلم کلاس قبلی‌شون، اون...

اون باور نکرد. برای همین مادر یوهان قضیه رو جلو برد.

اون...

دخترهای درگیر در سطوح کاملاً متفاوتی بودن.

Beware of Children subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left