The first 155 lines.
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
چند تا از شهر های خود مختار و شهر های ماهواره ای
که داخل قاره متالیون مرکزی هستن . هنوز دارن مقاومت میکنن
ما یه ارتش مخصوص از موجودات فراطبیعی میفرستیم اونجا
. تا همه حرومزاده های مخالف بکشن
! بله ، عالیجناب - ! بله ، عالیجناب -
البته ، ساحره های شوگون نیازی نیست . وارد این جنگ بشن
منظورتون چیه ؟
. من یه ماموریت دیگه واستون دارم
. . . شما میرید به
، شهر گمشده الف ها
. پادشاهی کریمزون گلوری
!!حرومزاده
!!حرومزاده
!!حرومزاده
هوی متال - فانتزی تاریک
فاتحه جهنم
Amir Cooper :مترجم
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
@AioSub | @AioFilmcom
جدایی
! بزارید برم
! نه ، خواهش میکنم
! داره خوش میگذره ، یکی دیگه
! بابا
! بعدی اون زنیکه با تولش
! بیا اون توله رو بدیم به هایدرا
. . . آبجی
! تمومش کن
. عجله نکن
! بیاین اول یه دل سیر با این زنیکه حال کنیم
اورک ها فقط فکر کمیر به پایینن ؟ هوگباب ؟
با این اوصاف همه زندانی هارو . تا حد مرگ شکنجه میدن
در مقایسه با اونا ، ما هابگابلین ها . خیلی متمدن تریم ، هابگاب
! فقط به این کلکسیون نگاه کن ، هابگاب
! وای ، عالیه هابگاب
! یالا
! مال منم خوبه ، مگه نه ، هابگاب
! هابگاب
! کجا میخوای بری
! کمک کنید
! اون صدای چیه ؟ هابگاب
. . . کی
تو دیگه چه خری هستی؟
! من همون خوشتیپم
ها ؟
! بیگیر که اومد
! سر ! سر
چتون شده ؟ نفله ها ؟
فکرشو نمیکردم حیوونایی مثل شما . میتونن ناراحت یا عصبانی بشن
! وقتی دوستاتون میمیرن
! چه کار وحشتناکی
. فاز این بشر چیه ؟ این که تنها اومده
چی ؟
کصخلی چیزیه ؟ هابگاب ؟
میخوای با یه لشکر میلیونی تنهایی بجنگی ؟
! ای احمق ، هابگاب
کایزارد ، آلزارد ، کیسکه ، هانشن . . . گروسکف ، شیلک
! آبجی
. . . خاکستر شوید ، دانایان هیدس ، همتون
. . . هفت کلید را به دست بگیرید . دروازه جهنم را باز کنید
! حالا بمیرید ! هلوویین
! بمیرید ، کسکشا بمیرید
چه اتفاقی افتاد ؟
لشکر بزرگی که ارباب کال سو در اختیار من گذاشت
نابود شده ؟
. خیلی خب ، برادران سامورایی ، . بازمانده هارو نجات بدید
! باشه - ! باشه -
. چقدر خودشو دست بالا گرفته
. الان دیگه حالت خوبه
. ممنونم
! یوکو
. خب اینم از کمکی که میخواستی . حالا جایزمو بده
. پیشته ! روتو بکن اونور
. نظمشون بهم خورد . دارن فرار میکنن
اورک ها و گابلین ها . هیچ حس وفاداری ندارن
. این جنگ دیگه تموم شد
اون تو یه چشم بهم زدن . نصف لشکرشونو سوزوند
. خوشحالم که اون طرف ماست
. البته نباید مطمئن باشیم
! هی ، تمومش کن
لشکری که کال سو واسه فتح . . . شهر های مخالف فرستاد
. همش موجودات فراطبیعی بودن
دیدبان هامون گفتن هیچ اثری .از ساحره های شوگون نیست
. فهمیدم
عجیبه . ساحره های شوگون . همیشه تو خط مقدمن
چرا تو یه همچین اکنشاف بزرگی حضور ندارن ؟
. با عقل جور در نمیاد
داریم زندانی هارو . بازجویی میکنیم
بنظرت اونا قضیه لوشن فهمیدن ؟
. غیر ممکنه
ها؟
هی ، برادران سامورایی ، بیاین . قضیه ۱۷ سال پیش فراموش کنیم
. و گرنه همتون تا الان مرده بودین
جیو ، اون پیرزن ، با کل گروهتون . شما ها خیلی خرشانسید
چون دارک اشنایدر ، کبیر ، زیبا و قدرتمند
. خیلی مهربون و با انصاف
. ولی باید بگم که ، تو خیلی پیر شدی
.اون با قدیماش خیلی فرق کرده
! هی - ! وای -
ساکت شو لوشن . داری جلسه رو بهم میریزی
! یوکو اومده
! هی ، پیر مرد
! آخ ، آی ، آخ
! یه بار دیگه اینکارو بکن ، تا پدرتو در بیارم
. همین الان دراوردی
میدونی ، فکر کنم یوکو
. هم تغییر کرده
اون دیکه مثل قبل سختگیر نیست
. انگار که دیگه آزاد شده
الان داره مثل دخترای . همسنش رفتار میکنه
. به گمونم
چرا همیشه اینکارو میکنی ؟
! هی ، به من نگاه کن
! ببخشید
. . . دارک اشنایدر
! حمام زنونه
. پسر ، عجب احمقیه
از وقتی لوشن برگشته . یه لحظه هم آرامش ندارم
کی اونجاست ؟
دوباره وای اومده ؟
ها ؟
لوشن ؟
! یوکو اینجاست
! یوکو
! نه ! برو عقب
یوکو ، بالاخره آماده ای تا عشق منو قبول کنی ؟
! نه
. من عاشقتم
. این حرف نزن
. اونجوری که فکر میکنی نیست
. نزدیکتر نشو
سانسور
! نه
. یوکو
. صبرکن ، لوشن لطفا
. میزنمت ، جدی میگم
. واسه عشق تو ، من حاضرم هزار بار بمیرم
. . . لوشن
. یوکو
. . . یوکو
. . . لوشن
. . . من
! گفتم تمومش کن
. اول ، باید سم بکشم بیرون
بهتره زن بهتری بشی . و گرنه من میدونم با تو
. مسخرست ، اون دیگه آدم سابق نیست
. کای هارن از مردا بدش میاد
. درسته ، اون برای من مهم نیست
. من ازش محافظت میکنم
حتی اگه معنیش مخالفت با شاهدخت نی . و محافظت از تو باشه
. . . مردا
تو فکری ؟
. تویی ، یاشویا
پس میخواستی کی باشه ؟
No comments yet. Be the first to leave one.