Witch's Love

Witch's Love (마녀의 사랑)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Witchs Love Ep05 sunflowermag
A Commentary by baharf2
* مترجم: فرزانه * www.sunflowermag.ir

Tags

other
Published on: 2018-08-09
Downloads: 29
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

ترجمه و زيرنويس فرزانه

خیلی از ادما دوست دارن بدونن قدرت جادوگرا چقدره

اما قدرت جادوگرا باهم متفاوته

برای همین سخت میشه گفت چه کارهایی ازشون برمیاد

بعضی جادوگرا میتونن درمورد مرگ و زندگی ادما تصمیم بگیرن

اما بعضی هاشونم حتی نمیتونن یه لیوان اب رو جابه جا کنن

...اما متداول ترین قدرتشون

اینکه اغلب جادوگرا قدرت درمانگری دارن

و میتونن داروهایِ عجیب و غریبی رو درست کنن

چرا انقدر داره طولش میده؟

چو هونگ من دارم میمیرم

چو هونگ الانه که بمیرم

!دختره احمق اگه نیاد بیرون خودم از اونجا میکشمش بیرون

هی اینجوری نمیشه...ممکنه مثانه ات بترکه

زود باش برو دستشویی رستوران

!ای وای من

صبر کن ببینم..چکار کردی با صورتت؟

چرا انقدر پودر سفیدکننده زدی به خودت؟

خوب این روزا اینجوری مد شده،شما که چیزی از مد سرتون نمیشه

صبرکن ببینم...صبرکن

!خدای من...این مویِ سفیده

بخاطر سفید کننده ای که زدم اینجوری سفید شده

!خیلی خودمو نگه داشتم...نزدیک بود بترکم

به نظرت رفتار چوهونگ جدیدا عجیب نشده؟

چو هونگ؟اره به نظر منم همینطوره

...جدیدا انرژیش کم شده و مثل

قبلش نیست

اون گفت داره قرار میذاره ولی هیچ انرژی نداره

و ارایشمم طوری بود که انگار یه کیسه ارد رو صورتش خالی کرده بود

هربار داره بیشتر پودر میزنه

اونی،منم یه زمانی اینجوری بودم

وقتی اون مرتیکه با خانم یانگ ریختن رو هم و بهم خیانت کردن

اون موقع بخاطر اسیبی که دیدم قدرت هامواز دست دادم

اگه بخاطر تو نبود منم عاقبتم مثل کیونگ اوک میشد

!عجب...وقتی میخواین بیاین تو یه در بزنید بد نیستا

!ادم دیگه حریم شخصی ام نداره تو این خونه

دارین چکار میکنید؟چرا؟

حالا چه خاکی به سرمون بریزیم؟

از کی اینجوری شدی؟

مادربزرگ- گفتم از کی اینجوری شدی؟-

اونی

...این

حتی به اون مغازه گروگذاری ام رفتی؟

دختره احمق...باید اول میومدی به ما میگفتی

چطور تونستی تا الان این موضوع رو مخفی نگه داری؟

نمیخواستم نگرانتون کنم

حالا چکارکنیم اونی؟زمان زیادی باقی نمونده

نگران نباشید..من از اینا استفاده میکنم ومرد سرنوشتم رو پیدا میکنم

اگه مرد سرنوشتم رو ببوسم،طرح رز دوباره پدیدار میشه

و اگه بتونم قلبش رو تصاحب کنم دیگه لازم نیست تا اخر عمر نگران از دست دادن قدرت هام باشم

ها جا،اون جادوگر اینو بهت گفت؟

خوب معلومه که بخاطر گرفتن اون گردنبند این حرفو بهش زده

هرچیزی میتونه بهش گفته باشه...هرچی نباشه اون از جادویِ سیاه استفاده میکنه

نمیشه مطمئن بود که راهی که گفته درسته یا نه

و اینکه چه نتیجه ای به همراه داره...یه نگاهی به من بنداز

!چو هونگ عزیزمون

الان وقت این حرفا نیست

باید اول چوهونگ رو نجات بدیم

تو برو بیرون و مرد سرنوشت رو پیدا کن

فکر نمیکنم دنبال اون مرد گشتن چیزی رو حل کنه

خوب من چمیدونم فقط برو اون مرد رو پیدا کن

،حتی اگه لازم باشه تمام مفصل هاشو از هم جدا کنم و تمام دندوناشو بکشم

این کارو میکنم تا اون تو رو ببوسه

الو؟- الان کجایی؟-

شما؟- خاله،تو الان تو خیابون سامری درسته؟-

سوپ برنج؟- منم تو خیابون سامرم-

چی؟

تو همونجا وایستا من میام پیشت

!وای...نه

بله؟

!امکان نداره

چرا تو؟چرا اون مرد باید تو باشی اخه؟

خاله..خاله

گفتم همونجایی که هست وایسته،کجا گذاشته رفته؟

وای نه"چطور تونستی با این قیافه همچین حرفی بزنی؟

درمورد اوندفعه به نظرم الکی از کوره در رفتم

همونطور که میدونی من ادمی نیستم که تو کار کسی فضولی کنم یا خیلی اسون اختیارمو از دست بدم

اما اون روز شرایطم خوب نبود و با یه سری مشکلات پیچیده مواجه بودم

...علاوه براینا،من با تو ملاقات کردم و

مرد سرنوشتت هیچوقت بهت خیانت نمیکنه..برو و قلبش رو به دست بیار

...سه هفته...ظرف سه هفته اگه بتونی پیداش کنی و ببوسیش

نظرت درمورد من به عنوان به مرد چیه؟

میدونم که غافلگیر شدی...برای منم غافلگیر کننده بود

خوب حالا نظرت چیه؟

در این مورد چی فکر میکنی؟

هی...گوش میدی چی میگم؟

!هی!هی

بله؟

ببخشید...داشتی درمورد چی حرف میزدی؟

چی؟

فکرم یه جایِ دیگه بود...گفتی درمورد چی نظرم چیه؟

یعنی واقعا نشنیدی چی گفتم؟

نشنیدم

حتی یک کلمه شو؟

!نه حتی یک کلمه شو

پس تمام این مدت من همینجوری داشتم برای خودم وراجی میکردم

ببخشید..امروز یک اتفاق غافلگیر کننده برام افتاد

فراموشش کن...اینو به عنوان جوابت درنظر میگیرم

ببخشید که مزاحم یه ادم پرمشغله شدم...با اجازه دیگه میرم

چطور میتونی همینجوری بذاری و بری؟

من یه حرفی رو میخواستم بزنم و زدم و جوابم رو هم گرفتم،چرا الان باید اینجا بمونم؟

..نه...چیزه

این حقیقت که ما اینجوری همو ملاقات کردیم یه جورایی کارِ سرنوشته

!از اونجایی که الان موقع ناهاره کجا بریم همو ببوسیم؟؟

چی؟

چی چی؟

...تو الان گفتی

مگه من چی گفتم؟- ...تو گفتی چون الان وقت ناهاره کجا بریم همو-

وقت ناهاره،کجا بریم غذا بخوریم؟

نه...نه

تو نگفتی...بوسه؟

واو...عجب...زده به سرت؟روز روشن بین مردم این چه حرفایی که میزنی؟

چی؟یه مشکل بزرگ به وجود اومده؟

نه من زنگ زدم بگم دیگه لازم نیست به اون مهمونی برین،راحت باشین و هرجا میخواین برین

یه نوشیدنی انگور لطفا

خوب چون فوریه چاره دیگه ندارم الان خودمو میرسونم

خوب دیگه من میرم

جانم؟

چی داشت میگفت؟

شرایطم اون روز خوب نبود

واون روز ها با مشکلات پیچیده ای مواجه بودم

...علاوه براینا تو رو ملاقات کردم و

من خودم نبودم

چرا همش دارم بهت نگاه میکنم؟

من ادمی نیستم که به دیگران اهمیت بدم

چرا هروقت به تو نگاه میکنم نمیتونم درست عمل کنم؟

من ادم سختگیر و جدی هستم

علاوه براینا...چرا انقدر گیج ام؟

یعنی دوستت دارم یا ازت متنفرم

یا فقط یه کنجکاویه ساده ست؟

نظرت درمورد من به عنوان یه مرد چیه؟

خوب اگه انقدر عجله داشتین باید زودتر بهم میگفتین

نمیدونستم همچین موردی پیش اومده

رفتین دستشویی...حالتون بهتره؟سبک شدین؟

ببخشید...معذرت میخوام

نظرت درمورد من به عنوان یه مرد چیه؟

نظرت درمورد من به عنوان یه مرد چیه؟

چی...چی شده؟

هنوزم حس میکنید کارِ ضروریتون تموم نشده؟

...منشی کیم

بله؟

نظرت درمورد من به عنوان یه مرد چیه؟

جانم؟

ما ساعت کاریمون زیاد کردم و قیمت سوپ برنجم بالا بردیم

اگه بازم نتونیم پول اجاره رو بدیم چکار کنیم اونی؟

چوهونگ الان دراولویته...الان اجاره چه اهمیتی داره؟

منظورم اینکه اینم به بدبختی هامون اضافه شده

چو هونگ- چرا انقدر زود برگشتی؟-

پیداکردن مرد سرنوشتت چی شد پس؟

...اب

اب نداریم؟

...چوهونگ...اون

اون سس ماهیه(شدیدا شوره)

چی شده که قیافت اینجوریه؟

دیگه کاره من تمومه...دیگه به اخر خط رسیدم

میگن ممکنه کدو و شرابش یکدفعه باهم بیافته تو دامنت

فقط یه مالک ساختمون ساده نبود

مرد سرنوشت چوهونگ از اب دراومد

راست میگی اونی

خوشتیپ که هست وقد وبالام که داره

تازه خیلی ام کت وشلوار بهش میاد

،شخصیتش یکم گند و دوست نداشتنی هست

اما مشکلی نیست نه؟

!اون مرد سرنوشتشه

اره درسته

...حتی اگه اون مرد سرنوشت

...شخصیتش مثل سگ ها ولگرد تو خیابون باشه بازم با زنش

بد رفتاری نمیکنه

!این جذابیتشه

اون فقط شخصیتش مثل سگ نیست دقیقا سگه

!یه سگ وحشیه هار

انقدر چرت نگو

امروز باید یه نقشه خوب بکشیم

بهتره که همون اول بگیریم محکم ببندیمش نه؟

!اونی واقعا که

اونا هنوز باهم قرارم نذاشتن...چطور میتونی انقدر از این چیزا بی اطلاع باشی؟

اون قراره اولین بوسه اش باشه

اخه چطور میتونیم بذاریم اونو وقتی دست و پاش بسته ست ببوسه؟

!واقعا که

خوب حالا باید چکار کنیم؟

این روشی بود که من در گذشته استفاده میکردم

اول باید یه موقعیت مناسب پیدا کنیم

برای شروع شمع و گل اماده کنیم

حموم کنه

موهاشو شونه کنه

!ترسیدم

راستشو بگو

اتفاقی بین شما دوتا افتاده؟

هیچی نشده

نمیخوای حقیقت رو بهمون بگی؟

فقط یه دعوایِ ساده باهم کردیم

شاید یه مرتیکه دیوانه ساده هم بهش گفته باشم

چی؟

مرتیکه دیوانه این روزا فحش به حساب نمیاد

به نظر من که مرتیکه دیوانه اصلا فحش نیست

فحش معمولا با کلماتی مثل"هرزه عوضی"شروع میشه

و بهشم گفتم که به سلیقه من نمیخوره

و بهش هشدار دادم که باهام لاس نزنه

اینم اشکالی نداره نه؟

!وای...لعنتی...لعنتی

More Farsi Persian subtitles for Witch's Love

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left