ã‹ã—ã¾ã— ~ガール・ミーツ・ガール~
The first 179 lines.
انجمن دنیای انیمه با افتخار تقدیم میکند
: کاشیماشی ~ملاقات دختر با دختر~
: کاشیماشی ~ملاقات دختر با دختر~
. سلام . هازومو هستم
. سلام هازومو ، چطوری
. یاسونام
... فکر خوبیه ، تازه الان تعطیلاته
، وقتی یکی از دوستام دعوت میکنه که باهاش به این جور جاها برم . حتما قبول میکنم
چی ؟ حتی من ؟
. آره
. یاسونا میخواد که همه باهم بریم
. آیوکی و آستا هم دارن میان
یه دقیقه صبر کن . یعنی یاسونا گفته که بریم ؟
آره ، چطور ؟
. نه ، هیچی ... فقط یکم تعجب کردم
. باشه پس میبینمت
! من رفتم
! منم میام
! بزار برم
! میخوام هازومو رو تو لباس شنا ببینم
! عاشق ساحلم
! با دوستانم
میریم ساحل
... انگار چیز خاصی نیست
... با بهترین دوستام میرم ساحل
. هیچ مثل ساحل و خورشید برای دوستا خوب نیست
... فقط یه مشکلیه
. بهترین دوستم تازگیا دختر شده
چی شده ، آستا ؟
ها ؟
چرا تنها اینجا نشستی ؟
. بیا پیش ما
. نه ممنون ، همینجوری راحتم
. چرا ؟ تو که همیشه با مایی
! انقدر نیا نزدیک
! بیا دیگه ، آستا
! بیا دیگه
! ولم کن
چرا انقدر سرسختی ؟
! واو
! این اقیانوسه
! عاشق ساحلم
بهم نمیاد ؟
... این اولین باریه که لباس شنا میپوشم
. نه ، خیلی هم خوبه
واقعا ؟
! مرسی
! خواهر برادر
جام پو ؟
! ما هم اومدیم
اون از کجا افتاد ؟
... فکر نکنم خیلی خوب باشه
هازومو ، اون کیه ؟
چی ؟
... خب این
. این دختر منه
!!چـ-چی ؟
... این امکان نداره
... اصلا نمیشه
. قلبم شکست
استاد نامیکو اینجا چیکار میکرد ؟
. خودت میدونی که
. اون واقعا دخترت نیست
. نه
یعنی همینطوره ؟
. توماری
. آستا
. آیوکی
. و اینم یاسونا
... اون هممونو میشناسه
مارو از کجا میشناسی ؟
___ من همیشه از بالا نگاهتونـ
. من درموردش بهتون میگم
... اون جام پوعه . یکی از فامیل های دور من
... و منم
... میتونی بهم بگی مامان
ها ؟
... چرا لباس شنات انقدر عجیبه
ها ؟
. آره ، قدیمیه
. درسته
... خیلی خب
! اما این یکی چی ؟
. فقط یکم تنگه
. شوکه شدم آقای سورا
! بیاین بریم دیگه
... آه
... درد میکنه
! هازومو ، بگیر
! میگیرمش
چیکار میکنی ؟
! ببخشید ، ببخشید
... واقعا شبیه یه دختر واقعی شده
! آستا
چـ...چیه ؟
چیزی نیست ، فقط چرا اینجا نشستی ؟
! همـ...هیمنجوری
ها ؟
. میرم یه نوشیدنی بخرم
! تو همینجا بمون
! خیلی ممنون
چرا هازومو رو میبینم خجالت میکشم ؟
! اون بهترین دوستمه
! هازومو دوستمه ! هازومو دوستمه
... هازومو دوستمه
! خیلی نازه
! آره ! نازه
! نه
هی ، کجا میری ؟
. آه ... دنبال دوستم میگردم
... دنبال دوستتی ؟ خیلی نازی
. تا اونو پیدا میکنی . بیا پیش ما
... نـ...نمیدونم
! هازومو
! هِی
... آستا
تو کی ای؟
دوست پسرته ؟
. نه ، امکان نداره
. خب بیا بریم ، قایل هم داریم
! بریم دیگه
! بهش دست نزن
چه زری زدی ؟
! بهش دست نزن ! اون دوست دخترمه
جان ؟
مگه نه ؟
! آره
! همینطوره که اون میگه
این دوست پسرته ؟
. لعنتی ... ولش کن بیا بریم
... خیلی ترسیدم
. آستا
. خیلی ممنون
. مشکلی نیست
. اونا داشتن اذیتم میکردن
... اما
. تو کمکم کردی
! خیلی ممنون ، تو قهرمانی
نه بابا از این حرفا نزن راستی چرا اومدی اینجا ؟
... میخواستم کمکت کنم
کمک من ؟
! آره ، برگردیم پیش بقیه
... میدونی
چیو ؟
. تو خیلی مهربونی
. نظر لطفته
اگر چیزی شد ، بهم کمک میکنی ؟
چیزی شد ؟
. آه ، ببخشید که گفتم تو دوست دخترمی
. خب ... تو عاشق کامیزومی هستی
. احتمالا دوست نداری مثل یه دختر باهات رفتار بشه
. مشکلی ندارم
. الان دیگه دخترم
... بعلاوه
! دوست دختر تو هم هستم
... خیلی نرم بود
! آستا
! همه منتظرتن ! بیا بریم
... که اینطور
. با این حال ف اتفاق غیر منتظره ای بود
. آقای سورا
کجایی ؟
. اینجا همه چیز به همین سادگیه
.... یاسونا
چرا منو دعوت کردی ؟
: کاشیماشی ~ملاقات دختر با دختر~
. توی ساحل هم باید آشپزی کنیم
! بیا انجامش بدیم ، آستا
چیه ؟
مشکلیه ؟
... من آشپزی میکنم
! عاشق آشپزیم
... خدا شفات بده
... هوم
. یکی از شادی های اصلی زندگی
. بیاین جهان رو شاد تر کنیم
... شروع میکنیم
! بیاید آشپزی رو شروع کنیم
چرا لخته ؟
No comments yet. Be the first to leave one.