The first 200 lines.
هاپیونگ بیا به بزرگترا کمک کن
نونا خیلی ترسناک نگام میکنه
سرنوشتش اینه که غیب گو باشه
یه مرد عجیبی اومد دهکده
گفت اسمش
پارک ایل دو؟
اره، عصبانی شد یه وضعی راه انداخت
با چاقو زد تو چشم خودش
فرار کرد رفت تو دریا
چند روز نمرده بود و همینجوری رو آب بود
به اهالی خیره شده بود
هاپیونگ جان
خانوادم به خاطر اون مردن
شیطان قدرتمندیه
باید پسره رو بکشیمش
تسخیر نشده
اگه چیزی میخوای بگی
بیا صومعه یا بیا خونه ی من
نزدیکه
بار اوله از باورم اینقدر مطمئنم
اونجا
من پلیسم
چیزی نیست
مامانم کو؟
نه، مامان
شنیدم تاکسی داری و این شهر اون شهر میری
اره، دنبال کسی میگردم
بعد اینکه کشتنش گذاشتنش اینجا
اینجا خشکه، اما جسد خیسه
چرا ماشین رو گذاشته اینجا و جسد رو اونجا؟
یه توانایی عجیبی دارم
دیشب خوابیده بودم
یه مرتبه دیدم قاتل جسد رو گذاشته تو آبراه
شوخیت گرفته؟
یه مرتبه یه چیزایی میبینم
گمشو از سر صحنه ی جرم برو اونور
باشه
رفتم فهمیدم
چی شد؟
وایسا ببینم
وایسا
لعنتی
فکر کردم نمیشه بگیرمت
دخترت
دخرت چی شد؟
نمیدونم
...روی زمین خوابیده بود
با چاقو زدمش
تو کشتیش؟
همسرت رو هم؟
آره
...اون پیرزن پر حرف و
اون مرتیکه رو من کشتم
اون هرزه ی فسقلی پوست نرمی داشت
چاقو خیلی راحت رفت داخلش
گریه کرد التماس کرد که نکشمش
دهنشو بستم
...خفه شد
و مُرد
بسه
تموم شد، بسه
پاشو
حالا که اعتراف کردی، میبرمت اداره
پاشو
چه غلطی میکنی؟
گفتم پاشو
پاهام
پاها
نمیتونه راه بره- چی میگی؟-
الان نمیتونه راه بره
من تا ماشین میبرمش
هوی
درو باز کن
حرومزاده، درو باز کن
نه نمیشه نمیشه
مگه بهت نگفته بودم این روحا رو اینجا نیاری
نه نمیشه، مرتیکه بزمجه ی کله خر میگم نمیشه
پیداش کردم، این مرده همون سُنه که اومده
پارک ایلدو تسخیرش کرده خودشه
باید جنگیری کنیم جنگیری
نه نمیشه میگم نمیشه
پارک ایلدو یا هر چی که اسمشه، خیلی قویه
ما جلوش هیچ کاره ایم
بدنم درد میکنه خدا
نمیتونم- چت شد-
نمیشه، مگه از رو نعشم رد بشی
برو کنار باید کنم این کارو- گوش کن، هاپیونگ جان-
دفعه ی پیشم همه ی سعیم رو کردم
نزدیک بود زندگیم رو هم به باد بدم
پس میگی چی کار کنیم هان؟
فقط یه موجود مقدس میتونه رو این جنگیری کنه
وقت نداریم، داشت خودکشی میکرد
باید جنگیری کنیم
خدایا داره دیوونم میکنه، مرتیکه ی دیوونه گوش نمیده
میدونستم اینجوری میشه، برای همین آدمای خیلی قوی ای رو دعوت کردم
حتما باید به خونه ی شمنه بریم؟
بله باید بریم
اگه تسخیر شده ای باشه
ببینیم اینا چقدر قوین
جلوی پدر روحانی چرا بی ادبی میکنی
من عذر میخوام- برام مهم نیست پدر روحانین یا مادر روحانی-
فقط باید سُن رو پیدا کنن
عجله دارم پس زود باشین
زخمای رو صورتش چیه؟
کار شماست؟
نه، یه کارآگاهی که از دیدن مجرما غاط میزنه اینجوریش کرد
انگار بیهوشه
علائمش رو چک کردین؟
بله، همه چیو دیدم، طرف تسخیر شده
پدر روحانی باید بفهمن که واقعا تسخیر شده است یا نه
این یارو خانواده ی خودشو کشته
کسی که نه میتونه راه بره نه حرف بزنه، میدویید و از ما فرار کرد
گفتم که تسخیر شده
شما هم شمنی؟
راننده تاکسیم، راننده تاکسی، خوب شد؟
پس تشریف ببرین بیرون، مزاحم مایین
من بیشتر تو توی اینجور چیزا تجربه دارم
فهمیدی؟- با اینکه من بی تجربه ام-
اما کارم رو خوب بلدم
...اول باید ببینیم واقعا تسخیر شده یا نه
و به هیچ وجه نباید عجله کنیم
اگه عجله نکنیم ممکنه بمیره
مرتیکه ی روح حرومی پا شد
حالتون خوبه؟
...تو بوی
خیلی گندی میدی، مگه نه؟
ولم کنید
تکون نخور حرومزاده
محکم ببندینش
مشکلی براتون پیش نمیاد؟
اجازه هم نگرفتیم- انتخاب دیگه ای نداریم-
وقت نداریم- زود باشین شروع کنیم-
...من این جنگیری رو بنا بر
...قانون 1172 کلیسای کاتولیک
...و بر اساس- سر جدت زود باش-
...پدر این قدرت رو به من بده
شما دو نفر دیگه برید بیرون
چی میگی، من باید ازش یه چیزی بپرسم
نمیشه، ممکنه شما رو هم تسخیر کنه
اینجوری که من دارم میبینم، تو بیشتر تو خطری
امروز اولین جنگیریت نیست؟
یه جوری حرف میزنی، انگار خودت قبلا تسخیر شدی
...چی گفتی حرومزاده
نکن، چت شده خب؟
الان جنگیری مهمه بیا بیرم
بیا بریم- ایش-
بریم
موفق باشین پس
گفتم خودت رو کنترل کن خب
شروع کنیم
ای روح مقدس، بندیکت
به ما قدرت بده
ای روحانی بزرگ بندیکت، که روح شیاطین را بیرون راندی
به ما قدرت بده
ای روح مقدس بندیکت
ای روحانی بزرگ بندیکت، که روح شیاطین را بیرون راندی
نه
...آن کسی که پرستش خدا را کنار گذاشته
پدر خونده دخترش رو میرسوند خونه
هر روز دور از دید همه، دخترشو دید میزد
بهش حس جنسی داشت
...آن کسی که پرستش خدا را کنار گذاشته
اوپا باهات خوب تا میکنه
اما بعدش، پدر خونده گیرش انداخت
...کتک خورد و
ازش سو استفاده شد
وقتی سرطان گرفت و داشت میمرد
پدرخونده رفت بیمارستان دیدنش
خیلی هم خوشحال بود
ای وای ببین
تو هم اونجا بودی؟
درست میگم؟
از اونجا زنده در رفتی و
اینجا قایم شده بودی
خودتی مگه نه؟
میدونستم تویی- بهش نگاه نکن-
برو بیرون
برو
همین الان
چرا اومدی؟ به این زودی تموم شد؟
پدر روحانی، خودشون تنهایی انجامش میدن
چی؟
تنهایی چطوری اخه میتونه
ترسیدم
یا خدا
کیه؟- اوه به این زودی سر رسید-
هان؟ کی اومد؟
کی اومد؟
کجاست؟
صبر کن، اول به حرفم گوش کن، به حرفم
الان دارن مراسم انجام میدن
چی؟
اینا دیکه کین؟ داخله نه؟
صبر کن صبر کن
شاید باورش سخت باشه
...اما اون یارو تسخیر شده، باید جنگیری کنیم
خانم صبر کن
صبر کن
چی شد؟ خانم پلیسه؟
پدر
No comments yet. Be the first to leave one.