Town Bloody Hall

Town Bloody Hall

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

TownBloodyHall(1979)[1080p]
A Commentary by ScreeningChannel

Tags

1080
Published on: 2023-11-08
Downloads: 27
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫گروه اسکرین چنل تقدیم می‌کند

‫کانال تلگرامی: ‫ ‫@screeningchannel ‫ ‫ ‫ ارائه‌دهنده‌ی آثار نایاب سینمای جهان

‫«تالار شهرداری خراب‌شده»

‫فقط کسایی که بلیت دارن.

‫باید برم سمت میز که بلیت‌هام رو بگیرم.

‫باشه، شما برو.

‫لطفا بلیت همراهتون باشه.

‫سمت راه‌پله‌ی عریض دوم از انتها برین.

‫راه‌پله‌ی دوم از انتها.

‫- راه‌پله‌ی دوم از انتها. ‫- متوجه شدم. ممنون.

‫- راه‌پله‌ی دوم از انتها. ‫-

‫- می‌خوام این رو واسه یکی بذارم. ‫-

‫- جنبش زنان خیانت به فقراست! ‫-

‫نورمن میلر در حق فقرا خیانت می‌کنه!

‫جرمن گریر در حق فقرا خیانت می‌کنه!

‫دایانا تریلینگ در حق فقرا خیانت می‌کنه!

‫ژاکلین سبایوس در حق فقرا خیانت می‌کنه!

‫س‌م‌ز در حق فقرا خیانت می‌کنه!

‫چرا؟ چرا؟ چرا؟

‫ملت، آزادی به چه قیمتی؟

‫لطفا بلیت همراهتون باشه. ‫لطفا بلیت‌هاتون رو داشته باشین.

‫ورودتون به تئاتر اندیشه‌ها رو ‫خوش‌آمد می‌گم،

‫و از همه‌ی شما ممنونم که باری دیگر ‫ما رو از ورشکستگی نجات دادین.

‫ضمنا می‌خواستم بگم که قراره مبلغی،

‫به جنبش آزادی‌بخش زنان اهدا کنیم،

‫چون اون‌ها هم با مشکلاتی ‫از این قبیل رو به رو هستن.

‫مبنای بحثی که امشب داریم، ‫دیالوگی با موضوع آزادی زنانه.

‫ژاکلین سبایوس، جرمن گریر،

‫جیل جانستون، دایانا تریلینگ، ‫به همراه آقای میلر.

‫بفرمایید آقای میلر.

‫نحوه مناظره‌ی امشبمون ‫قراره خیلی ساده باشه.

‫هرکدوم از خانم‌ها تقریبا ده دقیقه ‫وقت دارن تا نظرشون رو بیان کنن.

‫در پایان وقت هرکدوم، ‫اگه بنده با دقت گوش داده باشم،

‫سوال به‌جایی در خصوص ‫گفته‌هاشون می‌پرسم،

‫که ممکنه بخوان به سوالم جواب بدن ‫یا از پاسخ دادن امتناع کنن.

‫بنده دیدم که به برنامه‌ی امشب ‫عناوینی اطلاق می‌کنن مثل...

‫«نورمن میلر در مقابل...» ‫بعد اسم چهار خانم دیگه رو نوشته بودن.

‫اجازه بدین بگم که بنده ‫کاملا با این عنوان مخالف بودم.

‫من ممکنه تکبر داشته باشم،

‫ولی به اون میزان نیست که فکر کنم ‫یک مرد بتونه چهار زن رو مغلوب کنه.

‫ضمنا فرای این مسئله،

‫گمونم به‌غایت در میان ‫این اختلاف قرار می‌گیرم.

‫در طی انحطاط اخیر مجله‌ی هارپر، ‫مسئله‌ی غم‌انگیزی که مورد توجه قرار نگرفت،

‫این بود که کتاب «زندانی سکس» ‫به نوعی معرفی شد،

‫یعنی جوری قلمداد شده بود که این کتاب ‫قراره جنبش زنان رو به اعتراض بکشونه،

‫که فاجعه بود. به نظرم یکی از دلایل ‫شکست این نشریه بود.

‫منظورم از شکست اینه که موفق نشدن ‫ویلی موریس و کارکنانش رو نگه دارن.

‫به این خاطر بود که مسئولان تبلیغاتی ‫رویکرد متفاوتی نسبت به مسائل داشتن،

‫و کل مفهوم مقاله‌ای که نوشته بودن ‫به شدت بربری و خام بود.

‫چون هرکس که کتاب رو خونده باشه، ‫در جریان این مسئله هست،

‫که من با نوشتن اون کتاب...

‫قصد تنازع با جنبش آزادی‌بخش زنان نداشتم.

‫یکی از مهم‌ترین رویدادهای فکری ‫در چند سال اخیر بوده،

‫و به همین جهت...

‫حداقل. حداقل عرض کردم.

‫...افراد باید بهش بپردازن.

‫به نظرم برنامه امشب بس خارق‌العاده است،

‫چون از نظرم دو جریان فکری بزرگ،

‫که قدمتشون در نیویورک ‫به سالیان درازی می‌رسه،

‫قراره با هم مقابله‌ای داشته باشن.

‫یکی از جریانات روحیه عجیب انقلابیه،

‫که بیشتر و بیشتر و بیشتر درمورد...

‫ماهیت مرد، زن و جامعه پرسشگری می‌کنه،

‫و جریان دیگه بدون شک روحیه مبارک نهیلیسمه،

‫که منجر به فروپاشی همه‌چیز، ‫از جمله آزادی بیان و تجمع می‌شه.

‫به گمونم تا قبل از اتمام این جلسه، ‫درمورد عناصری از هر دو جریان صحبت بشه.

‫اکنون هم بدون فوت وقت، ‫قصد دارم به ساده‌ترین شکل ممکن،

‫این خانم‌های تحسین‌برانگیز رو معرفی می‌کنم،

‫از اونجا که یکیشون رو به خوبی ‫و با یکی آشنایی چندانی ندارم،

‫و باقی رو کمابیش می‌شناسم.

‫پس اول از همه به شما ‫خانم ژاکلین سبایوس رو معرفی می‌کنم،

‫که ایشون رئیس شعبه نیویورک س‌م‌ز،

‫یا همون سازمان ملی زنان هستن.

‫بفرمایید خانم سبایوس.

‫واقعیتش رو بخوام بهتون بگم، ‫اولین بار که شرلی...

‫ازم خواست روی این صحنه باشم، ‫پیشنهادش رو رد کردم.

‫ایشون ازم خواست یک شب روش فکر کنم،

‫و بعد با خودم گفتم بزدلانه است ‫که نخوام در این مناظره شرکت کنم،

‫چون، اِم... اولا:

‫بنای س‌م‌ز همیشه بر این بوده ‫که جهت ایجاد تغییرات با سیستم درگیر بشه،

‫و دوما نورمن میلر نماینده‌ای ‫از نهادهای دولتی به حساب میاد.

‫البته منظورم بخش‌های لیبرال نهادهای دولتیه،

‫ولی همچنان نماینده‌ای ‫از نهادهای دولتی به حساب میاد.

‫بنده قصد ندارم با نورمن میلر وارد نزاع بشم.

‫عمیقا باور دارم که ایشون ‫با مقاله‌اش در نشریه‌ی هارپر،

‫قصد در درک کردن اهداف رو داشت.

‫و به نظرم این نهایت انتظاریه ‫که می‌شه از اکثر مردان جامعه داشت.

‫ما به اندازه کافی سرمون ‫به کار خودمون گرم هست،

‫تا بخوایم با آقایونی بجنگیم ‫که نظرشون مخالف ماست.

‫ضمنا اکثرمون باور داریم،

‫که دیر یا زود همون آقایون همراه ما می‌شن،

‫چون چاره دیگه‌ای نخواهند داشت.

‫من نماینده‌ی اون قشر طبقه متوسط ‫از زنان هستم،

‫که می‌تونن تمام رفاه ‫و راحتی زندگی رو داشته باشن.

‫که درواقع نماینده‌شون بودم، ‫ولی صرف نظر کردم.

‫به جاش تصمیم گرفتم که وقتم رو...

‫صرف مبارزه برای حقوق برابر زنان کنم.

‫می‌خوام براتون از اقدامات خودمون ‫در سازمان ملی زنان بگم.

‫این سازمان بنای اصلی ‫آزادی زنان در نظر گرفته می‌شه.

‫ولی به اون میزان چارچوب‌نگر نیستیم،

‫تا مردان و زنان زیادی که به نسبت ‫جنبش آزادی‌بخش زنان،

‫احساس ترس دارن رو از این جنبش فراری بدیم.

‫از نظرم لزومی نداره تا درمورد، اِم...

‫اینکه زنان از لحاظ بیولوژی باید ‫توی خونه بمونن و ظرف بشورن،

‫و از مردان و کودکان و زندگیشون ‫مراقبت کنن، بحث کنیم.

‫به نظرم حائز اهمیت نیست.

‫اونچه که حائز اهمیته، ‫اینه که دنیا داره متحول می‌شه،

‫و زنان بالأخره دارن به این واقعیت می‌رسن،

‫که حق و وظیفه‌ای دارن که در امور دنیا ‫مشارکت داشته باشن و تغییرش بدن،

‫و برای اداره جامعه‌ای که اداره‌شون می‌کنه، ‫تلاش و کوشش داشته باشن.

‫مگه همه مردم نباید باشن؟

‫- چرا. ‫- همه‌شون باید باشن!

‫همه باید باشن! ‫نه فقط نصف جمعیت انسان‌ها!

‫- دقیقا، کل انسان‌ها باید باشن. ‫- کل انسان‌ها!

‫وای خدا.

‫هیچی نشده جنجال بحث شروع شد.

‫باید کل انسان‌ها باشن!

‫شما فقط نصف جامعه هستین!

‫موافقم دیگه! همه باید باشن!

‫...واسه جواب دادن.

‫شما کاملا درست می‌گین.

‫- ولی اجازه بدین من هم بگم. ‫- ایشون رو جایی ندیدم؟

‫گریگوری، نوبت سوالات حضار هم می‌رسه.

‫عه، برگردین دیگه!

‫ای بابا.

‫به نظرم ما داریم برای کل جامعه می‌جنگیم،

‫ولی دلم می‌خواد براتون بگم ‫که چرا وقتمون رو...

‫برای مبارزه در کنار جنبش‌های صلح‌جویی، ‫یا جنبش‌های مدنی،

‫یا حتی... جنبش‌های تغییر محیط صرف نم‌کنیم.

‫چون ما عمیقا باور داریم،

‫که ریشه‌ی تمام این تغییرات ‫از آزادی‌بخشی زنان می‌گذره.

‫یوهو!

‫داریم در تمام جبهه‌ها می‌جنگیم.

‫اول از همه مسئله‌ی مشاغله.

‫علی‌رغم این واقعیت که چهل درصد ‫زنان شاغل در ایالات متحده،

‫همون‌طور که اطلاع داریم ‫و مخاطبان فهمیده‌ی ما می‌دونن،

‫چهل درصد زنان با وجود زحمت شغلی زیاد، ‫دستمزدهای کمتری دارن،

‫و راهی برای ترقی در مسیرشون ندارن.

‫ما توی س‌م‌ز به زنان یاد می‌دیم ‫که چطور با تبعیض‌های موجود...

‫در شرکت‌ها و کارخانه مقابله کنن، ‫چطور ازشون شکایت کنن.

‫یه خانم اون بیرونه که نتونست ‫توی مراسم شرکت کنه،

‫ایشون تحت‌الحمایه بهزیستی بود ‫و از سالن بیرون شد!

‫ای بابا.

‫- آهای، بس کنین. ‫- راست می‌گم!

‫همه مدعی‌ان که راست می‌گن، ‫تا اینکه خلافش ثابت می‌شه.

‫خودتون برین و نگاه کنین!

‫- چرا شما بهش ده دلار نمی‌دین؟! ‫- صندلی خودتون رو بهش بدین!

‫همچنین در جبهه‌ی ازدواج، ‫اِم، در جبهه‌ی طلاق ما متهم شدیم که...

‫مخصوصا از جانب خیلی از زنان،

‫که نگران بودن ما مخالف نهادی ‫مثل خانواده و ازدواج باشیم.

‫ما مخالف ساختار ازدواج و خانواده‌ایم،

‫و هرچند که علی‌رغم تمام این مسائل ‫ساختار ازدواج در حال تغییره،

‫ما مایلیم به سمتی سوقش بدیم ‫که از نظرمون سمت درستیه.

‫اگه زنان قراره در جامعه‌ای که اون‌ها رو ‫به سمت ازدواج سوق می‌ده، ازدواج کنن،

‫باید بابت زحماتی که می‌کشن، ‫دستمزد دریافت کنن.

‫به نظرمون هرکس که قصد داره ازدواج کنه،

‫باید دفترچه‌ای دریافت کنه که توش ‫وظایفش در ازدواج ذکر شده باشه.

‫به عقیده‌ی ما باید بیمه ازدواجی ‫شامل حال زوج‌ها بشه،

‫که اگه اون ازدواج به شکست منجر شد،

‫زنان به طور تحقیرآمیز،

‫التماس پول نفقه‌ی خودشون رو نکنن.

‫ما برای زنان یا همسران وابسته‌ای می‌جنگیم،

‫تا از مزایای تأمین اجتماعی‌ای،

‫مستقل از درآمد همسر خودشون برخوردار باشن.

‫زنان باید حقوق بازنشستگی بگیرن.

‫حتی عده‌ای از ما معتقدیم که زنان ‫در کنار اینکه باید دستمزد بگیرن،

‫باید مرخصی با حقوق هم داشته باشن.

‫تا جایی که مرتبط با بحث زنان می‌شه، ‫ما با صنعت تبلیغات مقابله می‌کنیم.

‫چون خودتون هم می‌دونین تصویری که از زنان ‫در تلویزیون و رسانه‌ها نشون داده می‌شه،

‫تصویر آدمی احمق و خرفته.

‫که انگار زنان بعد از تمیز کردن خونه، ‫به لذت ارگاسم در زندگی می‌رسن.

‫رسانه‌ها زنان رو تشویق می‌کنن ‫تا قبل از ازدواجشون،

‫خودشون رو تا حد امکان، ‫خیلی عروسکی و پلاستیکی،

‫خودشون رو زیبا و خوشبو نگه دارن ‫تا به مرد زندگیشون برسن،

‫چون اون مرد قراره تمام زندگیش بشه.

‫ولی همین که به مردش می‌رسه، ‫تمام تبلیغات معطوف به...

‫تمیز کردن خونه و مواظبت از فرزندان می‌شه.

‫وقتی هم برای انجام وظایفش پیر می‌شه، ‫تبدیل به آدمی ترشرو و اخمو می‌شه،

‫تبدیل به مادرشوهری می‌شه ‫که میاد درمورد طعم قهوه‌هاتون نظر بده،

‫تبدیل به زن بیچاره‌ای می‌شه ‫که چون زیباییش رو به افوله،

‫داره شوهرش رو از دست می‌ده،

‫و دست به هر کاری می‌زنه ‫تا شوهرش رو نگه داره.

‫عه...

‫دارن بهم می‌گن که ده دقیقه‌ام تموم شد. ‫بسیارخب، متشکرم.

‫ممنون خانم سبایوس.

‫می‌خوام ازتون سوالی بپرسم ‫که الان جوابش رو نمی‌دین،

‫می‌تونین روش کمی فکر کنین ‫و بعدا جوابم رو بدین.

‫در تمام بخش‌های سخنرانی ‫پرشور و قدرتمندانه‌ی خودتون...

‫نه‌تنها به نکات سیاسی ‫قدرتمندی اشاره کردین...

‫می‌شه بذارین حرفم رو بزنم؟

‫- چرا رئیس جلسه یه مرده؟ ‫- نه‌تنها که...

‫خفه شو دیگه!

‫راستش واقعی‌ترین چشم‌انداز از آینده،

‫اینه که با چیزی به پایان نمی‌رسه ‫جز اینکه احمق‌ها با احمق‌ها صحبت کنن.

‫خانم سبایوس، سوالی که می‌خواستم ‫از شما بپرسم،

‫اینه که تمام نکاتی که شما ‫ذکر کردین به‌جا بود،

‫و از لحاظ سیاسی عملی بود،

‫سوالم اینه که آیا در اهداف ‫این برنامه‌ای که گفتین،

Town Bloody Hall subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left