Squid Game: The Challenge

Squid Game: The Challenge

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

squid game the challenge s01e07 fa
A Commentary by maryam.sarafha

Tags

web
1080
x265
HEVC
x264
480p
480
720p
720
Published on: 2023-11-30
Downloads: 54
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫بازیکن 393، لطفاً یک متحد رو انتخاب کن،

‫تا توی بازی بعدی بهت ملحق بشه.

‫فقط 12 بازیکن این امتحان رو پشت سر می‌ذارن.

‫یازده بازیکنی که در پایان این آزمون اتحاد ‫انتخاب نمیشن،

‫حذف خواهند شد.

‫من این بازیکن رو به خاطر این...

‫انتخاب می‌کنم که بهش اعتماد دارم که ‫تصمیم درستی رو می‌گیره.

‫451.

‫تموم شد. اینجا به هیچکس نمیشه اعتماد کرد.

‫یه زن رو انتخاب کن فیل، لطفاً.

‫لطفاً یه زن رو انتخاب کن.

‫فیل صمیمی‌ترین دوستم توی اینجا بوده،

‫و حس می‌کنم کاملاً می‌تونم به فیل ‫اعتماد کنم.

‫گرفتن همچین تصمیمی هیچوقت ساده نیست.

‫می‌دونم که شرایط طوریه که باید آماندا رو ‫انتخاب کنم،

‫ولی توی این لحظه غریزه‌ام بهم میگه که ‫سم رو انتخاب کنم، بازیکن 016.

‫سم تا الان دوست خیلی خوبی بوده،

‫و لیاقت هر فرصتی رو برای ادامه دادن ‫این رقابت داره.

‫نمی‌دونم باید چیکار کنم.

‫بازیکن 278.

‫صفر یک شش.

‫واضحه که دخترها...

‫دارن سعی می‌کنن تا آخرش کنار هم باشن،

‫ولی می‌دونید، من سم، 016 رو انتخاب کردم، ‫چون اون رفیق منه،

‫و می‌خوام کنارم باشه.

‫بازیکن 023.

‫ممنونم.

‫بازیکن 051.

‫بازیکن 221.

‫من آخرین دختری‌ام که مونده و وحشت کردم.

‫اینطوری بودم که آهای، ‫کنار هم موندن چی شد؟

‫فقط باید دعا کنم که من رو به عنوان یه هم‌تیمی ‫و متحدشون ببینن.

‫نمود مسائل اهمیت داره.

‫به خاطر همین به چیزی که امروز در جریان بوده ‫احترام می‌ذارم.

‫بازیکن 335.

‫اوه، هالی.

‫به هر شکلی شده، نقشه‌ی بازیکن 19 ‫جواب داد،

‫و همه‌ی نه زن الان بین 20 نفر برتر وایسادن.

‫فقط پنج بازیکن دیگه می‌تونن از حذف شدن ‫نجات پیدا کنن.

‫من واقعاً با آقایون فوق‌العاده‌ای ‫اینجا آشنا شدم،

‫همینطور خانم‌ها، ولی اونا کنارم ایستادن،

‫و انتخاب کردن از بین همه‌تون خیلی دردآوره.

‫دارم سعی می‌کنم توی ذهنم تعداد افراد رو ‫حساب و کتاب کنم.

‫هالی توی یه گروه از دوست‌هاشه با ‫الیوت و رولند و جیمز.

‫من هم ذهنم حسابی به هم ریخته‌ست،

‫چون کارد دیگه داره به استخون می‌رسه.

‫بازیکن 429.

‫418.

‫راستش، هنوز نمی‌دونم می‌خوام کی رو ‫انتخاب کنم.

‫آم...

‫پسر، خیلی افتضاحه.

‫آم...

‫چیکار کنم یه ذره استرس دارم،

‫یعنی با کی واقعاً دوست شدم،

‫و من شماره یک اونا هم هستم؟

‫فکر می‌کنم اگه مجبور باشم کسی رو انتخاب کنم، ‫اون...

‫بازیکن 301ئه.

‫فکر می‌کنم بهترین دوستم رولنده.

‫ممنونم رفیق. ممنونم.

‫فکر می‌کردم واقعاً کارم تمومه.

‫همه‌تون رو دوست دارم بچه‌ها.

‫فکر می‌کنم اگه این شخص رو انتخاب نمی‌کردم ‫مادرم من رو می‌کشت.

‫اگه پورنا اینجا انتخاب بشه،

‫اون توی گروه گانبوئه.

‫اون من رو انتخاب می‌کنه. ‫باید پورنا انتخاب بشه.

‫بازیکن 269.

‫بازیکن 269...

‫تو آخرین انتخاب رو توی این امتحان داری.

‫من نمی‌خوام ببازم. نمی‌خوام برم خونه.

‫دارم دعا می‌کنم که جیمز اینجا من رو ‫انتخاب کنه.

‫بازیکن 031.

‫دوست‌تون دارم بچه‌ها.

‫همه‌ی بازیکن‌های باقی‌مونده،

‫شما حذف شدید.

‫- افتضاحه. ‫- خیلی بده.

‫یازده نفر.

‫- خیلی زیاده. ‫- یازده آدم خوب.

‫یهو نفسم گرفت،

‫انگار توی شکمم مشت زده باشن.

‫این خیلی ناراحت‌کننده‌ست.

‫بازیکن‌ها توجه کنن.

‫این نتایج امتحانه.

‫- خدایا. ‫- وای.

‫- وای. ‫- وای.

‫مقدار جایزه در حال حاضر 4360000 دلاره.

‫اوه پسر.

‫الان دیگه اونجاست. واقعاً اونجاست.

‫می‌دونم هنوز 19 تا بازیکن مونده، ‫ولی اونجاست. دست یافتنیه.

‫خدایا.

‫باورم نمیشه.

‫یه ذره پی‌تی‌اس‌دی شدم. ‫یه جورهایی برگشتم به مهدکودک.

‫آره.

‫- خوشحالم که اینجا می‌بینمت. ‫- خوشحالم که اینجا می‌بینمت.

‫- دخترها و گی‌ها و اونا کنار هم می‌مونن پسر. ‫- دخترها و گی‌ها و اونا.

‫من حس می‌کنم یه برون‌گرای درون‌گرام.

‫وقتی کوچیک بودم و توی برزیل ‫داشتم بزرگ می‌شدم،

‫خیلی برون‌گرا بودم.

‫کلی دوست داشتم.

‫بعد وقتی اومدم آمریکا راستش قلدرا ‫خیلی وحشیانه اذیتم کردن،

‫توی دبیرستان،

‫و اون یه جورهایی باعث شد که من...

‫یه سپر کوچیکی دور خودم شکل بدم، ‫که یه مدتی باید توش می‌موندم.

‫ولی توی این هم بهم کمک کردن که با ‫خودم بودن راحت‌تر باشم.

‫واسه همین شعار من اینه که همیشه از درگیری ‫و مواجهه دوری کنید.

‫توی دانشگاه هم در مورد روانشناسی ‫تحقیق کردم،

‫واسه همین فکر می‌کنم که از نحوه‌ی کار کردن...

‫ذهن افراد اطلاع بیشتری دارم.

‫ولی همزمان عملاً هیچ برنامه‌ای ‫برای این قضیه ندارم.

‫یه جورهایی دارم چشم بسته پیش میرم.

‫اصلاً نمی‌دونم که چطور قراره پیش بره.

‫می‌دونید، معمولاً خوب می‌تونم ‫فضا رو بشناسم،

‫و قطعاً آدمی‌ام که با جریان پیش میره.

‫پس برنامه‌ام برای بازی اینه به نظرم.

‫صادقانه میگم.

‫من وفاداری کاملم رو بهت مدیونم.

‫تو بهم نشون دادی که...

‫عمل کردن از حرف زدن قدرتمندتره.

‫همه‌اش میگی که هوام رو داری،

‫ولی امروز ثابت کردی که...

‫هوام رو داری.

‫- دوستت دارم تی‌جی. ‫- من هم دوستت دارم مای.

‫- جدی هم میگم. ‫- من...

‫احساس گناه می‌کنم، می‌دونید...

‫چون من بهش اعتماد نداشتم، ‫ولی اون هوام رو داره،

‫و اون حامی منه.

‫باید این رو به خاطر بسپارم،

‫و شاید بتونم توی بازی بعد...

‫ازش استفاده کنم و ببینم به کارم میاد یا نه.

‫- من بهت مدیونم. ‫- نه نیستی.

‫تنها کاری که باید بکنی اینه که به خاطر بچه‌هات ‫با همه‌ی وجودت رقابت کنی.

‫- حتماً. ‫- فقط هرکاری می‌تونی بکن.

‫بعد برام یه آبجو بخر.

‫تموم شد. فروخته شد.

‫سه سنتیش رو برات می‌گیرم، چطوره؟

‫- برو که رفتیم. بهتر هم شد. ‫- واقعاً؟

‫- بهتر هم شد. ‫- یه نامه‌ی خیس به دستت می‌رسه.

‫احتمالاً ازش چکه می‌کنه، ‫ولی تلاشم رو می‌کنم.

‫آره، نه، نه، من میام ایرلند. ‫من میام شهر شما.

‫- عالیه. ‫- آره.

‫وقتی با زنم آشنا شدم دوتا بچه داشت.

‫پس دوتا فرزندخونده دارم. ‫سه تا خونی، دوتا فرزندخونده،

‫ولی همه‌شون بچه‌هامن. ‫اسکارلت شش سالشه،

‫اون یه سری...

‫یه سری نیازهای متفاوت داره،

‫یا هرطور شما بگید.

‫ولی اون یه مدتی که صحبت نمی‌کرد.

‫از موقع تولدش.

‫توی یکی دو سال آخر، ‫یه مقداری از لاک خودش بیرون اومد.

‫حالا می‌تونه باهامون حرف بزنه.

‫اگه مشکلی باشه الان می‌تونه بهمون بگه،

‫یا اگه گرسنه باشه، یا تشنه باشه، ‫یا اگه به هم ریخته باشه.

‫از پیشرفتی که کرده خیلی خوشحالم.

‫آم...

‫بردن 4.56 میلیون دلار زندگیم رو ‫از این رو به اون می‌کنه.

‫باعث میشه که...

‫خیلی فشار روم کمتر بشه.

‫اون پول محیط امنی رو برای...

‫اسکارلت برای روز مبادا فراهم می‌کنه،

‫وقتی یه مقدار بیشتر کمک می‌خواد ‫و ما نمی‌تونیم براش فراهمش کنیم.

‫برای من به این معنیه.

‫بیست نفر موندن.

‫دیوونه‌واره.

‫همه‌ی کارکنان، لطفاً برای بازی بعدی ‫آماده بشید.

‫می‌خواید سرود 20 نفر آخر ‫بازی‌های مرکب‌مون رو یاد بگیرید؟

‫می‌دونستم یه دونه دارید.

‫- این یارو دیوونه‌ست. ‫- معلومه.

‫کلماتش ایناست، بازی‌های مرکب، ‫بیا این پول رو به جیب بزنیم.

‫- بسیار خب. بریم سراغش. ‫- بازی‌های مرکب.

‫بیا این پول رو بزنیم به جیب.

‫ساده‌ست.

‫دو، دو، دست بزن، پایین. بالا.

‫- بزن بریم! ‫- همه خوبن؟

‫- یه بازیه. ‫- چی؟

‫یه بازیه.

‫بازیکن‌ها توجه کنن.

‫وقت بازی بعدی رسیده.

‫لطفاً به همراه کارکنان ما به سالن بازی برید.

‫بسیار خب. از پسش برمیایم. از پسش برمیایم.

‫امیدوارم بازی بعدی مسابقه‌ی خوردن باشه تری.

‫قطعاً حس می‌کنم پول داره بهم نزدیک‌تر میشه.

‫اولش که این بازی رو شروع کردیم،

‫انگار بلیط لاتاری دست‌مون گرفته بودیم،

‫و دعا می‌کردیم که عددهای درستی ‫دست‌مون باشه.

‫اینجاییم. بیست نفر آخر.

‫اینجای کار، حس می‌کنیم یه چیزی رو ‫به دست آوردیم.

‫حس می‌کنم داریم واسه یه چیزی می‌جنگیم.

‫مسئله فقط شانس نیست.

‫توی دسترسه.

‫اینجای کار اگه ببازم، انگار ازم گرفتنش.

‫پس قطعاً واسه این که به آخرش برسم ‫با هرکسی می‌جنگم.

‫خدایا.

‫چی؟

‫- اون دیگه چه کوفتیه؟ ‫- چی؟

‫- اون دیگه چه کوفتیه؟ ‫- اون دیگه چه کوفتیه؟

‫خب، این جدیده.

‫آره، من این رو نمی‌شناسم.

‫- یه جعبه‌ی جادویی. ‫- نظرت چیه؟

‫- نظری ندارم. ‫- خوبه.

‫بچه‌ها، هرچیزی از اون چیز سیاه بیاد بیرون،

‫باید انجامش بدیم.

More Farsi Persian subtitles for Squid Game: The Challenge

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left