The first 200 lines.
سلام. - واقعاً؟ فقط «سلام»؟
فکر میکنی بی خبر رفتن کار قشنگیه؟
میدونی وقتی خواب بودی چقدر بانمک شده بودی؟
دلم نیومد بیدارت کنم
ببین، اتفاقی که دیشب افتاد... یعنی منظورم همین چند ساعت پیشه
خوب بود، نه؟
پس زنگ زدی که درباره تواناییهامون گپ بزنیم؟
نه، اینطور نیست
شوخی کردم. و آره، معرکه بود
آره، معرکه بود
الان واقعاً خجالت کشیدم
آه، درسته. ببخشید. نمیدونم اصلاً چرا زنگ زدم
یه لحظه صبر کن، خوآن
چی شده؟
هیچی. یه پیرمرد... روی زمین افتاده
شاید حالش بد شده افتاده. بعداً بهت زنگ میزنم، باشه؟
حتماً، نگران نباش. باشه، منتظرم
ببخشید آقا
حالتون خوبه؟
راهتون رو گم کردید؟
میخواید تا خونه همراهیتون کنم؟
هی
هی، با شمام
صبر کنید، یه لحظه وایسید
صبر کنید، خواهش میکنم
چی شد؟
داشتی درباره یه مَرد چی میگفتی؟
خودشه. دیدمش
کی؟ - همون مردی که بچه رو دزدید
از کجا میدونی خودشه؟ - همون ماسک رو زده بود
باشه. از جات تکون نخور. دارم میام
کلارا، کجایی؟
درست نمیدونم. دارم میرسم به پل
لعنتی، غیبش زد
باشه، اومدم
برگرد و همونجا منتظرم بمون، خواهش میکنم
خیلی آشنا به نظر میاد. من
اون چهره رو قبلاً دیدم. نمیدونم کجا
دنبالش نرو. تکون نخور. هیچ کاری نکن. شنیدی چی گفتم؟
باشه. - دارم میام
آقا
کمک
یکی کمک کنه
فاخته بلورین
روی پل بود؟ - آره
مطمئنی خودش بود؟ - آره، همون دختر مادریدی
داشت داد میزد «صبر کن!». واسه همین توجهم جلب شد
باشه. ممنون، چارو. خداحافظ، خوآن
گارد ملی
چه خبره؟ لعنتی
اون یارو ماسکداره. همونی که بچه رو برد
کلارا دیدش. همون موقع بهم زنگ زد
صورتشو دید؟ آره، یه پیرمرد بود
فقط همینا رو گفت
جواب هم نمیده، لعنتی. مدام باهاش تماس بگیر
صدایی میشنوی؟
کلارا
کلارا
لعنتی
گندش بزنن
قرص دُنپزیل ویرویت ۱۰ میلیگرمی
بیدار شو
چرا بیدار نمیشی، آهوی کوچولو؟
مامان. - خوآن
چه خبر؟ هنوز پیدا نشده؟
هنوز خبری نیست؟ - هیچی
درخواست مجوز برای جستوجو دادیم. منتظریم
باشه. من چیکار کنم؟ بار رو تعطیل کنم؟
برم خونه اگه یهو پیداش شد اونجا باشم؟ - نه. هیچ کاری نکن
به محض اینکه چیزی بفهمیم، بهت زنگ میزنم
نگران نباش
نمیتونم همینطوری دست رو دست بذارم و هیچ کاری نکنم
مامان، خواهش میکنم، بهم اعتماد کن
آره، باشه
ولی به محض اینکه پیداش کردی زنگ بزن
باشه، نگران نباش
باید برم. بعداً با هم حرف میزنیم، باشه؟
باشه پسرم. فعلاً
یه چیزی بهت بگم
از وقتی اون دختره اومده، هیچی جز بدبختی و دردسر نداشتیم
شما دوتا چتونه؟
ممکنه بلایی سرش اومده باشه و شما دارین اینجا چرند میگین؟
کجا دیدنش؟ محلهی یهودیها
من امروز صبح اونجا بودم
و یه نفر رو دیدم که توجهمو جلب کرد، چون انگار گم شده بود، سردرگم بود
کی بود؟
پیر به نظر میرسید و انگار تو حال خودش نبود
اما فکر کنم خودش بود؛ همون معلمی که تو مدرسه داشتیم
عموی رافائل؟
اسمش چی بود؟
گابریل. گابریل. خودِ خودشه
مطمئنی؟
آره. کاملاً
پیرمردِ لعنتی، گوشی رو بردار
یالا بردار دیگه، کثافت
تماس ورودی
بچه پیش توئه؟
تو بردیش؟
تویی، جوجهعقاب؟
اگه پیش توئه، ولش کن بره
برو گمشو، وگرنه هر دوتمون به فنا میریم
نمیفهمم چی میگی. - گابریل، لعنت بهت
صدامو میشنوی؟ لعنتی
پدرسگ
پدرسگ
بله، مارتا؟
رافا، ببخشید، ولی دارم به پسرم زنگ میزنم و جواب نمیده
ازش خواستم با فرماندهی صحبت کنه. چیزی شده؟
نمیدونم. فکر کنم آره. موضوع دربارهی کلاراست
قضیه چیه؟
مردم میگن امروز صبح عموت رو توی محلهی یهودیها دیدن
دقیقاً همونجایی که کلارا ناپدید شد
عموی من؟
آره
میگن عموت توی شهره، رافا
میگن گابریل برگشته
مطمئنن خودش بود؟ - آره
گوش کن، شوهرم معتقد بود عموت یه کار بدی کرده
فکر کنم حق با اون بود
قبلاً دربارهی این موضوع حرف زدیم
نکنه عموت اون بچه رو دزدیده؟
نکنه کلارا رو هم اون برده باشه؟
اگه اتفاقی بیفته هیچوقت خودمو نمیبخشم
چون من ازش خواستم بیاد اینجا، میفهمی؟
آره. پیداش میکنیم. قول میدم
اگه تو پیداش نکنی، من خودم دنبالش میگردم و پیداش میکنم
من نمیخوام کس دیگهای رو از دست بدم، رافا
باشه. بعداً با هم حرف میزنیم
باشه، ممنون. فعلاً
از نیروی کمکی خبری نیست
گفتن نه؟
میگن خیلی زوده و باید صبر کنیم. ولی من صبر نمیکنم. نمیتونم
بذار ده پونزده نفر از اهالی شهر رو جمع کنم. جنگل رو میگردیم
همین الان با مادرت حرف زدم
خب؟
امروز صبح عموم رو اونجا دیدن
گابریل دوران؟ - آره
لعنتی
اسم اونم توی لیست گمشدههای مدارک کارلوس بود
کدوم مدارک؟
برای همین بود که کلارا میگفت قیافهاش آشناست. اونو اونجا دیده بود
توی راه بهت میگم. باید بریم به کلبهی عموت
همین الان. خواهش میکنم
باشه. بزن بریم
از سر راهم برو کنار
گفتم از سر راهم برو کنار
تکون نخور
همونجا بمون
کثافت پدرسگ
فرار کن، آهو کوچولو
خواهش میکنم
چاقو رو بنداز! تکون نخور
تکون نخور
گابریل
بندازش زمین
چاقو رو بنداز زمین
پرتش کن اونطرف، گابریل
تکون نخور
تکون نخور
گابریل! بذارش زمین! خواهش میکنم
نه
کلارا. خوبی؟
حالت خوبه؟
خوبی؟
تموم شد
تموم شد، شنیدی چی گفتم؟ همهچی دیگه تموم شد
همینجا بمون. به کلانتری زنگ بزن. بگو بیان
نیروهای پلیس
آمبولانس
مطمئنی خوبی؟
مفهومه. دستور رو صادر میکنیم. بله
تمام منطقه تحت کنترله
مامورا چندتا سوال ازت میپرسن
باشه
چیزی دیدی؟
حرف عجیبی نزد؟
چرا بیدار نمیشی، آهوی کوچولو؟
کارت شناساییمو برداشت و گذاشت توی یه جعبه
روی درش یه پرندهی کریستالی بود
آره، پیداش کردیم
پر از کارتهای شناسایی زنه
قدیمیترینشون مال دههی شصته
اسم بیشترشون توی لیست مفقودشدههاست
گذرنامهی اسپانیا
سیلویا لونا
عمهات ماگدا
عمهام؟
چندتا عکسم پیدا کردن
یکی از عکسا «درخت پیرمرد» رو نشون میده
اون دیگه چیه؟
همونجاییه که بچه رو رها کردن. ما اینجا بهش اینو میگیم
جستجو برای پیدا کردن جنازهها رو از اونجا شروع میکنن
بیا الوی. ببین خوشت میاد؟ ممنون مارتا
نیروهای پلیس
نگران نباش مامان. حالش خوبه
خوبی؟ آره
دیگه تموم شد
حالت خوبه
من پیشتم. میدونم
مامان، میشه یه لحظه بیای تو، لطفا؟
No comments yet. Be the first to leave one.