The Handmaid's Tale

The Handmaid's Tale

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

The Handmaids Tale S02E12 Postpartum 720p HULU WEBRip AAC2 0 H264-NTb7
The Handmaids Tale S02E12 Postpartum 1080p HULU WEBRip AAC2 0 H264-NTb
The Handmaids Tale S02E12 Postpartum 720p HULU WEB-DL-MkvCage
The Handmaids Tale S02E12 Postpartum 480p WEBRip x264-RMTeam
The Handmaids Tale S02E12 Postpartum 720p WEBRip HEVC x265-RMTeam
The Handmaids Tale S02E12 Postpartum 720p INTERNAL 720p WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
The Handmaids Tale S02E12 Postpartum 720p WEBRip x264-ION10
The Handmaids Tale S02E12 Postpartum 1080p WEB-DL HEVC x265-RMTeam
The Handmaids Tale S02E12 Postpartum 720p HULU WEB-DL AAC2 0 H264-NTb
The Handmaids Tale S02E12 Postpartum 1080p HULU WEB-DL AAC2 0 H264-NTb
A Commentary by masih_mzsh
░▒╠▷ زیرنویس از مسیح محمودزاده | © masihm.ir | t.me/masihmim

Tags

webrip
web
720p
720
BRip
x265
HEVC
2CH
Web-DL
web-dl
WEB-DL
mkv
MkvCage
x264
480p
480
1080
Published on: 2018-07-12
Downloads: 39
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫آنچه در «قصۀ ندیمه» گذشت...

‫روی؟

‫آمبولانس رو خبر کن!

‫- داری بچه‌دار میشی. ‫- آره.

‫بهتون قول میدم که این دوران بارداری، بزودی به پایان می‌رسه ‫و آف‌فرد به خونۀ جدیدش منتقل میشه.

‫توی یه منطقۀ دیگه.

‫من در برابر تو و خدا مرتکب گناه شدم ‫و برای بخشش التماس می‌کنم.

‫چیز خاصی نیست.

‫من زنتم! همین الان دیدی که ‫بهت خیانت کردم. باید برات مهم باشه!

‫این که یه ندیمۀ حامله، واسه یه بار از دست آدم ‫ فرار کنه به اندازۀ کافی بده، ولی دو بار!

‫ از دیوار آویزونمون می‌کنن!

‫جدی؟ شاید کنار هم آویزونمون کردن. ‫اینم از شانس تخمی من!

‫من همه چیزمو واسه تو فدا کردم...

‫و فقط یه چیز در ازاش خواستم.

‫یه بچه.

‫موفق شدیم، هالی.

‫ - قسمت ۱۲، پس از زایمان قصۀ ندیمه

‫خدا حفظت کنه، عزیز دلم.

‫دختر خوشگلم، نیکول.

‫آخیش! روزتون بخیر.

‫دختر عزیزم.

‫دیگه آخرهاشه؟

‫به گمونم.

‫خیلی باارزشه. هر قطره‌ش.

‫می‌برمش.

‫اون پایین‌مایینا اوضاع چطوره؟

‫- بهبودی حاصل شده؟ ‫- اوهوم.

‫می‌بینی چند هفته استراحت، چقدر تأثیر داره؟

‫می‌دونم این وضع برات سخته.

‫ولی تو کار خارق‌العاده‌ای انجام دادی.

‫با ماشین رفتین بیرون،

‫درد زایمانت شروع شده، ‫بعد توی یه خونۀ متروکه بچه رو به دنیا اوردی.

‫خدا می‌دونه اگه اون همسایه‌ها پیدات نمی‌کردن، ‫چه اتفاقی برات می‌افتاد.

‫عمه لیدیا.

‫- از دیروز هم کمتره. ‫- می‌دونم.

‫ولی ما مقید به انجامِ...

‫امور و خواسته‌های خانوم واترفوردیم.

‫چرا؟

‫تو بهم قول دادی که از این بچه مراقبت کنی.

‫درسته.

‫خب...

‫گاهی باید با همینی که هست، سوخت و ساخت.

‫بایستی به آینده امیدوار باشیم؛

‫تو هم که دختر پرطرفداری هستی!

‫چندین خانواده تا الان پا پیش گذاشتن.

‫فرمانده وِبِر و خانومش، ‫این شیرینی‌ها رو برام فرستادن.

‫یه کوچولو زیرمیزی!

‫یکی بردار عزیزم. حقته.

‫از راست به‌زور ۳۰ گرمه، از چپ هم ۳۵ گرم.

‫فکر کنم حقم یه کیک کامله.

‫دخترهای طمع‌کار هیچی گیرشون نمیاد.

‫ممنون.

‫سه ساعت بعد واسه شیرِ بیشتر برمی‌گردیم.

‫سبوس‌دار. چه عالی!

‫از ته کون خدا رو شکر.

‫به کمیته گفتم که دفتری به این بزرگی احتیاج ندارم، ‫ولی خیلی اصرار کردن؛ به خاطر نگاه عموم.

‫خب، حالا دیگه مسئولیت توسعۀ رسانه‌های گروهی رو ‫بر عهده داری. فضای بیشتری لازمت میشه.

‫اینم از قهرمان پشت پرده‌مون.

‫سوءتفاهمی با چندتا نگهبان تندرو پیش اومده بود ولی...

‫نیک از بچۀ ما محافظت کرد.

‫می‌ذاریم دیگه مستقر شین.

‫شکرِ خدا.

‫شکرِ خدا. زیر سایۀ خداوند.

‫تو مسئلۀ پیش‌اومده توی اون خونه رو با درایت...

‫فیصله دادی.

‫- ممنون که ترتیب کارها رو دادین آقا. ‫- ما همیشه هوای همدیگه رو داریم.

‫مگه نه؟

‫بله قربان.

‫آینده...

‫برای هر دومون...

‫پر از احتمالاته.

‫قراره اتفاقات خوبی برات بیفته.

‫لطف دارین.

‫یه قلاب واسه اون قاب هست. دقیقاً اونجا.

‫یه کم از راست پایین‌تر.

‫یه کم بیشتر.

‫عالی شد.

‫الهام‌بخشه،

‫مگه نه؟

‫شکر خدا.

‫حالا دیگه می‌تونم از همه‌شون استفاده کنم،

‫به لطف خدا.

‫چه لباس‌های قشنگی.

‫صبر و...

‫عبودیت و فداکاری.

‫دست آخر، کاملاً ارزششو داره.

‫فوت و فن بچه‌داری رو خوب بلدی.

‫- توی نگهداری از خواهرم، زیاد به مادرم کمک کردم. ‫- یه خواهر داری! والدینت خیلی مورد لطف خدا بودن.

‫کوچولومون گشنه‌ش نیست؟!

‫- خیلی داغ نیست که؟ نه؟ ‫- نه. نیست خانوم.

‫بیا ببینم.

‫نگاش کن.

‫خانوم؟ ذخیره‌مون داره تموم میشه.

‫آخه بعضی‌وقت‌ها شیر مادر خشک میشه.

‫- اگه بچه از... ‫- بله، متوجهم.

‫نمی‌تونیم بدون شیر سر کنیم، می‌تونیم؟!

‫داری کجا می‌بریم؟

‫همینجور دنبالم بیا.

‫روزتون بخیر.

‫روزت بخیر.

‫لطفاً بیا تو.

‫سلام علیکم.

‫زیر سایۀ خداوند.

‫صبر کن. نه.

‫نه. نه.

‫نه.

‫آف‌فرد... تو اونقدری که ما می‌خوایم شیرده نیستی.

‫دیدن دخترت ممکنه به قول معروف، ‫چاه رو پرآب کنه.

‫نیکول...

‫این آف‌فرده.

‫نیکول.

‫اسمی به زیباییِ خود بچه.

‫دقیقاً به باباش رفته.

‫اوه! این راه و روش خداست عزیزم.

‫خیلی خب. کارمونو راه انداختیم.

‫صبر کن!

‫- بذار خودم بهش شیر بدم. ‫- این کار می‌تونه خیلی مفید باشه.

‫فقط اون چیزی که می‌خوایم رو بفرستین خونه.

‫فرمانده واترفورد...

‫اگه نوزاد رو از سرمنشأ دور نگه دارین، ‫مجبور میشیم دوباره این روند رو تکرار کنیم.

‫متشکرم بابت نظرت.

‫هاه.

‫می‌دونم نگرانی‌هایی دارین.

‫ولی اگه آف‌فرد این امکان رو داشت که توی خونه برای بچه ‫شیر بدوشه، مؤثرتر واقع نمیشد؟

‫تو که از خداته کمک کنی آف‌فرد، مگه نه؟

‫من رو قابل می‌دونین؟

‫صلاح دخترتون رو در نظر بگیرین.

‫گذاشتی به دخترم دست بزنه؟

‫ازت یه سؤال پرسیدم! ‫گذاشتی به دخترم دست بزنه یا نه؟!

‫بهت قول دادم که نمی‌ذارم.

‫پس در عوض، یه راست اوردیش خونه!

‫تو رو خدا منطقی باش. ‫خیلی سهل‌الوصول‌تره اگه آف‌فرد اینجا باشه.

‫- واسه تو؟ ‫- واسه نیکول!

‫بچه‌مون به یه محیط آروم و سالم نیازمنده، ‫اما تو داری این مسئله رو خیلی سخت می‌کنی!

‫خب، نیازی نیست که اینجوری باشه.

‫بذار ببینیم چطور پیش میره.

‫نباید با بچه تماسی داشته باشه،

‫داخل اتاق خودشم باید شیر بدوشه.

‫هر چی مادر بگه.

‫شانس اوردی که قبول کردن.

‫۴تا خانواده تو رو نخواستن.

‫داری کم‌کم به درِ بسته می‌خوری.

‫باید درست رفتار کنی.

‫فرمانده لارنس، آدم خیلی باهوش و بسیار مهمیه.

‫به عنوان طراحِ نظام اقتصادی گیلیاد شناخته میشه.

‫حرفی واسه توجیه رفتارت نداری؟!

‫برام جای سؤاله که چرا باید همچین آدم مهم و برجسته‌ای، ‫بیاد همچین ندیمۀ پیزوری‌ای رو انتخاب کنه.

‫- بیاین تو. ‫- خیلی ممنون.

‫همینجا وایسین.

‫گندش بزنن! لعنت به شیطون!

‫ب‍... برکت به میوۀ دل.

‫خداوند به بار نشاند.

‫از شما سپاسگزارم و ‫امیدوارم خداوند مرا سزاوار سازد.

‫ایول.

‫- منتظر همسرتون نمونیم؟ ‫- اون پایین نمیاد. حالش خوب نیست.

‫چیز دیگه‌ای لازم نداریم.

‫برکت به میوۀ دل.

‫دم خدا گرم.

‫به وسایلم دست نزن!

‫سر راهمه!

‫- هوس کتک کردی؟ ‫- بزن ببینم، پیری!

‫اینجا خونۀ منه. ‫وسایلمو هر جا بخوام، می‌ذارم.

‫- داری تو چی سرک می‌کشی؟ ‫- معذرت می‌خوام، فرمانده لارنس.

‫می‌دونی این روزها مجازاتِ مطالعه چیه؟

‫- هر وقت عشقت کشید جواب بده! ‫- قطع یه انگشت، واسه اولین تخطی.

‫به نظرت این منصفانه‌ست؟

‫قانونه.

‫قبلاً مجازاتش قطع یه دست بود.

‫تو اون دوران خوشِ... «قدیم‌ندیما».

‫- زیر سایۀ خداوند. ‫- زیر سایۀ خداوند.

‫درد هم داره؟!

‫شیر دوشیدن.

‫نه، فقط یه کم حسِ... عجیبی داره.

‫خیلی دلم می‌خواد تجربه‌ش کنم.

‫منظورم شیر دادن به بچه‌ست.

‫امیدوارم یه روز به آرزوت برسی.

‫امیدوارم خدا منو لایق این کار بدونه.

‫درسته.

‫اون توقع داره که بچه، زیر دستِ ‫والدینی که واقعاً عاشق همن بزرگ شه.

‫موافق نیستی؟

‫خدا توقع داره؟

‫اگه فرصتِ داشتن این‌ها پیش اومد چی کار می‌کردی؟

‫هم عشق، هم بچه.

‫ایدن...

‫نیازی نیست که... نگران من باشی.

‫من خیلی اینجا نمی‌مونم.

‫به نظرم...

‫توی این کشور...

‫هر جا که عشق دیدی، دودستی بهش بچسب.

‫شبت بخیر.

‫خواب‌های خوشی هم ببینی.

‫تو هم همینطور.

‫شکر، آرد. ‫اوه راستی، سیب‌زمینی بیشتر بگیر.

‫غذای نشاسته‌دار واسه مادرهای شیرده خوبه.

‫ببخشید.

‫اشکالی نداره.

‫- ایدن رو ندیدین؟ ‫- خودم کم کار دارم، حالا باید مواظب زن تو هم باشم؟!

‫در ضمن دارچین هم بگیر، ‫نذار بهت جواب نه بدن.

‫ما حالا دیگه بچه داریم. ‫دارچین یکی از مزایاشه.

‫امروز جایی ندیدمش.

More Farsi Persian subtitles for The Handmaid's Tale

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left