578: Magnum (578: Phat dan cua ke dien)

578: Magnum (578: Phat dan cua ke dien)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

578 Magnum 2022 720p NF WEB-DL 9Movie
A Commentary by Qasem_Samangani

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
x264
1080
Published on: 2024-03-09
Downloads: 18
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 179 lines.

‫- بابایی! ‫- بله؟

‫نور...

‫خورشید.

‫- نور خورشید. ‫- آفرین.

‫بابایی، تو مدرسه کلی دوست پیدا می‌کنم؟

‫- آره، عزیزم. ‫- دلم برات یه ذره میشه.

‫هر دَه روز یه بار می‌بینمت، خب؟

‫هر دَه روز یه بار، قول میدی؟

‫وای!

‫گُل‌ها رو ببین!

‫بابایی...

‫فیل‌های پرنده.

‫چرا نمی‌تونم این سمندر رو بگیرم؟

‫متأسفم.

‫تقصیر من بود.

‫لطفاً اجازه بدین از آن مراقبت کنم.

‫لطفاً این مدت رو پیش آن بمونید.

‫دخترتون باید بیشتر تحت نظر باشه.

‫ترسیده و وضعیتش ناپایداره.

‫پس بهتره فعلاً نبینینش.

‫عزیز دلم.

‫عزیزم.

‫منم. خانوم تامم. نترس.

‫کسی اینجا نیست. هیچکس نیست.

‫منم. نترس.

‫کسی اینجا نیست. ‫هیچکس نیست. فقط منم.

‫تحویل‌های بی‌نظمت حسابی ‫کسب و کارمو به هم ریختن.

‫از حالا به بعد، ‫تحویل‌ها رو منظم‌تر انجام میدم.

‫بگذریم، آن کجاست؟

‫بابایی، خانوم تام بهم یاد داد ‫سه صفحه از روی روزنامه بنویسم.

‫ولی چرا بعد از دَه روز برنگشتی؟

‫می‌خوام باهات تخته بازی کنم.

‫باهام بازی کن.

‫- سلام، خانوم تام. ‫- صبح‌بخیر.

‫- عزیزم، به خانوم تام سلام کن. ‫- سلام، خانوم تام.

‫سلام، عزیزم.

‫اینجا کلی دوست پیدا می‌کنی.

‫بیا باهام بازی کن.

‫می‌سپرمش به شما.

‫- نگران نباشید. ‫- ممنون.

‫وای، از همچین مُشتی جاخالی داد!

‫آقای بانگ، کامیون بابامو ندیدین؟

‫نمی‌دونم بابات کیه.

‫کامیون بابامو تو بارگیری ندیدین؟

‫باید بیرون بمونید. ‫آن هنوز پریشون‌حاله.

‫فقط می‌خوام یه دقیقه ببینمش.

‫آن، بابایی اومده.

‫من آرومش می‌کنم.

‫من اینجام، چیزی نیست. نترس.

‫عزیزم، گریه نکن. ‫من اینجام. چیزی نیست. نترس.

‫من همینجام.

‫فکر کردم تغییر مسیر دادی.

‫قیافه‌ی دخترمو یادته؟

‫کلی آدم میان و میرن. ‫چطوری یادم بمونه؟

‫- دختری که تو این عکسه رو ندیدی؟ ‫- نمی‌دونم.

‫برو یه جا دیگه سوال کن.

‫ندیدمش.

‫ندیدمش. گفتم که دخترتو نمی‌شناسم.

‫اینجا چی‌کار می‌کنی، عزیزم؟

‫دنبال بابام می‌گردم.

‫اوه، من باباتو می‌شناسم.

‫پس...

‫بذار کمکت کنم پیداش کنی.

‫خیلی‌خب. بریم.

‫برو پی کارت. من دخترتو نمی‌شناسم.

‫اون اینجا بوده.

‫پس اینقدر می‌زنمت تا بشناسیش.

‫گمشو، چرا باید دخترتو بشناسم؟

‫آقای بانگ؟

‫آقای بانگ؟

‫آقای بانگ، لطفاً بذار بیام داخل.

‫یه کم پیش قبول کردی.

‫بذارش اونجا.

‫بیا.

‫می‌دونستی اون اینجا بوده.

‫چون تو اونجا ولش کردی.

‫کجا رفته؟

‫فقط دنبال اون دختره برو.

‫بعداً به حسابت می‌رسم.

‫آقا، لطفاً یه نون بخرید.

‫دفعه‌ی پیش عروسک بزرگه رو بهت دادم،

‫این‌یکی خواهر کوچیکترشه.

‫خوشگل نیستن؟

‫الان باهم جفت شدن.

‫دوستشون داری؟

‫آقای تای، یه مورد فوری پیش اومده.

‫برو با عروسک‌هات بازی کن.

‫هیش، بابات ازم خواست بیام دنبالت.

‫عزیزم...

‫عزیزم...

‫کجایی؟

‫عزیزم...

‫خوشگلم، بازم بهت عروسک میدم.

‫کجا قایم شدی؟

‫عزیزم...

‫بیا اینجا، دختر کوچولو.

‫عزیزم...

‫من پدر و مادری ندارم.

‫متأسفم.

‫با مامانبزرگ نابینام زندگی می‌کنم.

‫هی، پاشو ببینم.

‫لعنتی.

‫تو کدوم خری هستی؟

‫دوتا عروسک گم کردی، یادته؟

‫من عروسک‌بازی نمی‌کنم.

‫تو کی هستی؟

‫من باباشم.

‫اون بچه‌ی تو نیست.

‫از کجا می‌دونی من باباش نیستم؟

‫گوش کن، من کلی پول دارم.

‫پول‌هامو می‌خوای؟

‫از این کارت پیشمون میشی.

‫پیش ماهی من می‌مونی.

‫اصلاً می‌دونی من چقدر قدرتمندم؟

‫خانواده‌ام مثل یه کلونی مورچه‌ست.

‫نمی‌تونی همه‌مون رو بکُشی.

‫پس نمی‌کُشم، همه‌شون رو می‌سوزونم.

‫رئیس.

‫پسرم گم شده.

‫هیچ‌جا از دختر نون‌فروشت خبری نیست.

‫اون عوضی هم دخترش رو ‫اینجا گم کرده بود، مگه نه؟

‫اگه پسرم پیدا نشه،

‫تو هم پیدا نمیشی.

‫پیداش کنید.

‫چشم، قربان.

‫حقیقت رو بهم بگو.

‫اگه به این جرم اعتراف کنم، منو می‌کُشی.

‫بابت کاری که نکردم می‌میرم.

‫مرگ و زندگیم به تو بستگی داره.

‫ولی حتی دستم به دخترت نخورده.

‫اشتباه گرفتی، روانی.

‫من هیچ کاری نکردم.

‫گفتم دخترت رو نمی‌شناسم.

‫بذار برم. من هیچ کاری با دخترت نکردم.

‫هی.

‫کمک لازم دارم. هی.

‫هی.

‫هیچکس محلم نذاشت جز تو.

‫تَرَک شلنگ هیدرولیک رو پوشوندم.

‫نتونستم استارت اضطراری بزنم، ‫باتری هم که تقریباً خوابیده.

‫بذار یه نگاه بندازم.

‫وای خدا، یه روانی دیگه.

‫هی.

‫هی.

‫من بائو‌ وی‌ام.

‫مسیرم عوض شد و اومدم تو این جاده.

‫بیا، یه کم پول بابت شلنگ.

‫نه بابت کمکت.

‫لازم نیست بهم پول بدی.

‫هی.

‫سان.

‫سان غولپیکر. من اینجام.

‫باید اعتراف کنم که سریعی.

‫احمق‌ها.

‫خیلی جرأت داری که روی ‫پسر رئیس دست بلند می‌کنی.

‫احمق.

‫یه مشت شُل‌مغز!

‫باید نجاتم بدی.

‫اگه من بمیرم، ‫بابام خانواده‌ات رو قتل‌عام می‌کنه.

‫بی‌صبرانه منتظرم از خونریزی بمیری ‫و جسدت رو سر به نیست کنم.

‫احمق،

‫این منم که دارم از خونریزی می‌میرم، نه اون.

‫لانگ جلف، بسپارش به من.

‫شنیدم دوست داری مورچه بسوزونی.

‫اگه به سوزوندنشون ادامه بدی، ‫از زیر خاک میان بیرون.

‫همه‌جای صورت و گوش‌هات رو می‌گیرن.

‫یه قدم دیگه بردار و از صخره بی‌افت...

‫یا به من ملحق شو...

‫تا از جونت بگذرم.

‫یالا.

‫یالا. بیا اینجا.

‫یالا.

‫به من ملحق شو.

‫از این حس خوشم میاد.

‫یالا.

‫به من ملحق شو.

‫لعنتی.

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left