The first 200 lines.
ميخ آهني رولت؟
روراست، عزيزم، اون بخش مورد علاقه من از کتابت بود
مثل ، جدا تو يه ميخ آهني زير يه فنجون قايم ميکني
و همينجور شرط ميبندي تا وقتي که يه نفر فنجون رو با ميخ ميزنه؟
چقدر شما بچه ها احمق بودين؟ ما جوون و احمق بوديم
خيلي وقت پيش بود، پس ما واقعا ديگه زياد درباره اش حرف نميزنيم
حقه رو بهم بگو. يالا. چطور ميدونستي ميخ هاي آهني رو کجا پيدا کني؟
من کل چيز رو ميخوام ميخ آهني، رولت
همه چيز، عزيز، خواهش ميکنم؟ ميدونم که صدمه نميبيني
اگه براي من بکني، من هر کاري که بخواي ميکنم
عزيز، تو الان 5 ساله که هر چي ميخواستم بهم دادي
آره. اما تو دوست دخترم سلنا رو ميشناسي؟
ميشناسم اون نکرده
و بهت قول ميدم، اگه اين حقه رو نشونم بدي هر دوي ما رو خواهي داشت
ميتوني عجله کني و انجام اينو شروع کني، لطفا؟
باشه
چشمات رو ببند باشه
حاضري؟ حاضرم
اوه، خداي من چطور اونو ميدونستي؟
نميدونستم. حقه فقط اهميت ندادن بود
اون داره با استفان آبراموو ازدواج ميکنه؟
اون الان از آربارن استفاده ميکنه
اون مثل پدرش نيست ميبيني
آره، ميفهمم، اما چرا هميشه آخرين نفرم که بدونم؟
لني ميترسيد زنگ بزنه
اون ميدونست چقدر ناراحت ميشي، اما روزلان، اون تو رو اينجا ميخواد
من واقعا فکر ميکنم که لازمت داره
فردا عصره اميدوارم که بتوني يه پرواز گير بياري
اوه، باور کن، ميام اونجا
فوق العاده ست دخترت خيلي خوشحال ميشه، روزلان
يه خودکار داري؟ ميدونم کجا زندگي ميکني، کتيان
ما جابجا شديم
چي شد؟
داستانش درازه، و شادش هم نيست
ما وقتي که رسيدي اينجا ميرسيم
ميرم يه خودکار بيارم
کاليفرنيا؟ اونقدر روشنه؟
هي، خيلي خورشيد، اندازه کافي ساختمون نيست، ميدوني؟
تو بين اندازه کافي آدم تو تنگنا قرار نميگيري
تو آخرش با نشناختن هيچ کدوم ميري
روزلان
روزلان
من يه احساس داشتم که بر ميگردي اوه، خدا
بدون دوست، فقط دشمن
وفاداري برامون همه چيزه
وفاداري بين تو و من
هزينه اش 5 سال آزادي ما بود
5 سال لعنتي تو گولاگ
خيلي از ما نمونديم که اون روزها رو يادشون باشه
خواهش ميکنم به همه بگو آره؟
فقط تو کار شخصي بر ميگردم البته
اما مطمئن نيستم که اونا باور کنن
خب من اهميت نميدم، کار شخصيه کار خانوادگي
دقيقا، دقيقات
من پيغام رو به ميکائيل ميرسونم
يارو تو کاليفرنيا داره يه کتاب درباره زندگي مينويسه
من هم خوندمش، و فکر کنم دشمنات هم خوندن
و به خاطر اون، ميخوام که اينو داشته باشي
مواظب باش، روزلان باشه؟
خوش اومدي
برات، اسويدانيا رو بکن
اون يه سوال پرسيد ميدوني، من داشتم ميرفتم
براي اون خيلي ديره، ها؟ به ما جسارت کردي
تو بايد مجازات بشي
واقعا خوب ميشد اگه ميتونستم فقط برم، ميدوني
اون اتفاق نميافته
اوه، لعنت
خب، حالا فکر کنم تو و منيم
لعنت. خيلي متاسفم. من مثل تو نيستم من فقط يه متظاهر هستم
نگفتي، اگه يه نفر يه کار بدي بکنه
اون فقط بايد مجازات بشه؟ نه نه، اون يه شوخيه
شوخي؟ بشين رو زانوهات
اين اولين بار ميشه
که براي گفتن يه جوک بد مجازات ميشي
من ميرم جارومو بيارم
&
روزلان؟
فراموش کردي کي داره پول اين لعنتي رو ميده
من بايد بگم کي ميره
اون پدرشه اونو اونجا ميخواد
اونو اونجا ميخواي؟ تنهام بذار، تري
من ازت يه سوال پرسيدم سوال چيه؟
يه مرد واقعي ميخوام که دخترم رو از عروسيش دور کنه؟
جاي عالي ميگي همسرت اينجا زندگي ميکنه؟
همسر سابق انگار يه پارتي خفن راه انداخته
يه نفر داره ازدواج ميکنه؟
دخترم
اين يکي، و اين يکي، خواهش ميکنم
آره. ما درواقع
بيا تو. بايد روزلان باشي
کسي که کتاب اينا مينويسه آره
تري گولدشتين من شوهر کاترين هستم
من همچنين يه وکيل مدافع هستم، پس از آدمايي مثل شما دفاع ميکنم. يعني، آدماي تو کتابا
تو تري رو ديدي؟
آره، ما داشتيم درباره کتابهام صحبت ميکرديم به نظر اون يه طرفداره
بايد باشه و تو
تو با عزيزم کار عالي اي کردي
آخرين باري که ديدمت کي بود؟
فارغ التحصيلي ؟ نه، دانشکده حقوق
اون يه دادستانه الان تو دفتر
و اون کجاست؟
بالاست. ليموزين سه ساعت ديگه مياد که ما رو ببره کليسا
سعي کن متقاعدش کني که اگه نپوشه
آخرش مثل مدل مخفي ويکتوريا ميشه
باشه
هي
بابا؟
دلم برات تنگ شد
دل منم برات تنگ شد
پس ، چي گفت؟ تو از هميشه زيباتري
که ميدونستم
و اينکه نبايد براي عروسي دير کنم
اون چيز ديگه اي گفت؟
يه دعوايي تو تلفن بود
آره، يارو که باهاش ازدواج کرده يکم عوضيه
من پايين ديدمش
ميخوام که نامزدم رو ببيني
روزلان،بالاخره از ديدنت خوشحالم
اسم من استفان آربارنه
از ديدنت خوشحالم
ميدوني
شايد بتونم يه چند لحظه با اون بگذرونم
و يکم حرف بزنيم-- ميدوني
دوست دارم. برام مهمه
ليموزين و کليسا ميتونه صبر کنه
اه، فقط يه چند دقيقه
اون داستان هايي که روزلان وقتي کوچيک بودي برات ميفرستاد رو يادته؟
آره، اژدها و دختر کوچيکه کور؟
اون فکر ميکرد که اون فقط هي قو وبد
و هيچوقت نميخواست که جور ديگه بفهمه
يه جورايي ناراحت کننده ست
براي اون پدرت رو سرزنش نکن
استفان الان زندگي منه
تاييد پدرت رو لازم داري که احساس رو اونجوري نگه داري؟
من خيلي وقت پيش ياد گرفتم که اون ميخواد چيزي رو که هيچوقت نميتونه بده داشته باشه
خوشحالم که امروز اومد
گنگستر؟
واو. فکر کنم ما داريم قدم اشتباهي ميريم
پدرم گنگستره، و ميخواد که
جاي پاش رو دنبال کنم آره، ميدونم
پس لني رو ديدي
و از من بيشتر انتظار داره
آره بذار ازت بپرسم
فکر ميکني ميکائيل ممکنه دخترم يا منو سرزنش کنه
براي اينکه تو رو از راهت بر ميداري؟
ببين، مدرسه قديم پدرم
اون ازم انتظار داشت که يه روزي برگردم شايد که اينو تبديل به چيزي مثل تو بکنم
تو منو نميشناسي
و همه آدمايي که باهاشون کار کردم
هيچ کدوم اونا زندگي نکردن که داستان رو بگن
پس ما درباره اش صحبت نميکنيم
اون بهترين ميشه
وقتي اونا برن، ما ميريم تو خيلي خب، ما برش ميگردونيم
سلام، لني
نميخوام مزاحمت بشم من
ميدونم که قبلا زنگ زدي
اين... مال مادرمه
اون از سنت پترزبورگ بود و خيلي زيبا بود، درست مثل تو
من دوست دارم که اين رو داشته باشي
لني، تري منو کليسا ميذاره
ميتونيم روزلان رو بذاريم تو هتلش تو راه
کي زنگ زد؟
ممنون، بابا زيباست
ميدونم چقدر برات ارزشمنده
پس من اونو ميپوشم و گراميش ميدارم
چرا من اينو براي بعدا نذارم اينجا براي مراسم عروسي
من، ميرم هتل و عوض ميکنم و شما رو تو کليسا ميبينم
من تري رو ميگم برت داره خب، يعني، ميتونم يه تاکسي بگيرم
بابا، خواهش ميکنم ، براي من
تو بايد ياد بگيري کنار بياي باشه
و ، بابا
استفان رو خيلي زياد يا خيلي سريع قضاوت نکن
اگه خوشحالي، من خوشحالم و تو خوشحالي، پس ادامه بده
اين آخرين گل هاست کجا بايد بذارمشون، آقاي گولدشتين؟
من چطور بايد بدونم؟ از همسرم بپرس
نه نه نه
الو؟
آره، گولدشتين
فکر کردم، ميدوني، محض رضاي لني
تو و من بايد ببين ببين
ميخوام يه دقيقه وايسي، باشه؟ اينجا يه اتفاقي افتاده
ميخوام که با مامورم حرف بزنم
آره، بذار رد شه
با هر دوي اونا صحبت ميکني؟
ميخواي اونو بگيري؟
ما مجبوريم براي پرينت همه جا پخش شيم
چطوره؟
زخمي بيهوش
اون وضعش خطريه، اما ثابت
ميز تيز
از کجايي، کاراگاه؟ 2-6؟ آره
مثل چي
اون شماره منه
اين ديگه چيه؟
اون پدره
فکر کنيم اونا دنبال يه جاي امني اينجا بودن اين يکي دزدي نيست
چه اين يه دزدي بود يا يه نقشه که شبيه اون باشه
ما هنوز همه چيزو چک ميکنيم
ميدوني دخترت داشت با خانواده کي ازدواج ميکرد، درسته؟
شوهر دختره تازه رسيده
No comments yet. Be the first to leave one.