The first 200 lines.
...آنچه گذشت
دکتر، یکی داره اون بالها .رو بهم تحمیل میکنه
صورتِ شیطانیم رو هم ازم گرفته
اجازه نمیدم یکی همینجوری منُ تبدیل به کسی که نیستم بکنه
،ولی بالهات
دوباره در اومدن؟ - .آره -
ببین، اگه بخاطر حرفی که ،ستوان زد ناراحتی
خودت تنها نیستی... طرف از منم .خیلی خوشش نمیاد
،ولی هنوزم باورم نمیشه بهم گفت ."همکارِ لوسیفر"
،و با اینکه اون متوجه نیست
هر کاری که انجام میده بنظر برای اذیت کردنِ من طراحی شده
مثل یه آزمون الهی؟
آزمونِ من لوسیفره
.همیشه لوسیفر بوده
من لوسیفر مورنینگاستارم بابا
من بهتر از هر کسِ دیگهای خواستههای دیگرانُ انجام میدم
یا حداقل قبلاً اینطور بود
و فکر میکنم
که شاید وقتش باشه که به میادین برگردم
خب، بگو ببینم، تاریکترین و شیطانیترین خیالپردازیای که میکنی در چه مورده؟
که توی استخرِ توپ چاکیچیز .با یکی سکس داشته باشم
.انتظارِ همچین جوابی رو نداشتم - ،آخه -
همون فکرِ اینکه ممکنه مچ آدمُ بگیرن، تحریکم میکنه
خیلیخب، منکه ترجیح میدم یه بشقاب سس مایونز داغ بخورم
...تا برم دیدنِ اون فاضلابِ پر از بچه، ولی
،تو آدمُ مجاب به هرکاری میکنی
مگه نه؟ - .آره -
بیا تمرین کنیم
چرا که نه؟
لکسی، عزیزم؟
من اومدم - وای، نه -
.نه، نه، نه، نه
قرار نبود تا فردا برگرده خونه
قایم شو، سریع
لکسی
آروم باش بابا
خودم حلش میکنم
چه غلطی میکنی؟
آروم باش بابا، من دزد نیستم
،اشیاء ارزشمندت دستنخوردن ...ولی خب، البته
اگه همسرت هم برات ارزشی داشته باشه
در اون صورت، خب یه چندباری دستمالیش کردم
امروز صبح که دوبار
ببینم فکر کردی کی هستی؟
لوسیفر مورنینگاستار، عالیجناب
عذر میخوام، نمیدونستم با آدمی
با این مقام و منزله طرفم، در دفاع از خودم باید بگم که
،وقتی دیشب اومدیم اینجا
،چشمهام با شورت خانمتون بسته شده شدهبود ...پس
با بد کسی در افتادی، رفیق
آها، خشونت... حالا تازه داستان داره یکمی جذاب میشه
یالا، جلوی خودتُ نگیر، برام تعریف کن
خواستهی حقیقیت الان دهنِ منُ سروریس کردنه؟
نه
...نه، من
فقط... فقط میخوام یکم بخوابم
ببین، میدونم دارم کلیشهای حرف میزنم
من با یه مربیِ یوگا ازدواج کردم
ولی لامصب باور نمیکنی این دختره عجب هیکلی داره
مطمئنی؟
آها، آره
پس میفهمی دیگه
.اهم - ...اولاش -
.عالی بود... همهش مهمونی میگرفتیم ...همهش
کلی سکس داشتین
حتماً فکر کردی یه آدمِ جدید شدی
ولی بعدش... بذار حدس بزنم... یکم
خستهکننده شد
،همهشون
،سکس، مهمونی
."و... "کوچلا شهری در کالیفرنیا که سالانه فستیوالی ] [ .با حضور افراد مشهور درش رخ میهد
اُه - ولی من همچین آدمی نیستم -
...صادقانه بگم، فقط
فقط میخوام برگردم و با همسر قبلیم مارشا آروم بگیرم
اون ذهنم رو آروم میکرد
خب، راستش رو بگم، منم چند وقتیه
که یه مسئلهی هویتی پیدا کردم
خب، این تاقبل از این بود که متوجه بشم
برای اینکه شیطانی که امروز هستم ،رو به یاد بیارم
باید اون شیطانی که قبلاً بودم رو کاملاً قبولش کنم
یعنی داری میگی که باید زنگ بزنم به همسر سابقم؟
.البته
و منم میتونم کمکت کنم
چطور؟
که با از خود گذشتگی عروسِ جدیدت رو
از نظر جنسی ارضاء بکنم تا تو هم بری و با همسر سابقت ارتباط دوبارهای برقرار کنی
آره؟
قبوله؟
.قبوله
...ولی یادت نره
،حالا که من یه لطفی در حقت کردم تو هم یکی بهم بدهکاری
البته
هر... هرچی که خواستی
.حرف نداره
خیلیخب
منم... دیگه بهتره که برم به قولی که دادم عمل کنم
،لکسی، عزیزم
.شیطون برگشته
سلام، ستوان، سرتون شلوغه؟
بستگی به چیزی که میخوای داره
خب، در تلاشی برای محکمتر کردن
،هویتِ حرفهای خودم توی اداره
میخوام یهکم مسئولیت بیشتری قبول کنم
میخوام برای سِمت نمایندگی اتحادیه نامزد بشم
.درخواستتون رد شد
میشه بپرسم چرا؟
میدونی، یکی از معدود مزیتهایی که
داشتن لقبِ "ستوان" جلوی اسمم داره
اینه که لازم نیست برای اعمالم توضیحی بدم
کار دیگهای نیست؟
نه
کارآگاه
یه جسد جدید آوردن
،و از اونجایی که اینجائین
بهتره که خودتون پروندهشُ بردارین
.واو
موضوع چی بود؟
فقط با نگاهکردن تونستی تشخیص بدی؟ - .خدای من، آره -
خیلی خاطر خواهته
شوخیت گرفته - نه بابا -
.آتیش شعلهور، با شدت درجه پنج
ولی خب تمومِ حرفم همین بود دیگه
شنیدم... شنیدم یه جسد گرفتیم
میرم وسایلمُ بیارم
لوسیفر، کجا بودی؟
یه ازدواج رو داشتم نجات میدادم
گوش کن، اینجا منتظر موندم تا بهت بگم که
بالاخره فهمیدم که مأموریتی که پدر برای برگردوندنِ قدرتهام
.بهم داده چیه - ،خب -
معلومه که قرار نیست حرفهای جالبی بشنوم
توئی، برادر
...تو
مأموریتِ منی
یکم جالبتر شد
چطور من مأموریتتام؟
نمیدونم والا
یعنی میگم، فکر کنم باید بهت کمک کنم یا آموزشی چیزی بدم؟
میدونی، من به یه دلیلی اینجا فرستاده شدم تا همراهِ تو باشم
حالا... حالا شاید به این معنیه که من باید از تو یهچیزی یاد بگیرم
خب، اگه واقعاً نیاز داری که درکم کنی، برادر
...پس اول باید
با کفشهای "لوفر" ایتالیاییم یه چرخی بزنی
با کفشهات برم پیادهروی؟
خیلیخب
...خب، بهم یاد بده چطوری
لوسیفر بازی در بیارم - خب، آسه آسه -
.زمان زیادی طول میکشه تا توش خِبره شی
.خیلیخب، اول... عوضکردن تریپت
لباس
کفش
یه فکری زد به سرم، سعیکن لبخند بزنی
آها
حالا میتونیم روش کار کنیم
تو اونجا، بفرما، بهت اجازهی
ورود و دسترسی به تمام وسایلم رو میدم
و گوشیت رو بده ببینم
خیلیخب
آره
حالا به تمومِ حسابهای فضای مجازیم :دسترسی داری
.اینستاگرام، اسنپچت، گرایندر
برو
شیطانِ درونت رو آزاد کن
ولی خب اول باید چیکار کنم؟
نمیدونم
با یکی بخواب، پیانو بزن
اعمال شیطانی رو مجازات کن
فقط، هر وقت خواستی تصمیمی بگیری
از خودت این سؤال رو بپرس: ل.ب.چ.م؟
لوسیفر بود چیکار میکرد؟
هی، هویتی ازش داریم؟
."آره، این شما و اینم "اِمیلی گادرد
.23ساله
شغلش مشاوره بوده
جسدش رو توی سنگاب پیدا کردن
فایر هاوک رنچ، مرکز دگرگونی"؟"
آره، یه برنامهی اصلاحسازیِ گرونقیمت
برای نوجوونهای موادفروش و معتاده
واقعاً؟
پس، چی، غرق شده؟
نه
چاقو خورده
توی دفترش، طبقهی بالا
بعدش هم از پنجره پرت شده پایین
و پخشِ زمین شده
آلت قتالهای داریم؟
هنوز نه
،ولی... از روی عمق زخمش
.و لبههای ضخیمش
،بنظرِ منکه یا یه چاقوئه
...یا ابزاری که
یه تیغهی دندونهدار 4 تا 5 اینچی داره
،پس این، مثلاً، برنامهی اصلاحسازی
ادعا داره که بچههای بد رو به بچههای خوب تبدیل میکنه؟
تنها برنامهی اصلاحسازیای که من میشناسم
چکمههای آبوئلیتام بودن
خیلیهم مؤثر بود
منم حرفی ندارم
اینم از رئیسِ اینجا
سلام
...کارآگاه کلویی دکر، و ایشون
No comments yet. Be the first to leave one.