Granblue Fantasy: The Animation

Granblue Fantasy: The Animation

グランブルーファンタジー the Animation

Download Farsi Persian Subtitle

Specials

Release info

[AnimWorld] Granblue Fantasy The Animation II - 04 [720p][EA][MOMAN M111]
A Commentary by MOMAN_M111
MOMAN_M111 :ارائه‌ای از انجمن دنیای انیمه و مانگا || مترجم || Telegram channel: @AWSub || HardSub: @AnimWorlDDL

Tags

720p
720
Published on: 2019-10-26
Downloads: 23
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

...از زمان بچگی، از پس هرکاری بر میومدم

...در عوض

...با برادرام، یا حتی پدر و مادرم

.نمی‌تونستم ارتباط صمیمانه‌ای برقرار کنم

توی آکادمی نظامی آلبیون هم .شرایطم فرق چندانی نداشت

.روزهام مثل همیشه سرد و سور بودن

ولی همه چیز، تو اون لحظه‌ای که !با تو ملاقات کردم تغییر کرد

ببینم، صدمه ندیدی؟

!آه... نه

!خیلی ممنون

!ببخشید

تو... همون دختر اون روزی هستی؟

اینا رو خودت درست کردی؟

.بابت تشکر به خاطر اون روزه

.امیدوارم خوشتون بیاد

.ممنونم

.پس دیگه تعارف نمیکنم

.خوشمزه است

جدی میگی؟

.ویرا، می‌بینم بازم مهارتت بهتر شده

.به زودی منم فارغ التحصیل میشم

...اونه ساما

...بالاخره دارم به آرزوم میرسم

.میخوام یه شوالیۀ عالی بشم و از مردم محافظت کنم

تا الان با این احساس تمرین کردم .و مهارتم رو بالا بردم

.مطمئنم که شما از پسش برمیاید

...به هرقیمتی که شده

،دارید میگید به عنوان یه فرمانده باید زندگی کنم نه به عنوان یه شوالیه؟

من برای تبدیل شدن به یه شوالیه ...برای آموزش به اینجا

.اینم افتخار بزرگیه، کاتالینا

.همۀ ما روی تو حساب کردیم

...الان توی آلبیون

تنها کسی که ممکنه ...شانس شکست دادن اونه ساما رو داشته باشه

!فقط منم

...من تنها کسیم که

!میتونم اونه ساما رو آزاد کنم

!برنده، ویرا لیلیه

...اونه ساما

.جوری زندگی کن که دوست داری

...ویرا

لیریا چی؟ اصلاً به لیریا فکر کردی؟

!اونه ساما

نظرت چیه قبل از شروع مراسم، یه چیزی بخوریم؟

...این که

...به امید روزی که دوباره برای شما درست کنم

.تمام این مدت به تمرین ادامه دادم

علاوه بر وظایف فرماندهی؟

مطمئنم که تو این مدت .سرت خیلی شلوغ بوده

.چیز خاصی نبود

اتفاقاً این شما بودی که توی این مدت کلی درسر کشیدی، مگه نه؟

...یه دفعه اتهام فراری به شما زدن

،اولش که شنیدم ...فکر کردم یه اشتباهی شده

.اصلاً باورم نمیشد

.انگار حسابی نگرانت کردم، معذرت میخوام

نه، لطفاً به خاطر من .خودتون رو اذیت نکنید

فقط به این فکر میکردم که ...رویای شما درحال نابود شدنه

رویای من؟

،مگه تبدیل شدن به یه شوالیۀ عالی رویای شما نبود؟

.آها، درسته همین بود

اتفاقاً بعد از روزی که ...از امپراتوری فرار کردم

کم کم حس کردم که .دارم یه شوالیۀ واقعی میشم

برای محافظت از مردم .به ارباب و کشور نیازی نیست

لحظه‌ای که شمشیرت رو ...به خاطر یکی دیگه بلند کنی

.اون موقع است که میتونی به خودت بگی شوالیه

!آره، خوشمزه است

!مطمئنم که این بهترین ساندویچ تمام آسمانهاست

.دوست داشتم بقیه هم از اینا می‌خوردن

...پس تا وقتی اون کشتی وجود داره، اونه ساما

اون ژنرال کوتوله، چرا اینقدر دست دست میکنه؟

ژنرال فوریاس، همین الان خدمۀ اون کشتی هوایی .درخواست ملاقات با شما کردن

!هوی! سر راهی !بکش کنار

!هوی عوضی‌ها

!خوب جرأتی داشتید که ما رو فریب دادید

عفو کامل کیلو چنده؟

!اینکه همش یه توطئه بود

در ازای آزادی ما میخواید شوالیه رو به یه سلاح تبدیل کنید؟

!درمورد این شرایط اصلاً چیزی به ما نگفتید

شوالیه؟

آها، پس اون زنیکه با این بهانه خرشون کرده، ها؟

خب؟ شماها میخواید چیکار کنید؟

!ما نمیتونیم کاتالینا رو فدا کنیم

،اگه قراره آزاد باشیم !کاتالینا هم باید با ما باشه

...حالا که از شرایط مذاکره کامل اطلاع نداشتیم

!پس این توافق‌نامه باطه

...اگه قراره کاتالینا رو از دست بدیم

ترجیح میدیم بجنگیم !و آزادیمون رو خودمون بدست بیاریم

!فقط اومدیم همین رو بگیم

!ایست! وایسید

!بزنید! بزنید

این چیه؟

!بریم پیش کاتالینا سان

!نذارید فرار کنن ...تمام نیروها حمله

تو با کدوم اجازه داری دستور صادر میکنی؟

ولی اگه بذاریم فرار کنن وجهۀ امپراتوری اِرست چی میشه؟

وجهه؟ که به این چیزا اهمیت میده؟

.تازه داریم میریم سر اصل مطلب

.فقط بشین و تماشا کن

!ای پیام آور ستارگان آسمان !جانوری که به عنوان محافظ شوالیه عمل میکنی

...نور در دستان من ...قدرت در شمشیر من

...نیایش بر لب مردم ...امید را به صاحب شمشیر برگردان

بر طبق این پیمان، از شما درخواست میکنیم ...نور را رها کنی

!کاتالینا سان

!کاتالینا

!لیریا! گوران

!وین کون

...چرا

!گوران

بازم شمایید؟

اونه ساما، به خاطر شماها .میخواد ارباب شوالیه بشه

میخواید این مهربونی رو هدر بدید؟

!درست میگه !اینجوری شما دیگه آزاد میشد

...دیگه لازم نیست درمورد من

...اگه منظورت توافق با امپراتوریه

!همین الان باطلش کردیم

چی!؟

!پس دیگه لازم نیست همچین کاری کنی

...مراسم انتقال شوالیه دیگه شروع شده

.در این مرحله کسی نمیتونه اون رو متوقف کنه

پس یعنی آنه سان دیگه نمیتونه از این جزیره خارج بشه؟

...خیلی خب اونه ساما، بیا ادامه بدیم

!کاتالینا سان

میخوای خودت رو فدا کنی تا لیریا بتونه ادامه بده؟

فکر کردی با این کار لیریا یا ویرا سان واقعاً خوشبخت میشن؟

!کاتالینا

!بس کن لیریا، خطرناکه

...ببینم

یادت میاد، کاتالینا؟

وقتی که برای اولین بار !آسمون واقعی رو نشونم دادی

چطوره؟ آسمون خیلی وسیعه، نه؟

این باد از کجا داره میاد؟

،از اینجا دیده نمیشه .از یه جای خــیلی دور

،بعد از انتهای آسمان .دنیای بی پایان هنوز ادامه داره

یه روزی اونجا هم نشونم میدی؟

...البته

.بهت قول میدم، لیریا

کاتالینا، تو واقعاً دوست داری ارباب شوالیه بشی؟

دوست داری تا ابد توی آلبیون بمونی؟

...اگه واقعاً اینطوره

...اگه این کار تو رو خوشحال میکنه

.با اینکه غم انگیزه ولی جلوت رو نمیگیرم

...ولی... ولی اگه اینطوری نیست

!این دفعه من تو رو از قفس بیرون میارم

همون جوری که تو !من رو به این آسمون وسیع و پهناور آوردی

!لطفاً احساس واقعی‌ـت رو به ما بگو

!خواهش میکنم، کاتالینا

ما دوست داریم همراه تو !به سفرمون ادامه بدیم

...با فدا کردن یه فرد عزیز

!هرگز به خوشبختی نمی‌رسیم

!لیریا! گوران

!اونه ساما

من می‌خواستم خودم رو فدا کنم ...تا لیریا آزاد بشه

...و همینطور تو، ویرا

میخواستم کفارۀ کاری .که با تو کردم رو پس بدم

،ولی گوران درست میگه ...حتی با این کارم

،حتی با فدا کردن کسی .هیچ خوشبختی‌ای بدست نمیاد

...میدونستم

.ولی بازم اشتباه کردم

...کاتالینا

ببینم، این دیگه چی بود؟ اون داخل چه اتفاقی افتاده؟

!لعنتی! اینجوری دیگه نمیتونیم سوارشون کنیم

!آزادسازی کلید ایمنی ...شارژ انرژی

60... 70... 85!

!منتظر همین بودم

!اون زنیکه بالاخره ترمز برید

!نذارید کسی مزاحم بشه

!فقط یه کم دیگه مونده بود

یه کم دیگه مونده بود تا اونه ساما همراه من .توی آلبیون تا آخر عمرش با خوشبختی زندگی کنه

...ویرا

مگه نگفتی نمیتونی از قدرت شوالیه استفاده کنی؟

.شوالیه همیشه جواب ویرا سان رو میداد

اون دیواری که مانع ما شده بود .و ضربه‌ای که الان زد، قدرت شوالیه بود

...پس همش یه دورغ بود

برای نگه داشتن کاتالینا توی آلبیون؟

.همش... همش تقصیر ایناست، اونه ساما

...توی این شش سالی که اینجا نبودی

،تک و تنها بودم .هر شب از این تنهایی گریه میکردم

.ولی با این حال تحمل کردم

میگفتم با فدا کردن خودم .اونه ساما به آرزوش رسیده

.همون جور که میخواست، یه شوالیۀ عالی شده

...ولی وقتی شنیدم که از امپراتوری فرار کردی

!قلبم به درد اومد

دوست داشتم خیلی زود .برم به جایی که اونه ساما اونجاست

...ولی

...به خاطر پیمانی که با شوالیه بسته بودم

اجازه نداشتم حتی یه قدم .از این جزیره خارج بشم

...من

من فرماندۀ آلبیون نشدم !تا اونه ساما یه مجرم فراری باشه

...اگه شماها

...اگه شماها نبودید

!پناه بگیرید

!شلیک

!ای ول! ای ول !بهتر از چیزی بود که فکر میکردم

.لعنتی‌ها! بالاخره خودشون رو نشون دادن

ببینم، بچه ها چی شدن؟

!هی هی! جناب فرمانده

از هدیه‌ای که بهت دادم خوشت اومد؟

!به لطف تو "اَدورسا" توی بهترین حالتشه

طبق توافقی کردیم .الان تمام خدمۀ گرندسایفر رو نابود میکنم

آه... قرار گذاشته بودیم به ستوان کاتالینا کاری نداشته باشم ها؟

.ولی خب کاریه که شده دیگه

Granblue Fantasy: The Animation subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left