Pinocchio

Pinocchio (피노키오)

Download Farsi Persian Subtitle

Specials

Release info

Pinoco E18 2015 iPOP-WITH
A Commentary by 8701293
ترجمه و زیرنویس: پیلار

Tags

other
Published on: 2015-01-15
Downloads: 50
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

پینوکیو

انقدر دور خودتون چرخ میزنین که اعصابم به هم میریزه

انقدر نگرانم میکنین که اعصابم به هم میریزه

انقدر تحقیرم میکنین که اعصابم به هم میریزه

من برگشتم کاپیتان

تصمیم درستی گرفتی !واقعاً میگم

تصمیم درستی گرفتی

متأسفم که نگرانتون کردم

اگه متأسفی....خوب کار کن

اگه الان صداتُ بیاری پایین بعداً فرصت های بیشتری برای حرف زدن پیدا می کنی

...و بعدش نه قربان

حتی الانم نمیخوام صدامُ بیارم پایین

اگه میخواستم اینکارُ بکنم، برنمی گشتم اینجا !هی

چرا اینکارُ میکنی؟

من بهتون احترام میذارم کاپیتان، و فکر میکنم شما واقعاً خبرنگار خوبی هستین

!یه خبرنگار باید از رفاه و آسایش مردم محافظت کنه

اخبار باید برای مردم پخش بشه

!باید کاری کنیم مقامات رسمیِ شهر به اون خبر توجه کنن

!مقامات شهری باید اون خبرُ ببینن

!رئیس جمهور باید اون خبرُ ببینه !رئیس جمهور باید اون خبرُ ببینه

...دنیا باید اون خبرُ ببینه

!یه خبرنگار اینطوری به مردمش خدمت میکنه

شما این حرفا رو به من زدین تک تکِ کلماتتون یادمه

من کی این حرفا رو زدم؟ یادم نمیاد؟

اون وقتی که...داشتیم درباره ی خیابون های یخزده گزارش میساختیم

من؟ نمیدونم چرا این حرفُ زدم

کاپیتان، فکر میکنم الان دارین شخصیتِ واقعیِ خودتونُ پنهان میکنین

نه، این شخصیتِ واقعیِ منه. من هیچی رو قایم نمیکنم من همیشه همینطوری بودم

بعداً توی جلسه میبینمت

من بهتون اعتماد دارم و ازتون اطلاعت میکنم

هی، هی! چوی این ها !چوی این ها

چرا بدونِ اجازه ی من بهم اعتماد میکنه؟

من خودم خودمُ نمیشناسم اونوقت اون از کجا میدونه که میتونه بهم اعتماد کنه؟

فکر میکنی مدیر سونگ عوض میشه؟

کی میدونه؟ راستش، نمیدونم

نمی دونم

تو یه کارت رو کردی ولی شاید داری یه کارتِ خطرناک ترُ بازی میکنی

پس برم ازش بخوام اون پیامک ها رو بهم پس بده؟

میتونی اینکارُ بکنی؟

!کاپیتان

همینطوری گفتم

ولی، چرا انقدر آرومی؟

آروم نیستم

راستش، هنوز یه منبعِ دیگه دارم که

باهاش رابطه ی مدیر سونگ و رئیس پارک رو افشا کنم

چه منبعی؟ مدرکِ دیگه ای پیدا کردی؟

یه خبرچین دارم

خبرچین؟ کی؟

خواسته فعلاً ناشناس بمونه برای همین نمیتونم اسمشُ بگم

وقتی مدرک گیر بیاره بهمون اطلاع میده

دیگه لازم نیست نگران اون پیامک ها باشین

تلفنم و لیست پیامک ها رو پس گرفتم

خبرنگار کی ها میونگ هم قول داد این خبرُ پخش نکنه

مثل همیشه، کارت خوب بود

من به حرف کی ها میونگ اعتماد ندارم ولی به حرفِ تو اعتماد دارم

....ولی کی قراره چوی این ها رو ببینم؟

حالا که مشکلمون حل شده واقعاً لازمه ببینینش؟

من خودم مراقبش هستم

پس همینکارُ بکنیم؟

بعد از ظهر جلسه دارم برای همین دیگه باید برم

خیلی بد شد

دفعه ی بعد، بی وقتی همدیگه رو ببینیم که یکم سرم خلوت تر باشه

بله رئیس

...ولی، حالا که فکرشُ میکنم این اولین باره

ببخشید؟

اولین باره که مدیر سونگ مستقیماً درخواستمُ رد کرده

بیا دوباره همدیگه رو ببینیم

مدیر، جلسه ی برنامه ریزی پخش آیتم ها الان شروع میشه

من توی جلسه شرکت نمیکنم شماها برین

چرا نه؟ منظورتون چیه که چرا؟

ناامید شدین؟ میخواین بیام؟

نه، ناامید نشدم !نه اصلاً

انقدر خوشحالی؟ معلومه که خوشحالم

با بودنش انگار من وجود نداشتم حالا، دیگه لازم نیست نگران باشم

!حالا دیگه دنیا بهم رو کرده

باید برم دستشویی

فکر میکنم داستانِ افسر آن چان سو مایه ی شرمندگیِ شده MSC اخبارِ

باز حرف گذشته رو پیش میکشی؟

اون خبر روی اخبارِ فعلیِ ما اثر میذاره

موقعِ تحقیقات درباره ی اون خبر، مدیر سونگ دروغ گفت

دروغ گفت که فیلم رو از کارخونه پیدا کرده

فیلم های کارخونه ادیت شده بودن

میخوای چیکار کنی؟

میخوای اعلام کنی گزارشش اشتباه بوده و آبروش رو ببری؟

نه، میخوام همه چی رو بذارم سر جاش

چرا مدیر سونگ گزارشِ اشتباه داد؟ و به دستورِ کی؟

اگه بقیه این داستانُ گزارش کنن مایه ی آبرو ریزی میشه

اگه خودمون گزارشش کنیم باعث میشه یکم حفظ آبرو کرده باشیم

!کاپیتان

ها؟

اوه...ممکنه

بیاین رأی بگیریم

اگه فکر میکنین عاقلانه اس که بیفتیم دنبال مدیر سونگ دستتونُ بیارین بالا

کاپیتان...دستتونُ آوردین بالا؟

ها؟

نه، نیاوردم، یه نخ از اینجا آویزون بود میخواستم اینُ بگیرم

خب، حالا نوبت کیه؟

...واقعاً ...اون دختر چشم گنده همش میگه

'بهتون اعتماد دارم کاپیتان'

داره وجدانمُ اذیت میکنه !دارم جون به لب میشم

چرا انقدر به حرفای یه کارآموز اهمیت میدی؟

شاید باید یه کارِ دیوانه وار بکنم به مدیر سونگ خبر بدم؟

عقلت سر جاشه؟

میخوای درباره ی آیتمی یه مدیر سونگ بگی که قراره بهش حمله کنه؟

برای همین میخوام بهش بگم دیگه تا خودش مشکلشُ حل کنه

من به عنوان یه خبرنگار هر کاری میتونستم کردم

فقط یه اشاره ای بهش میکنم

آره...فقط یه اشاره

بله؛ فقط یه اشاره

!و از زیر بار مسئولیت فرار میکنم

چی؟ چی...مدیر؟

اینکارُ بکن

چرا؟ گفتی داستانِ چوی این هاست؟

بی سر و صدا درباره اش تحقیق کن بدون اینکه رئیس بفهمه

!ولی، مدیر

...این

این شبکه ی ما رو نابود میکنه

واقعاً باید اینکارُ بکنم؟

آره

من داستانُ گزارش میکنم خوب درباره اش تحقیق کن

وای خدا

من دیگه از دست رفتم

چی شده؟

میگه اینکارُ بکنیم

چیکار بکنیم؟

مدیر سونگ میگه داستانِ چوی این ها رو گزارش کنیم

میگه خودش گزارشش میکنه

واقعاً؟

کاپیتان؟

بچه های شما اونورِ آب درس میخونن اگه اخراج بشی چی؟

عزیزم؟ منم

مگه مهمه که الان اونجا شبه یا روز؟

ولش کن، برو پرونده ی بچه ها رو از مدرسه بگیر و چمدون ها رو ببند

به زودی اخراج میشم چطوری باید زندگی کنیم؟

عزیزم، بلدی چطوری مرغ سوخاری درست کنی؟ رستوران مرغ سوخاری بزنیم؟

بله، رئیس یو چطور میتونم کمکت کنم؟

خب، یه مشکل کوچولویی پیش اومده

مشکل؟ منظورت چیه؟

بله

بله

فکر میکردم این اتفاق بیفته

چرا مدیر سونگ داره اینکارُ میکنه؟

باشه، یه فکری براش میکنم

کی میتونم چوی این ها رو ببینم؟

حالا که مشکلمون حل شده واقعاً لازمه ببینینش؟

پیامک هایی که با خبرنگار سونگ چا اوک رد و بدل کردین رو یادتون میاد؟

نمیدونم داری درباره ی چی حرف میزنی اینا مال خیلی وقت پیشه

من هیچوقت نگفتم این پیامک ها مال خیلی وقت پیشه

دردسرسازن خیلی دردسرساز

داشتم سابقه ی ارتباط اون دو تا رو خلاصه میکردم ولی گیر کردم

ولی فکر میکنم کاپیتان یجورایی طرف منه

واقعاً؟ نه کاملاً، فقط یکم

بابا چطوره؟ شنیدم فشار خونش رفته بوده بالا

بابابزرگ؟ دارو خورد و بهتر شد اگه نگرانی، بیا خونه ببینش

نه، لازم نیست، من دیگه میرم

...خنگ! توی پیاده رو !خطرناک بودا

ولش کن خیلی دوره، بهش نمیخوره

!سو بوم جو

این سگِ توئه؟

برعکسِ صاحبش، سگِ بانمکیه

چی شده که اومدی اینجا؟ این همه راه اومدی خونه ی من؟

فکر کردی چون دلم برات تنگ شده بود اومدم؟

اومدم به قولی که بهت دادم عمل کنم

!ای خدا

چرا نیومدی اتاق خبرنگارها؟

دارم استعفا میدم و برمیگردم خونه

مامانم اینطوری میخواد

پس، هر کاری مامانت بگه میکنی؟

نه، برعکس

چی؟

اگه به عنوان یه خبرنگار ازش سؤال بپرسم، جوابمُ نمیده

ولی اگه به عنوان پسرش سؤال بپرسم میگه جوابمُ میده

میخوام استعفا بدم تا جوابشُ بشنوم

وقتی همه ی جوابهاشُ شنیدم میام سراغت

باشه

بیا بریم تو حرف بزنیم

!واو! پس، اینجا اتاق آدمای عَزَبه

اولین باره همچین چیزی میبینم ...اتاق خواب، دستشویی

اوه! حتی آشپزخونه هم داره همه چی داره

پس همچین چیزاییم هست میخوای چیزی بخوری

شراب داری؟

خنگِ گیج

خفه شو و اینُ بخور

تو واقعاً از مامان من بدت میاد، نه؟

آره

...احتمالاً حرفمُ باور نمیکنی، ولی

اون برای من مهربونترین و بهترین آدمِ روی زمین بود

میدونم

...پس کاری که الان میکنم

برام خیلی سخته

دردناکه

کاپیتان سو بوم جو هستم

کار نمیکنم MSC از امروز به بعد من دیگه برای

بکش کنار

....ممکنه

نتونم سر قولی که بهت دادم وایسم

نمیخوام بهت فشار بیارم میدونم چقدر برات سخته

از من خوشت نمیاد و به نظرت اعصاب خرد کنم، نه؟

اینکه خبر جدیدی نیست

این ها چی؟

More Farsi Persian subtitles for Pinocchio

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left