Release info

왕은 사랑한다 The King Loves EP 27 (barcode)
A Commentary by Mary_fall

Tags

other
Published on: 2017-08-31
Downloads: 25
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

سوآ من مردی که مادرمو کشته رو پیدا کردم

اون برادر رینه

وقتی بکشمش همه چی تموم میشه

نه

این تنها راهیه که میتونم تمومش کنم

سوآ

نه , اینکار بهت آسیب میزنه

اینکارو نکن

سان

حالت خوبه؟

یه کم آب بخور

واقعا حالت خوبه؟

بیا

برین کنار

از سر راه برین کنار

برین کنار

موضوع چیه؟

چطور جرئت میکنین اینجوری بیاین اینجا؟

ولم کنین . من از اعضای خانواده ی سلطنتی ام

چکار داری میکنی پدر؟

بگو ولم کنن . ولم کنین

چکار دارین میکنین؟

حداقل باید بدونیم چرا مارو میبرین

نه

پدر

برو تو بجنب

اون قراره همسر ولیعهد بشه

حتی نباید جرئت نگاه کردن بهش رو داشته باشین

چطور جرئت میکنین؟

ولم کنین آشغالای به دردنخور

اینجا بمونین جایی نرین ما برمیگردیم

باید یه کم بخوابی

اگه بعد اون همه بالاآوردن یه کم بخوابی

حالت بهتر میشه

یه پتو رو خودت بکش

یه کم بخواب

میخوای تنها باشی یا اینکه میخوای اینجا بمونم؟

خیلی خب

اول بی اجازه وارد رختخوابم میشی

حالا هم منو میفرستی رد کارم؟

یه کم بخواب

موقع خوابم گریه نکن

نباید گریه کنی

وقتی گریه میکنی ضعیف به نظر میای

اعلی حضرت شما اون تویین؟

ساکت باش

بانو دان اومدن شما رو ببینن

گفتن بدون کجاوه و خدمتکارشون به اینجا اومدن

بانو دان ولیعهد رسیدن

اعلی حضرت چرا تنهایی اومدی اینجا؟

سرراهت از بازارم رد شدی؟ نمیدونی خطرناکه؟

پدرم و

برادر دومم بازداشت شدن

صدراعظم هم ؟ چرا بازداشت شدن؟

واسه ی چی؟

دیدی کی بردشون؟

سربازان وونسونگجون بودن

میرم اونجا ببینم چه خبره جین گوان

من مراقبشونم

زود برمیگردم

برادر سومم هم دستگیر شده؟

نتونستم جایی پیداش کنم

نیاز نیست نگران باشی

میترسم

خیلی

خیلی میترسم

بهت گفتم میفهمم چه خبره

مطمئنم همه چی خوبه

بذارین برم

بذارین برم

بذارین برم,بذارین برم,بذارین برم

پدر

اون موقع رین فقط 12 سالش بود

صدراعظم اشتباهی نکرده . میدونین که کار اون نبوده

اینکارو نکنین

تو نگفتی که کمک میخوای؟

مادر

فکر کردم دنبال قدرتی برای همین دارم کمکت میکنم

به خاطر دانه؟

نمیخواین همسر ولیعهد بشه برای همینه؟

اگه همسر ولیعهد بشه

اون خانواده از چیزی که الان هستن هم قدرتمند تر میشن

من اونو انتخاب کردم

انتخاب اشتباهی کردی

من درستش میکنم

اگه قرار باشه انجامش بدم انجامش میدم

نمیتونی

پسراشون , جون و رین , بخاطر اینکه تو زندگی کنی بابد نابود بشن

میتونی اینکارو بکنی؟

این رینه که داریم راجبش حرف میزنیم دوستم رین

چشماتو باز کن

حتی اگه نخواد هم

دنیا بهش اجازه نمیده اینجوری باشه

همش به خاطر توئه

این چیزیه که همیشه میگین

وقتی ملکه ی این سرزمینو بیرون کردین

و پسرش برادر منو

اون برادر تو نیست

برادرمو فرستادین معبد

بعدش بهم گفتین مراقب پدرم باشم

و گفتین همش به خاطر خودته

به لطف منه که اینجا زنده رو پاهات وایسادی

الان من کسیم که قدرت خاندان سلطنتی رو در دست داره

اول اومدم اینجا

چون میخواستم وجه تونو حفظ کنم

فراموشش کنین . خودم حواسم هست

واقعا مصمم شدی که ببینی رین مرده؟

چرا؟ اگه ولش کنم بره یه قاتل میفرستی سراغش؟

دارم بهش فکر میکنم

چون دوستته باید بذارم زنده بمونه؟

مادر

تو

در آینده ازم ممنون میشی

قطعا این طور میشه

اولین بارمه که وارد این اتاق میشم

میتونی بشینی یه کم چای برات میارم

اینجا

همون اتاقیه که ولیعهد میمونه مگه نه؟

بله

ازش متنفرم

ببخشید

خانواده ام تو دردسر افتاده

اما من اینجا وایسادمو دارم فکر میکنم "این اولین باری نیست که"

"بانو سان اینجا بوده و موهاش به هم ریخته ست یعنی اینجا خوابیده؟"

"فاجعه است"

این چیزیه که تو فکرمه

برای همینم از خودم متنفرم

اعلی حضرت منو به چشم دوست میبینه

مثل یه پسر

برادر دومم

کار نادرستی در حق خانوادتون انجام داده؟

برای همینه که بردنشون مگه نه؟

چقدر کار بدی بوده؟

اون

کسیو کشته؟

میشه لطفا ببخشینش؟

یه کم چای میارم

میدونی که رین دوست داره

نمیدونی؟

میشه اینو در نظر بگیری

و همه چیو ببخشی؟

لطفا بانو سان

مطمئن نیستم همسر ولیعهد از این چای خوشش بیاد یا نه

چکار داری میکنی ؟ ببرش

میخواستم برادر دومتو

با دستای خودم بکشم

میخواستم بکشمشو ازینجا دور بشم

میخواستم به خاطر رین اینکارو بکنم

میخواسم این قضیه رو تموم کنم

باید ممنونم باشی که میخواستم همچین کاری بکنم

ازم انتظار داری چقدر دیگه بخشنده باشم؟

بانو سان

بله

مردم مردن

مردم زیادی مردن

و مادر منم فوت شد

پس اون مردمی که مردن هم باید ببخشنش

چکار میتونم بکنم؟

نمیتونی اینکارو بایه خانواده ی سلطنتی بکنی

چطور جرئت میکنین اعضای یه خانواده سلطنتی رو زندانی کنین؟

نمیتونین اینکارو بکنین نمیتونین اینجوری ما رو تحقیر کنین

ساکت باش پدر

باید بهشون بگی همه ی افراد سلطنتی رو صدا کنن

اگه میخوان سرزنشم کنن بهشون بگو یه بازجویی برپا کنن

شخصیتتو حفظ کن

اون دوستت , ولیعهد کجاست؟

کارش باهات تموم شده؟ ولت کرده؟

حق خوردن یه قطره آبم ندارن

تو محل بازجویی با طناب بسته شدن ولی هنوز بازجویی در کار نیست

کاری نمیکنین؟

چکار کنم؟

شما قدرت یه پادشاه رو دارین

فقط کافیه یه کلمه بگین

"خیلی سریع بذارین برن"

چرا انقدر دیر کردی؟

داشت میرفت

میرفت؟کجا؟

این طرفی

سان مجرمارو گرفتن

خواستن که همین الان به قصر بری

کی؟

ملکه میخوان همین الان به قصر بری

ایشون گفتن

"فقط قربانیان حق دارند"

"توی بازجویی باشن"

داستان این که چطور مجبور شدی

دختر قشنگتو راه دور بفرستی شنیدم

معذرت میخوام ملکه مادر

یک مرد از خانواده ی سلطنتی همچین جرم بدی رو مرتکب شده

چون میخواسته باهاش ازدواج کنه

میدونم هیچ انتخاب دیگه ای نداشتی

بعد اینکه همسرتون به قتل رسید نمیتونستین احساساتتون رو به راحتی بیان کنین

بله مدتها قبل برای همسرم حادثه ای پیش اومد

خوشبختانه وجو یه شاهد همه چیز رو سریعتر کرد و این پرونده رو برملا کرد

اما شاهد از خانواده ای با سطح اجنماعیه پائینه

...مطمئنم هنوز هم کسانی هستن که میگن

شهادت اون برای اثبات جرم خانواده ی سلطنتی کافی نیست

همینطوره دخترم

بله ملکه مادر

تو باید شاهد باشی

More Farsi Persian subtitles for The King in Love

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left