The first 183 lines.
.اینکه برای آزمایش استفادهت کنیم قلبم رو به درد میاره
.اسمایلی ساما جونم رو نجات داد
.هر سختیای باشه تحمل میکنم
.ارادهت تحسینبرانگیزه
.پدر مردهت هم به شجاعتت افتخار میکنه
من میترسم، مامان. کجا داریم میریم؟
.بیا فقط
.همونجا وایسا
!سر راهم نیاین
.گوش کن چی میگم، شارلوت
.آزمایش ناموفق بود
من ناموفق بودم؟
.به عنوان هرمیتئوس کامل نیستی
.جسیکا دستگاه رو خراب کرد
...مامانم
...اینطور نیست شارلوت
.ولی نگران نباش
،نتیجه هرچی که باشه
،بجای پدر مردهت
.من همچنان مثل دخترم تو رو دوست دارم
تو...میشی پدرم؟
.خب، برگرد بیا پیشم، شارلوت
!ساکت شو اسمایلی
!نقشههات همینجا تمومه
...مامان
.دیگه تنها راه همینه
.مادری که بچهش رو میکشه
.من گناهت رو میبخشم
یه فرصت دیگه بهت میدم که کنار من .دخترت رو تبدیل به هرمیتئوسِ کامل کنی
.که دخترت بچهی من رو حامله بشه و عروسم بشه
!نمیخوام
جون دخترت برات مهم نیست؟
.تو نمیکشیش
.چون هنوز امکان کامل کردنش هست
!ولی عمرا بذارم مال تو بشه
!یه روز نجاتش میدم. حالا میبینی
!تو نه آدمی نه ماشین. یه عروسک سکسی فقط
تویی که دوست داشتن بلد نیستی !هیچوقت هم دوست داشته نمیشی
!هیچوقت بچهدار نمیشی
.من سرنوشت رو به زانو در میارم
.بکشینش
...شارلوت
...تو
...خواهش میکنم
!نجاتش بده
...بلک راک شوتر
مادرت رو که میخواست پارهی تن خودش .رو بکشه برای همیشه فراموش کن
.نگران نباش
تو برای من میجنگی؛
.یه روز بچهی من رو حامله میشی
...چه واحد هرمیتئوس باشی چه نباشی
.تنها کسی که تو رو دوست داره منم
...اسمایلی ساما
Sow a seed of despair
بذر نومیدی بکار
Emotions are designed for long time
احساسات برای طولانیمدت به وجود آمده اند
even now
حتی حال
inochi mo nai kuse ni, kowashite
حال که جسمی بیجانی، نابودشان کن
kyouki ga sajin wo matotta
جنون طوفانی از شن خیزاند
tsumikasanatta zetsubou wo
ظرف سرریز از یأس را
uragaeshite susutta to sureba
اگر وارونه کنم و سر کشم
boku wa sei wo teigi dekiru no ka?
به معنای حیات پی خواهم برد؟
kurui gareki wa tsukikage ni
آواری سوخته زیر مهتاب
ugate sekaisen tenkyuu egaki
کمانی نقش بربسته بر بوم جهان
mukuwarenu omoi no nagikara dakishimeru
بیچشمداشت بقایای احساس را در آغوش میگیرد
itan no hate, yume no tane
در عمق گناه، دانهی آرزو
ubugoe wo matteiru
در انتظار صدای حیاتی تازه است
mitasarezu akari wo ubai au ikusa yo
جدالی سیریناپذیر که روشنایی را میبلعد
kurugane wa mai tsudzukeru
آهن بیوقفه پای میکوبد
meguru myakudou ga kieru made
تا لحظهای که از تپیدن باز ایستد
نیمه ماشینی
.اینکه مادرش میخواست بکشتش براش ضربهی سنگینی بود
.باعث شد به عشقم تشنه بشه و قسم وفاداری بخوره
پس شستشوی مغزیش کامل شد؟
!چقدر زرنگی
من رو صدا زدید؟
.رسیدن کارتاهنا
.چیزی نمونده به آسانسر فضایی برسن
.اینش رو...میدونم
.با این اوصاف برج خدا خراب میشه
.ولی خب، جسم اصلی من تو ماهه
!تو زمین هرچقدر هم ضرر کنیم عین خیالم نیست
.کافیه از اول شروع کنیم
.زمین که بهرحال یه روز داغون میشه
...اسمایلی ساما
.قول میدم کار امپرس رو بسازم
.پس باید فانوس دریایی شماره هشت رو پیدا کنی
.تو بهم دستور نده
بری فانوس دریایی شماره هشت میتونی .تبدیل به هرمیتئوسِ کامل بشی
.عجله کن
.بلک راک شوتر اینا هم هدفشون همینه
.تب امپرس قطع نمیشه
،به قول بلک ترایک
.تنها راه حلش دوباره میزون کردن بدنشه
.آخرش محبور شدیم فانوس دریایی شماره هشت رو پیدا کنیم
،تا آسانسر فضایی اینقدر مونده بود ها
.عجب درجایی زدیم
بوگوتا پایتخت کلومبیا
.انسان از زمین به ماه راه خواهد یافت. به سوی فضا
.برنامهی الیسیون در دست ساخت است
.سلام. به فانوس دریایی شماره هشت خوش اومدی
اسمت رو میگی؟
.اسم ندارم
.پس یکی از اینا رو بکش
.اسم هر آدم پیوند بین خودش و دنیائه
.افراد رو هم به همدیگه پیوند میزنه
.من جسیکام
.معلم این یتیمخونه
.جسیکا
.آره
.خب، حالا اسم تو
.کارت رو نشونم بده
.اینه
!وای
.نوشته امپرس
...نشوندهنده عشق و خوشبختی و آبادی
...امپرس
.هی، امپرس
بیدار شد؟
...اینجا
.قبلا پایتخت کلومبیا، بوگوتا بود
.عجب خرابهای شده
.از صدقه سر آسانسر فضاییه
.پر پهپاده، آدمی زندگی نمیکنه
کاری که گفتی کردیم، ولی واقعا اینجائه؟
بله. طبق اطلاعاتی که بازیابی کردم
تو مرکز شهر، ساختمونی هست که به اسم .فانوس دریایی شماره هشت ثبت شده
...برم اونجا، شاید هویتم
.اینکه واحد هرمیتئوس چیه رو بفهمم
.خیلهخب، آروم
...خب، واحد هرمیتئوس
تو همون انتقالی هستی؟
.از امروز باید یار تمرینیت رو انتخاب کنی
.من امپرسم
تو چی؟
...من
.شیطانم
چون شاخهام شبیه هیولاس .حال بقیه رو بهم میزنه
.شاخهات شبیه گوزن جنگلیه
.بنظرم باحاله
فرشته؟
.هیچی
.ولی اسم ندارم
.پس یکی از اینا رو بکش
.(شینیگامی (خدای مرگ
...ولی، شینیگامی رو مطمئن نیستم
.بگیم «دد مستر» بنظرم خیلی باحالتره تا شیطان
واقعا؟
...پس
.من دد مسترم
...پس از امروز
.ما با هم تیمیم
.صبح بخیر، فرشتهی من
...فانوس دریایی چی شد
.الان تو فانوس دریایی شماره هشتیم
.مثل اینکه تو جنگ نابود شد
همهجاش رو گشتیم ولی هیچی که به واحدهای هرمیتئوس .ربط داشته باشه پیدا نکردیم
...محاله
خب، اگه واحدهای هرمیتئوس برگ برندهی بشریت بودن
.عمرا لوناتیک اینا به حال خودشون میذاشتن
!این خنگ قلچماق فقط اومده نفوس بد بزنه
چی میگی بابا؟
.برعکسه
.سرنخ اینکه فانوس دریایی کجاست رو پیدا کردم دیگه
فانوس دریایی اینجا نیست؟
کی میاد بغل یتیمخونهای که هی آدم میره میاد یه آزمایشگاه فوق محرمانه بزنه؟
...پس محل آزمایشگاه واحد هرمیتئوس
.احتمالا یه جای دیگهست
No comments yet. Be the first to leave one.