The first 113 lines.
SANDS Movie
« تارزان و جین » « فصل دوم : قسمت چهارم »
نور این گوشی خیلی تعریفی نداره.
ولی از هیچی بهتره.
چرا حس میکنم داریم وارد یه تله میشیم؟
احتمالاً چون واقعاً توی تله افتادیم.
ممنون بابت اطمینان خاطرت.
امکان نداره این به یه جشن تولد سورپرایزی ختم بشه،
یا یه ترن هوایی باحال، یا یه همچین چیزی، مگه نه؟
حدس میزنم نه.
باتری من داره تموم میشه.
پس بهتره عجله کنیم. اگه خاموش بشه، کلاً توی تاریکی میمونیم.
نگو خاموش!
هیچ ترجیحی داری؟
حدس تو به اندازه حدس من خوبه، دست قرمز.
حالا کدوم طرف بریم؟
خب، ما دو بار به چپ پیچیدیم، و بعد یه بار به راست.
نه. من قطعاً یادمه دو بار به راست و یه بار به چپ پیچیدیم.
منم دیگه مطمئن نیستم.
هر کدوم از ما میتونیم درست بگیم.
تارزان؟
تارزان؟
شنوایی فوق العادهم یه چیزی رو حس کرد.
- چیه؟ - دقیقاً نمیدونم، ولی داره نزدیک تر میشه.
لطفاً، بگو شبیه موش های غول پیکر یا یه همچین چیزی نیست.
بیشتر شبیه یه پرنده فلزی غول پیکره.
- چی؟ - منظورم هلیکوپتره. بیرون.
انگار داره همین نزدیکی ها فرود میاد.
- اون چی بود؟ - حس کردم یه چیزی از روی پاهام رد شد!
- وای، خدای من! - چطوری جلوش رو بگیریم؟
حتماً یکی منتظرمونه.
وای.
اینجا دیگه کجاست؟
قدرت های ماورایی تو شامل نامرئی شدن نمیشه، مگه نه؟
تا جایی که میدونم، نه.
باید از اینجا بریم.
فقط یه راه به ذهنم میرسه.
حالا گیرشون انداختیم.
کجا رفتن؟
اونا اون بالا هستن!
!برو دنبالشون
وایسید! فرار نکنید!
امتحانش ارزشش رو داره!
محاصره شدیم!
چی؟ کی این کار رو میکنه؟
برید قایم بشید! پیداتون میکنیم!
فقط مسئله زمانه!
این متجاوزها فقط بچهن.
دارید چیکار میکنید؟
،بیاید بیرون، بیاید بیرون !هر جایی که هستید
وقت تمومه! بازی و سرگرمی تموم شد!
گرفتمت!
- اونا رفتن! - چی؟ غیر ممکنه!
وایسید! یه چیزی پیدا کردم!
اونا توی دیوارها هستن!
- کدوم طرف؟ - از کجا بدونم؟
فکر کنم اون طرف باشه.
خیلی زیادن!
همشون رو از خونه هاشون دزدیدن!
و خانواده هاشون!
بیا این حیوانات رو از اینجا ببریم بیرون. سریع!
همشون قفلن!
حدس زدن رمزها خیلی طول میکشه!
هزاران ترکیب احتمالی وجود داره!
و صدها حیوان!
بذار یه راه دیگه رو امتحان کنم.
حتماً یه جور شیشه ضد ضربهست!
هیچ هزینه ای رو دریغ نکردن تا این حیوانات رو زندانی نگه دارن!
اوه، و به نظر گرسنه میان!
چرا حیوانات رو اسیر میکنن، اگه قرار نیست ازشون مراقبت کنن؟
آه، اومدید سراغ حیوانات من؟
اونا از قبل رزرو شدن.
فرم های گمرکی. لندن، نیویورک.
بوینس آیرس. اوه، و نگاه کن! تاریخ امروز رو دارن!
این حیوانات در خطر فوری هستن!
و اگه اون یه دوربینه، ما هم هستیم!
باید یه نگاه دقیق تر بندازم.
این دیگه چه...؟
یه دوربین رو شکوند!
حالا دیگه عصبانی شدم!
!حراست! سریع بیاید اینجا! همین حالا
این شاید یکم وقت بخره، ولی نه زیاد!
باید حرکت کنیم!
تارزان؟
حالا چی؟
خیلی ترسیدن! سعی کردم بهشون بگم ما اینجاییم که کمک کنیم، ولی...
نمیفهمن!
اونا اینجان!
ما برمیگردیم دنبالتون! باید بریم!
بهتره بیاید بیرون، بچه ها!
هیچ جایی برای قایم شدن ندارید!
چی شما رو انقدر عصبی کرده؟
حواسش پرته. الان فرصت خوبیه!
!همونجا وایسید
فکر کنم دنبال یه نفر دیگه میگردید. اونا از اون طرف رفتن!
کجا رفتید؟
اینجا بهترین سیستم امنیتی دنیا رو داره!
همه جا دوربین هست!
واقعاً فکر کردید میتونید قایم بشید؟
خب، خیلی طول کشید تا ما رو پیدا کنید.
بچه های احمق!
به اندازه کافی باهوشید که بدونید قراره توی دردسر بزرگی بیفتید!
حالا عادلانه تر شد!
نمیخوام بهت آسیب بزنم!
این من نیستم که قراره آسیب ببینه!
گل!
!دو بر صفر !حالا زندانیشون کن
بذار بفهمن زندانی بودن توی !یه فضای کوچیک چه حسی داره
تا وقتی که اینجاییم، بیا ببینیم چیز به درد بخوری توی این کامپیوتر پیدا میشه.
دامنه این باور نکردنیه!
فکر کنم این به صورت لحظه ایه!
دارن همه محموله هاشون رو ردیابی میکنن.
بذار ببینم چی میتونم پیدا کنم.
No comments yet. Be the first to leave one.