The first 200 lines.
گروه مترجمين آريايي با افتخار تقديم مي کند برترين سايت ترجمه زيرنويس فيلم و سريال کره اي
ديدم در حالي که اشک مي ريختي با طناب هاي قرمز بسته شده بودي
.احتمالاً موقع دعا خوابت برده
.مطمئنم که چيز خاصي نيست
.پس هميشه مو يونگُ نزديک خودت نگه دار
.مو يونگ رفته لي سونگ گي رو بکشه
به زودي بر ميگرده
به جاش من يکي ديگه رو با خودم مي برم
.نگران نباش
.مو يونگ، محافظ شخصي لي اين ايم
من بيش از 30 ساله که .دارم شمشير ميزنم
.ولي تا حالا کسي رو مثل اون نديدم
.تا آخرين لحظه شمشيرشُ کنار نذاشت
پزشک گفت که تا چند وقت نميتونه انگشتشُ تکون بده .بايد خودمون ببينيم
.ژنرال لي اونُ ميخواد
.مطمئن نيستم که قبول ميکنه يا نه
چي؟
اون گفته بود که حتي نميتونه انگشتاشُ تکون بده. پس کجا رفته؟
.احتمالاً رفته پيش لي اين ايم
.ممکنه نقشه لي سونگ گي لو بره
دارين ميرين به قصر؟
.پدرت داره ميره به قصر .نميتونم آروم بمونم
.بايد برم
آروم؟ منظورتون چيه؟
.نگرانم که بدون مو يونگ نرفته باشه
چي شده؟
.نخست وزير....نخست وزير در خطرن
پدرم در خطره؟
.موک جي سانگ گولمون زد
موک جي سانگ و لي سونگ گي دعواشون نشده بود؟
.يه نقشه بود که منو از نخست وزير دور کنن
.ايشون در خطرن
ژنرال چويي يونگ بود که .از پدرت خواست بره قصر
لي سونگ گي بدون راضي کردن چويي يونگ .نميتونسته اين نقشه رو بکشه
پس لي سونگ گي و چويي يونگ دستشون تو يه کاسهست؟
.يه تلهست .پدر در خطره
.بايد برم به قصر
.من ميرم. ميرم پدرُ برميگردونم
.بايد با اون به سلامت برگردي
ژنرال چويي يونگ اينجا هستند؟
.بله، ايشون منتظر شمان
ژنرال لي، اينجا چيکار ميکنين؟
.نخست وزير، ديگه تمومه
!ژنرال لي .من هنوز زندهم
.هنوز تموم نشده
... اگه ميخواي تموم بشه
.خودم برات تمومش ميکنم
.کافيه
اين صندلي قراره مال تو بشه؟
.چي ران. به همه بگو تنهامون بذارن
.اين کشور وانگ نيست
.کشور لي سونگ گيه
پس وقتي منو کُشتي
،و گوريو رو صاحب شدي بعدش ميخواي چيکار کني؟
بيش از 100 ساله که
.گوريو توسط وون اداره ميشه
يه کشور از اشرافزادگاني بود .که وون ازش محافظت ميکرد
وقتي تو پادشاه بشي، چي عوض ميشه؟
.به جاي وون، توسط ميونگ کنترل ميشي
قراره يه کشور از اشرافزادگاني بشه که توسط ميونگ کنترل ميشه؟
بازم وضع همونه، فقط .يه نفر داره عوض ميشه
چرا بايد کسي خودشُ به زحمت بندازه؟
ژنرال لي؟
روي اين تخت چيکار ميخواي بکني؟
.مردمُ نجات ميدم
مردم؟
.تا الان، من مردمُ ميکشتم که پيروز بشم
... ولي از اين به بعد
به فساد اشراف و سيستم فعلي پايان ميدم
.براي مردم و افرادم
.براي مردم و افرادم
ميکشي که نجات بدي؟
ژنرال لي
اينکه کسي رو نجات بدي ... يا کسي مثل منو بکشي
،اگه از شمشير استفاده کني .دستات به خون آغشته ميشن
وقتي کشوري رو روي خون بنا کني
.نميتوني از بوي تعفنش خلاص بشي
از اينجا ببرش
.پدر
.بايد از اينجا برين
گروه پيشگوي بزرگ از مترجمين آريايي تقديم مي کنم
!کلنل
لي اين ايمُ نديدين؟
چي؟ از دست دادينش؟
.لعنتي
.محافظش هم فرار کرد
همه چيز مرتبه؟
بله، مرتبه
.فردا روز موعوده
اگه فردا نشنوم که لي اين ايم مُرده
.تو هم مُردي
.ميدونم
.ميتوني وصيتتُ براي پدرت بنويسي
.مطمئن ميشم که به دست ژنرال لي سونگ گي برسه
.نه
فردا يه پيغام دريافت ميکنين .که پدرم لي اين ايمُ کشته
... بيش از 10 ساله که
.به گوريو دستور داديم لي اين ايمُ مجازات کنه .ولي فقط وقتمونُ تلف کرديم
اما...به يکباره....ژنرال لي سونگ گي ظرف يه ماه اين کارُ ميکنه؟
.بي خيال بابا
.ژنرال
چي شد؟
.گمش کرديم
ولي به نظر ميرسه هنوز .از قصر خارج نشده
.يه جايي توي قصر مخفي شده
... پس
.خونه سونگ سو تنها جاييه که ممکنه باشه
.ما ميريم به خونه سونگ سو
ياسوک، تو بيرون از قصر رو بگرد
.بله، ژنرال
فردا آخرين روزيه که به .رئيسِ يودونگ قول دادم
اگه امشب پيداش نکنيم
.بانگ وون ميميره
.بهتره عجله کنيم
.بله، ژنرال
ژنرال لي سونگ گي چي باعث شده به خونه سونگسو بياين؟
.اومدم دنبال نخست وزير لي اين ايم
.پس بايد ميرفتين خونهش
چرا اومدين اينجا؟
.جاسوسا گفتن که اينجاست
جاسوس؟
.چرا بايد کسي همچين حرفي زده باشه
به نظر مياد حتي اگه بگم اينجا .نيست، بازم حرفمُ باور نميکنين
.خودتون ميتونين بگردين
.بسيار خوب
.همه جا رو بگردين
.اينجا نيست، ژنرال
تو کي هستي؟
.من به ژنرال لي سونگ گي خدمت ميکنم موک جي سانگم
.بله، تعريفتُ شنيدم
شنيدم که چند سال قبل که پادشاه .گم شده بود، تو پيداش کردي
.بالاخره ديدمت
.بله
.لطفاً ما رو ببخشين که بدون خبر اومديم
.اينجا نيست
.ما رو ببخشين
.بريم
!مادر
جونگ گون
اينجا چيکار ميکني؟
صدمه ديدي؟
.من حالم خوبه
.پدر زخمي شده
پس چرا واستادي؟ .بيارش تو
.بايد اول يه نگاهي به زخمت بندازم
.بايد همين الان يه پزشک خبر کنيم
.نه! اين کارُ نکن
.نه
جونگ گون
.بدن پدرت يخ کرده
.آتيشُ زياد کن
.آب گرم بيار که بتونيم زخمُ بشوريم
.بله، مادر
.امروز از لي سونگ گي پرسيدم
ازش پرسيدم وقتي پادشاه .بشه ميخواد چيکار کنه
.گفت که مردمُ نجات ميده
منم ميخواستم به عنوان يه .پادشاه، دل مردمُ بدست بيارم
مثل تو که هرگز نتونستم راضيت .کنم منُ دوست داشته باشي.
چون نتونستم تو رو داشته باشم
.هميشه حس ميکردم که يه چيزي کم دارم
فکر کنم واسه همين بود که .انقدر دنبال قدرت بودم
.فکر کنم، به جاي تو به قدرت رو آوردم
از کجا فهميدي که نخست وزير .تو خونه سونک سو نيست
... اگه اونجا بود
.کاهن اعظم نميذاشت بريم تو
.اون اجازه داد خونه رو بگرديم
داشت براي لي اين ايم زمان .ميخريد که فرار کنه
همينطوره
.محافظين دروازه رو بيشتر کنين
بله
.همچنين، همه جا رو بگردين
.بايد حتماً لي اين ايمُ پيدا کنين
فهميدم
.بايد برم يه جايي رو ببينم
چه خبر شده؟
... پدر
تو تلهاي افتاد که لي سونگ گي و .موک جي سانگ درست کرده بودن
پادشاه و ژنرال چويي يونگ
.ما رو ول کردن
وقتي که بفهمن بهمون پناه دادين
.شما هم به خطر ميفتين
... با اين حال
.اينجا تنها جايي بود که ميتونستيم بيايم
.مادر
.مادر، چي سانگم
!يه لحظه صبر کن
.همينجا بمون
.چي سانگ
اين وقت شب تو قصر چکار ميکني؟
.مادر
... مادر راستش
.دنبال کسي ميگردم
منظورت چيه که دنبال کسي ميگردي؟
احياناً امشب لي اين ايم و جونگ گونُ نديدين؟
.نه، هيچ کي امشب نيومد اينجا
احياناً براي جونگ گون اتفاقي افتاده؟
به دستور پادشاه، ژنرال لي سونگ گي .داشت لي اين ايمُ اعدام ميکرد
.که در اين بين، اون زخمي شد
.و زخمي فرار کرد
که اينطور
No comments yet. Be the first to leave one.