The first 200 lines.
!ما خواستار عدالتیم
بهتون قول میدم مقصرین واقعی رو پیدا میکنم
و عدالت رو براشون اجرا میکنم
آنچه در مردگان متحرک" گذشت"
هی مرد، تو اینجا چیکار میکنی؟
خب، اومدم که نجاتتون بدم
بنظرم ما میتونیم به هم کمک کنیم
جنابعالی کی باشین؟
من برای لنس هورنزبی کار میکنم
اون مرد داره اون بیرون رفیقای من رو شکار میکنه
ازت میخوام کمکم کنی تا جلوشو بگیریم
اگه پسر تو اون کاری رو که بهش متهم شده، مرتکب نشده
پس یک نفر دیگه اینکارو کرده
تفنگ هاتونو بذارین زمین - اسلحه هاتونو بندازید -
ما تا اینجا راه زیادی رو اومدیم
افراد زیادی رو از دست دادیم
گفتی به برادرم دستبند زدی و
اونجا روی پشت بوم ولش کردی به امون خدا؟
اعتماد کردن خیلی سخته وقتی هرکسی هرموقعی که بخواد، میتونه ترکت کنه
ولی اونایی که میمیرن و ...اونایی که ترکت میکنن
اونا رو برای همیشه از دست ندادی
من اینو باور دارم
مجبورم باور داشته باشم
...و به یاد آوردن صداهاشون - این مردم بهت نیاز دارن -
...راهیه که بتونی زنده نگهشون داری
از الان به بعد، آینده متعلق به هممونه
!اسلحه هاتونو بندازین !همونجا که هستید بمونید
!این یارو رو ببر بیرون
!چاقو رو بنداز
بندازش، وگرنه شلیک میکنیم
ولش کن، همین الان
همه دست نگه دارید
شنیدی چی گفت
اسلحتو بیار پایین
این فقط مربوط به تو نیست
من اونو زنده میخوام
دیکسون
اینجا و اینجوری نباید بکشیش
تو طرف این آشغالو میگیری؟
اگه طرفشو میگرفتم، تا الان مرده بودی
کاری که باید رو انجام بده
دریل
تو چیکار کردی؟
من یه معامله کردم،بخاطر خودمون
نگران نباش
زنده میمونه
ارائه ای از پرشین گیک پدیا زیر و بم دنیای کامیک و سینما
ویدئوی بررسی فیلم و سریال ها در Youtube : Persian Geek Pedia
اخبار و تریلر های فیلم و سریال ها در Tel: @persiangeekpedia
برای ایران آزاد#
خب پس یعنی الان بی حساب میشیم؟
هر دو طرف حسابامون صاف میشه
ما آذوقه داریم، آب و غذا هم داریم
پملا هرچیزی که ما برای بازسازی لازم داشته باشیم رو تامین میکنه
بی چک و چونه
بعدش ما میریم خونه؟
این به تصمیم بقیه بستگی داره
از این قضیه، چی به پملا میرسه؟
هورنزبی
ما به مردم میگیم اون، بیرون از اینجا
توی اون خونه ای که مردم مردن
چیکار کرده
اون بابتش بازخواست میشه
خب پس این بخاطر نجات دادن پسرشه
این دیگه مشکل ما نیست
.ما با مردممون راجع به این قضیه صحبت میکنیم ...وقتی که رسیدن اینجا
چیزای زیادی برای فکر کردن وجود داره
درسته، آره... مثلا اینکه چجوری بیشتر مردممونو کشتن
کسی حرفی نداره؟
فکر میکنم مهم ترین چیز اینه که ما باهمیم
من دیگه نمیخوام تنها باشم
من بهشون اعتماد ندارم ولی اگه تو میگی
که با این معامله ما برمیگردیم خونمون
جایی که قانون های خودمونو داریم، فکر میکنم ارزش ریسک کردن رو داشته باشه
خیلی خب
نظرت چیه منو ببری چند قدم اونور تر؟
اینجا روی یه لونه مورچه نشستم
بهش عادت میکنی
واو
همیشه فکر میکردم ما خیلی خوب باهم کنار اومدیم
چند نفر از افرادمو به کشتن دادی؟
اوه، مرسر
....فکر میکردم تا الان فهمیده باشی که
اونا افراد تو نیستن
بهتری بری سراغشون، سرباز
تو برمگیردی به کامن ولث
و محاکمه میشی
ببین پملا فقط ما دوتا اینجاییم الان
دست از تظاهر کردن بردار
تظاهر نیست، لنس
تو پاتو از گلیمت دراز تر کردی
ناموسا؟
قبلا بنظر نمیرسید که با نحوه
انجام کارهام مشکلی داشته باشی
ما راجع به گذشته صحبت نمیکنیم
"فقط "الان و تو الانمون رو خیلی بهم ریختی
...صبر کن - تو میتونی از این قضیه جون سالم بدر ببری - به شرطی که کارها رو درست انجام بدی
ولی دورانت توی کامن ولث به سر رسیده
به سر رسیده؟
بعد از بعداز همه این سالها
بعد از همه خدماتی که بهت دادم
اوه، بس کن تو بیشتر از هرچیز
و هرکسی !به خودت خدمت کردی
همیشه سخت در تلاش بودی که اثبات کنی دنیا اشتباه میکنه
تو از دیدنش سر باز میزدی
ولی من واسه خودم، کسی شدم
تو فقط یه پسر کوچولوی عصبی متوهمی لنس
سعی میکنی بازیو ببری ولی خیلی احمقی که بفهمی
که تو هیچ وقت بازیکن این بازی نبودی
تو هنوزم به من احتیاج داری
...اگه اتفاقی برای من بیفته
...متحدای جدی کامن ولث
... یک سری عوامل ثبات جدی
احتمال زیاد برات دردسر میشن
پملا،هر بازی ای که تو داری بازی میکنی
من خیلی توش واردم
لنس هورنزبی از موقعیتش سوء استفاده کرد
و مسبب رنج و عذاب ناگفتنی ای برای دیگران شد
اما به لطف
کمک دوستان و متحدان
و نیروهای مسلح فداکارمون اون نتونست قسر در بره
...و من به همه شما قول میدم که عدالت رو اجرا میکنم
اون خیلی خوب و بی نقص اجرا کرد
هورنزبی محاکمه میشه سباستین در میره
فردا روز موسسانه
فرصتی خوب برای جامعمون که دور هم جمع بشیم و چیزی
که کامن ولث رو به یک مکان عالی تبدیل میکنه رو جشن بگیریم
مردمش
و ما جشن میگیریم
ما فراموش نمیکنیم اما از پسش برمیایم
چون ما کامن ولث هستیم
شاید چیزای بیشتری هست که بتونیم انجام بدیم
مردمت دارن اینجارو ترک میکنن
این دیگه مشکل تو نیست
هی
من هنوز اینجام
میدونم،ممنونم
هیچ وقت به تغییر مکان فکر کردی؟
تو خونتو به من نشون دادی، منم میتونم خونه خودمو نشونت بدم
...شاید یه روزی
ولی هنوز نه
الان باید مطمئن بشیم که اوضاع توی اوشن ساید، رو به راهه
من سیدنی و ریچل رو میذارم توی برنامه هام
تا ببینیم چی نیاز دارن
یکم طول میکشه تا همه آماده بشن
و همه وسایل رو سر جمع کنیم
اول میریم الکساندریا
اوضاعش از هیلتاپ بهتره
اونجا میبینیمت، مراقب خودت باش
مطمئنی میخوای بری؟
آره آره، مشکلی نیست
من که چندهفته تو راه بودم، حالا چند هفته دیگه هم روش، هوم؟
سلام - سلام -
امم، همه بسته ها آمادن من میرم یکم آب برای خودمون برمیدارم، باشه؟
باشه،مرسی
که چند هفته دیگه هم روش، آره؟
شرمنده
نمیخواد شرمنده باشی
...نه، من فقط
هنری
میدونی، من اونو فراموش نکردم
فقط...نمیدونم
هرجایی که تونستی شادی رو بدست بیاری، !خب بدستش بیار
هیچ وقت هم بابتش شرمنده نباش
باشه؟
باشه
تو خوبی؟
آره
آره،فکر کنم خوبم
...من هرگز،اممم
هیچ وقت بابت اینکه نجاتش دادی ازت تشکر نکردم
من هیچ وقت بابت اینکه نجاتم دادی تشکر نکردم
مجبور هم نیستیم، فقط انجامش میدیم
آره
خیلی خب،بیا بغلم ببینم
اون بیرون مراقب خودت باش، باشه؟
تو هم همینطور
قبل از اینکه بفهمی برمیگردیم
مشکلی نیست
بیا،این مال توئه
من نمیخوامش
خیلی خب
مامانم راجع به روزی که شمشیرشو
برای همیشه روی دیوار آویزون کرد باهام صحبت کرده
نه که کاملا در امان بوده باشیم،
ولی انقدری امن بودیم که دیگه لازمش نداشته باشه
اگه من اینو نگه دارم، اوضاع برمیگرده به همون روالی که قبلا بود
درحالی که باید بهتر باشن
وقتی برگردیم خونه اوضاع خوب میشه
چطوری؟
خونه هنوزم درب و داغونه
و بقیه کسایی که اینجائن چی؟
نباید بمونیم و کمکشون کنیم؟
این همون کاری نیست که تو و مامان و بابا توی الکساندریا
و هیلتاپ کردین؟
اون فرق داشت
!نداشت الان تنها تفاوتی که وجود داره
اینه که تو ترجیح میدی فرار کنی !تا اینکه بمونی و بجنگی
لعنت بهش
بسه
No comments yet. Be the first to leave one.