Marvel's Agents of S.H.I.E.L.D.

Marvel's Agents of S.H.I.E.L.D.

Download Farsi Persian Subtitle

Season 6

Release info

Marvels Agents of S H I E L D S06E08 WEBRip x264-ION10
Marvels Agents of S H I E L D S06E08 WEB H264-MEMENTO
Marvels Agents of S H I E L D S06E08 iNTERNAL 720p WEB h264-BAMBOOZLE
Marvels Agents of S H I E L D S06E08 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-T6D
Marvels Agents of S H I E L D S06E08 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-T6D
Marvels Agents of S H I E L D S06E08 720p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-T6D
Marvels Agents of S H I E L D S06E08 1080p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-T6D
A Commentary by Hitman007
██ H1tmaNامـیـر ██

Tags

web
TS
720p
720
webrip
x264
BRip
Web-DL
web-dl
WEB-DL
1080
Published on: 2019-07-08
Downloads: 40
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫آنچه در «ماموران شیلد» گذشت...

‫- اسم شما؟ ‫- آیزل

‫دانش شما شاید برای چیزی که ‫دنبالش می‌گردم عالی باشه.

‫دانش ما بیشتر بر مبنای زمین ـه

‫فکر کردید شانسی بوده که جون ‫دوتا زمینی رو نجات دادم؟

‫منظورت اینه که...

‫داری میری به زمین؟

‫ما داریم میریم به زمین.

‫ما ردیابت رو به کار انداختیم

‫دو تا شرایک که به سمت همدیگه ‫در حرکت بودن گرفتیم.

‫وای. دو تا همزمان؟ ‫به نظر میاد زرنگ‌تر از من بودید.

‫این یاروها، به محض اینکه کنار هم قرارشون دادیم

‫شروع به لرزیدن و جیغ زدن کردن.

‫امکان نداره محفظه دووم بیاره.

‫و اگه خارج بشه، ممکنه هواپیما رو از دست بدیم!

‫- چی می‌خوای؟ ‫- افرادم و کامیونم

‫قبوله! حالا چیکار کنیم؟

‫سرما... اونا نمی‌تونن ازش جون سالم در ببرن.

‫زفر در امانه. داریم میایم خونه.

‫حس راحتی نکن. یه عالمه موجود دیگه مثل

‫اون دوتا اون بیرون هست، و خالق‌شون ‫داره میاد.

ترجمه از امـیـر سـتـارزاده Am1Я H1tmaN

‫جواب نمیده.

‫دارم بهت میگم، این آهن قراضه

‫از یه پرش بلند جون سالم به در نمی‌بره.

‫شما... همه‌مونو تبدیل به غبار فضایی می‌کنید.

‫فیتز، درست میگه؟ تو ‫مدتی در این سفینه کار کردی.

‫آره. خطراتی وجود داره. درست میگه.

‫ولی...

‫این سفینه محکم ـه

‫از دو تا طوفان خورشیدی «کاربونا» ‫جون سالم به در برده.

‫پس اگه بخوام شرط ببندم

‫میگم که احتمالش 50 50 ـه.

‫به قدر کافی خوبه. ‫آماده پریدن بشید.

‫چی!؟ این احتمال افتضاحه!

‫دارید اشتباه بزرگی می‌کنید!

‫از اتاق کنترل من برید بیرون.

‫احتمالات زیاد خوب نیستن.

‫آره خب...

‫هیچ وقت خوب نیستن، مگه نه؟

‫خب...

‫می‌تونیم تاس بندازیم و امیدوار ‫باشیم بهترین نتیجه در بیاد

‫یا می‌تونیم بقیه عمرمون رو حین فرار صرف کنیم

‫سال‌های نوری دور از خانه.

‫خب...

‫من با تو هرجا که باشم خوشحالم.

‫ولی از فضا حالم به هم می‌خوره.

‫از اینجا ببرمون.

‫خونه

مأموران شیلد فصل ششم، قسمت هشتم «مسیر برخورد - بخش اول» 98/04/15

‫اگه بیخیال تلف کردن وقت من نشید ‫سیاره‌تون رو از دست میدید.

‫تو می‌خوای اینطور فکر کنیم.

‫ما یه قراری داشتیم، مک.

‫کامیون و افرادم. همین الان

‫به دستشون میاری.

‫ولی اول، باید بدونم نقشه‌ات چیه.

‫نقشه من اینه که متوقفش کنم.

‫پایان دنیا؟ آره، برامون پیش اومده، ‫انجامش هم دادیم.

‫چطور اون موجودات شرایک، ‫می‌تونن یه سیاره کامل رو نابود کنن؟

‫اگه بخوان اینکارو بکنن، باید ‫همه چیز رو آلوده کنن.

‫اگه به قدر کافی ازشون باشه، اینکارو می‌کنن

‫دارن راه رو برای خالق‌شون باز می‌کنن.

‫دیدید که در سیاره کرونیکا-2 چه اتفاقی افتاد.

‫علتش این بود که ما دیر به اونجا رسیدیم.

‫کلیدا. دیگه درخواست نمی‌کنم.

‫متاسفم. من با ابهامات زیاد راحت نیستم.

‫وقتی جوابامو گرفتم کلیداتو می‌گیری

‫حالا نشون‌مون بده.

‫شرایک‌ها... میزبانان‌شون دارن در ‫این موقعیت دور هم جمع میشن.

‫اینجا جایی‌ـه که هیولا ظاهر میشه.

‫وقتی اومد، باید اونجا باشم.

‫- یه هیولا؟ ‫- وقتی ظاهر بشه چه اتفاقی میوفته؟

‫می‌کشمش.

‫کلیدا

‫حالا افرادم

‫ماموران «می» و «جانسون» همراهت میان.

‫- گفتم افراد خودم ‫- الان اونا افرادت هستن

‫می‌تونی فقط یکی از افرادت رو داشته باشی.

‫فراموشش کن

‫معامله بی معامله

‫همینجا می‌مونم و مُردن ‫سیاره‌تون رو تماشا می‌کنم.

‫چه بهتر، ولی فکر نمی‌کنم

‫این همه راه اومده باشی تا دوباره شکست بخوری.

‫- دو تا بهم بده ‫- یکی گیرت میاد

‫بقیه‌ اینجا می‌مونن.

‫تا چه مدت قراره اینکارو انجام بدیم؟

‫من به یه ضمانت احتیاج دارم، چون کاملا مطمئنم

‫حاضر هستی یه نفرو جا بذاری، ‫ولی نه دو تا رو.

‫- ضمانت؟ ‫- آره، تا ضمانت کنه که برمی‌گردی

‫و وقتی این قضیه تموم شد

‫من و تو یه مکالمه خیلی واضح خواهیم داشت

‫در رابطه با اینکه کی هستی و از کجا اومدی.

‫حالا یکیشونو انتخاب کن.

‫یه کار مفید انجام بدید.

‫من اونو برمی‌دارم.

‫نه، حالا که فکرشو می‌کنم،

‫فقط سد راهمون نشید و ‫به هیچی دست نزنید.

‫شما دوتا...

‫بیرون!

‫ما ترتیبشو میدیم.

‫خب...

‫قراره باهم کنار بیایم؟

‫تو رئیس هستی. ‫ما فقط اینجاییم که کمک کنیم.

‫خیلی‌خب باشه، می‌دونم تو چیکار می‌کنی.

‫تو از اونایی هستی که مصمم و استوار هستی

‫و بعد بقیه رو بی‌احساس کتک می‌زنی.

‫- تو چطور؟ ‫- من یه هکر هستم.

‫مثلا... اعضای بدن رو قطع می‌کنی؟ ‫(هک کردن به معنای بریدن هم هست)

‫بقیه رو تیکه تیکه می‌کنی؟

‫نه. من کامپیوترها رو هک می‌کنم.

‫یعنی می‌دونم چطور عمل می‌کنن.

‫خب، توی این ماموریت، این قابلیت ‫اصلاً به هیچ دردی نمی‌خوره.

‫می‌تونی با اسلحه‌ها کار کنی؟ ‫توی جنگیدن خوب هستی؟

‫می‌تونم... از پس خودم بر بیام.

‫آماده رفتن شدید؟

‫هر چیزی که خواسته بودی بدست آوردی.

‫فقط یه چیز دیگه می‌خوام. ‫تو از کامیونم بری بیرون.

‫خب...

‫رئیس تویی.

‫مدام اینو می‌شنوم، ولی واقعا اینطوره؟

‫دیگه بیشتر از این غافلگیری نمی‌خوام.

‫این ماموریت به مخفی‌کاری بستگی داره.

‫ما در پایگاه می‌مونیم. بهت قول میدم.

‫ولی در اون حین، ‫در حالت آماده باش می‌مونیم

‫- تا اگه بهمون نیاز داشتید پرواز کنیم. ‫- نیاز پیدا نمی‌کنم، ولی...

‫لعنت بهش!

‫به همین دلیل به افراد خودم نیاز دارم.

‫پکس تنها کسی‌ـه که می‌تونه اینو درست کنه.

‫خب، خودت اسنوفلیک رو انتخاب کردی. ‫حالا اون چی هست؟

‫طراحی شده که شرایک‌ها رو دور نگه داره.

‫یه موج صوتی منتشر می‌کنه.

‫تعادلشون رو بهم می‌زنه. ‫گیج‌شون می‌کنه.

‫- دافعِ شرایک؟ ‫- هرچی دوست داری صداش کن

‫ولی بدون این، از همه طرف دوره‌مون می‌کنن.

‫به پکس نیاز دارم.

‫یکی رو می‌شناسم که می‌تونه درستش کنه.

‫نه نه نه نه نه!

‫من با دوقلوی شیطانی کولسن هیچ جا نمیرم.

‫ما بهت نیاز داریم، دیک.

‫همینطور کارمندام، اعضای هیئت مدیره‌ام

‫ماساژورم... اینا همه به من نیاز دارن.

‫خیلی خب، پس کمکمون کن نجاتشون بدیم.

‫چون اگه این قضیه ختم به خیر نشه، ‫همه‌مون می‌میریم.

‫می‌دونی، شماها مثل...

‫مثل آهن‌ربای روز رستاخیز هستید

‫که فقط تمام انرژی منفی رو جذب می‌کنید

‫و به این دلیله که ارتعاشات‌تون خراب هستن.

‫می‌دونی، من یه کاهن دارم

‫احتمالا بتونه برای بعضی از اینا کمکتون کنه.

‫عضله پشتم یکم درد داشت...

‫بس کن...

‫خواهش می‌کنم فقط... تمومش کن.

‫قضیه از این قراره

‫تو این ماموریت رو میری، منم در رابطه با

‫اینکه چرا سهامدار شدم سکوت می‌کنم.

‫فکر نکردی که در اون باره جدی گفتم، مگه نه؟

‫البته که فکر کردم جدی گفتی.

‫2 درصد از شرکتت

‫و منم دهنم رو درمورد چیزی که داخل

‫دنیای مجازی منحرفت دیدم ...

‫بسته نگه می‌دارم.

‫خیلی خب مک، اصلا نمی‌خوام ناامیدت کنم

‫ولی چیزی که تو دیدی، فقط یه نقص طراحی بود.

‫خیلی خب پس گمونم مشکلی ‫نداشته باشی نشونش بدم.

‫خب، می‌دونی، شاید بتونم یه لطفی بهت بکنم.

‫من... میدونی... میرم.

‫نه مشکلی نیست. یکی دیگه رو پیدا می‌کنم.

‫نه نه نه! 5 درصد از شرکتم رو بهت میدم

‫10 درصد و دیگه تکنولوژی شیلد رو نمی‌دزدی.

‫این... اخاذی ـه

‫و ... باحال نیست!

‫10 درصد

‫ای احمق

‫اصلا می‌دونی اون چقدر پوله؟

‫و حالا باید به یه ماموریت انتحاری هم بری.

‫باید اون کاهن رو اخراج کنم.

‫هوی! چیکار داری می‌کنی؟

‫به نظر میاد روح زیبایی داری!

‫شرط می‌بندم می‌درخشه

‫می‌خوام بیرون ریختنش رو ببینم.

‫ممنونم

‫اسنو، دستتو بکش.

‫آماده رفتن شو

‫به جایی رسیدی؟

‫آره. نه. نهایتاً تا دو ساعت دیگه ‫این به درد نخور رو تعمیرش می‌کنم.

‫امیدوارم حق با تو باشه.

‫تو. هکر. همراه من بیا.

‫من همینجا راحتم.

‫اون جلو یه جفت چشم اضافی دیگه لازم دارم.

‫آقای وراج سرش شلوغه و آخرین باری ‫که خانم خوش خنده اون جلو بود،

‫سعی کرد منو بکشه، پس...

‫اون جزو افراد اصلی‌ـته. اونو ببر.

‫اسنوفلیک همینجا می‌مونه.

‫شما به من اعتماد ندارید ‫منم به شما اعتماد ندارم.

‫پس، جلو بگیر بشین

‫یا به رئیس‌ت بگو یه آدم به درد بخور برام بفرسته.

‫دهن بسته، چشما به جاده ‫همینطوری به خوبی باهم کنار میایم.

‫داریم حرکت می‌کنیم.

‫زمان تخمینی رسیدن به نقطه یاد شده ‫17 ساعت و 53 دقیقه

‫با ما تماس نگیرید. ‫ما باهاتون تماس می‌گیریم.

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left