The first 200 lines.
آنچه در «ماموران شیلد» گذشت...
- اسم شما؟ - آیزل
دانش شما شاید برای چیزی که دنبالش میگردم عالی باشه.
دانش ما بیشتر بر مبنای زمین ـه
فکر کردید شانسی بوده که جون دوتا زمینی رو نجات دادم؟
منظورت اینه که...
داری میری به زمین؟
ما داریم میریم به زمین.
ما ردیابت رو به کار انداختیم
دو تا شرایک که به سمت همدیگه در حرکت بودن گرفتیم.
وای. دو تا همزمان؟ به نظر میاد زرنگتر از من بودید.
این یاروها، به محض اینکه کنار هم قرارشون دادیم
شروع به لرزیدن و جیغ زدن کردن.
امکان نداره محفظه دووم بیاره.
و اگه خارج بشه، ممکنه هواپیما رو از دست بدیم!
- چی میخوای؟ - افرادم و کامیونم
قبوله! حالا چیکار کنیم؟
سرما... اونا نمیتونن ازش جون سالم در ببرن.
زفر در امانه. داریم میایم خونه.
حس راحتی نکن. یه عالمه موجود دیگه مثل
اون دوتا اون بیرون هست، و خالقشون داره میاد.
ترجمه از امـیـر سـتـارزاده Am1Я H1tmaN
جواب نمیده.
دارم بهت میگم، این آهن قراضه
از یه پرش بلند جون سالم به در نمیبره.
شما... همهمونو تبدیل به غبار فضایی میکنید.
فیتز، درست میگه؟ تو مدتی در این سفینه کار کردی.
آره. خطراتی وجود داره. درست میگه.
ولی...
این سفینه محکم ـه
از دو تا طوفان خورشیدی «کاربونا» جون سالم به در برده.
پس اگه بخوام شرط ببندم
میگم که احتمالش 50 50 ـه.
به قدر کافی خوبه. آماده پریدن بشید.
چی!؟ این احتمال افتضاحه!
دارید اشتباه بزرگی میکنید!
از اتاق کنترل من برید بیرون.
احتمالات زیاد خوب نیستن.
آره خب...
هیچ وقت خوب نیستن، مگه نه؟
خب...
میتونیم تاس بندازیم و امیدوار باشیم بهترین نتیجه در بیاد
یا میتونیم بقیه عمرمون رو حین فرار صرف کنیم
سالهای نوری دور از خانه.
خب...
من با تو هرجا که باشم خوشحالم.
ولی از فضا حالم به هم میخوره.
از اینجا ببرمون.
خونه
مأموران شیلد فصل ششم، قسمت هشتم «مسیر برخورد - بخش اول» 98/04/15
اگه بیخیال تلف کردن وقت من نشید سیارهتون رو از دست میدید.
تو میخوای اینطور فکر کنیم.
ما یه قراری داشتیم، مک.
کامیون و افرادم. همین الان
به دستشون میاری.
ولی اول، باید بدونم نقشهات چیه.
نقشه من اینه که متوقفش کنم.
پایان دنیا؟ آره، برامون پیش اومده، انجامش هم دادیم.
چطور اون موجودات شرایک، میتونن یه سیاره کامل رو نابود کنن؟
اگه بخوان اینکارو بکنن، باید همه چیز رو آلوده کنن.
اگه به قدر کافی ازشون باشه، اینکارو میکنن
دارن راه رو برای خالقشون باز میکنن.
دیدید که در سیاره کرونیکا-2 چه اتفاقی افتاد.
علتش این بود که ما دیر به اونجا رسیدیم.
کلیدا. دیگه درخواست نمیکنم.
متاسفم. من با ابهامات زیاد راحت نیستم.
وقتی جوابامو گرفتم کلیداتو میگیری
حالا نشونمون بده.
شرایکها... میزبانانشون دارن در این موقعیت دور هم جمع میشن.
اینجا جاییـه که هیولا ظاهر میشه.
وقتی اومد، باید اونجا باشم.
- یه هیولا؟ - وقتی ظاهر بشه چه اتفاقی میوفته؟
میکشمش.
کلیدا
حالا افرادم
ماموران «می» و «جانسون» همراهت میان.
- گفتم افراد خودم - الان اونا افرادت هستن
میتونی فقط یکی از افرادت رو داشته باشی.
فراموشش کن
معامله بی معامله
همینجا میمونم و مُردن سیارهتون رو تماشا میکنم.
چه بهتر، ولی فکر نمیکنم
این همه راه اومده باشی تا دوباره شکست بخوری.
- دو تا بهم بده - یکی گیرت میاد
بقیه اینجا میمونن.
تا چه مدت قراره اینکارو انجام بدیم؟
من به یه ضمانت احتیاج دارم، چون کاملا مطمئنم
حاضر هستی یه نفرو جا بذاری، ولی نه دو تا رو.
- ضمانت؟ - آره، تا ضمانت کنه که برمیگردی
و وقتی این قضیه تموم شد
من و تو یه مکالمه خیلی واضح خواهیم داشت
در رابطه با اینکه کی هستی و از کجا اومدی.
حالا یکیشونو انتخاب کن.
یه کار مفید انجام بدید.
من اونو برمیدارم.
نه، حالا که فکرشو میکنم،
فقط سد راهمون نشید و به هیچی دست نزنید.
شما دوتا...
بیرون!
ما ترتیبشو میدیم.
خب...
قراره باهم کنار بیایم؟
تو رئیس هستی. ما فقط اینجاییم که کمک کنیم.
خیلیخب باشه، میدونم تو چیکار میکنی.
تو از اونایی هستی که مصمم و استوار هستی
و بعد بقیه رو بیاحساس کتک میزنی.
- تو چطور؟ - من یه هکر هستم.
مثلا... اعضای بدن رو قطع میکنی؟ (هک کردن به معنای بریدن هم هست)
بقیه رو تیکه تیکه میکنی؟
نه. من کامپیوترها رو هک میکنم.
یعنی میدونم چطور عمل میکنن.
خب، توی این ماموریت، این قابلیت اصلاً به هیچ دردی نمیخوره.
میتونی با اسلحهها کار کنی؟ توی جنگیدن خوب هستی؟
میتونم... از پس خودم بر بیام.
آماده رفتن شدید؟
هر چیزی که خواسته بودی بدست آوردی.
فقط یه چیز دیگه میخوام. تو از کامیونم بری بیرون.
خب...
رئیس تویی.
مدام اینو میشنوم، ولی واقعا اینطوره؟
دیگه بیشتر از این غافلگیری نمیخوام.
این ماموریت به مخفیکاری بستگی داره.
ما در پایگاه میمونیم. بهت قول میدم.
ولی در اون حین، در حالت آماده باش میمونیم
- تا اگه بهمون نیاز داشتید پرواز کنیم. - نیاز پیدا نمیکنم، ولی...
لعنت بهش!
به همین دلیل به افراد خودم نیاز دارم.
پکس تنها کسیـه که میتونه اینو درست کنه.
خب، خودت اسنوفلیک رو انتخاب کردی. حالا اون چی هست؟
طراحی شده که شرایکها رو دور نگه داره.
یه موج صوتی منتشر میکنه.
تعادلشون رو بهم میزنه. گیجشون میکنه.
- دافعِ شرایک؟ - هرچی دوست داری صداش کن
ولی بدون این، از همه طرف دورهمون میکنن.
به پکس نیاز دارم.
یکی رو میشناسم که میتونه درستش کنه.
نه نه نه نه نه!
من با دوقلوی شیطانی کولسن هیچ جا نمیرم.
ما بهت نیاز داریم، دیک.
همینطور کارمندام، اعضای هیئت مدیرهام
ماساژورم... اینا همه به من نیاز دارن.
خیلی خب، پس کمکمون کن نجاتشون بدیم.
چون اگه این قضیه ختم به خیر نشه، همهمون میمیریم.
میدونی، شماها مثل...
مثل آهنربای روز رستاخیز هستید
که فقط تمام انرژی منفی رو جذب میکنید
و به این دلیله که ارتعاشاتتون خراب هستن.
میدونی، من یه کاهن دارم
احتمالا بتونه برای بعضی از اینا کمکتون کنه.
عضله پشتم یکم درد داشت...
بس کن...
خواهش میکنم فقط... تمومش کن.
قضیه از این قراره
تو این ماموریت رو میری، منم در رابطه با
اینکه چرا سهامدار شدم سکوت میکنم.
فکر نکردی که در اون باره جدی گفتم، مگه نه؟
البته که فکر کردم جدی گفتی.
2 درصد از شرکتت
و منم دهنم رو درمورد چیزی که داخل
دنیای مجازی منحرفت دیدم ...
بسته نگه میدارم.
خیلی خب مک، اصلا نمیخوام ناامیدت کنم
ولی چیزی که تو دیدی، فقط یه نقص طراحی بود.
خیلی خب پس گمونم مشکلی نداشته باشی نشونش بدم.
خب، میدونی، شاید بتونم یه لطفی بهت بکنم.
من... میدونی... میرم.
نه مشکلی نیست. یکی دیگه رو پیدا میکنم.
نه نه نه! 5 درصد از شرکتم رو بهت میدم
10 درصد و دیگه تکنولوژی شیلد رو نمیدزدی.
این... اخاذی ـه
و ... باحال نیست!
10 درصد
ای احمق
اصلا میدونی اون چقدر پوله؟
و حالا باید به یه ماموریت انتحاری هم بری.
باید اون کاهن رو اخراج کنم.
هوی! چیکار داری میکنی؟
به نظر میاد روح زیبایی داری!
شرط میبندم میدرخشه
میخوام بیرون ریختنش رو ببینم.
ممنونم
اسنو، دستتو بکش.
آماده رفتن شو
به جایی رسیدی؟
آره. نه. نهایتاً تا دو ساعت دیگه این به درد نخور رو تعمیرش میکنم.
امیدوارم حق با تو باشه.
تو. هکر. همراه من بیا.
من همینجا راحتم.
اون جلو یه جفت چشم اضافی دیگه لازم دارم.
آقای وراج سرش شلوغه و آخرین باری که خانم خوش خنده اون جلو بود،
سعی کرد منو بکشه، پس...
اون جزو افراد اصلیـته. اونو ببر.
اسنوفلیک همینجا میمونه.
شما به من اعتماد ندارید منم به شما اعتماد ندارم.
پس، جلو بگیر بشین
یا به رئیست بگو یه آدم به درد بخور برام بفرسته.
دهن بسته، چشما به جاده همینطوری به خوبی باهم کنار میایم.
داریم حرکت میکنیم.
زمان تخمینی رسیدن به نقطه یاد شده 17 ساعت و 53 دقیقه
با ما تماس نگیرید. ما باهاتون تماس میگیریم.
No comments yet. Be the first to leave one.