The first 200 lines.
پس واسه چی اومدی؟
اگه نه برای پوله نه برای سکس پس واسه چی اومدی؟
امیدوار بودم
بتونم یه بار دیگه
ببینمت
میخواستم
یه بار دیگه چشمات رو ببینم
چشمام رو؟
چشمات
من رو یاد یکی که میشناختمش میندازه
اون کی بود؟
یکی که حالش خوش نبود
!کمک! کمک
کمکش کنم؟
یا نکنم؟
وایسا
یه زن
که تو چشماش
هیچ گرمایی وجود نداشت
...اون زن
تو رو میترسوند؟
نه برعکس
ترجمه و زیرنویس Mahboobe1994 Bahar336 Opus sUb TeaM
ازش خوشم میومد
فصل 2 زنی با کفشهای قرمز
بیمارستان روانی اوکِی
الان داری سعی میکنی احساساتیم کنی؟
من شبیه دختریام که تو خاطرات قشنگـته؟
من نگفتم اون خاطرات قشنگ بودن
هنوزم ازم خوشت میاد؟
زود نتیجهگیری نکن
اونا اصلا هم خاطرات خوبی نبودن
واقعاً؟
...ولی میدونی
خاطرات بد
بیشتر اینجا میمونن
هی، باورم نمیشه گذاشتی اونا !به همدیگه بربخورن
باید هرجوری شده بود جلوی مونیونگ رو میگرفتی
خانم کو سرزده پیداش شد
اون کِی تا حالا قبل از اومدن خبر داده؟
وای از دست تو
تو که نمیتونی پیشبینی کنی
باید به هر قیمتی شده بود جلوشون رو میگرفتی
!وای از دست تو موندم اصلاً واسه چی دارم بهت حقوق میدم؟
خیلی دلم میخواد یه بار یه مشت بهش بزنم
برو به آقای لی بگو درک میکنم
که کارش میتونه چقدر سخت باشه
چی؟
ولی لازم نیست به خاطر من انقدر زحمت بکشه
بهش بگو دیگه بهم زنگ نزنه
ای وای
چقدر دیر کردم نه؟ امان از دست این ترافیک
نظرت درباره یه گپ با یه شربت شیرین چیه؟
نه، لازم نیست
اوه به این زودی داری میری؟
باید از خانم کو امضا بگیری
امضا؟
...نه چیزه - خودت اون موقع ازم خواستی -
ازشون برات امضا بگیرم
اون داستان سر هم کردنا درباره چشمام
و اون دختره تو خاطراتت
همهش به خاطر امضا گرفتن بود؟
نه
نه دنبال امضا بودی نه سکس
پس چیزی که میخواستی امضا بود
گفتم که نه
وای چه باحال
به این میگن یه دیدار با طرفداران
...چرا نمیای بریم با هم از اینا - بهت میدم -
امضا
این کتاب جدیدمه، تازه چاپ شده
خیلی خب
اسم؟
اسم؟
...مون
سانگته
سانگته کیه؟ خواهرزادهـته؟
نه برادرمه
آها پس برادرت طرفدار ایشونـه
آره، خُرد و بزرگ طرفدار مونیونگ مان
تا دلت بخواد طرفدار داره
تبریک میگم
...اینا رو - بیا -
بچه زامبی
خداحافظ
بعداً میبینمت
فکر نکنم
باید این رو قبول میکرد
!آقای مون
جناب مون
آقای مون یه دقیقه صبر کن
...ای بابا فقط یه دقیقه
آخ ببخشید
واقعاً به خاطر اتفاقی که افتاد متاسفم
لطفاً این رو قبول کنید
پنجاه هزار وُن
این واسه من خیلی زیاده
خب میتونی با دور و بریات تقسیمش کنی
آها - بله -
که تقسیمش کنم، ها؟
!اوه، اوه! هی! هی
!هی، نه... هی
هی
من به این احتیاجی ندارم
پس دیگه دنبالم نیا
ولی... وایسا
تو ده سالی دارم که گندکاریهای مونیونگ رو پاک میکنم
تا حالا ندیده بودم کسی دست رد به سینه پول بزنه
چه عجیب
وای، حس خوبی بهش ندارم
یعنی باید دو بسته بهش میدادم؟
خوشگله
میخوامش
میخوامش
میخوامش
من رو خواسته بودین؟
اون روز گفتی یه شغل درست و حسابی میخوای، درسته؟
بله، هرکاری بگین میکنم
درباره اون مردی که رفت اطلاعات میخوام
بله؟ - ،اگه به آقای لی بگی -
زبونت رو از حلقت میکشم بیرون پس به نفعته که بین خودمون بمونه
بچه زامبی جدیدترین کتاب کو مونیونگ، به زودی
بچه زامبی
جهسو
آره، داریم غذا میخوریم
هی، این صاحبخونهت امروز صبح زود یه سر اومد من رو شست گذاشت کنار دیوار و رفت
قاشقت دهنیه نزن تو اون
حال به مزن قاشقت دهنیه
وقتی سرفه میکنی جلو دهنت رو بگیر
از اینکه ویروس بگیری که بهتره
آره حالش خیلی خوبه
منظورم تا الانه
هی صبح به اون زودی کجا رفتی؟ رانندهای چیزی شدی؟
چی؟ کو مونیونگ؟
واسه امضا گرفتن؟
باشه خدافظ
گرفته
!وای، صبر کن. وایسا
وایسا میگم. نمیشه قبل از رفتن غذامون رو تموم کنیم؟
!هی! هی
سانگته عزیز. امیدوارم بتونی به مهمونی ناهار کتابم بیای
هم میتونی امضا بگیری هم عکس
با هم بهمون خوش میگذره
مونیونگ منتظرته
!چشمک
اًه این دختره چشه؟
خرده فروشی برای اجاره
چی؟ کجا برم؟
...خب
من باید وسایلم رو جمع کنم
...و برم صاحبخونهم رو راضی کنم و
یه لباسی میخوام که مثل دانشجوهای آکسفورد
باهوش نشونم بده
تازه باید همه کارهای پاره وقتم هم تموم کنم
چرا انقدر آسمون ریسمون میبافی؟ یه راست برو سر اصل مطلب
منظورت اینه که من سانگته رو ببرم
به مراسم امضای کتاب اون زنه؟
آره
گرفتم زمان و مکانش رو برام اساماس کن
ممنون جهسو
حالا من رو بیشتر دوست داری یا سانگته رو؟
چقدر تو خجالتی هستی !بامزهی بانمک
!خوش اومدید
جوری
بازم مغازه مرغ سوخاری؟
انقدر خوشحالی؟
!سانگته عزیز"
امیدوارم بتونی به مراسم ناهار کتابم بیای
...امضا
هم میتونی امضا بگیری هم عکس
با هم بهمون خوش میگذره
"!مونیونگ منتظرته. چشمک
!سانگته عزیز!" بله"
خیلی خب، دانشجوی آکسفورد
وای چقدر بهم میاد
سانگته این رو بپوش
هوم، این باحاله
...باحاله
ولی قیافهم رو چیکار کنم که باحال بشه؟
قیافه باحال
قیافه باحال
قیافه باحال
آبجوی شما - ...خب -
امشب باید برگردم واسه همین نمیتونم بخورم
پس نوشابه میارم - آره نوشابه میخورم -
نوشابهی شما
شنیدم منتقل شدی به یه بیمارستان تو حومه شهر
آره
خرده فروشی برای اجاره
بازم داری جابهجا میشی؟
خب میدونی، دوست ندارم یه جا پابند بشم
من شبیه آخرین خانه به دوش این کشورم
راستی... اوضاع و احوال خوبه؟
آره میبینی که
...نه منظورم
گانگته است
آره، خوبه سرش گرم کار کردنه
زخم شد؟
نه - آروم بابا -
با بیشتر کار کردن حقوقت که بالاتر نمیره
No comments yet. Be the first to leave one.