The first 200 lines.
.اساس تجارت .اساس --- تجارت
.روانی" جزیی از کلمه است" .زیرش رو خط کشیدم
.چون اگه بهتون خوش نگذره،روانیاید
.باید ازش لذت ببرید
.کلمه"سرگرمی" هم توشه
!آره،راست میگه
!درسته
!برو بیرون- .میدونم ،میدونم-
.آره،خب، همش با یه دست دادن شروع میشه
.ولی نمیتونین یه راست برین سراغ فروش .باید سر صحبت رو باز کنین
چه موضوعاتی رو برای باز کردن سر صحبت میتونین استفاده کنین؟
.گلف،بورس،دیو متیوس
آره،دیگه چی؟
،چیزهای کوچیک،مثل نخود فرنگی .خرده فروشی سهام،پول خورد
.نه
.آخر هفته- !آره! خوبه-
.بیا بالا،"مردیت"،بیا اینجا .بیا یه کاری انجام بدیم
.مردیت" و من،تازه شروع کردیم به مذاکره"
:و من میگم ،خب مردیت"
"آخر هفتهت چطور بود؟" "چی کار کردی؟"
خب،وقتی پسرم داشت روی قسمت بالایی .دستشویی میرید،مُچش رو گرفتم
.خیلی خب- ."بهش میگفت "دکور ِ بالایی-
.خیلی خب،خیلی خب !خدایا
،با چیزهایی که شما از کاسبی نمیدونین .میتونم یه کتاب بنویسم
.خب بنویس- چی رو؟-
.یه کتاب بنویس
.اساس تجارت" نوشته مایکل اسکات"
.بیشتر از یه میلیارد فروش
،بیشتر از انجیل !تعجبی نکردم
....بخش اول،تاجر
"اداره" قسمت پنجم فصل ششم
:مترجم سینارجبی.........................King_Sina
.آقای "گراتی"،ایشون "مایکل اسکات" هستن
.باید با ایشون صحبت کنین
.سلام.شرمنده یه لحظه
.ارین"،تو باید دروازه بان باشی"
میدونی چقدر زمان من ارزشمنده؟
:توی برنامه کاریت نوشته ".از ساعت 9 تا ظهر،تفکر خلاق "
.گفتم شاید اینم جزیی از همین باشه
میدونی تفکر خلاق چطور کار میکنه؟
.خیلی خب،باشه،بعد از ظهرم رو کنسل کن
.کاری برای بعدازظهر نداری .نوشته فضای خالی
.تا فردا صبح بزن آزاد
!سلام.شرمنده،چه روزیه .مثل سوسیس آبپز میشی
بیا داخل اتاق کنفرانس تا بهتون .سوسیس آماده نشون بدم
.به عنوان مدیر یه تجارت،شما خیلی غرور دارین
.هممم
.ولی همچنین خیلی هم مسئولیت دارین
.آره
.... شاید بیشتر از مقداری که لازمه اطمینان پیدا کنین
،که کاسبی بزرگ یا کوچیک شما،در موقع ضرر،امن باشه .نیاز داشته باشه
.باشه
....هیچی توهین آمیزتر برای یه فروشنده بزرگ نیست
.که به یه فروشنده بد گوش کنه
....مثل یه بسکتبالیست بزرگ میمونه
.که به یه بسکتبالیست بد گوش کنه
.جیم رفته ماه عسل
.منم دفترش رو قرض گرفتم که توش برم بگوزم
!بعد یه روز رفتم داخل و همونجا موندم
.چون اینجا فوقالعاده است .احساس خونه رو به آدم میده
.حتی از خونه منم بهتره .خونه خودم ریده
چی فکر میکنی؟
.فکر میکنم درست میگی
.قطعاً مشکوک به نظر میرسه
.و نسل ِ جنوبِ ایتالیایی ـش،شک رو بیشتر میکنه
خدایی نکرده،اگه توی انبارتون !آتیش سوزی راه بیافته
!آره!آره! قطعاً ! اگه اون همه کاغذ بسوزه
.آره،اگه کامیون از جاده خارج بشه،تلفات داره
.آره،میفهمم چی میگی.کامیون
.تو بازم از من خبردار میشی آقای اسکات
...باشه،خب
!من میتونم خیلی خیلی قانع کننده باشم
!زیاد زور نزن
.خیلی خب
میبینین مردم؟
توی چه دنیای غیر قابل پیش بینی ای زندگی میکنیم،نه؟
.ممنون
اونجا چه اتفاقی افتاد؟- .هیچی-
غیر از اینکه خدارو شاکرم .که فروشنده کاغذم
تهدیدت کرد؟
!نه،دوایت،همه چیز که تهدید نیستش
!مافیا،تهدیده
!چیزی به اسم هیولا وجود نداره
!ماشین شاسی بلند سوار میشه- !میدونستم-
،صندوق عقبش بزرگتره .یا بهتره بگم جا واسه جسد بیشتر داره
،خیلی خب بچه ها،منم شاسی بلند میرونم یعنی منم مافیا اَم؟
!نه،تنها این نه،ولی به همه شواهد نگاه کن
!شبیه مافیا هم هست
وایسا بینم ! ازکِی داریم در مورد مافیا صحبت میکنیم؟
.یارو میخواست بهم بیمه بفروشه
.همه مافیا ها یه پوششش دارن
.بعضی وقتها دارن بیمه میفروشن
.بعضی وقتها بازیافتن،یا سازمان بهداشت
.محض اطلاع،همه ایتالیایی آمریکایی ها توی مافیا نیستن
.فکر کنم به نظر فقط میخواست بهم بیمه بفروشه
"!آره، " یا بیمه منو میخری یا انبارت رو آتیش میزنم
.دقیقاً
!در مورد آتیش توی انبار صحبت کردش
همچنین خیلی مبهم هم منو تهدید !به سرطان پروستات کرد
خیلی خب،دیگه کی اینجاست؟
.پَم و جیم توی ماه عسل اَن
.پس اون تساوی همیشگی بین عاقل ها و بقیه وجود نداره
.توبی،از ماه جوئن،بالاخونه رو اجاره داده
.زمان خیلی بحرانی ایه .اتحاد برای دلایل خیلی ضعیف شده
اسکار گفت من بالاخونه رو اجاره دادم،آره؟
!ها
!این خیلی بده- !خیلی خب،هی هی هی هی-
!آروم باشین! آروم باشین
،رایان،تو توی نیویورک زندگی کردی چی فکر میکنی؟
.خب،اول از همه چیزی به اسم مافیا وجود نداره
.خیلی خب،چیزی که داریم خانواده های بخصوص اند
فامیل یارو چیه؟
.گراتی
....وای نه.این
چی؟چی؟
!جان گاتی" احمق جون"
!یه اسم کاملاً متفاوته
!که گیر نیافته
!خیلی شبیهه
چی دارین میگین؟
کدوم مافیایی فامیلش رو از "گاتی" تغییر میده به گراتی؟ !اینکه ضعیفش میکنه
بین "R" نه،من مخالفم. حرف .تهدید آمیز ترین صداهاست
!بخاطر همین بهش میگن قتل! نه متل
.خیلی خب،خیلی کلمه و حرف توی جمله بکار بردین
.در اتاقت رو قفل کن
!در اتاقم رو قفل نمیکنم
بله؟- .جیم،اسکارم-
.خیلی شرمنده اَم که توی ماه عسلت بهت زنگ زدم
اسکار،چه خبر شده؟
.مایکل فکر میکنه مافیا تهدیدش کرده
.نمیدونم معمولاً باید چیکارش کنم
....ما الان توی پورتوریکوـیم.پس
.سلام اسکار.پَم اَم.سلام
.ما توی ماه عسلیم
.پَم،ببخشید
....جز اینکه اگه کسی که بهمون خیلی نزدیکه
،توی خطر فیزیکی باشه...
.نباید بهمون زنگ بزنی
.راست میگی.راست میگی
.خیلی خب.باشه.خداحافظ
.ازطرف گراتی ـه .داره دنبالمون میکنه
هنوز هیچی نشده؟
!این یارو خیلی سیریشه
....خیلی خب، "من احساس میکنم که تو پشیمون میشی
که این فرصت طلایی برای حضور در تجارت .رو از دست بدی
.خیلی بده.خیلی بده- .آره،آره-
انتخابهام چی اَن؟ .... ندیده بگیرمش؟ یا
.آره،درسته !شنیدی که چی گفت
.... انبارمون رو آتیش میزنه
یا یکی از کامیون هامون رو .از جاده خارج میکنه
.خیلی خب،زنگ میزنم پلیس
.این احمقانه ترین کاریه که الان میتونی انجام بدی
.نه،راست میگه .پلیسها هیچ کاری نمیتونن بکنن
.مگه اینکه جنایتی گزارش شده باشه
.خیلی خب- ،نه تنها این-
،اگه بفهمن خبرچینی کردی
!سر قطع شده یه اسب رو میزارن توی تخت خوابت
میدونی چیه؟ .از این خبرا نیستش
.اغراق میکنی- .این جوری میشه-
الان باید چیکار کنم؟
.وقتی یه نفر تهدیدت کرد،سریع تسلیم میشی
خیلی خب،باید از این بابا بیمه بخری .و شرش رو کم کنی
.منم دقیقاً به همین فکر میکردم
.نه،جنایتکارا شبیه راکُن اَن
،اگه بزاری مزه غذای گربه رو بچشند
.خیلی زود برمیگردن واسه خود گربهه
...،دوایت- ،تنها راهی که میتونی یه زورگو رو شکست بدی-
.اینه که جلوش وایستی .باور کن،من واسه خیلی ها زورگویی کردم
.نمیدونم.مطمئن نیستم
.وایسا،بزار بشنویم چی میگه .جالبه
اینکارو میکنیم.توی یه مکان عمومی .باهاش قرار میزاریم
.ازش میخوایم بریم ناهار یا یه همچین چیزی
.یه جایی که نتونه خشونت به خرج بده
.خیلی خب- ....بزاریم بدونه-
.که تو از اون دسته آدمهایی نیستی که بتونه تهدید کنه
.اینکه تو کله شقی.اینکه ممکنه یکم خطرناک باشی
.از این نقشه خوشم اومد .من میخوام رسماً بیخیال نقشم بشم
.وایسا،وایسا
.نه،نه،نه.نقشه من کارش تمومه
.از روش سخت انجامش میدیم
.خیلی خب،من باهاش قرار میزارم ولی تنها نمیرم
.خب،مجبوری بری- .ما پشت سرتیم-
چی؟
.خیلی خب
این چیه پوشیدی؟ پَت" کیه؟"
اگه بخوام مواظبت باشم،باید یه سلاح داشته باشم .که شک برانگیز نباشه
.و باید یجوری توجیهش کنم
.پس من مکانیکم با یا آچار چرخ
میدونی چجوری ازش استفاده کنی؟
.برای لاستیک عوض کردن،نه
.ولی،خب فلزیه دیگه .میتونم کسی رو باهاش کتک بزنم
.بیا بریم .یالا
!خدایا.خدایا
منم باید لباس عوض کنم؟ !تو که دمپایی پات کردی
.ولش کن .ولش کن
.اینو بگیر زیر میز.خواهشاً
.خب،بعدش نمیتونم ازش استفاده کنم .میخوام قایمش کنم
.هی،دستشویی خبری نیست
.هیچی پشت دستشویی ها نبود .بغیر از این سوسکه
!نه! خدایا !وای خدای من-
No comments yet. Be the first to leave one.