The first 117 lines.
[از معادله ی زیر مقسوم علیه را پیدا کنید.]
سو جونگ، اینو ببین
"هیو شیمِ زیبا بین?" اون چیه؟
اینجا توسط یه شمن اداره میشه
دیدمش که داشت میرفت اون تو
شمن؟
که ببینه به وو سو میخوره یا نه
نمیدونم
عا اره. دیروز دیدم دوشیم از خونه ی وو سو اومد بیرون
چرا؟
نمیدونم
پس چیو میدونی؟
دوباره اونارو پوشیدی
میفهمم. تو چشم بصیرت داری
این کفش ورزشی خیلی راحته
و با هر لباسیم ست میشه بخاطر همین دوسشون دارم
ممنون
برا اینکه ایل نام رو زودتر بیدار کردی
نگران ایل نامی؟
هی چکش میکنی
نمیتونم بزارم تنها دوستم بمیره چون پایین ترین نمره رو میارا
گرچه اون به راحتی پایین نمیره(کلاس پایین تر)
پس فک نمیکنی دانش آموزایی که کمترین نمره رو میارن خودکشی میکنن؟
خودکشی؟
همیشه همه فکر میکنن دانش آموزایی که نمره بد دارن خودکشی میکنن
خودکشی نیست
مطمعنم اونا کشته میشن
که فقط دانش آموزا رو میکشه
من قبولش نکردم
من فکر میکردم به دانَ اموزای دیگه علاقه نداری
-همه ی اینا بخاطر توعه -من؟
بخاطر توعه، من میتونم روح هارو ببینم و داستانشونو بشنوم
هرکدوم داستان خودشونو دارن
داستان های بی عدالتی و کینه که یکی باید بهشون گوش کنه
نا وو سو. تو خودت نیستی
بدو. تمرکز کن
خب. من یه تازه وارد ضعیفم
من به همه داستانات گوش میکنم پس توعم به مال من گوش کن
خیل خب. کی اول میگه؟
هیشکی؟
ما تو یه ایستگاه بودیم
کی میدونست کامیون پشت سرمون داره چُرت میزنه
خب چیشد؟
[من توت فرنگی و موز و ماست رو مخلوط کردم]
امکان نداره
نوبت منه
یکی اومد اینجا
دختری با قلب تپنده
اومد تو قلب من
بخاطر همین هروقت اون اینجا باشه، قلب من تند تند میزنه
[نمیدونم چیکار کنم چون هیچوقت تاحالا همچین چیزی برام پیش نیومده .]
این حتی برای روح ها هم سخته
به همه ی داستاناشون گوش دادی جای اینکه بهشون محل ندی؟
من بهت طلسم دادم
دوشیم
چی به اینجا کشوندتت
من... خب...
تو چی؟
من؟
شنیدم این شمن خوبه
نه. اون اصلا خوب نیست
اون یه آرتیست کلاهبرداره
آرتیست کلاهبردار؟
کی رسیدی اینجا؟
ترجیح میدادی بمیری تا اینکه به دوستات بگم مامانت یه شمنه
چه سورپرایزی! تو یه دوست به خونه اوردی
سلام
مامانش یه شمنه؟
پس شما مامانشی؟
وو سو بخاطر این پرسید که ببینه چقدر بهم میخوریم
تو به احساساتم صدمه زدی تو حتی دربارش بهم نگفتی
فکر کردم ما باهم دوستیم
دوست؟
من اونقد کوچیک و خار نیستم
یه راز نگهش میدارم
ولی اینو جواب بده درمورد وو سو چی فکر میکنی؟
وو سو
هیچی بینمون نیس
-واقعا؟ -مثل همکلاسیای دیگس
فقط همکلاسی
خوشحالم که اینو میشنوم
از خط قرمز رد نشو
اونوقت، منم نمیشم
مدرسه میبینمت
تمام شب بهش فکر میکردم ولی هیچی دستگیرم نشد
من میتونم همه ی روح های دیگه رو ببینم،
ولی چرا نمیتونم روح دانش آموزای مرده رو ببینم؟
تاحالا دیدیشون؟
مشکل چیه؟
خسته شدم از بس درباره روح حرف زدم بسه دیگه
مشکل چیه؟
هیچی
این چیه؟
بریم
چیشد؟
من مُردم؟
من نکردم. نمیخواستم بمیرم
خیلی ترسیدم
این شرط "اون" رو توضیح میده
و وقتی سعی میکنی بفهمیش
باید همه حروف اضافه رو در نظر بگیری
گمشو
چرا؟
گفتم گمشو
اون چی بود؟
باید گمشده باشی
نه. اون نیست
خدای من. باورم نمیشه
تو آرزوی مرگ داری؟
بیخیال من شو
تو نمیتونی بهخاطر بابات خودتو توی دردسر بندازی
میدونستی خیلی آزار دهندهای؟
فقط وقتی که میخوام اینطور باشم
شما دوتا اون رپز همدیگه رو بغل کرده بودین
فکر کنم حسابی عاشق هم شدین
واو. چقد عصبانی شدن
تو چرا درگیر شدی؟
No comments yet. Be the first to leave one.