The first 196 lines.
" آمفیبیا "
" جنگ داخلی "
شب تئاتر
یه شب از ماها که ما میایم اینجا و داستانمون رو تماشا میکنیم
و مشکلات خیلی خیلی وحشتناکمونو فراموش کنیم
کی چوصفیل میخواد؟
!جای منه
!اوه! یدونه اون وسط هست
!ای جان - اون صندلی مال منه -
نه اگه من اول بهش برسم
قبول نیست. تو قابلیت هات بیشتره
اسپریگ بزار پالی بشینه
بـــــله؟ بیخیال ، آقاجون
من اول نشستم
اینکاریه که برادر بزرگتر انجام میده اسپریگ
اونا هوای آبجی کوچیکه شونو دارن
حالا باسن مبارک رو تکون بده و برو اونجا بشین
خرابش کردی که
این اصلا منصفانه نیست
فقط چون اون یکم کوچیکتره
همیشه توی اولویته
منکه تک فرزندم کلی هم حال میکنم
همه ی توجه پدر و مادرم رو منه
وای خیلی...خوب بود
خر شانسی دیگه - خیله خب -
همگی بشینید من یه خبره بدی دارم
...گروه بازی نمایش شون کنسل شده چون
خب ، تو راه که میخواستن بیان خورده شدن
!ما به داستانمون نیاز داریم
همگی ، صبر کنید
من یه چیزی دارم که جوابگوئه
بهش میگن "فیلم"
مثل همون بازی میمونه ولی یکم بهتر
ممنون تد - هنرمند شیشه ای خواهش -
خب امشب میخوام یه اثر کلاسیک خیلی قشنگی به اسم انتخاب عشق رو نشون تون بدم
...که همیشه یکی از بهترین فیلمای موردعلاقم بوده
!فیلمو پخش کن دیگه
ای به چشم
لعنتی
در آینده ای نه چندان دور
سه نوجوان زمینیه فراطبیعی زندگی میکردن
که باید احساساته شونو کنترل میکردن
اگه امیدی به زنده موندنه شون باشه
وایسا ببینم چطوری اونا جفتشون هم زمینی هستن هم فراطبیعی؟
اوه قُباد میدونم که بلاخره این کابوس وحشتناک رو پشت سر میزاریم
شهرزاد من همه ی قطعات سایبریم مطعلق به توئه عشقم
همممم چه خوشتیپه
میدونم که گفتم از قباد خوشم میاد
ولی نمیتونم روی تورو زمین بزنم فرهاد
میخوای برات از مردمم یه آواز بخونم؟
از این فرهاده خوشم اومد
اون خیلی باهاش خودمونیه
دیگه وقتشه که من عشق خودمو انتخاب کنم
...من انتخاب میکنم...انتخاب میکنم
!شهرزاد
!باید بریم دنبالش
!نجاتت میدم شهرزاد
...این داستان ادامه دارد
چی؟
تموم شد؟ - آخرش کیو انتخاب کرد؟ -
!من الان خیلی الان گیج شدم
بهم اعتماد کنید بازم ادامه داره
دارن قسمت دوم انتخاب عشق رو میسازن هنوز اکران نشده
!من میدونم کیو انتخاب میکنه
قباد! اون یه هیکلیه
چی؟ اون فرهاد رو انتخاب میکنه اون یه متفکره
رویاپردازه
!گوش کنید
من اصلا دلم نیمخواد
با کسایی که از فرهاد خوششون میاد توی این شهر زندگی کنم
خب، منم با کسی که از قباد خوشش میاد رو نمیخوام باهاش زندگی کنم
!همینطوره
هرکسی طرفداره قباده بیاد پشت سره من
آره - اون قویه -
اون خیلی جذابه
خب هرکی از فرهاد خوشش میاد
بیاد پشت سره من
!فرهاد مرد خوبیه - !قطعا اونو انتخاب میکنه -
ببخشید منو ببخشید
اسپریگ ، بزار پالی برنده شه تموم شه بره دیگه
قبل اینکه همه چی بدتر بشه
شرمنده آقاجون ولی باید حساب این بچه قورباغه
و اولویت خاصش رو برسم
!ما شکست نمیخوریم
!این دیگه جنگه
یه احساس بدی راجب این ماجرا دارم
عه ، مطمئنم دیگه تا فردا صبح نه قباد میشناسن نه فرهاد
یا میدونی شایدم نه
باورم نمیشه کل شهر به نیمه تقسیم شده
!درود بر فرهاد
!درود بر قباد
...این مثل پیام های جنجالی اینترنتیه
ولی اینبار تو دنیای واقعیه
خب این چیزای که تو انیترنتی که میگی
راه حل های مسالمت آمیز و متمدن دارن؟
خودت برو ببین دارن یا نه
اوه خدای من
یادم رفته بود خونه ی من سمت شهره فرهادیانه
اینو بگیر قورباغه ی بیریخت
اگه سریعتر کاری انجام ندیدم
کل شهر از هم دیگه میپاچه
پالی و اسپریگ سردسته شونن
اگه کاری کنیم که اون دوتا باهم کنار بیان بقیه شون هم خوب میشن
عالی بود ، رهبر اسپریگ - تو صدای یه فرشته رو داری -
اسپریگ گوزنی شما یه مهمون دارید
لازمه بندازیمش توی زندان گوزن ها؟
نه نه اشکالی نداره ممنون استامپی و کوراکره گوزنی
برید استراحت دوستان گوزنیه من
آن ، خوبه که میبینمت
میخوای به گروه گوزنیه ما بپیوندی؟
نه من اینجام که بهت بگم
این مسخره بازی هایی که با پالی در اوردید خیلی مزخرفه
و دیگه باید تمومش کنید
فقط بزار این یکیو برنده بشه
تو یه تک فرزندی آن
درک نمیکنی
من همیشه کار های خودمو بخاطر پالی جا میزنم
خب دیگه نه! تنها راهی که میشه بهش خاتمه داد
!اینه که پالی بر علیه من تسلیم بشه
...اما - این حرفه آخرمه -
اوه بیخیال این کارت اصلا خوب نیست اسرپیگ
!اصلا خوب نیست
دیگه باید بگی اسپریگ گوزنی
از شهره فرهادیان برو بیرون
آن! این فایده نداره پالی هم تا وقتی اون تسلیم نشه نمیخواد ببینتش
فقط این نبود بلکه اونا رو شکمم چیز میز نوشتن
تو تونستی راضیش کنی؟ - نه -
چطوری میخوان اینو حل و فصلش کنن
بدون اینکه همدگیه رو نبینند
میدونم باید یجوری اونا رو بیاریم کنار هم
...ولی چطوری
هی آقاجون تا حالا پرچم بگیر بازی کردی؟
دیشب اسم بچه مو گذاشتم فرهاد
واو، عجب بابای خوبی هستی تو
شخصا میگم که چیزی که خیلی توی فرهاد دوست دارم
اون از گریه کردن هراس نداره
نه! اون داره پرچم مقدس رو میدزده
!زودباشید زنگ هشدار رو به صدا در بیار
رئیس پالی یه پیره مرد میخواد پرچم مارو برداره
!یکی بره اونو بگیره
!بخاطر قباد
ها گرفتمت
!ان تو موفق شدی
!گرفتمت
!بخاطر قباد
اون حالش خوبه
اقاجون هنوز نیومده
اوه خدای من فقط امیدوارم تونسته باشه پرچم رو بگیره - مواظب باش -
وهووو جفت پرچم هارو گرفتیم - حالا چی؟ -
حالا این
ها ها ! همه تونو گول زدیم
حالا باید رو در رو باهم دیگه بحث کنید ... و راه حل های هم دیگه رو
خب برادره قدیمی
تو اینجایی که بلاخره خودتو
در برابره قباد...تسلیم کنی؟
!صد سال - پس بمیر -
خب حداقل اونا رو اوردیم پیش همدیگه
...خیلی بده که نمیتونن
!عقب نشینی برادران عزیزه من
!برین دنبال اون ترسو ها
!درود بر قباد
...وایسا
یه چیزی مشکوکه
!این یه تلس
!کمین
تو باختی پالی دیگه اون اولویت های اخلاقیت هم نمیتونه کمکت کنه
...حالام فقط تسلیم شو
!حرف زدن بسه بیاید خاکشیرش کنیم
آه چی؟
این کاریه که برادر بزرگتر میکنه اسپریگ.
اونا هوای آبجی کوچیکه شونو دارن
من چیکار کردم؟
!نه
چرا اسپریگ؟ من نمیفهمم
چرا؟
...چون وقتی دیدم توی خطری منو اگاه کرد که
مهم نیست که افکارمون چیه
مهم اینه که من فقط مراقب تو باشم
ما تسلیمیم پالی
ما...تسلیمیم
...بر...برادر...نه
!نه
هوو! خیله خب مردم جمع کنید بریم دیگه تموم شد
آره خیلی بازیه خوبی بود
وایسا چی؟
خوشحالم که فرصتش پیش اومد از این خوشگله استفاده کنم
خیلی هیجان انگیز بود
شماها داشتید تا چند ثانیه پیش سایه همو
با تیر میزدید
الان واقعا دیگه ازش گذشتین؟
اوه این کاره همیشگی شونه آن
تا چند سال پیش باید
آواکادو علیه بادوم های شکسته رو میدیدی
ما تقریبا اینجارو به فنا دادیم
آخیش خوب شد که تموم شد اصلا حتی یادم نمیاد دلیل جنگیدن مون چی بود
باورم نمیشه نزدیک بود واقعا هم دیگه رو بزنیم لت و پار کنیم
No comments yet. Be the first to leave one.