Lesson in Murder

Lesson in Murder (死刑にいたる病)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Lesson in Murder 2022 JAPANESE 1080p EngCP fa
A Commentary by Qasem_Samangani

Tags

1080
Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
480p
480
webrip
x264
BRip
TS
YTS
Published on: 2024-03-31
Downloads: 28
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

تیم ترجمه آفرو ساب تقدیم میکند

متشکرم که آمدید.

یکم میخواید؟

بله ممنون

بفرمایید.

برای امروز سپاسگزارم.

همه چیز برای تو سخت بود، اریکو.

اون واقعا ماسیا رو خراب کرده

خیلی بهش افتخار می کرد.

اون یک پسر باهوشه

ماسیا بازم نوشیدنی میخوای؟

ماسیا ! حواست هست؟

من نمی دونم.

تو تصمیم بگیر. من خودم نمیتونم

بیا بنوشیم!

چندتا بطری دیگه بیار

باشه

بیا اینجا.

تو بزرگ شدی، ماسیا چطوری پسر؟

خوب میدونی

ممنون

خجالتی نباش شنیدم که به دانشگاهی در توکیو میری.

دانشجوی حقوق هستی؟

نه من ...

بنوش.

اون ناراحت به نظر می رسه

مادرش فوت کرده.

و تو، مامان؟

خیالت راحت شد؟

بس کن

ماسیا،

میخوای اینجوری بمونی؟

نمی دونم. چرا؟

مدرسه به مادربزرگت ادای احترام میکنه

تو نمیای، درسته؟

نه

آروم باش، ماسیا

اون مدیر مدرسه بود.

معلمان و دانش آموزان میان، پس ...

لوح سپاس سرکار خانم ساچی کاکی.

اشکالی نداره.

من نمیرم

ماسیا

ماسیا کاکی

آقای ماسیا کاکی،

اولین باره که برات نامه می نویسم منو یادته؟

آخرین باری که همدیگه رو ملاقات کردیم، گفتی بعد از جی آر به مدرسه شبانه روزی میری

از اینکه شنیدم وارد یک مدرسه مقدماتی معروف شدی خوشحال شدم

ممکنه فکر کنی که خوندن نامه ای ناگهانی عجیبه

اما من یک لطفی ازت میخوام

در صورت امکان می تونی بیای و من رو ملاقات کنی؟

یاماتو هایمورا.

برای فروش.

اون در یک زمان مشخص میره

نانوایی روشل.

اون در یک زمان خاص باز شده بود.

یک عدد شیرینی شکلاتی و یک نان خربزه. یعنی 580 ین.

ممنون، دوباره بیا

بفرمایید قهوه اتون

متشکرم.

- بفرمایید. - متشکرم.

مهمون ما باشید

واقعا؟

- چون سخت درس می خونی. - متشکرم.

چه چیزی یاد می گیری؟

انگلیسی. این تکلیف منه

من زیاد خوب نیستم

من هم نبودم

- واقعا؟ - دشواره

آره

- موفق باشید. - متشکرم.

اون به پسران و دخترانی با سن و سال خاص توجه داشت .

اونا رو به روش خاص خودش می گرفت.

لطفا نه!

اونا رو به روش خاص خودش شکنجه می کرد.

متاسفم.

لطفا نه...

منو ببخش.

لطفا.

به روش خاص خودش،

اونا رو از بین می برد.

صبح بخیر!

هی روز بخیر

خیارات چطوره؟

من براتون میارم

روز خوبی داشته باشید!

پلیس اونو شانسی دستگیر کرد

۲۳ نوجوان و یک زن بالغ رو به قتل رسوند .

چرا فقط اطراف کلبه رو میگشتی ؟

فکر نمی کردی گزارش بده؟

اون صادق، پاک و باهوش بود.

اون مطمئناً به پلیس میگفت

و به طور معقول و منطقی شهادت میده

چرا اینطور فکر کردی؟

چرا؟

هدف من همه بچه های این تیپی بودند.

سوالم رو عوض می کنم

می دونستی پلیس داره میرسه و احساس می کردی که از نظر روانی گوشه گیر شدی، نه؟

من هرگز گوشه گیر نشده ام

اما تو دستگیر شدی

خود بزرگ بینیم باعثش شد، نه به این دلیل که پلیس باهوش بود.

چه چیزی باعث شد؟

بیایید در نظر بگیریم که کی یرکگور «ناامیدی» رو چگونه تعریف کرده

اون ادعا می کنه زمانی شروع می شه که مردم خود واقعیشونو نادیده می گیرند.

احساس کردم مردم شهر نگران زندگیشون نیستند.

یاماتو هایمورا.

من همیشه مورد اعتماد بودم و هرگز شک نکردم.

بی احتیاطی اونا منو منزجر می کرد.

من تا حدودی احساس احمقانه ای داشتم چون همه شون اینطور بودند.

ماسیا؟

رفتیم پیش همون جی آر من آکاری کانو هستم.

یادت هست؟

بنابراین،به این کالج میری

در مورد دختر فراری می تونم توضیح بدم.

اگه میشد مطمئن تر اونو می بستم.

هیچ جسدی تو باغ نمیزاشتم

من اونا رو تا استخوان می سوزونم و دفن می کنم.

یعنی اگه به روش قبلی خودت میکشتی، از دستگیری فرار می کردی.

آره.

اگه می تونستم دوباره این کار رو انجام بدم، هرگز گرفتار نمی شدم.

درس قتل.

برنامه بازدید.

رابطه: آشنا

ببخشید.

اقلام فلزی مجاز نیستن

ساعت‌ها و گوشی‌ها رو باید در قفسه نگه دارید

شماره بازدید 87.

صبر کنید تا شماره تون روی مانیتور ظاهر شه

شماره 87 لطفا به طبقه دهم برید.

خیلی وقته ندیدمت، ماکون.

تو دیگه «ما کون» کوچولو نیستی.

نه

باید ماسیا صدات بزنم؟

یا آقای کاکی چطوره؟

ماسیا خوبه

خوب بهت میگم ماسیا

تو اصلا عوض نشدی اغلب به مغازه من می اومدی

آره.

ممنونم که اومدی.

خواهش میکنم

از کاری که من انجام داده ام مطلعی؟

در اخبار و اینترنت بود...

مطمئنم اینطور بود. جزئیات رو می دونی؟

پلیس گفت ...

منظورم شما...

شما 24 نفر رو کشتید.

من...

وقتی من از مغازه شما بازدید می کردم این کار رو می کردید ؟

تو منو میخواستی...

نه، اصلا

تو اون زمان خیلی جوان بودی

من یک نوع خاصی رو دوست داشتم.

دانش آموزان دبیرستانی 17 یا 18 ساله و سخت کوش.

بچه 15 ساله ها خوب نبودند.

میفهمم...

تو شیرین بودی، ماسیا

تو همیشه در پیشخوان مغازه یک شیرینی می خوردی

قبل از مدرسه می اومدی و بعد از غذا پیشخوان رو پاک می کردی.

"BLT OJ."

خاطرات خوب.

انتظار نداشتم تو باشی...

اصلا حسش نکردم

بله، وقتی باهات صحبت می کردم، خیلی احساس آرامش می کردم .

من مطمئن نیستم چرا.

وقتی من و تو حرف میزدیم

احساس می کردم فقط یک نانوای محلی عادی هستم.

من به اعدام محکوم شده ام. من این تصمیم رو می پذیرم.

اما یک چیز هست که نمی تونم قبول کنم.

من به خاطر 24 قتل دستگیر شدم.

همونطور که می دونی 9 مورد پیگیری شد.

آره.

اما این من نبودم که مورد نهم رو مرتکب شدم.

-منظورتون چیه؟ - بازدید تمام شد.

یعنی کسی غیر از من مسئوله

من به کارهایی که با اون دخترها و پسرها کردم اعتراف می کنم.

یادم نیست چند نفر رو کشتم. مجازات اعدام عادلانه است.

من قبول میکنم.

- کافیه! - گوش بده.

من یک زن بالای 20 سال رو خفه کنم؟

من همچین کار بی ارزشی انجام نمیدم .

وقت شیرین خودمو صرف کردم تا اونا به من اعتماد کنند.

اونا به آرومی درد میکشیدن

من به شکلی شکنجه شون کردم که هرگز تصور نمی کردند

همونطور که مدام میگم، این من نبودم که مورد نهم رو انجام دادم.

هیچ کس منو باور نمی کنه

حدس می زنم که قابل انتظار باشه

بلند شو

اما تو فرق داری

مقصر واقعی تو شهره

فقط ما حقیقت رو می دونیم.

زود باش!

میل خودته بری دنبالش یا نری

این انتخاب توئه

اگر علاقه داری به وکیل من مراجعه کن

اون جزئیات رو بهت میگه

ببخشید.

ملاقاتی رفتی؟

توی زندان. تو اونجا بودی نه؟

آره.

کسی رو دیدی؟

Lesson in Murder subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left