The first 183 lines.
ملکه یخ) (لی سانگ هوا ظاهر شد
وقتی که باد بیاد) (اوضاع خیت میشه
اونا چیزی رو که استادشون) (پارسال تجربه کرده رو امتحان میکنن
که استادشون پارسال اونجا) (مسابقه داده
پارسال توی) (المپیک پیونگ چانگ
قراره اینجا بمونیم
اینجا خیلی خوشگله - مگه نه؟ -
قشنگه - این اولین باره که میام اینجا -
واقعا؟ - آره، اینجا نزدیک استادیومه -
یه خونه قديميه - عاشق اینجام -
درسته؟
چه خوبه مثل یه خونه خاک رس میمونه
ما بالاخره رفتیم داخل خونه
بیاین استراحت کنیم
اینجا رو ببین - گرمه -
...ولی - اون چیه؟ -
...ولی - اون چیه؟ -
"هیچی رایگان نیست"
ازشون خواستم که اون بالا نصبش کنن
خدای من
این درست نیست
امروز هیچی مجانی نیست - خدای من -
دلم نمیخواست فراموش کنین - میدونین چیه؟ -
میخواستم که یادتون باشه - ما اون بیرون داشتیم تمرین میکردیم -
...و حالا که اومدیم تو خونه
توی این جای گرم، مثل اینه که حساب کار سختمون تسویه شد
درسته؟ پس هیچی مفتی نیست
بیاین شام بخوریم
من گشنمه
برامون شام میپزی؟
خب، آره
حتما یه عالمه پروتئین و کربوهیدرات داره
پروتئین واجبه
ما با دل و جون کار کردیم
من که بهت گفتم که امروز اتفاقای سال قبل رو مرور میکنیم
روز قبل از مسابقه- روز قبل از مسابقه-
این یه روز قبل از المپیکه
برای همین من اینو آماده کردم
...این
غذامون توی اون کیفه؟
توی یخچال نیست؟
نه اونجا نیست - چی؟ -
این چیزیه که ما میخوریم
اونا این روزا گوشت رو توی) (پک نیتروژن میذارن؟
ما غلات صبحونه میخوریم
بیخیال بابا استاد لی
این درست نیست - تو میدونی این چیه، درسته؟ -
...چون - من میدونم اون چیه -
ما میدونیم این چیه - باشه -
،ولی قبل از مسابقه ...من زیاد نمیخورم
چون باید برای مسابقه سبک باشم
چرا ما باید کم بخوریم وقتی) (خیلی ورزش کردیم؟
حداقل کاش کاسه بزرگتری بود
موفق باشین
دهنم از بس هیچی نخوردم بوی بد میده
بیشتر بهم بده
بیشتر میخوام - این کافیه؟ -
نه، بیشتر بهم بده
اینقدر؟ - بیشتر -
باشه
اون یکم غلات صبحونه برای سه هیونگ میریزه
این چیه دیگه؟ خیلی کم نیست؟
اون نسبت به مقدار حساسه
اون به اندازه کافی نبود - چرا؟ -
تو از استاد لی کمتر ورزش کردی
بهتره که بهم بیشتر بدی - باشه -
مطمئنی؟ - آره -
همه غذارو میاری؟ - البته -
موفق باشی
ممنون بابت غذا
این غذا با ارزشه - ممنون بابت غذا -
بخور
گاز اول رو که میزنن، یادشون به) (ورزش کردنشون می افته
این خوبه
گاز دوم، اونا به) (استادشون فکر میکنن
فکر نمیکنین که ما داریم کمتر و کمتر باهم حرف میزنیم؟
درست میگم؟ - لطفا حالا بهمون شام واقعی بده -
شوخی رو بس کن و سر به سرمون نذار
من اینکارو نمیکنم
...این برای امروزه
،چون طبق چیزی که بهتون گفتم امروز روز قبل از مسابقه ـس
این چیزی بود که انجام دادم
...ولی نباید خوب بخوری
که دوباره جون بگیری؟ - راست میگه -
...این بخاطر اینه که
...میدون یخ بازی توی گانگ نونگ
لازمه که من سبک باشم تا خوب اسکیت کنم
هیچ راهی جز اینکه) (به خودش سخت بگیره نداشت
همچین جایی وجود داره؟ - آره -
آره
برای همینه که انتخاب دیگه ای جز سختگیر بودن با خودم نداشتم
،قبل از مسابقه المپیک
وقتی اونا ازم پرسیدن که ،چجوری میخوام این مسابقه رو تموم کنم
من گفتم که من مسابقه دو عالی میخوام
...این بخاطر این بود که
هر مسابقه ای که داشتم عالی بوده
!اون میبره - !اون اومد داخل -
!مدال طلا
لی سانگ ها، توی دو ۵٠٠ متری) (بانوان، مدال طلا گرفت
!لی سانگ ها مدال طلا رو گرفت - یانگ ها -
این آخرین جهش اونه - این آخرینه -
،تمرکزش روی عالی بودن بوده) (نه روی رنگ مدال
تعریف از مسابقه عالی چیه؟
یه مسابقه بدون اشتباه
یه مسابقه بدون اشتباه؟ - آره -
ولی من اون روز یه اشتباه کردم - متوجه شدم -
تو یه اشتباه کردی؟ - ...آره، من یه اشتباه کردم -
تو طول مسابقه
وقتی داشتم مسابقه دو میدادم - چه نوع اشتباهی؟ -
من سرعتم رو توی آخرین پیچ از دست دادم
...رکورد ١٠٠ متری من سریعتر بود
درسته - از اون یکی اسکیت باز -
یادمه - آره -
من صدای تشویق آدمارو شنیدم
اونا منو تشویق کردن - ...یادم میاد چطوری -
لنگر ورزش ها خیلی لذت بخش بود
آماده
استاد لی توی نقطه شروع) (دو ۵٠٠ متریه
اونا رفتن - !آره -
لی سانگ ها داره میره
این بازی اونه
اون کارش درسته - این مسابقه اونه -
اون خیلی خوب اسکیت میکنه
اون سریعه - خدایا -
این علامت 100 متره - 0.1 ثانیه -
اون اول اومد - اون خوب کار میکنه -
متوجه شدم که سریع بودم
به تابلو زمان نگاه کردم و من سریع بودم
...بنابراین - شما میتونین این و ببینین؟ -
بله,اونا این و برای ما نشون میدن - اونا نشون میدن -
...بنابراین من عجله داشتم
چون میخواستم مدال طلا بگیرم
"من واقعا سریعم، تا حالا این سرعت رو نداشتم"
نمیتونستم سرعتم و مدیریت کنم
و الان از اسیب رنج میبرم
... بنابراین
در حالی که اون لحظه میپیچیدم
نباید گرفتار این گام اضافی میشدم
باید فقط سه تا گام برمیداشتم
.... اما یکی اضافه کردم
و گام خودم و گم کردم
این اتفاق افتاد - ...این یک گام -
تو نتیجه تاثیر زیادی داره؟ - البته -
... چون - همین یک قدم؟ -
در طول اون زمان
من اسکیت 53 کیلومتر در ساعت داشتم.
در طول اون پیچ باید سعی میکنم صاف بشم
وقتی میپیچم,اولین قدم با پای چپم
اما بخاطر حرص و طمع سعی کردم با پای راستم
و پای چپم پیچ خورد
اونجا میره - لی سانگ هوا -
در حالی که اخرین پیچ و میرفت
اون تعادلش و از دست داد و اروم سرعتش کم شد
مدال نقره گرفت
معمولا,با پای چپم میتونم اون و درست تنظیم کنم
اما اون موقع,زانو درد داشتم
نمیتونستی دوباره سرعت بگیری - اره -
من همچنان سعی میکنم به پای راستم تکیه کنم
و دلیلش همین بود
به چشم ما, مسابقه عالی بود
حدس میزنم ما نمیتونیم اون و ببینیم - درسته -
اگر اشتباه نمیکردید، رنگ مدال هم براتون مهم نبود؟
اصلا
من حدس میزنم برای شما یک مسابقه عالی نبود
دقیقا
... من فکر میکنم احساس نا امیدی داشتم
در طول بازی های المپیک پیونگ یانگ
بخاطر نا امیدیم من هنوز نمیتونم مسابقه رو تماشا کنم
نمیتونین؟ - نمیتونم -
واقعا ؟ - واقعا؟ -
هنوزم نمیتونم نگاش کنم
نمیتونم ببینم
من خیلی نا امید شدم توی خودم
میدونستم میتونم انجامش بدم اما اشتباه کردم
مطمئنم که یروزی اون و میبینم
بلاخره ؟ - اما الان -
متوجه ام - نمیتونم ببینم -
میدونم داستانم قابل مقایسه نیست
یک پتروداکتیل ویدئو از من هست
بزارین راجع بهش بگم
من یک درام بازی کردم به اسم تو کی هستی : مدرسه 2015
داری درباره ی این صحبت میکنی ؟ - بله -
درست گفتم - تو یک صحنه -
No comments yet. Be the first to leave one.