The first 200 lines.
911؟
دبيرستان سوشين
يکي اينجاست که تصادف کرده
6:55بعدازظهر بيست و چهارم دسامبر
آخرين گزارش مالِ 11:13دقيقه امروز صبحِ
من چوي چي هون از دبيرستان سوشينم سال دوم، کلاس يک
توي مدرسه مون يه قاتل سريالي هست
بعدي
روي دست چپش جاي زخم داره
هنوز رسانه ها به اين مورد اشاره اي نکردن
صاحب اين تلفن اوه جونگ هي
بيمارِ کيم يو هان
پس اونم باهاشِ؟
هنوز مطمئن نيستيم
هيولاها به دنيا ميان؟ يا ساخته ميشن؟
يه بار ديگه ميگم
پليس اينجا رو محاصره کرده
پشتيباني ميخوايم صداي شليک شنيديم
....دقيقا نميدونيم
صداي شليک بود؟ کسي صدمه ديده؟
...ميگه اگه کسي به خاطر گزارش اشتباه صدمه ببينه
بهتره آماده باشيم- عوضي فاسد-
!کيم يو هان
.::: کليه حقوق مادي و معنوي آثار تيم ترجمه متعلق:::. .:::ميباشيد انتشار فايل هاي ترجمه بدون"opus-sub"به تيم ترجمه:::. .:::تگ هاي اختصاصي مجاز نميباشد:::.
من کيم يو هانم
همه تون منو ميشناسيد پس ديگه خودم رو معرفي نميکنم
من الان با هشت تا دانش آموز اينجام
همه شون در امانن
من و همکارم هر کدوم يه اسلحه داريم
اسلحه ها رو از پليس هايي که همراهم بودن گرفتم
صداي شليکي که شنيديد يه اخطار بود
اگه نزديکتر بيايد بيشتر از يه هشدار ميشه
بيفايده است حتي مي رو ديوونه هم نتونست کاري بکنه
و من و پليس مسئول اتفاقي ميشيم که ميافته
در رو باز کن- کشتن من فايده اي نداره-
در فقط از بيرون باز ميشه
کيم يو هان! چي ميخواي؟
من با دانش آموزا جلسه مشاوره داشتم
با چند تا جلسه نميشه مشکل رو مشخص کرد
اما جلسات جالبی بود
چيزي که ميخوام ادامه دادن اين جلسات تا آخر
در مرحله آخر دوست دارم با والدين دانش آموزا حرف بزنم
ميخواد چي کار کنه؟
وقتی مشاوره با والدینشون رو تموم کردم برشون میگردونم
همه شون رو آزاد میکنی؟- درسته-
والدين چي شدن؟
...ايون سونگ
مشکلی پیش نمیاد
چرا اونجا ولش کردی؟
کیم یو هان والدین یون سو رسیدن
واقعا انگیزه ات مشاوره است؟- معلومِ، اینطوری اسلحه ام هم برمیگرده-
يون سو والدينت اينجان
يه دقيقه صبر کن
نبايد چيزي بگيد که مجرم رو تحريک کنه
بايد صادق باشيد و در مورد يون سو وارد جزئيات بشيد
از والدينش چي ميخواد؟
ميخواد در مورد مبلغ خونبها مذاکره کنه؟
نميدونيم
ببخشيد دير کردم والدين يون سو اينجان؟
من يون يونگ سابم
ميخوام اول صداي پسرم رو بشنوم
منم
يون سو؟ خوبي؟
بله مامان
لطفا همونطوري که قول دادي يون سو رو آزاد کن
البته که ميکنم
اما اولش بايد ببينم والدين واقعيشن يا نه
زودتر از چیزی که انتظار داشتم رسیدن این موضوع اذیتم میکنه
واسه همین میخوام چند تا سوال ساده بپرسم
عصبي نباشيد
اگه واقعا پدر مادرشید باید بتونید راحت جواب بدید
مامان یون سو بگو چطوری پنکیک درست میکنی
چي؟- پنکيک-
وقتی با یون سو در این مورد حرف میزدم تحت تاثیر قرار گرفتم
میگفت وقتی بچه بوده خیلی بغلش میکردید
و یه داستان هم در مورد هیولا در گوشه ساختین
از یون سو پرسیدم کِی از همیشه شادتر بوده
گفت وقتی که مامانش واسش پنکیک درست میکرده
میگه حتی الانم وقتی بوی پنکیک به مشامش میخوره دلش واسه مامانش تنگ میشه
تا جایی که خیلی واسش درد آوره
چطوری پنکیک درست میکردید؟
با آرد...خمير درست ميکردم
يه فنجان آرد, يدونه تخم مرغ يه قاشق بکينگ پودر
تخم مرغ رو توي ظرف ميشکستم
کره ذوب شده میریختمتوش شير و بعدش مواد رو قاطي میکردم
بسه
خانوم انگار داري از رو کتاب آشپزي ميخوني
انتظار داشتي با اين کار چي رو ثابت کني؟
ميتونم يه چيزي رو ثابت کنم
الان ثابت کردي تو مامان يون سويي
پسرت رو بهت پس ميدم
1, 2, 3.
شنيدي؟ ميذاره يون سو بره
قولش رو نگه داشت پس صبر کن
از کجا فهميدي مامان نبوده؟
کسي که باهام در مورد هيولاها حرف میزده و ...پنکيک درست میکرده
يکي ديگه بوده- همين الان-
دنبال بچه بگرديد- نه-
بچه کجاست؟
چرا فکر کردم اون مامانمِ؟
خانوم سئون هي کسی بود منو دزديده بود
چرا همچين فکري کردم؟
بعضي وقتا خاطرات کاراي جالبي ميکنن
بعضي حقايق آدما رو نابود ميکنه
هنوزم ميخواي حقيقت رو بدوني؟
دکتر؟
ميخوايد منو بکشيد؟- صبر کنید-
قولم رو نگه داشتم در عوض اين جوابمِ؟
اگه ميخوايد بهم شليک کنيد من همينجام
ميخوايد بدونيد کجام؟
ساختمون عقبي طبقه دوم اتاق راديو
اينجا، قلبم اينجاست !بهم شليک کنيد
نه- کيم يو هان! آروم باش-
يه اشتباه کوچيک بود- اشتباه؟ منم اشتباه کنم؟-
ما هم بايد اشتباهي شليک کنيم
ببخشيد خيلي ببخشيد لطفا آروم باش
!کيم يو هان! کيم يو هان !جواب بده
بيا واضح بگيم اگه بخوايد ميتونيد بهم شليک کنيد
به همکارمم همينطور
دکتر
دکتر
دکتر
دکتر
دکتر
دکتر
ساختمون عقبي طبقه دوم
يون يونگ سابم
از چهارتاشون مطمئن شدیم بقيه کجان؟
اوه جونگ هي مراقبشون؟
من توي درمانگاه بودم
وقتي باهات مشاوره ميکرد در مورد چي حرف ميزد؟
بسه تازه اومده بيرون
نميبيني ناراحتِ؟
...اما بچه ها هنوز- صبر کن-
بله
.الو؟ بله
چي کار ميکني؟
ساختمون عقبي طبقه دوم
نه تو هم صدمه ميبيني
!نکن
!دکتر
ببخشيد دير کردم
ببخشيد دکتر
جونگ هي
اين
!جونگ هي
!جونگ هي
دکتر
...اوه نه
جونگ هي
توي شوکِ
راهتون رو به زور باز کنید !احمقا
اون بیرون چی کار میکنید؟
کیم یو هان والدین ایون سونگ همین الان رسیدن
اين یکی؟ واقعيه؟
به هر حال !يکيشون واقعيه
ايون سونگ
خوشحالم تو اول ميري بيرون
ايون سونگ
ايون سونگ
جواب بده ايون سونگ
چرا جواب نميده؟
بيايد يه کم ديگه صبر کنيم
واسه تاخير ببخشيد
اول صداي دخترت رو بشنو
ايون سونگ
مامان؟
ايون سونگ منم بابا
خوبي؟ صدمه نديدي؟
اشکالي نداره همه چيز درست ميشه
بله بابا
مامان ايون سونگ
بله دکتر لطفا بگید
باید چک کنم که ببینم واقعاً والدینشید یا نه
بله لطفا بفرمایید
...تا الان- بله-
به غير از کارايي که کردي- بله-
به بزرگترين گناهت اعتراف کن
ببخشید؟
به شرم آورترين گناهي که مرتکب شدي اعتراف کن
اونوقت دخترت رو بهت برميگردونم
با دقت گوش کن- !تو شيطاني-
.بذار ببينم مامانت براي نجاتت تا کجاها پيش ميره
!ميکشمت! ميکشمت
چه گناهي کردم؟
با دقت فکر کن .مطمئنم الان داري به يکيشون فکر ميکني
خواسته بزرگيه
قربان، تحريکش نکنيد- اما اينکارش زیادی خشنِ-
جلو اين همه آدم جلو دخترش
زياده رويه- لازم نيست حقيقت داشته باشه-
از کجا ميفهمه درسته يا نه؟
...هنوز- کسي اينجا نيست-
کسی باور نمیکنه حرفش راست باشه
....اگه چیزی واسه اعتراف نداری- ...من-
واسه اینکه یه قرارداد رو بدست بیارم رشوه دادم
نمیدونستم این کار گناهِ
فکر میکردم همه این کار رو میکنن
همینطور یه کارآگاه استخدام کردم که گندکاریای کارمندی که میخواستم اخراج کنم رو دربیاره
اون کارمند توی اتحادیه بود
شایعه پخش کردم که معتاد قمار و کاری کردم استعفا بده
No comments yet. Be the first to leave one.