Percy Jackson: Sea of Monsters

Percy Jackson: Sea of Monsters

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Percy Jackson Sea Of Monsters2013 DVDRip XviD-GT
A Commentary by rezabayat10
Translated By RezaAlex

Tags

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
XviD
Published on: 2013-11-11
Downloads: 57
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

تقديم به تمام آرياييان پارسي زبان

تـــــرجــــمـــــه از

. اولش منم باور نميکردم

. ولي خدايان اليمپوس واقعي هستند

، و بعضي وقتا ... بچه هايي از انسان‌ها دارند

. که بهشون دورگه گفته ميشه

. من يکي از اونا هستم

. من "پرسي جکسون" هستم . پسر پوسايدن ، خداي دريا

هفت سال پيش ، چهار تا از اين بچه ها به اردوگاه دورگه ها رفتند

تنها جاي روي زمين که براي گونه ما امنه

فقط سه نفرشون تونستند به اردوگاه برسن

! تقريباً به اردوگاه رسيديم

! مواظب باش

! گرور ! لوک ، کمکش کُن

گرور ، حالت خوبه ؟

. پام . گير کرده

. بيا ، گرفتمت

. ادامه بدين ، من معطلشون ميکنم

. نه ، تاليا . اونا ميکشنت

. برو ، لوک . من درست پشت سرتون هستم

! بيا اينجا

! آنابت ، زودباش

. عقب وايسا

! تاليا ، زودباش

! نه ! تاليا

، اسم اون دختره تاليا بود . و جون خودش رو داد تا اون سه نفرو نجات بده

... و همونطور ، که تاليا دراز کشيده در حال مرگ بود

پدرش زئوس راه ديگري رو براي زنده نگه داشتن اون پيدا کرد

. يه راه براي تمامي دورگه ها تا زنده بمونن

يه هديه براي مطمئن شدنِ اين که کس ديگه اي به همون روش کشته نميشه

مانع ، براي محافظت کردن از جون کساني که بقيه به خاطرشون کشته شدن

! بريم

، هر روز . داستان شجاعت تاليا بهم الهام ميبخشه

. و درخت اون از خونه ي ما محافظت ميکنه

. ولي نه هميشه از جونم

چقدر لطف کردين اومدين تا ببينين من برنده ميشم

هر چيزي که اونا درموردت ميگن اشتباه ـه ، کلاريس

. تو واقعا حس شوخ طبعي زيادي داري

. اينم از يکي ديگه - ! برو ، پرسي -

! يالا ، پرسي ! من 50 تا دراخما روت شرط بستم

رو اين مسابقه شرط بندي کردي ؟

چيه ، مگه عيبي داره ؟

. شراب سنوماورو 1997 ميخواي طعمشو بچشي ؟

چرا خودتو شکنجه ميکني ، دايناسيس ؟

. فقط يه بار گناه کردم ، يه بار

و محض رضاي اليمپوش با يه نياد

آخه من از کجا بايد ميدونستم که زئوس براش نظري داره ؟

يا اينکه اين همه مُدت کينه به دل بگيره ؟

... فکر کُنم اين واقعيت که زئوس جاودانه اس

معنيش اين باشه که هيچ محدوديتي تو کينه گرفتنش نداشته باشه

مسيحيان هم يه يارو دارن که ميتونه اين حقه رو برعکس انجام بده

. حالا ، به اون ميگن خدا

خسته نشدي از بس که شکست خوردي جکسون ؟

! کلاريس

! کُمک ! کُمکم کُن

! ترئوس ، دستمو بگير

. موفق باشي جناب

! گرفتمت

! ممنونم

! پرسي

! کلاريس ! کلاريس ! کلاريس

... خب ، چيزي که فکرمو درگير کرده اينه که ، پرسي

، اولين ماجراجويي که داشتي شانس تازه کاريت بود ، نه ؟

. کلاريس ، اون اليمپوس رو نجات داد . اين بيشتر از کاريه که به عمرت انجام دادي

. حالا هر چي

، حتي به عنوان دختر خداي جنگ ... اون دختر از ديد اسطوره‌شنــ

. به حرفاش گوش نکن ، پرسي

. ميدوني ، ديگه خيلي ديره

. در ضمن ، اون يه منظوري داره

رفيق ، داري درمورد چي حرف ميزني ؟

تو فراتر از يه ماجراجوي موفق هستي

. تو ارابه جنگي دزديده شده آرس رو برگردوندي

. نه ، راستش ، کار کلاريس بود

خيلي خب ، مسابقات پاييزي رو چي ميگي ؟ . تو اون لعنتي رو بردي

کلاريس ؟

خيلي خب ، بازيهاي انقلابين ؟ مسابقات جستجو براي اژدهاي برنزي ؟

. ممنون که سعي کردي حالمو جا بياري

... ترجيح ميدادم قبل از اينکه بذارم

به حرفاي کلاريس گوش کُني يه جفت سُم رو ليس بزنم

. توهين نکردم ، گرور

به خودم نگرفتم . اين يه پيشنهاده ؟

گوش کُن ، مهم نيست که کلارس چيکار کرده

، کيران و آقاي دي هم بيان . هنوزم تو راک استار هستي

! پري جانسون

. راستش اسمم پرسي جکسون ـه ، آقا

. حالا هر چي

يه کار خيلي مهم دارم که ميخوام به تو محولش کُنم

واقعاً ؟

. آره ، يه ماموريت حياتي ـه . و خيلي هم سنگينه

ميتونم بهت اعتماد کُنم ؟

. البته

. خوبه ، اين لازمت ميشه

بعضي وقتا تو اين مسابقات خيلي کثيف کاري ميشه

. شايد حق با کلاريس باشه

... شايد من فقط به خاطر اين تونستم جلوي لوک رو از نابود کردن اليمپوس بگيرم

چون آنابت و گرور بهم کُمک کردن ، نه ؟

پدر ؟

پوسايدن ؟

... تا حالا احساس کردي تمام کارايي که انجام دادي

شايد اصلا خودت انجامشون نداده باشي ؟

همش از روي شانس و يا همچين چيزي بوده باشه ؟

. نه ، البته نه

. تو يه خدايي

، صحبت کردن از طرف کسي که خدا نيست . مزخرفه

باعث ميشه برات سوال بشه که تو شروع اينکار چقدر ماهر بودي

. خيلي خب . از حرف زدن باهات خوشحال نشدم

. دوباره

پس ، همينجوري اومد تو ؟

همينجوري يه راست اومد تو اردوگاه ؟

. به نظر ميومد سنگين حرکت ميکرد

! برام مهم نيست که تلوتلو راه ميره

پس فايده اين مانع اسرارآميز محافظ ... چيه وقتي هر موجودي بتونه بياد داخل

ميشه به اون دست نزني ، لطفاً ؟ . چون اون يه آب انگور خيلي ارزشمنده

... فکر کُنم نکته اين باشه

از اونجايي که اون از مانع درخت تاليا خيلي راحت عبور کرده

. نگو - به اين معنيه که اونم يه خدازاده اس -

آره ، ولي بچه يه خداي جادوگر ؟

. ميدونم

. پوسايدن

خب ، چرا آقاي دي تو رو احضار کردن ؟ . احضار شدن اصلا خوب نيست

. مطمئنم مشکلي نيست

... مطمئنم که بدون

يه گندکاري درست و حسابي به "بيگ هوس" احضار نميشي

. من گندکاري نکردم

. تمام ميدان ورزشي رو تميز کردم . و جاروش زدم

نزار رو مخت راه بره ، باشه ؟

. يه مرده متحرک داريم . يه مرده متحرک داريم ، اينجا

. مرسي . اينم از دوستيمون

، داشتم شوخي ميکردم . ميخواستم يکم خوش بگذرونم

. عيب نداره

خب ، اشکالي نداره وقتي انداختنت بيرون اتاقت رو صاحب بشم ؟

جدي ميگم ، نگران نباش فقط آقاي دي هستش

يعني ، اگه كيران احضارت کرده بود ... اونوقت

. کاملاً و شديداً به گاه رفتي

، هر کاري که فکر ميکني کردم . کار من نبوده

. تو کاري نکردي ، پرسي

. دقيقاً

همونطور که ميدوني از تو به عنوان تنها وارث پوسايدن نام برده ميشه

آره ، خب ؟

خب ، به نظر ميرسه اين عقيده زير سوال رفته باشه

. صبرکُن داري ميگي پرسي يه برادر داره ؟

. يا يه خواهر

. يا استيکس مقدس . يه دورگه ديگه پوسايدن

. دقيقاً نه

. عملاً ، تيسون يه دورگه نيست

دورگه ها نيمه انسان هستند . طبق اسمش

. متوجه نميشم

، اگه اين بچه جديده نيمه انسان نيست پس نيمه چه چيزيه ؟

. پري . پري دريايي

، و وقتي که تو يه ارتباط خداويي با يه پري داشته باشي ... يه

. دست نزن . اين بطري گيورتزاميره

. سلام

. سلام ، داداش

پس گردن کلفت اينجا تو هستي ، درسته ؟ . دنيا رو نجات دادي و از اينجور چيزا

. آره ، آره

. هي . توي غذاي تو فلفل ريختن

ميخواي بخوريش ؟

. بفرما بخور

اون داره سر به سرم ميذاره ؟

. فکر کُنم اون گرسنه اس

. نه ، اون نه . منظورم پوسايدن هستش

اينکار قراره يه جور شوخي باشه ؟

يه نيمه برادر ؟ يه سيكلاپ ؟ بيخيال

فکر کُنم کلمه درست و مودبانش "چشم بالمعاينه باشه"

و يه نيمه برادر بهتر از هيچيه

. من دوست دارم يه برادر داشته باشم

پدر خيلي کار باحالي کرد منو فرستاد اينجا

پدر ؟ پدر تو رو فرستاده اينجا ؟

من تو بخش شمالي ايالت تو جنگل بودم

يه روز ، يه نيزه ي سه سر اومد بالاي سرم و به سمت جنوب حرکت کرد

. و تو دنبالش کردي . تا اينجا دنبالش کردي

. ميدرخشيد

. خب ، يه نفر يه برادر جديد پيدا کرده

. و ميتونم ببينم که چشماش به پدرش رفته

... خب

" چشمش"

واقعاً بايد براش يه اسپري ضد غبار بگيري

بهرحال ، فکر نميکني که يه جورايي زمانبندي جالبي باشه ؟

شايد پوسايدن تصميم گرفت که ... به يه پسر جديد نياز داره تا

. خودشو نشون بده

. گاو نر

ببخشيد ؟

. بوي گاو نر مياد

. فعاليت هايي از حصار مياد

هي ، کريس ، نمياي ؟

نه ، جام خوبه

. اين خيلي محشره

. آروم باشين . مانع داره مقاومت ميکنه

. يه گاو نر كولكيس

! فرار کُنين

! پرسي

! يالا

. بايد نقطه ضعفش رو پيدا کنيم - مگه نقطه ضعف هم داره ؟ -

. پرسي ، حواسشو برام پرت کن

. اين با من

. گاو نر بد

! هي ، آهن قراضه

. لعنت بهت ، جکسون

اصلا ميدوني اين گاونر کولکيس چقدر سخت گير مياد ؟

... شايد دفعه بعدي خواستي کسي رو غرق کُني

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left