The Crowded Room

The Crowded Room

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

The Crowded Room S01E07 720p WEB h264-ETHEL
The Crowded Room S01E07 1080p WEB H264-NHTFS
The Crowded Room S01E07 WEB x264-TORRENTGALAXY
The Crowded Room S01E07 720p WEB x265-MiNX
The Crowded Room S01E07 XviD-AFG
The Crowded Room S01E07 WEBRip x264-XEN0N
The Crowded Room S01E07 The Crowded Room 1080p ATVP WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
The Crowded Room S01E07 2160p WEB h265-ETHEL
The Crowded Room S01E07 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
The Crowded Room S01E07 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
A Commentary by KiarashNg
█⫸ کیارش نعمت گرگانی ⣿ 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐌𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦 ◀◀

Tags

web
720p
720
1080
x264
x265
XviD
webrip
BRip
Web-DL
web-dl
WEB-DL
HEVC
2CH
Published on: 2023-07-07
Downloads: 58
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫سلام. صبح به خیر دنی. ‫خوب خوابیدی؟

‫نمی‌دونم. خوب نخوابیدم. ‫می‌شه گفت بدک نبود.

‫چطور مگه؟

‫تا حالا خوابیدن تو زندان رو امتحان کردی؟

‫خسوف رو دیدی؟

‫نه، فقط نورش رو دیدم؛ ‫ولی خیلی عجیب بود.

‫کارل یونگ خیال می‌کرد ‫خسوف نوید تولد دوباره می‌ده.

‫طرف کی هست؟

‫روان‌پزشک بود. اسمش به گوشت نخورده؟ ‫خیلی مشهوره.

‫نه.

‫حالت خوبه؟

‫- انگار کمی مضطربی. ‫- آره. ممکنه.

‫احتمالا امروز کمی مضطرب باشم.

‫واسه همین دست و پا چلفتی شدی؟ ‫آخه معمولا نیستی.

‫چقدر حواست جمعه.

‫واسه چی مضطربی؟

‫می‌خوام سوالی ازت بپرسم.

‫واسه چی اینجایی؟

‫منظورت چیه؟

‫اینجا پیش خودم رو می‌گم.

‫به خاطر واقعه راکفلر سنتر اینجام.

‫ولی واسه چی داریم راجع بهش صحبت می‌کنیم؟

‫داری کمکم می‌کنی واسه دادگاهم ‫آماده بشم.

‫آخه حتی اگه خودم شلیک نکرده باشم ‫و جرمی رخ داده باشه، شریک‌جرم محسوب می‌شم.

‫خب، هفته پیش از جک ‫و سفرت به لندن گفتیم.

‫می‌دونستی جک به دیدنم اومده بود؟

‫نه، امکان نداره. اون که لندنه.

‫این مال جکه؟

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫DigiMoviez@

‫تو راهنمای سفرم بود.

‫شماره‌اش رو از راهنمای سفرم پیدا کردی. ‫همین‌طوری پیداش کردی؟

‫نه، ولی من پاره کرده بودمش.

‫وایستا ببینم، پلیس‌ها دوباره سرهمش کردن؟ ‫این رو از کجا آوردی؟

‫دنی. توانایی توجیه منطقی ‫ذهنت خارق‌العاده است.

‫درجا وقایع رو تحلیل می‌کنه.

‫وقایع بعید رو ممکن می‌سازه. ‫یه عمر مشغول همین کار بودی.

‫به جک گفتم می‌خوام ‫درک بهتری از کارمون...

‫پیدا کنی.

‫مخالفت کرد، ولی من ترغیبش کردم، ‫آخه صلاحت رو می‌خواد.

‫من هم صلاحت رو می‌خوام. ‫حرفم رو باور می‌کنی؟

‫- به من اعتماد داری؟ ‫- منظورت چیه؟

‫سوال ساده‌ای پرسیدم.

‫نه‌خیر، ساده نیست.

‫خیلی‌خب. قبوله.

‫متوجه اضطرابم شدی.

‫واسه اینه که وقایعی ‫دم راکفلر سنتر رخ دادن...

‫که هنوز راجع بهشون صحبت نکردیم،

‫من هم نگرانم وقتی ازشون بگیم، ‫ناراحت بشی.

‫واقعا اصلا متوجه منظورت نمی‌شم.

‫خودم می‌دونم.

‫می‌خوام چیزی نشونت بدم.

‫نوار چیه؟

‫معمولا این‌قدر زود چنین کاری نمی‌کنم، ‫ولی چیزی به دادگاهت نمونده.

‫نوار چیه؟

‫به نظرم بهتره اول با همدیگه ‫تماشاش کنیم. خب؟

‫نمی‌دونم نوار چیه. ‫ترجیح می‌دم برم.

‫شرمنده‌ام، ولی دیگه فرصت نداریم دنی.

‫جواهرفروشی اون‌طرف خیابون ‫دوربین جدیدی نصب کرده بود.

‫این فیلم رو همین اواخر پیدا کردن.

‫از روش کپی کردن.

‫نسخه اصلیش مدرک محسوب می‌شه.

‫نواره رو دستکاری کردی.

‫نه.

‫حقه سوار کردی.

‫حقه سوار نکردم.

‫گمون کنم خودت هم تا حدی می‌دونی نکردم.

‫کسی جز خودت دم راکفلر سنتر نبود.

‫خودت تنها بودی.

‫تیراندازه خودت بودی دنی.

‫آریانا نبود. خودت تنها بودی.

‫از اولش خودت بودی.

‫بخواب.

‫اشتباه بزرگی مرتکب شدی خانم.

‫اشتباه بزرگی مرتکب شدی.

‫تویی اسحاق؟

‫«اتاق شلوغ» ‫«فصل یکم، قسمت هفتم»

‫مترجم: «کیارش نعمت گرگانی» ‫در تلگرام: realKiarashNg@

‫خیلی‌خب، ببینین چی می‌گم.

‫گفتم «بیاین خونسردیمون رو حفظ کنیم».

‫درخواست نکردم.

‫خیلی مسخره است. ‫باید بذاری برم اونجا.

‫من از نگهبانه نمی‌ترسم.

‫همه بهت گفتن دست از سر پسره برداری.

‫داری مرتکب اشتباه بزرگی می‌شی.

‫واسه چی باید چنین مشکلی بتراشی، ها؟ ‫من به حرفت گوش نمی‌دم!

‫ای خدا، واقعا خیلی احمقم. ‫بهتر بود به حرفش گوش نمی‌دادم.

‫بذار برم بیرون. از پسش برمیام.

‫خاک بر سرمون شد. ‫الان نگهبانان رو صدا می‌کنه.

‫اون‌جوری اصلا خوب نمی‌شه.

‫مایک، اگه می‌شه...

‫شنیدی چی گفتم؟ پسره مشکلی نداشت. ‫پسره در امان بود.

‫- قرار نبود بیای اینجا پسر. ‫- وای دنی.

‫متأسفانه درست می‌گه پسرم.

‫واقعا نباید می‌اومدی اینجا.

‫حداقل نباید این‌جوری می‌اومدی.

‫جریان چیه جک؟

‫نفرستش بیرون. ‫دوام نمیاره.

‫- این دیگه چه وضعش بود؟ ‫- اصلا چطور ممکنه؟

‫راستش رو بخواین، نباید ممکن باشه.

‫عصبانیم کردی! فهمیدی چی گفتم؟

‫اسحاق، چیکار می‌کنی؟

‫... عصبانیم کردی!

‫- من از پسش برمیام. ‫- آها، آره، فکر خیلی خوبیه.

‫بیاین سرنوشتمون رو به دست ‫معتاد جماعت بسپاریم، آخه قبلا...

‫نتیجه خیلی خوبی داشته.

‫- گور بابات جک. من ترک کردم. ‫- نه.

‫- مایک. ‫- نه. الان از پسش برنمیام.

‫اسحاق.

‫بس کن.

‫اگه بلایی سرش بیاره، ‫اوضاع بدجوری خراب می‌شه.

‫بهش دست هم نمی‌زنه.

‫خودت که از رفتارش ‫با زنان و بچه‌ها خبر داری.

‫- نگهبان‌ها چی؟ ‫- حالا که این‌قدر قاطعی،

‫- واسه چی خودت نمی‌ری؟ ‫- آخه باید فکر کنم!

‫باهات شوخی ندارم. ‫خیلی دروغ می‌گی.

‫باید بذاری برم.

‫اگه بلایی سر کسی بیاره، ‫می‌فرستنمون انفرادی.

‫من که وقتی ساقی شده بودی، ‫بهت گفتم تهش چی می‌شه.

‫یعنی تقصیر منه؟

‫خیال کردی چطوری شکم خودت رو ‫سیر می‌کردی آشغال عوضی درست‌کار؟

‫گفته بودم تهش زندانی می‌شیم، ‫حالا ببین به چه روزی افتادیم!

‫نگهبانان همون‌جان دنی.

‫- بجنبین بچه‌ها. تکون بخورین. ‫- من ازشون نمی‌ترسم.

‫اصلا برام مهم نیست!

‫وای، امان از دستت مایک!

‫- وایستین، وگرنه بدتر می‌شه. ‫- به فکر دنی باش. بیا. مایک.

‫مشکلی نیست، مگه نه؟

‫دنی، خودتی؟

‫آره، مشکلی نیست آبجی. مشکلی نیست.

‫- مشکلی نیست. چیزی نیست. ‫- من سعی دارم کمکت کنم.

‫- آروم باش بچه. ‫- بیا ببینم.

‫- خودم می‌دونم. ‫- برگرد.

‫- شرمنده‌ام. ‫- برگرد.

‫نه. سخت نگیر رفیق. بنداز.

‫کارت بده.

‫چیزی نمونده بود. باید حواست رو جمع کنی. ‫دوباره بنداز.

‫- باز هم بده. ‫- بنداز!

‫هیچ‌وقت شانس نمیارم.

‫من اصلا شانس نیاوردم.

‫- فرقی نداره، مگه نه؟ ‫- فرقی نداره.

‫برین سمت توپ. نذارین بندازه!

‫چطور چنین اتفاقی افتاده؟

‫تا حالا هوشیار به اینجا نیومده بود.

‫- متأسفانه سامانه رو به فروپاشیه. ‫- کدوم سامانه رو می‌گی؟

‫- خودمون رو می‌گم. ‫- بجنب. بیا اینجا.

‫مرکزمون پایدار نمی‌مونه. ‫هیولا داره به سمت بیت‌لحم می‌ره.

‫از ییتس نقل‌قول کردم.

‫شرمنده‌ام که این‌قدر زود عصبی می‌شم.

‫تو که به خاطر مهارت مکالمه بی‌نظیرت ‫بهمون ملحق نشدی.

‫عصبی شدنت هر از گاهی لازمه.

‫متأسفانه این مشکل با کتک‌کاری حل نمی‌شه.

‫خودم رو مقصر می‌دونم.

‫به شدت ترغیب‌کننده بود. ‫بهترین‌هاشون همیشه همین‌طورن.

‫بهترین چی؟

‫بهترین دروغگوها رو می‌گم.

‫متأسفانه تقصیر خودمه.

‫یعنی دیگه نمی‌ذارم با خانم دکتره صحبت کنه؟

‫به نظرم امروز شاهد مدارک محکمی بودیم...

‫که اون رابطه دیگه مفید نیست. ‫موافق نیستی؟

‫داره خطرناک می‌شه.

‫به نظرم احتمالش خیلی کمه جک.

‫واقعا؟ ‫الان دیگه خبره شدی؟

‫شرایط خطرناک رو خبره شدم؟ آره.

‫خب، کی بیدارش می‌کنیم؟

‫تا نقشه‌ای نریختیم، ‫بیدارش نمی‌کنیم.

‫- جک. ‫- بیست و یک شدم.

‫می‌دونی وقتی تو این ممکلت بگن...

‫آدم اختلال روانی داره، چی می‌شه؟

‫سعی می‌کنن درمانش کنن.

‫ما از نظر خانمه ‫بیماری محسوب می‌شیم.

‫درمان دنی خلاص شدن ‫از شر همه‌مون محسوب می‌شه.

‫خیلی مسخره است.

‫کسی جز ما جون دنی رو حفظ نکرده.

‫همون‌طور که گفتم، باید نقشه‌ای بریزیم.

‫تکون بخورین. برین سالن غذاخوری.

‫تکون بخورین! کار هر روزت همینه جکسون.

‫راستی، احیانا نمی‌دونی ‫از کجا کوکایین گیر بیارم؟

‫این‌قدر بلند نگو. ‫آشغال عوضی.

‫- این دیگه چه آشغالیه؟ ‫- تکون بخور سالیوان.

‫- وایستین. این دیگه چه غذای آشغالیه؟ ‫- تکون بخور!

‫- خیلی‌خب. ‫- زود باش.

‫دارم می‌رم دیگه. یا خدا.

‫سفارشت رو آوردم.

‫- جانم؟ ‫- سفارشت رو جور کردم.

‫گفته بودی بیشتر می‌خوای. ‫من که گفته بودم ردیفش می‌کنم.

‫پشم‌هام.

‫چه سریع.

‫ابزار هنریه؟

‫با سفارشت فرق داره، ‫ولی در همون حده، مگه نه؟

‫با مداد شمعی چه گهی بخورم؟

‫به من ربطی نداره. ‫بکن تو کونت.

‫ببین، این‌ها رو نمی‌خوام، خب؟ ‫مبادله‌شون کن.

‫- پسشون بگیر. ‫- کسی دنبال این چیزها نیست پسر.

‫حالا حساب کن بی‌شعور.

‫مداد شمعی رو حساب کنم؟ ‫دیوانه شدی؟

‫اذیت نکن پسر. ببین، من کوکایین لازم دارم. ‫کمکم کن. خواهش می‌کنم.

‫سربه‌سرم گذاشتی؟

More Farsi Persian subtitles for The Crowded Room

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left