The first 200 lines.
برترین های سینمای هند در بالیوود وان
به نظر تحصیل کرده میاین قربان چی شد افتادین زندان ؟
داستانش طولانیه گفتنش وقت تلف کردنه
مگه اینجا چه کار مهمی داریم که وقتمون بخواد تلف شه ؟
حداقل برای وقت گذرونی بگین قربان
درحالیکه همه ی بچه ها لذت و خوشحالیشون تو بازی کردن و آواز خوندنه
پسر من خوشحالیشو تو حرفای من جستجو میکرد
اون حرفای گُهربارتون چی بود قربان ؟
اوه عزیزم .. کوچولوی من ... گریه نکن عزیزم
هی ، حتی حالا هم اگر بخندم حداقل 10 تا دختر ، کلٌه پا میشن
خمیر دندونت رو عوض کن شاید بوش حالشونو بهم میزنه
شوهر ، به جای اینکه جوک تعریف کنی و همه رو بخندونی
یک کاری کن که گریه ی این بند بیاد
بیا عزیزم ، بیا پسر قند عسلم
بخواب عزیزم ، گریه نکن گریه نکن پسرم ،گریه نکن
هی ، خمیردندونت رو عوض کن شاید بوی بدش اذیتش میکنه
داره ما رو دست میندازه عمو رو بزن
بزن یالا ، بابا رو هم بزن
بزنش پسرم ، عمو رو بزن ، بخند ، بزن بخند ، بزن
عجیبه ، گریه شو بند آوردی
پسرم ، بیا عزیزم بیا
شوهره داری یا کمدین اگر دوباره گریه کرد بیارش پیش خودم ، خوب
شوهر ، این سرلاکشو نمیخوره
داره گریه می کنه ، بدش به من بدش به من ، کاری میکنم بخنده
بدش نگاه کن چطور میخندونمش
اونجا رو ببین پسرم ، به تلویزیون نگاه کن
ببین چطور همدیگه رو میزنن آره ، ببین چطور همدیگه رو میزنن
نه ، نمیرم مدرسه
شوهر ، باز هم گریه هاش شروع شد
بسپرش به من
پسرم ، عمو راننده سرویسه عمو راننده رو بزن ، بزنش
بزن ، یالا بزن
این پسرِ منه ، نگاش کنین داره میخنده حالا برو ، برو مدرسه عزیزم ، برو
از اون موقع تا حالا همه ش در حال بزن بزنه و همه هم منو سرزنش میکنن
اگر یک بار میگرفتی میزدیش قربان سربه راه میشد
تا چندُم درس خوندی ؟
کلاس دهم مردود شدم
من دیپلم دارم پس نظرات مزخرف تحویلم نده
این کارم کردم
هی ، تو باندی رو زدی ؟
فایده نداره ، این دیگه واست عادت شده یالا دستت رو بیار جلو
وقتی می زنمت باید گریه کنی ولی تو چرا خوشحالی که کتک خوردی؟
چه بزنم چه بخورم خوشحال میشم بیا بزن
چه بزنم چه بخورم خوشحال میشم ؟ این دیگه چه دیوونگی ایه قربان ؟
اگه اون موقع اینطوری بود پس الآن تو چه وضعیه ؟
"بزن بریم" ترجمه ای از وبسایت بالیوود وان
مترجم : مانی
بعدش چی شد قربان ؟
اونجا رو ببین
شما دانشجویین یا یک مشت احمق ؟ چرا اینطوری تو خیابونا دعوا میکنین ؟
اگر یکبار دیگه شما رو تو دعوایی ببینم
بازداشتتون میکنم و میندازمتون زندان فهمیدین ؟
فهمیدم قربان
اسم و آدرس هر دو جماعت رو جدا جدا یادداشت کن و بفرستشون
چشم قربان برین
شما برین اون سمت شما هم بیاین این سمت
تو جزو کدوم دسته ای ؟
من جزو هیچ دسته ای نیستم قربان
پس؟
داشتم تو خیابون راه میرفتم که دیدم چوب دستشون گرفتن و به نظرم جالب اومد
منم تو دعواشون شرکت کردم
مگر نمایشه که توش شرکت میکُنی ؟
چی میخونی ؟ دانشجوی سال سوم مهندسی کامپیوتر دانشگاه مهندسی حیدرآباد
پدرت داره کلی پول خرج دانشگاهت میکنه
اونوقت تو، بدون هیچ مسئولیتی تو دعواهای خیابونی شرکت میکنی
میدونی اگه پدرت خبردار بشه چه احساسی بهش دست میده ؟
اون خبر داره قربان خودش بود که از بچگی تشویقم کرد قربان
همین الآن فورا به پدرت بگو بیاد اداره پلیس
دیگه واسه این مرتیکه عادت شده قربان
این احمقو بنداز بازداشتگاه ، اونوقت سرعقل میاد
بابا
هی گروهبان
قربان
پسره رو آزاد کن و اینو تا شب بنداز تو بازداشتگاه
قربان
کدوم قانونی گفته که پسر خطا کُنه و پدر رو بندازی زندان قربان ؟
پس کدوم قانونی گفته وقتی بچه گریه میکنه هر کی کنارشه رو بزنه ؟
همه چی رو واسش گفتی ؟ اوهوم
قربان ، فقط همین یک بار
نه فقط همین یکبار ، بلکه هر بار که تو زندگیش تو دعوایی شرکت کنه تو رو بازداشت میکنم
قضیه ش اینه
قربان ، سرنوشتت اینه که گیر این رییس پاسگاه بیافتی
اون خیلی سادیسمیه ،از یک طرف از پایین آتیشت میزنه و از اونطرف بستنی میزاره تو دهنت
اگر امکانش هست که پسرت رو عوض کن وگرنه که از این شهر برو
اگر با خودت فکر میکنی چرا باید به توصیه های یک ده کلاسه مردودی گوش بدی
باید عرض کنم اونوقت مرتب همدیگه رو همینجا میبینیم و این داستان همچنان ادامه داره
چی شده ، کابوس دیدی ؟
بله شوهر ، 4 تا آدم که از پسرمون دل خوشی نداشتن حسابِ تو رو رسیدن
منم از همین میترسم نمیدونم کِی و کجا به دردسر میافته ؟
من رو چرا باید بِکُشن ، نامرد ؟
من فقط خواب دیدم بخشِ دلیلشو نشون نداد
چطور طرز رفتار پسر پرخاشگرمان را عوض کنیم ؟
وقتی بچه بودم بدون اطلاع پدرم یک نخ سیگار کشیدم
پدرم متوجه شد اما سرزنشم نکرد
اون ازم پرسید که آیا از سیگار خوشم میاد
صدام کرد و من رو بُرد داخلِ یک اتاق اتاق پُر بود از بسته های سیگار
از من خواست که تا صبح همه شون رو تموم کنم
گفت که در رو از بیرون چِفت میکُنه
خودشه
کانتام
پاشو ، یک صحنه نشونت بدم ، بجُنب چه صحنه ای ، این وقتِ شب شوهر ؟
صحنه ی راجینکانت ، بلند شو
من تمام شب پشتِ سر هم سیگار کشیدم کشیدم و کشیدم و همه شون رو تموم کردم
صبح که شد ،وقتی درها رو باز کردم و بیرون اومدم از بوی سیگار متنفر شده بودم
از سیگار بیزار شدم ترکش کردم و از اونوقت تا حالا لب به سیگار نزدم
پسرای اینجا دیوونه ی دعوا کردن هستن
اگر ما هم بفرستیمش یک جای پر از دعوا اونم کاملا از دعوا زده میشه
زده به سرت ؟
با اینکه ما کنارش بودیم اینطوری بار اومد حالا میگی بفرستیمش یک جای دیگه ؟
اگر دعوایی بشه دیگه بابایی در کار نیست که جورشو بِکِشه
و نه مامانی که وقتی زخمی میشه به زخماش مرهم بزنه
وقتی یک بچه ی گریون بین بچه های گریون قرار میگیره ، دست از گریه کردن برمیداره
کجا یک همچین جایی هست شوهر ؟
تیروپورام ، تو مرزِ بین آندرا و تامیل نادو هست
زمانیکه در سال 1953 آندرا از تامیل نادو جدا شد
اون خط تقسیم کننده افتاد وسطِ تیروپورام
از اون موقع تلوگو زبانها ساکنِ یک سمتِ خط شدن
و تامیلها اون یکی سمت
هر دو جماعت اجازه ندارن از این خط عبور کنن
اونها حصار کشیدن و قوانین وضع کردن و با همدیگه دائما در حالِ دعوان
هدف از حصار و وضع قوانین برای این روستا این بوده که
اگر با هم متحد نیستین، حداقل زنده باشین
ولی شما دائما در حال دعوا و کشته دادن هستین
چیه کساوا ، پای یکی از اهالی اون منطقه رو قطع کردی؟
این چه وضعشه ریش سفید ، هر روز دعوا داریم و باز هم این انجمن ؟
مگه این حصارها و قوانین واسه این نیست که کسی از این سمت نره اون سمت ؟
با اینکه ما پای حرفت بودیم
یکی از اهالی اونجا مخفیانه اومد اینجا و سعی کرد یکی از افراد ما رو بکشه
چطور میتونیم جوونهای عصبانی رو کنترل کنیم ؟
اونها پاشو قطع کردن و خبرم کردن
شما احمقا ، خودتون تحریکش کردین و کشوندینش اونجا ، بعدش پاشو قطع کردین
الآن داری قضیه رو برعکس جلوه میدی ؟
ای دروغگوها
بس کنین ، بس کنین
عاقبتتو میبینی
هی ویراموتو این چه طرز حرف زدن تو انجمنه ؟
ثروتمند بودن واسه آدم احترام نمیخره
هدفت باید خیر و صلاح اهالی روستا باشه
اون موقع حواست به این بود که اهالی منطقه ت از خط رد نشن
اونوقت حالا اینطوری صداتو انداختی تو گلوت
مُردن آدمها .. و فنا شدن خانواده ها دیگه کافیه
برای آخرین بار با هر دوی شما اتمام حجت میکنم
چه از روی ترس ،چه از روی احتیاط
نه اون طرفیا اجازه دارن بیان این سمت و نه این طرفیا میتونن برن اون سمت
اگر سرپیچی کنین و عبور کنین
دیگه مسئولیت جونتون با انجمن نیست
قربان این رو برسون خونه ش
چشم قربان
حتی سگم عصبانی میشه اما آدم باید شعور داشته باشه
بریم
این چه وضعشه برادر ؟ پای یکی از افرادمون رو قطع کردن و بازم به ما توهین کردن
ما هم فقط وایسیم و نتونیم کاری کنیم
ما هم باید پای یکیشون رو قطع کنیم
گذشت اون روزهایی که میگفتن چشم در برابر چشم و جان در برابر جان ، بالا
در عوض پایی که ازمون برُیدن ،سرشونو میبُرَم
با همه این اتفاقاتی که افتاده ، کی آخه میاد این سمت ؟
شیش دُنگ حواست به مرز باشه و یکی رو بِکِشون این سمت
بقیه ش با من
تیروپورام
اونجا یک دانشکده مهندسی هست چه تلوگو زبانها چه تامیل زبانها میتونن اونجا تحصیل کنن
ریش سفید روستا ، قانون وضع کرده که هیچ دعوایی توی روستا اتفاق نیافته
واسه اینکه آینده ی دانشجوها به خاطر دعواهای روستا تباه نشه
ما میفرستیمش اونجا هم وسط جنگ و دعواهاست و هم جاش امنه
اون که زبان تامیل بلد نیست
اونجا همه تلوگو صحبت میکنن عمو ، بلیط حاضره
نمیدونم اونجا غذاهاش خوبه یا نه
ترتیب همه چی رو دادن تو یک جوری راضیش کن
یک سری که با من دشمنی دارن من رو منتقل کردن تیروپورام ، پسرم
ولی هنوز دو ماه مونده که روال اداریش طی بشه
ترمت داره شروع میشه ، نه ؟
واسه همین انتقالیت رو گرفتم واسه دانشکده مهندسی اونجا
تو برو و اونجا مستقر شو ما هم تا دو ماه دیگه میایم
بابا ، شما میدونین کجا دارین قضیه رو بهم میگین؟
وقتی گفتی لباسات رو جمع کن که بریم ترمینال
فکر کردم داریم میریم بک جایی دارین منو از اینجا دَک میکنین بابا ؟
فکر کردین من بدون شما نمیتونم زندگی کنم ؟
بابا ، اگر منو تو دریا هم بندازین من آدمی ام که به هر نحوی شده موفق میشم
فهمیدین ، من هر جا که باشه میتونم زندگی کنم
هی پسرم
مامان شما نگران نباشین من درست میگم نه بابا ؟
پسرم ، اگه همینطوری به حرف زدن ادامه بدی میترسم از اتوبوس جا بمونی
خداحافظ
مراقب مامان باش باشه
ممکنه نظرش عوض بشه بیا بریم
تیروپورام ... تیروپورام اینجاست رسیدیم ، پیاده شین اقا
داداش ، اون زمینها و تپه های اطرافش چی ان ؟
خواب که بودم من رو آوردی یک ایالتِ دیگه ؟
شما تو همین ایالتی قربان آره ، درسته
اون زمینها تو یک ایالتِ دیگه ان اوه ، چی ؟
بله قربان ، این مرز بین آندرا و تامیل نادو ئه
آندرا این طرفه و اون طرفم تامیل نادوئه
پس پدرم منو فرستاده تو مرز
قربان ، شما باید این سمتی برین اگر از اون ور بری دیگه برنمیگردی
بابا ، رسیدم
با رفتنت به اونجا چقدر خوب تغییر کردی پسرم
به محض رسیدنت زنگ زدی
حرفهای ابلهانه نزن بابا
از زمان تولد تو اون جو آلوده بزرگ شدم
اگر همینطور یکدفعه منو تو همچنین جو آرومی قرار بدین آیا دیوونه نمیشم ؟
حیدرآباد رو نگاه کنین خودِ اسمش شبیه دعواست
No comments yet. Be the first to leave one.