The first 200 lines.
وقتی چشامُ باز کردم در دوره جنگ های ایالتی بودم
چرا من اینجام؟ من کیم؟
کاملا حافظه ام رو از دست دادم
چیزهایی از یه دوره صلح به نام هِیسِی یادم میاد
اما اونجا چیکار میکردم؟
بعضی وقتا تصویر یه زن تو ذهنم میاد . اون کیه؟
من انجامش میدم
...تنها چیزایی که میدونم اینه که اسمم کن هست
و در آشپزی مهارت دارم
که من , آشپز اُدا نوبوناگا شدم
آیا میتونم از دوره جنگ های ایالتی بیام بیرون و به هِیسِی برگردم
یا اینکه انتخاب دیگه ای ندارم
جز اینکه تو این دوره به عنوان آشپز زندگی کنم
!آماده باش ! روش آشپزی جنگهای ایالتی
...اون تومونوری
...کاری میکنم از مخالفت با این نوبوناگا
پشیمون بشی
اون چیه؟ میتونی بخوریش؟
این قارچ دنبلان هست
قارچ دنبلان؟
میتونی از اون کلمه های ناشناخته استفاده نکنی؟
تو زیادی حرف میزنی , کنار تو بودن خسته کننده ست
خب , بودن در کنار تو قلب منُ نوازش میده
چی داری میگی؟
میفهمی؟ فقط همین یه بارُ بهت میگم . من یه مردم
تو کی هستی؟
!آدم بی ادب
...من پسر سانزای مهاجم , موری یوشیناری هستم
!موری رانمارو
...موری رانمارو
پس این همون پسر خوش قیافه ایه که به نوبوناگا خدمت میکرد
تا آخرش هنگام واقعه هونوجی
!چیه؟
رانمارو
!پدر طبق میل خودت جلو نرو
بی ادبی ما رو ببخشید
کن-دونو به زندگی در اینجا عادت کردی؟
خب , یه جورایی
و حافظه ات؟
اصلا خوب نیست . هنوز نمیتونم چیزی رو به خاطر بیارم
میفهمم . عجله ای نیست
وقتی به مشکل برخوردی بیا پیش من
بله . خیلی متشکرم
امروز به دلایلی اویاکاتا ساما درباره چیزی عصبانیه
براش یه چیز خوشمزه درست کن تا روحیه اش بدتر از این نشه
بله
خب پس , معذرت میخوام
معذرت میخوام
یوشیناری سان شخص فروتنیه , مگه نه؟
درباره موری یوشیناگا باید گفت که اون یه استاد نیزه اس که ارزش زیادی داره . یه فرمانده شجاع ارتش
...اینکه بچه اش در جوانی زندگیشُ از دست بده
هیچوقت انتظارشُ نداره
ولی من تاریخُ میدونم
الان موقع نگران شدن برای اوناست؟
باید مدت زیادی زندگی کنی
خوشمزه
نه گذشته و نه آینده ام رو نمیتونم ببینم
من تو این دوره چیکار میکنم؟
کن , چیزی شده؟
آه , چیزی نیست
من همه چیزُ میخوام
!خیلی ممنون
...خرید این چیزای گرون قیمت برای اون کِن
...کن ممکنه یه جاسوس باشه
...از غرب
جوری صبحت میکنه که انگار داره از وحشی های غربی حمایت میکنه
اونا گوشت انسانُ نمیخورن این یه دروغه
قطعا . یه طعم غربی تو غذاش وجود داره
اگه اینطوره , باید برای محافظت از اویاکاتا ساما چیکار کنم؟
...موقعی که اون عوضی رو گیر انداختی
تو هیده یوشی ساما , میتونی از اویاکاتا ساما بخوای
تا من اینوئه کیونوسوکه رو به عنوان رئیس آشپزخانه منصوب کنه؟ ازت خواهش میکنم
فهمیدم
شیرین نیست , یه بوی دلپذیر داره
این چیز سیاه منبع اصلی بو هست؟
بله , درسته
این ظرف یه سوپ با ریزُپوگون پیچیده شده در گوشت پرنده ماهیخوار هست
ریزُپوگون؟
اینه . یه گیاه قارچی که روی پایه درخت کاج رشد میکنه
...در اروپا... در غرب
بهشون قارچ دنبلان میگن و خیلی باارزشن
بازم غرب , هان؟
به هر حال اون باید یه جاسوس از طرف غرب باشه
یه نوع ماهی دریایی با کبد اردک
خوشمزه اس
اینم مزه چیزای غربی رو میده
نظر تو چیه , سارو؟
کاملا خوشمزه اس
هر چی نباشه کن سر آشپز پذیرفته شده توسط اویاکاتا ساما هست
اون با آشپزای دیگه فرق میکنه
کن, من راضی هستم
خیلی متشکرم
دوست دارم قدرتتُ تو میدان جنگ هم نشون بدی
یوشیناری , سارو
جنگ شروع شده . برید به سمت مینامی-ایسه
به کیتاباتاکه حمله کنید
کاری میکنم تونوموری قدرت منُ بفهمه
دوازدهمین سال از دوران اِیروکا : 1569
...برای نوبوناگا که تقریبا تمام کیتا-ایسه رو تصرف کرده بود
فقط مینامی-ایسه بود که بعد از حمله به ایالت ایسه باقی مونده بود
ولی مینامی-ایسه نیروی عظیمی داشت
...رئیس خاندان کیتاباتاکه , کیتاباتاکه تونوموری
...حتی با وجود تفاوت بسیار زیاد در نیروی نظامی
تسلیم نوبوناگا نمیشد
یوشیناری , کن رو با خودت به عنوان آشپز برای ارتش ببر
من؟
تو و کن با هم باشید
ببین که کن استفاده ای در جنگ داره
یا نه؟
اطاعت
جنگ؟
من توی جنگ؟ رفتن به میدان نبرد؟
.:.: (koreaboy) ترجمه و زيرنويس: علی :.:.
قسمت2: آشپز هِیسِی به میدان جنگ میرود . به آشپزخانه دشمن نفوذ کن
منظورت از تنها رفتن چیه؟
من نمیخوام ناتسو سان یا بقیه تو خطر بیفتن
چی داری میگی؟
خب , من رئیس آشپزخونه ام
تو میفهمی جنگ چیه؟
...یه جورایی
هی , آدما تو میدون جنگ دوست دارن چی بخورن؟
الان وقت این حرفاست؟
ممکنه تو میدون جنگ بمیری میدونی؟
میدونم . و برای همینه که دارم دربارش فکر میکنم
وقتی ممکنه فردا بمیری
اون چیه که همه دوست دارن بخورن؟
من باهات میام
نه . جنگ جای زنا نیست
!من یه مردم
چی؟
این یه دستو از نوبوناگا ساما هست قبل از حرکت غذا آماده کن
ولی تکه های صدف آبالون , شاه بلوط خشک شده
یا کمبو که تو غذاهای تکراری استفاده میشه مناسب نیستن
صدایی از اون زنه شنیدی؟
یوچی کاچی یوروکوبو
پس برای درست کردن غذا باید از موادی به جز
مواد ضروری جنگ استفاده کنم؟
به حرف دیگران گوش کن
!بسه دیگه ! هرکاری دوست داری بکن
ناتسو سان صبر کن
احمق
من تنها میرم
یوزوکه ( آب گرم و برنج ) همراه با ماهی آزاد
چرا ماهی آزاد؟
ماهی آزاد برمیگرده به رودخونه جایی که متولد شده
به خاطر اینه که نوبوناگا ساما هم به اینجا برگرده
بد نبود
این چیزیه که دوست داشتم بگم , اما
برای ماهی آزاد بعد از اینکه برمیگرده چه اتفاقی میفته؟
چی میشه؟
میمیرن
خوب نیست . میخواد منُ بکشه
پنجاه سال عمر یک مرد
زیر آسمان قابل قیاس نیست
با عمر این جهان
زندگی یک رویای زودگذره , یک خیال
چیزی هست که برای همیشه باقی بمونه؟
درسته , هر موجود زنده ای یه جایی میمیره
تو باید با آشپزیت از ارتش یوشیناری حمایت کنی
این وظیفه توئه
بله
حالا حرکت میکنیم
تا حالا تو جایی که نمیدونی زنده میمونی یا نه غذا نخوردم
من فقط میدونم موقع زندگی در یک زمان شاد
شادترین لحظه موقع خوردن غذاهای خوشمزه اس
اون کی بود؟
اون داشت دستپخت منُ میخورد؟
اصلا من یه آشپز از دوره هِیسِی هستم؟
دربارش فکر نکن .الا باید اینُ انجام بدم
من باید بهترین غذا رو با این دستا درست کنم
این چیه پشتت؟
این یه دیگ هست
خودم میتونم ببینم
میدان جنگ جاییه که زندگیت در خطره
...یه دیگ
من یه آشپزم . اسلحه من همینه
استفاده ی همچین چیزی چیه؟
سارو , کن ممکنه برات مایه دردسر بشه؟
ما باید اول کیتاباتاکه رو شکست بدیم تا به کشور مسلط بشیم
همگی . موفق بشید , مشهور بشید
اُدا نوبوناگا 50,000 سرباز رو فرماندهی میکرد
و حرکنش به سمت مینامی-ایسه رو آغاز کرد
در جواب , کیتاباتاکه تونوموری در قلعه اُکاوا هدایت
یک لشکر از 16000 سرباز رو انجام میداد تا به ارتش اُدا حمله کنه
اون میمون کوهی تازه یه دوران رسیده
!بهش حمله کنید
...اون تونوموری
سارو و یوشیناری , قلعه آساکا رو بدست بگیرید
من قلعه اُکاوا رو تسخیر میکنم جایی که تونوموری هست
...با وجود اینکه همه با این لباسا و تجهیزات سنگین راه میرن
هیچکس شکایتی نمیکنه
تحملشون چقدر قویه؟
حالت خوبه؟
ناتسو
چرا؟
من میتونم غذا بخورم وقتی کنار تو هستم , درسته؟
من حتی تا اینجا اومدم . بهم نگو که برگردم
نمیگم
ولی کارای احمقانه نکن
باهام مثل یه زن رفتار نکن
No comments yet. Be the first to leave one.