The first 200 lines.
Southland 2x06 Maximum Deployment
Tranlated By: .:: greatR ::. 29.june.2014
:آنچه در"سوتلند"گذشت
."سال"
."هنوز بهش ميگي"همکار
.اون باعث نميشه حالش خوب بشه
...فقط سعيميکنم بهش اميد بدم
.و بهش بفهمونم که هنوز واسه کمک بهش حاضرم
.دلم برات تنگ شده
،تو پليس مزخرفي هستي خب،"چيکي"؟
،قبلاً پليس خوبي بودي .ولي ديگه نيستي
،ميدوني ،خلاف غريزهي کاريمه
.ولي به نظر مشکل مصرف دارو داري
.برو بيرون
!"جان"
!کمک ميخوام !يکي گير کرده
!اينجا
.پاهاشُ چک ميکنم
!سالمه
سالمه؟- .آره-
.بچهها،پشتش
.فشارش بدين پايين .مام ميارميش بالا
.خب.با شماره سه .يک،دو،سه
امشب،افسر"بن شرمن"ياد ميگريه که .يه پليس به اندازه همکارش قدرت داره
.يه قتل دونفري داريم
نوبت کيه؟
.من.منم
.خوبه .ميتوني تازهواردُ باخودت ببري
تازهوارد؟
ري"يه روز ميره دادگاه" و تو يکي ديگه رو ميچپوني بهم؟
.از"ري"خوشم مياد
.جور شديم
.باور کن .از اينم خوشت مياد
،"راس" .از بيمارستان در اومدي
.آره.يه هفته پيش
يه هفته؟
از آخرين باري که باهات حرف زدم يه هفته گذشته؟
مم
.کارهاي سبک ميکنه
.پس نبايد بيوفتين دنبال مجرم ها
سوپرايز شدي؟
.آره دينا"گذاشت از خونه در بيايي؟"
،آره،توي نيويورکه .ناشرها رو مي بينه
ناشرها؟
.آره .ميخواد وب لاگشُ بفروشه
.اسمش"عاشق يه پليس شدم"ـه
.ميخواد کتابش کنه
...ولي اين روزها خيلي عشق
.بينمون رد و بدل نميشه
.پس،اين يعني يه اثر تخيل?ه
.آره.دقيقاً
.از ري خوشم مياد" جور شديم"؟
،اينايي که خودم دارم ديگه کار نميکنن ."لوري"
."دلالت بهت داروي مشتري رازي کن نميده،"جان
ميشناسيش؟
...نه.گوش
داروي متوسط جواب نميده،خب؟
،حتي اگه يه چيز قويتر بهت بدم
.بالاخره اونم برات بياثر ميشه
.دليلي داره که درد ميکشي
...بايد به حرف بدنت گوش کني
.وگرنه آخرش به يه ويلچر بند ميشي
،ميدوني ...زوجهاي زياديُ نميشناسم که
.بعد از طلاق بتونن همديگه رو تحمل کنن
.آره
.من هنوز تورو عضو خانواده ميدونم
چيه؟
سرطاني چيزي داري؟
.هفته بعد40سالم ميشه
.و دباره بچهدار شدن فکر ميکنم
.خوبه .بچه
..آه
با کي؟
انتخابهامُ چک ميکنم،خب؟
،فرزندخوندگي.و،آم .اهدا کننده اسپرم
.هي،هي
.من بودم نميخنديدم
...قبلاً فکر ميکردم من و تو ميتونيم
.با هم بچهدار بشيم
ميخوايي ازم بچه دار بشي؟
ميشه حداقل بهش فکر کني؟
.آره
.بهش فکر ميکنم
.ممنون
،اون سمت تفنگ يه مرد سياه که باشي
.يا تير ميخوري يا ازت دزدي ميشه
وقتي يکي از اين خلاف هاي ....شيش انگشتي گيتار زن
يه تفنگ سمتت نشونه بره .بدجوري کُپ ميکني
.احتمالاً با نوک پستون هات سَگگ کمربند درست ميکنه
خب،بايد از مهارت کار رو چرمشون تعريف کني،ها؟
...خب،تونستي،آه تونستي اونجا رو رزرو کني؟
.آره.ممنون- .خواهش-
چيه،امشب کاپيتان"سو"رو ميبري بيرون؟
،آره .بالاخره ترفيع درجهشُ جشن ميگيريم
.اينو ببين
.با درجهدار گنده تر از خودش ازدواج کرده- ...بذار يه چيزي ازت بپرسم-
ورقه اضافه کاريتم اون امضا ميکنه؟ .چون قانع کنندهس
.ها،ها،خيلي بامزهاي
اون،آه،..دوستداره تفنگتُ تميز کنه؟
...اون،آه
!خفه شو
.ببخشيد،خانمها
."هي،هي،هي"اندي- .ببخشيد،سر صبحهها-
.قهوه هم نخوردم- سلام،چه خبر؟-
.رو يه داستان واسه متجاوز"کانيون"کار ميکنم
.سه تجاوز تو يه ماه
.آره،اون کثافت
.خودشُ جاي پليس جا ميزنه
.شهر تو وضع بديه
نظري نداري؟
.فکرکنم گفتمش
."ميخوام ببينمت،"سل
.آره،آره
.منم ميخوام ببينمت
.خيله خب،گوش بدين
.تو"حداکثر استقرار"يم.همه ميدونن چرا
."تجاوزگر"کانيون
.مرخصي درکار نيست
....تا اطلاع ثانوي
"تمام بخش"فساد"،"اسپيو... ...و کارآگاهاي بدون وظيفه
.با ما کار ميکنن
...تو اين ماه آخر سه بار
.کار بخشمون رو خراب کرده
.من که به خودم ميگيرم
.ميدونم شمام همينطورين
....خيله خب،حالا که
،کاغذ ماشينهاتونُ گرفتين ....ميخوام بقيه رو بسپارم به
.کارآگاه"رابرتز"از بخش جرايم جنسي
.کسي که دنبالشيم يه مرد سفيد پوسته
.6.2فوت قد
.190پوند وزن
.موهاي قهوهاي
.چشمهاي آبي،سن تقريبي،40
.لباس فورمش مثل ماست
.نشان پليس داره
...تو بيست سال گذشته اين بخش
.مسائل زياديُ گذرونده
...کسايي اون بيرون هستن که
.فکر ميکنن اينم يه پليس کثيف ديگهس
.نميتونيم اجازه اين کارو بديم
،هرچي زودتر بگيريمش
.همه چيز زودتر به حالت عادي برميگرده
.حداکثر استقرار"راه حلش نيست"
ميتوني بگي چرا؟
...حتماً.قبلاً
.کم و بيش يکي دو تا تجاوز تو خيابون اتفاق ميافتاد
.حالا شده بين 10-20تا
.شايد واسه همينه
.از ناحيهمون ميبرتش بيرون
.مجبورش ميکنه قاييم بشه
.پنج برابر قبل پليس تو خيابونه
.اين باعث ميشه احتمال اينکه بگيريمش بيشتر بشه
.آره
.خب،اشتباه ميکني
آخرين کسي که مثل پليس لباس پوشيد ...و به زنها تجاوز کرد
...به خاطر يه پليس تنها...
...با غريزههايش که دو شب...
.تو کوچهها سرما رو تحمل کرد گير افتاد
...باور کن،آخرش يه پليس خيابوني
.طرف رو گير ميندازه
.حداکثر استقرار
.فقط يه کف دستي واسه مطبوعاته
.جان"،"جان"،جلو سمت چپ"
.کليدهام تو ماشينم جا مونده
ميخوايين چي کار کنيم،خانم؟
نميشه از شاه کليدتون استفاده کنيد؟
."اوه،"شاه کليد
.همون که با جادو همه چي رو باز ميکنه
.تمام درهاي کل شهر باهاش باز ميشه
.جان"،تو خيابون يه تجاوز گر آزاد دارم"
.صندوقُ باز کن
.روز خوبي داشته باشين
."خونه"جک"و"ليندا دورن
.محله دوستشون داشتن
.پنچره عقبي به زور باز شده
،بچهِ سعي کرده به پليس زنگ بزنه
.ولي خط آزاد گيرش نيومده
.تلفن قطعه
.که داستان پسر بزرگُ تأييد ميکنه
بچه چند سالشه؟- .چهار-
پسر کوچولو الان کجاست؟
.تَه خيابون تو پيش دبستاني
.به نزديکترين جايي که ميشناخته فرار کرده
.مدير مدرسه گزارش داده
ميخوايي بيارمش اينجا؟- .نه.ميريم پيشش-
ميشه از اين عکس بگيري؟
اون يه صدا خفه کن دست سازه؟
.آره
.جواهراتُ بردن
...آره
دزدهاي حرفهاي هيچوقت .يه دزدي ساده رو تبديل به يه قتل دو نفره نميکنن
.اول به"جک"شليک شده
.صدا خفه کنه ترکيده و خون بالاي تخت پخش شده
.يادم رفته بود اين کارو ميکني
.صدا زدن قربانيها با اسم کوچيک
.ليندا"حتماً صداي شليک رو شنيده و بيدار شده"
زمان مرگُ به دست آوردين؟
.از روي کبوديها ميشه گفت .بين نيمه شب تا2
.بيا اين زخمهاي موقع دفاعُ ببين
آم،کي ميدونه پسر بزرگه چي ديده؟
No comments yet. Be the first to leave one.