The first 200 lines.
اگه سون شین شکست بخوره اخراج میشه مترجم:pariiisa کاری از گروه ترجمه امپراطورفیلم
اما اگه اون ببره رقیبش باید از اینجا بره
کی دوست داره باهاش مقابله کنه؟
تو چطور؟
نه استاد. چطور ممکنه من بتونم بااون مقابله کنم؟
اون که تونسته بدون هیچ امتحانی شاگردتون بشه حتما آدم بااستعدادیه
اون باید با بهترینمون مقابله کنه
من فک کنم کیون مناسب باشه
استاد شما چی فک میکنین؟
ایده بدی هم نیست
خیلی خب کیون تو رقابت میکنی
شما پونزدهم ماه آینده مسابقه میدین
این حقیقت داره؟
بله من خیلی بلند و واضح شنیدم
همه شون میگن این یه بازی بی اهمیته
مسئله فقط سره اینه که جناب یی کی پرت میشه بیرون
تو حتما برات سخته که بخوای بهترین دوستت رو اخراج کنی
اما مهم نیست به چه طریق ما نمیتونیم اون رو تو دارودسته مون نگه داریم
حدس میزنم استاد هم همین احساس رو داره
اگه نه چرااون باید بخواد تو باهاش مسابقه بدی؟
اون هم دنبال یه بهونه میگشت میدونم چرااول سون شین رو آورد
اما بعدش متوجه شد که کار اشتباهیه
اون فقط به یه دلیل منطقی برا بیرون انداختن سون شین نیاز داشت
بخور ادامه بده...بخور
من خوبم شما ادامه بدین
چی میگی؟ من این رو برا تو آماده کردم
دست نزن خره
لطفا بخور. توباید قوی باشی که بتونی تمرین کنی
وارد خدمات نظامی بشو و بعدش هم وزیر شو
گشنم نیست
انقد سرسخت نباش
چیکار داری میکنی؟ نمیخوای بخوری؟
میرم یکم هوا بخورم
بخور! تو دهنت آب میشه
چه بلایی داره سرش میاد؟
تو این آموزشگاه اتفاقی افتاده؟
استاد دنبال یه بهونه میگشت...یه بهونه که
باهاش سون شین رو بندازه بیرون
دلت میخواد از رقابت کناره گیری کنی؟
بله استاد
سون شین یه تازه وارده که تازه آموزشش رو شروع کرده
اون چجوری میخواد بامن رقابت کنه؟
من نمیتونم با دستای خودم دوستم رو از گروه بندازم بیرون
چی انقد مطمئنت کرده که میتونی شکستش بدی؟
چجوری میتونی نتیجه رو قبل از شروع مسابقه پیشبینی کنی؟
از اینجا برو بیرون
اما استاد
اگه واقعا میخوای به یه دوست کمک کنی خودت رو آماده کن که
بهترینت رو برا این مسابقه ارائه بدی فهمیدی؟
خانم با انگشتات میخونی؟
چشات که رو دیوار میخ شده
نمیتونم بفهمم
نمیفهمم چرا پدر همچین کاری کرد
خانم
من رو بزن
استاد
دلیلت چیه که من رو نمیزنی؟
نگران اینی که بهم صدمه بزنی یا میترسی ببازی؟
برا همین نمیخوای با کیون مبارزه کنی؟
هیشکی قبلا بدون تست وارد این آموزشگاه نشده
کیون انتخاب من نبود اما تو رو من انتخاب کردم
به خاطر این نبود که میخواستم طرفداریت روکنم
فرق نداره بقیه چی بگن من معتقدم تصمیم درستی رو گرفتم
استاد
پس ذهنت رو منحرف نکن و رو تمریناتت تمرکز کن
گفتی میخوان سون شین رو بندازن بیرون؟
اون بین اون همه آدم با وون کیون مبارزه خواهد کرد پس معلومه که
اون حتما اخراج میشه
جدی؟
اون هیچوقت نباید به عنوان مقام اول وارد میشد
مگه نه داداش؟
کاملا درسته
چطور نوه ی یه شورشی جرعت میکنه یه آموزشگاه محترم رو آلوده کنه
موافق نیستی؟
دیگه بیشتر از این نمیتونستم باچیزی انقد موافق باشم
احساس میکنم من و تو دوستای خوبی میشیم
دوتامون خیلی زود وارد دولت میشیم
ما باید بیشتر هم رو ببینیم و دوستی مون رو محکمتر کنیم
بله باید این کار رو کنیم منم مثه تو علاقمندم
خب به سلامت برگردی خونه
من باید خیلی زود یه دور همی دیگه تشکیل بدم
نه. دفه دیگه من باید دعوتت کنم
این هم خیلی خوبه
خب پس
بسلامت برگردی
من به پست فطرتی که آبروی من و پدرم رو برد اجازه نمیدم
وارد دفتر دولت بشه
این دفه دیگه مطمئن میشم نتونه ازش رد بشه
بیون این- بلع داداش-
به دفتر رئیس هو برو و سرپرست کیم رو بیار
سرپرست کیم؟
فهمیدی؟ بهش هیچ جایی نده
فهمیدم قربان نگران نباشین
دنبال کتاب میگردین قربان؟
بله
اینا مقاله های استراتژی های نظامیه
شما باید علاقه ی شدیدی به هنرهای نظامی داشته باشین
یکی از دوستام داره برا امتحان خدمات نظامی آماده میشه
اون به چندتا کتاب نیاز داره اما من کتابای زیادی از هنرای رزمی ندارم
برا همین فک کردم قرض بگیرم
احیانا اون دوستت سون شین نیست؟
از کجا فهمیدی؟
پس الان این کتابا خیلی به دردش نمیخوره
اوه کمرم فک کنم کمرم داره میشکنه
چقد زیاده؟ هنوز راه زیادی باید بریم
ما میخوایم همه ی روز رو اینجا باشیم
از دست این سرپرست کیم به اینجام رسیده
آدمای زیادی اونجا هستن اما همه ش از ما میخوان کارا رو انجام بدیم
بااین همه کاری که داری پس کی میخوای تمرین کنی؟
امروز صبح هم نمیتونی بری نه؟
خوبه...هروقت تونستم میرم
اینجایی! یه نفر اومده دنبالت
میشناسیش...همون دانشجوی ارتش که تو زمین تیراندازی دیدیمش
باید جناب یو باشه
چیکار داری میکنی؟ منتظرش نذار
کنجکاوم بدونم چرا اینجاست
شاید برا سون شین متاسفه
منظورت چیه؟
نگو که نمیدونی
چی رو نمیدونم؟
دوستت رو دارن از آموزشگاه میندازن بیرون
چی؟ داری درباره چی حرف میزنی؟
مجبورش کردن با جناب وون مسابقه بده
اما اونا میگن اون شانسی برای برد نداره
مزخرفه
چطور سون شین میتونه با یه مرد قوی بجنگه؟
فک کنم واقعا نمیدونستی ها
فک میکردم دوستشی چرا دراین باره بهت نگفته؟
اما خب..اون یه نجیب زاده ست ممکنه دوستت باشه
اما نمیتونه همه چی رو هم بایه روستایی بی ارزش درمیون بذاره
نمیخوام قسمت تئوری امتحان رو نادیده بگیری
اینجا ۶تا قانون و۳تا استراتژی هست
من همه ی مقاله های ارتش رو برات میارم به محض اینکه
تونستم کپی شون کنم
تو برا به دست آوردن این خیلی زحمت کشیدی برا همین آرزوی موفقیت برات دارم
تو خیلی مهربونی امیدوارم ناامیدت نکنم
ناامیدم کنی؟ عمرا
من به تو اعتماد کامل دارم
بیاین برای امروز تمومش کنیم
یه نوشیدنی چطوره؟
بذار غم و غصه رو دوربریزیم و یکم آروم بگیریم
نه ممنون...بدون من برو میخوام یکم دیگه استراحت کنم
چرا تادیروقت انقد تمرین میکنی؟
تو نگران مسابقه نیستی مگه نه؟
یی سون شین حتی به تو نزدیک هم نمیشه
اون خیلی خوب میدونه این رو براهمین دیگه تلاش هم نمیکنه
تو فقط برا شکست یه رقیب تلاش میکنی؟
آموزش و نظم و انظبات فقط برای شکست رقیب نیست
سونگ ریونگ اینجا چیکار میکنی؟
تو بازهم مثه همیشه سخت داری تمرین میکنی
همین کار رو میکنم
من پیش سون شین بودم
اون کسیه که به تمرین نیاز داره اما سرش با کار مشغوله
نتونستی دلیل استادت رو بفهمی؟
اینجا برا تو تنها جا نیست
شکی نیست که تو امتحان نظام اول میشی
بااین استعدادی که تو داری اما برا سون شین همه چی متفاوته
یه بار دیگه بااستادت حرف بزن
...فقط تو و استادت میتونین جلوی این
مسابقه طبق برنامه ش انجام میشه
اصرار داری سون شین رو بندازی بیرون؟
ماتاحالا برعلیه هم نبودیم
به زودی میبینیم کی مجبوره بره
فک کردی سون شین از پس تو برمیاد؟
واقعا فک کردی ممکنه؟
بازم میری به زمین تیراندازی؟
بله
سون شین من
من واقعا دوستتم؟
من شنیدم مجبورت کردن با جناب وون رقابت کنی
برا همین انقد نگران و آشفته بودی؟
چانسو
چرا بهم نگفتی؟
چراباید این موضوع رو از یکی دیگه بشنوم؟
من تورومقصرنمیدونم. به هرحال چه کاری از دست من برمیاد؟ من زیاد ازحد پرتوقع ام
اینجوری نیست چانسو فقط نمیخواستم نگرانت کنم
تازه گفتن به تو هم هیچی رو عوض نمیکرد
اینجوری نباش. حداقل نه اگه من رو دوست خودت میدونی
اگه با کسی درباره مشکلت حرف میزدی احساس بهتری نمیکردی؟
دوستا برا همین خوب نیستن؟
چانسو
.بهتره بری
اگه باید این کار رو کنی بهتره تمرین کنی که بهترینت رو انجام بدی
پاهات رو اندازه عرض شونه ت باز کن
داداش
پات رو پایین محکم کن
و پایین شکمت رو محکم کن
منتظرچی هستی؟
شونه ت رو باز کن و با قدرت کمان رو بکش
نه نه! فقط از بازوهات استفاده نکن از همه بدنت استفاده کن
از همه ی بدنت استفاده کن و با تمام قدرت کمان رو به سمت بازوهات بکش
به چی داری نگاه میکنی؟ چشِت به نشونه باشه
نشونه رو با چشات سوراخ کن
دوباره
داداش- منتظر چی هستی؟-
میدونم داری این کار رو برای من میکنی اما
به خاطر تو نیست به خاطر خودمه
ما ممکنه دوستای صمیمی هم باشیم اما وقتی توی سکوی مسابقه وایساده باشیم
هنوزهم رقیبیم. نمیخوام کسی بگه شکست خوردم
چون مبتدی بودی سرهم بندی ش کردم غرورم این اجازه رو نمیده
No comments yet. Be the first to leave one.