The first 200 lines.
Sub by Chanyung & Dorsa Zahralovejj
قسمت سوم
فویه ما یه دور تو کل شهر زدیم
اینجا خیلی خرابه
فویه ببین
اونجا جلو دو تا چراغ روشنه
عجیبه
مگه همه از این شهر فرار نکردن؟
اینجا نزدیک معدنه
ممکنه که یه سری پسر جوون و قوی هنوز اینجا مونده باشن
اینجا خراب شده و هیچ مسافر خونه ای نیست
فقط یه سری خونه های مغازه ای شبیه این هست
بوی خوبی میاد
به نظر می رسه شب رو می تونیم اینجا فقط بمونیم
فویه ، مردم دارن اینجا غذا درست می کنن
بریم!
تو ...نمی ترسی؟
فویه چرا شما دوتا هم نمی تونین درباره این فکر کنین؟
ما این همه راه رو رفتیم و یه دونه نشونه هم پیدا نکردیم
بالاخره رسیدیم به یه سری آدم که دارن غذا درست می کنن
ما می تونیم بریم تو و سعی کنیم بهشون نزدیک تر بشیم
کی می دونه ، شاید بتونیم یکم اطلاعات از اونا هم بگیریم
موقعیت دشمن هنوز برای ما نا مشخصه
ممکنه خطرناک باشه اگر بریم تو
ممکنه حتی اون اطلاعاتی رو که می خوای هم نگیری
و به جاش اونا بکشنت
فویه بهم دروغ نگو
با تو و ستوان ژانگ اینجا
هردوتاتون مطمئنا از من مراقبت می کنین
ما برای مدت طولانی ای با هم کار کردیم
این اولین باره که اجازه نداریم محموله رو بررسی کنیم
اره درسته باید بررسی کنیم
چرا سرو صدا می کنی؟ رییسمون این رو گفته
اگه این چیزا رو میخوای باید همشون رو بخری
ما وقت نداریم
که بزاریم شما ایراد بگیرین
درسته
ما به خاطر اریه اومدیم اینجا
اون وقتی قبلا داشت کار می کرد اینطوری نبود
کی این قانون ها رو گذاشته
درسته ، کی قانون ها رو گذاشته
من گذاشتم
رییس ، رییس چن ، رییس چن
قبلا ضرر کردی؟
نه نه
رییس شما ورقتون رو خوب بازی می کنین
ما محموله ای با کیفیت خوب وارد می کنیم
از اونجایی که شما نقش معاون رییس این مجموعه رو گرفتین
ما خیلی زیاد درآوردیم درسته؟
بله بله بله
بله رییس چن
شما رو به خاطر اعتبارتون می شناسن
همه ما
ب خاطر شهرتتون اینجا اومدیم ک کالاهای جالب جدید میدین
ولی به ما اجازه نمیدن تا بررسی کنیم و این یکم..
من خودم بررسیشون کردم
من چن پی من اینجا قانونم
اگر نمی خواین معامله کنین در اونجاست
فراموشش کن من می خرم می خرم
بله
این اسب برنزه از دوره وی جینه؟
Longquan ظروف چینی
این ظرف گلیه برنزه
چیز نایابیه
از نزدیک تر نگاه کن
چرا من متوجه یه مشکل شدم
اگر این اسب برنز از دوره وی جینه
رنگش خیلی درخشانه؟
این اسب برنز خوب نگه داری شده
مطمئنا یکم بهتر به نظر می رسه
نه نه نه من فهمیدم که این رنگ
بعدا اضافه شده
چطور جرات می کنی بهم شک کنی
این اسب برنز برای مدت زیادی تو گور نگه داشته شده
برای هزار سال
از هر چیز دیگه ای که از جاهای دیگه می گیرین بهتره
که بیشمار دفعه دست به دست شده
بهتره نگاه دقیق تری بهش بندازی
رییس چن لطفا اروم باشین اروم باشین
اون داره دقیق بهش نگاه می کنه
این ها قوانین کار ماست
اما شما آیتم های خوبی رو این همه وقت آوردین
اون چیزای بی کیفیتی که ما تو گذشته دیدیم
نمی تونه با مال شما مقایسه بشه رییس
درسته درسته
بله رییس چن
تقصیر چشمای منه
این چطوره ، من همه اینایی که پشتمن رو می خرم
من همش رو می خوام
نه نه نه من این جعبه رو می خوام من این رو می خوام
بیا بیا بیا من جعبه زیری رو می خوام
جعبه زیری برای منه
اینو ببین خیلی عالیه
رییس چن این خیلی خوبه
خیلی عالی هستین
رییس چن
ما در آینده دنبالتون می کنیم
تا پولدار بشیم و پول زیادی به دست بیاریم
بله بله بله
دفعه بعد ما رو رییس چن حساب می کنیم
تا با رییس چن پولدار بشیم
من ، چن پی ، من پادشاه گورم
تمام چیزای تو گور برای منن
بله رییس چن
با شهرت الانتون
و شما به اریه وصلین
این یه جورایی هدر دادنه استعداده
تو دنیای آنتیک چانگشا
کی اسم شما رو نمی دونه؟
همه دارن تلاش می کنن تا شانس کار کردن با شما رو داشته باشن
من فکر می کنم
شهرت الانتون
از شهرت اریه ک اون وقت داشت بیشتره
درسته
چیزی که گفتی درسته
چطوری اریه با رییس چن قابل مقایسست
اون اریه هونگ باید چندین سال قبل می رفت بیرون
اون نباید تو این کار باشه
بقیه نباید جرات کنن ک ب این کار بیان
فقط رییس چن می تونه تو این موقعیت بمونه
تو واقعا می تونی اون چیزی که می خوای رو بگیری
در آینده باید کار خودت رو با اسم خودت راه بندازی
کی به اون اهمیت میده درسته؟
من الانشم دام تنها کار می کنم
این قلمرو منه
به حرفام توجه کن
من تو شناختن یه آدم خوب شکست خوردم
پس این قلمرو برای رییس چنه؟
به شخصیتتون نگاه کنین
شما خیلی دلرحمین
که هنوز برای اریه یه راه هایی گذاشتین
اگر یه نفر دیگه بود
این قلمرو کاملا گرفته شده بود
و زن اون هم کنار زده شده بود
چطور یه آشغالایی مثل شما جرات کرد
درباره آقا و بانوی من حرف بزنه؟
امروز پول هاتون رو بزارین
اما فقط می تونین نصف وسایل رو ببرین
رییس چن ما رو ببخش
رییس چن زندگیمون رو ببخش
اگر بشنوم ی کلمه درباره اقا و بانوی من در اینده بگین
مثل اون میشین
ما جرات نمی کنیم ما دیگه جرات نمی کنیم
عمارت هونگ
مسافر خونه یونگ
برادرا
ما خیلی خوش شانسیم که از این مکان خوب رد شدیم
ما واقعا گرسنه ایم
امیدواریم که برادرای بزرگ یه لطفی به ما بکنن
داگه بیا این رو بگیر
این پول هر روز ارزشش فرق می کنه
کی جرات می کنه بگیرتش؟
این چی؟
اینطور نیست که ما این رو نمی خوایم
ببین تو ظرف چی هست
حتی برای خودمون هم کافی نیست
فهمیدم ! فهمیدم!
بهم بده بدو
بیا بیا بیا برادر
من همه ی این رو بهت میدم
ما فقط دربرابرش یکم سوپ می خوایم
روش فوت نکن ، همشون واقعی ان
حتما ، بیاین با هم بخوریم
ممنون ممنون
سریع بشینید سریع بشینید
چن پی چی شده؟
دوباره چیکار کردی که آقات ناراحت شد؟
الان چند سالته
که هنوزم مثل بچه ها رفتار می کنی؟
هنوز کج خلقی بچه ها رو داری
این چیه؟
من این رو از بازار سیاه خریدم
قشنگ بود
و من می خواستم این رو به بانو بدم
اما آقا من رو گرفت
و گفت که ما نمی تونیم از اصلیت چیزی که تو بازار سیاه می خریم مطمئن باشیم
اون گفت که من قوانین رو شکستم
و بهم اجازه نداد که اون رو به بانو بدم
و حتی این سنجاق مو رو خراب کرد
من درباره قانون های شما نمی دونم
اما هر چیزی که اریه گفته
اون طبیعتا دلایل خودش رو هم داره
چرا برای اون قانونا به خودت سخت می گیری؟
چرا بانو هم اینطوریه؟
من...
کدوم قانون مسخره ای؟
چه اصلیته نامعلومی؟
حتی اگر زیرخاکی باشه چی؟
تو عمارت ما
چه قدر وسایل داریم که اصلیتشون معلوم نیست؟
این واضحه که اقا فقط داره من رو تو شرایط سخت قرار میده
خیلی خوشمزه
بزار بهت بگم
اشپزی کردن همه چیز با هم این شکلی
بهترین کاره
ما وقتی تو وطنمون بودیم همین طوری می خوردیم
ب این چی میگن؟
بهش میگن سوپ درهم نه؟
این برادر خوب می دونه
شما نگین
No comments yet. Be the first to leave one.