The first 200 lines.
چکار داری می کنی؟
عوضی، نفوذ به این سد دفاعی غیر ممکنه
درسته، غیر ممکنه بشه به این مکان وارد شد
باید بیخیال این تصمیمت بشی
توی این دنیا مکانی نیست که نشه ازش دزدی کرد
چون من ایلجیمه هستم
برید کنار، برید کنار
کی هستی؟
من فروشنده یخ هستم
اگه عجله نکنم یخها آب میشند
از سر راه برید کنار
کی هستی؟
برای جشن یخ آوردم
به من امر شده انبار یخ رو تا جایی که می تونم با یخ پر کنم
امشب منع عبور و مرور داریم
باید تا صبح صبر کنی
تا صبح؟
این طوری نمیشه
بقیه موارد مهم نیست، اما قالبهای یخ آب می شند
...واقعاً
...من برای تهیه یخ عجله کردم
بله قربان
اتفاقی افتاده؟
این یک موقعیت اضطراریه؛ ایلجیمه قصد داره امشب بیاد اینجا دزدی
چرا این قالبهای یخ قرمز بنظر میاند؟
اون شراب بوکبونجا ست که تمام زمستون در ساحل رودخانه ته-دونگ منجمد شده
این شراب یخ زده مخصوص، برای خوش آمدگویی به سفیرِ سان در جشن فرداست
این واقعاً شراب مخصوصه
موردی نیست، قربان
بذارید بره تو
از زحمات شما متشکرم
همه چی مرتبه؟
بله قربان
ما در حال نگهبانی هستیم، حتی یک موش هم نتونسته بی خبر رد بشه
!سریع عمل کنید
چی شده؟
زود امنیت اینجا رو برقرار کنید... آتش رو روشن کنید
همه! آتش رو روشن کنید
برید دنبالش! مطمئنم هنوز فرار نکرده
بله قربان
اینطرف
کار بزرگی انجام دادی
ایلجیمه زندگی تو همین جا تموم می شه
ایلجمیه... از خودم میپرسیدم چطور آدمی باید باشه؟
بذار صورتت رو ببینم
سرباز
بله قربان
اون شخص.. ایلجیمه است
اگه درست نگاه کنید
توی این دنیا واقعاً چیزی وجود نداره که نشه دزدید
چون من ایلجمیه هستم
بگیریدش
دستگیرش کنید
گوم! گلهای زیبایی در این دنیا وجود داره
اما چرا تو فقط گل تیتی رو دوست داری؟
برای اینکه این گل شبیه شکوفه های گیلاسه، اما نه به اندازه اون فریبنده
شبیه گل یاسمن اما نه به اندازه اون غم انگیز
برای اینه که دوستش دارم
نمایانگر انسانهای نیکوکاره
برای اینه که گلهای تیتی در نظر من زیباترین گلهاست
آیا واقعاً اون رو دیدی؟
بله آقا... اون رنگ قرمز روشنی داره و گرون قیمت بنظر میاد
تو چطور تونستی اونو ببینی؟
کمی بعد از اینکه من بدنیا اومدم بینایی ام رو بر اثر بیماری از دست دادم
اما بعد از اون من دو جفت چشم دیگه بدست آوردم
من می تونستم چیزایی رو ببینم که مردم عادی نمی تونند
من واقعاً میتونستم اونها رو ببینم
سوپ گوشت داغ زیاد تنها چیزی بود که مردم دهکده نیاز داشتند
اون چیزایی دیده که نباید می دیده
و به خاطر همین، چیزایی شنیدم که نباید میشنیدم
دیگه کی در این باره می دونه؟
...من
به کسی چیزی در این باره نخواهم گفت
اگه چیزی ناراحتت می کنه بهتره برای قدم زدن بری بیرون
چند روز دیگه دوست دارم به هانیانگ برم
عالیجناب شین جی-وون می خواد منو ببینه
پدر! لطفاً به این نقاشی نگاه کنید
گوم؟ اینو تو کشیدی؟
بله پدر
تو محشری
عزیزم این تصورات منه یا واقعاً پسرمون از من بهتر نقاشی میکنه؟
گوم عزیزم، میخوام بهت جایزه بدم
چی دوست داری؟ نظرت درباره گوشت خشک شده که دوست داری چیه؟
چی دوست داری؟
مادر، لطفاً اجازه بده با پدر به هانیانگ برم
این آرزوی غیر ممکنی نیست، بسیار خوب
پدر، به پرنده ها نگاه کنید
پرنده ها دارند برمی گردند خونه... حدس می زنم بهار داره میاد
!شلیک
ما نتونستیم همسر مرد کور رو پیدا کنیم
فکر می کنم احتمالاً فهمیده و تا الآن فرار کرده باشه
بریم
تو باید دست از گریه کردن برداری
ادامه بده و به طرف اون مسیر بدو، یادت باشه به دویدن ادامه بدی و برنگردی
!مادر
به هیچکس نگو پدرت پیشگوی کور بوده
فهمیدی؟
!مادر
تو برادر بزرگ هستی
تو باید مواظب بونگ-سون باشی
!مادر
عجله کنید
تو شنیدی؟
من بلند و واضح شنیدم، شما آدمهای ظالمی هستید
من گشنمه... لطفاً کمی به من پول بده
!چقدر بو میدی
من پولی ندارم، ازم فاصله بگیر
حالت خوبه بونگ-سون؟
هی! بچه ثروتمند بودن خیلی جالبه نه؟
متأسفم... من نمی خواستم دخترک رو هل بدم
!ای پسرک پست
چرا شما دو تا جیم نمی شید؟
...شما جرأت کردید به ارباب جوان من توهین کنید، وروجک های بی خاصیت
ارباب جوان! شما حالتون خوبه؟
خوبم
بریم، گوم
بله پدر
شما خیاط خوبی هستید
آه، همسر افسر اداره کشف سرقت، شما رو می خواد
بنظر میاد از استعداد خیاطی شما خیلی راضیه
واقعاً؟
جا-دور
تو باید اینجا بمونی و برای مدتی بازی کنی
من مجبورم به اداره کشف سرقت برم
بله مادر
چکار می کنی؟
!ای گستاخ
او؟
ارباب جوان می شناسیدش؟
پدرش چندین بار به زندان افتاده، و دزد مشهوریه
من شنیدم مادرش خدمتکار فراریه
!واقعاً یه مشت آشغال هستند
اون همونطور به من زد و رفت؟
شخصیتش خیلی خصومت آمیزه
خیلی ها میخوان بهش یه درس حسابی بدند
ما باید بهش بفهمونیم چه خون کثیفی توی رگهاشه
دزد، دزد
اون دزده
دزد اونجاست
اون دزده
ارباب جوان، موضوع چیه؟
کسی رو دزد زده
ارباب، شما چیزی گم کردید؟
اوه... بله
ممکنه ارباب جواب بر حسب اتفاق چهره دزد رو دیده باشند؟
من دیدمش
ارباب جوان چهره اونو دیدند؟
چه شکلی بود؟
من دزد نیستم
من واقعاً نمی دونم چه خبره
این مال شماست، ارباب
شنیدم پدرش هم دزده
واقعاً ناامید کننده است وقتیکه درباره این خانواده شرور حرف می زنیم
نه، پدر من دزد نیست
همتون کارتون خوب بود
!اوه خدای من
این وونگ-جینگ-شین-وان (شراب) نیست، ساخت انگلیس؟
تو چته؟
اخطار دادند که وونگ-جینگ-شین-وان تقلبی قاچاقی وارد کشور می شه
بیا در این باره بیشتر تحقیق کنیم
ما این کارو نمی کنیم
اگه تو می خواهی بازرسی کنی، به کارت ادامه بده
واقعاً؟
من شنیدم تمام اقلام قاچاقی در زیر قایق جاسازی و پنهان شدند
پس باید خودت تنها بری و ببینی
عجله کن و اون جعبه رو برام باز کن
سریع
این چیز سفید توی جعبه چیه؟
اون پودر شکر سفیده
شکر؟
این یه نوع ماده شیرینه که توی دهن آب می شه
اشراف زاده ها واقعاً این چیزا رو دوست دارند
اونها این چیزا رو تمام روز میخورند
تو خیلی وراجی، نه؟
اون جعبه رو باز کن و زود ابزار بیار اینجا
به اونا نگاه کن! همه اجناس مجاز دولتی هستند
!زود باش
داریم تقریباً ثروتمند میشیم
قیمت هر کدوم از اینها چقدر می تونه باشه؟
صبر کن، باید از این هم ببرم خونه تا جا-دور بخوره
این همه سرباز از کجا اومدند؟
هی، بیا مال تو، خودت بازش کن
قربان! قبل از شما شخصی برای بازرسی از ما اینجا بود
چرا شما بازم اومدید؟
درمورد چی حرف می زنی؟
...اون شخص دیگه
اون شخص
دزد
دزد ملعون
کجا در رفت؟
رفت به آسمون؟
!پدر من واقعاً دزد نیست
!وقتمو تلف نکن، عجله کن دنبالم بیا
تو هنوز اینجایی؟
برای جا-دور مشکلی بوجود اومده
چی شده؟
من نبودم
صبر کنید
چی شده، ارباب جوان؟
اجازه میدید دستشو ببینم؟
No comments yet. Be the first to leave one.