The first 200 lines.
:آنچه گذشت
"لری"، این گه رو کجا بگذارم؟
این خواهرم "گرچن"ـه. اون تازه اومده اینجا.
"گرچن"، ایشون "جف استرانگمن" هستن.
ما نیم ساعت وقت داریم ."قبل از اینکه برم دنبال "لری
.من واقعاً "گرچن" رو دوست دارم .نمیخوام بهش خیانت کنم
.گرچن" امشب میاد اینجا"
،وقتی برگشتم .نمی خوام "گرچن" رو ببینم
،می دونی
اگه اینجا یه جایی برای خوابیدن داشتم...
آپارتمان من خالی می بود.
اتاق من به صورت رایگان در اختیار توئه.
.اوه، شرمنده .باید اینو جواب بدم
.از طرف همکارم توی چینه - .مشکلی نیست -
الو؟
.لان مئو شی زه وودینگ شنگ - .واو -
.نه، پشت خط منتظرم .الکی داشتم بلغور می کردم
.عزیزم، من اومدم خونه
.سلام، عزیزم
روزت چطور بود، عشم؟
تبلیغات جدید درست کردی؟
.البته که کردم، ننه جون
تا شش ماه دیگه همه توی آمریکا
.سیگار خنک کننده دود می کنن
یا، اون جور که من دوست ،دارم صداش بزنم
.چوب با طعم سلامتی
!بچه ها، باباتون اومده خونه
!کوچولوهای اشمیتی من رو ببینید
و من هم همه این اشمیت ها رو .از توی خودم بیرون دادم
،هی، بچه ها ،اگه همه شامتون رو بخورین
بابا به هر کدوم از شما
.چوب با طعم سلامتی میده
.سلام، بابا
.من باز توالت رو بند آوردم
!و من عمراً تمیزش نمی کنم
.اوه، برتا
."والدن"
."والدن"
."والدن" ...اوه، هی
.شرمنده .داشتم رویا میدیدم
،ما ازدواج کرده بودیم ،و هفت تا بچه داشتیم
.و همشون عاشق سیگار بودن
.باشه، این آخرین مارگاریتای تو بود
خب، من هم خبر خوب دارم .و هم خبر بد
اوه. خبر خوب اینه که ما قراره سکس کنیم
و خبر بد اینه که ما فقط پنج بار می تونیم انجامش بدیم؟
خبر بد اینه که من الان .باید برم به سن فرانسیسکو
.واو
،و خبر خوب اینه که
،وقتی که اونجا به کارم رسیدم
.می تونم برای چند روز بیشتر اینجا بمونم
.بعدش من می تونم اینجا به کار تو برسم
."اوه، هی، "کیت
.میبینم که هنوز مثل همیشه زیباییی
."الن"
.میبینم که مثل همیشه اینجایی
.پس هردومون کارمون درسته
.اوکی، من باید برای رفتن وسایلم رو جمع کنم
"پونصد دلار شرط میبیندم "الن هارپر .هیچ وقت این جمله رو نمیگه
اون داره میره؟
.اوه، امیدوارم از اون دست شویی استفاده نکنه
.من باز توالت رو بند آوردم
.نه، فقط واسه چند روز می خواد بره
.و بعد می خوام ازش بخوام باهام ازدواج کنه
چی، ازدواج؟
خب، به نظرت یه کم زود نیست؟
والدن"، تو همیشه خیلی زود"
،وارد اینجور قضایا میشی
.تو هنوز میتونی اینجا زندگی کنی
!تبریک می گم
ترجـــمـــه از ..: Juybari جويباری :..
.هی. سلام .هی
چیکار می کنین؟
.من "جنی" رو میبرم سینما
.اوکی، تو منو جایی نمیبری
اینجور گفتن به این معنیه .که داریم میریم سر قرار
من لزبین هستم. اگه چیزی باشه من دارم می برمت
چونکه تو نمی تونی تنهایی .برای دیدن فیلم های بزرگسالان بری
.هی. صبر کنین ،قبل از اینکه برین
فکر می کنین کیت از کدوم
یکی از این حلقه های ازدواج خوشش میاد؟
چی؟
تو میخوای ازش بخوای باهات ازدواج کنه؟
.اون فقط یه روزه که برگشته
.آره. اون عشقمه
می دونی چقدر بعیده آدم عشقش رو ببینه؟
این به کنار که بتونه هر شیش ماه بتونه ببینه؟
...نه، نه. این یکی .این فرق می کنه
.من واقعاً عاشق "کیت" هستم
اوکی، من واقعاً عاشق ،عروسک انیمه سایز واقعی خودم هستم
ولی خیلی عجیب میشه که .باهاش ازدواج کنم
درسته؟
.ببین، "والدن"، تو عاشق عاشق شدنی
جوری زندگی می کنی انگار .توی فیلم کمدی رومانتیک هستی
می دونی توی فیلم زندگیت کی نقشت رو بازی می کنه؟
."جولیا رابرتز"
.فقط... کاری که پدرم انجام داد رو بکن لازم نیست گاو بخری
وقتی میتونی رقاص شیرده پیدا کنی .که مجانی بهت شیر بده
،"بیا، "بری .بزن بریم
می دونی کی نقش من و تو رو توی فیلم بازی می کنه؟
."تام هنکس" و "مک رایان"
.من هرکدومشون تو بگی میشم
."هی، "چارلی
."این منم، "والدن
ما همدیگه رو ندیدیم، ولی من کسی هستم .که خونه تو رو خریده
.ممنون که بیخیال خونت شدی
.البته فکر کنم بیخیالش نشدی-- بلکه مردی
کسی بیخیال اینجا میشه .که کراک مصرف می کنه
...به هر حال، من
یعنی "جنی" درست میگه؟
یعنی، من خیلی زود عاشق میشم؟
،"یالا، "چارلی
.باهام حرف زن
.حداقل یه نشونه ای بهم بده
.آره
.همین فکر رو می کردم
.بیا، گوآکاموله معروف من رو امتحان کن
اوه، چی معروفش می کنه؟
...نمی دونم. این
خیلی خوبه .و همه ازش خوششون میاد
.فکر نمی کردم به این بخشش گیر بدی
تو هم دست پخت معروفی داری؟
.خب، کوفته قل قلی خانواده استرانگمن معروفه
.تو باید برام یه بار درستش کنی
.آه، دست پختش با مرگ مادربزرگم فراموش شد
.اوه
،ما همش می گفتیم .یه جا بنویسش، یه جا بنویسش
:و اون می گفت ."ایشالا فردا"
.یه روزی، این فرداها تموم میشه
.اوه، ننه جون استرانگمن
هر روز، یه چیز جدید .درباره "جف" خودم یاد می گیرم
.هر دومون یاد می گیریم
.آرزوم اینه که هر روز با هم باشیم
اوه، اونوقت چطور میشد؟
:خب، بزار اینطوری بهت بگم
اونجوری کوفته "استرانگمن" بیخودی .قل قل نمی خورد
.بیا با هم زندگی کنیم
وجداناً؟
.تو اینجا مثل خونه کردی
،وقتی اینجا نیستی حس می کنم این آپارتمان
.ماله کسه دیگه ایه
خب چی میگی؟
.من میگم آره
!اوه، خدای من، این عالیه
ولی من اصرار میکنم که .پول نصف اجاره رو بدم
.عاشقتم
.فقط نقد
می تونم بهتون کمک کنم؟
.هی، شرمنده مزاحمتون شدم
تمام روز داشتم پیاده روی می کردم، و .دیدم که شما اینجا شلنگ دارین
و میخواستم ببینم می تونم .بطری آبم رو پر کنم
من شلنگ دارم؟
.آره
.پایین راه پله
.خوش به حالم
آه، من توی آشپرخونه آب تصفیه .شده هم دارم
اوه، من یه جورایی دوست داشتم .آب کثیف شلنگ رو بخورم
.ولی اگه شما اصرار می کنی
...اجازه هست
ببخشید، چی؟
اجازه هست پاهام رو پاک کنم؟
من نمی خوام
...شن های ساحل رو بیارم توی
شن های خونه؟...
.اوه، نه. اون شن نیست
اینها باقیمانده آدمیه که .قبلاً اینجا زندگی می کرد
می دونی چیه، شاید بهتره .از همون آب شلنگ استفاده کنم
.نه، نه، نه، نه
.نه. اینطوریا نیست .اون همیشه اینجا ریخته میشه
.الان بیشترش دیگه پرز و خاکه .من "والدن" هستم
."ویوین"
.اسم زیباییه
ممنونم. پدرم از روی سریال دهه ۷۰ .این اسم رو روم گذاشتن
.اسمش چی بود؟ ماد
.آه، آره
...واو. اینجا
.جای خیلی خوبیه
.میزت رو برعکس گذاشتی
ببخشید؟
خب، شما منظره فوق العاده ای ،از اقیانوس دارین
...و اونوقت میزتون رو به دیواره
.که عکس اقیانوس روشه
.آره. در واقع اقیانوس اطلسه
.این یه جوکه مفهومیه
.فقط خودم می فهمم
،آه، می دونی چیه .بهتره بطری رو پر کنم و برم
.ولی، انگار داره بارون شدیدی میاد
.این فقط یه خورده آبه .قرار نیست که ذوب بشم
.من که مثل جادوگر مکار غرب نیستم
یعنی، اگه دلتون بخواد .می تونین اینجا منتظر بمونین
.می تونیم با هم شام بخوریم
.می تونم سفارش بدم بیارن
واقعاً؟
.واو. آه، آره
.این خیلی عالیه
.عالیه - .اوکی -
.ممنونم
،می دونی،باید ازت بپرسم تو معمولاً غریبه ها رو
به خونت دعوت می کنی؟
.اوه، نه .اونها معمولاً خودشون خودشون رو دعوت می کنن
No comments yet. Be the first to leave one.