The first 200 lines.
....آنچه در نیوامستردام گذشت
، تمام مریضای من
، تمام غم و اندوهشون فقط بخشی از من میشه
. و دیگه قرار نیست مریض ببینم
. من و دکتر شارپ داریم میریم
. داریم نیوامستردام رو ترک میکنیم . میریم لندن
مایلم به همتون رئیس جدید
. بیمارستان نیوامستردام رو معرفی کنم
، ما همو از قبل میشناسیم مگه نه، مکس ؟
. گوش کن، کارن
، اره، اه، کارن
میشه برای یه ثانیه راه نری ؟
چرا؟ تا بتونی ازم درخواست کنی
درباره ی استخدام ورونیکا فوئنتنس تجدید نظر کنم ؟
. نه، برای این که بتونم بهت التماس کنم . خواهش کنم، به پات بیوفتم
. اون ادم دقیقا اشتباهی برای این شغله
اون خیلی بیشتر از تو برای رئیس بیمارستان بودن
. صلاحیت داره
، روی کاغذ شاید . اما من زیر دست اون آموزش دیدم
. و ببین چقدر فوق العاده از آب دراومدی
. برخلاف اون . من اونو توی کار دیدم
. اون بی رحم، سازمانی، با انگیزه ی مالیه
. مثل، مثل، عشق - . اون یکی از ما نیست -
. اون روحیه ی نیوامستردام رو نداره
برخلاف تو، مکس، هیئت مدیره
باید آینده ی این بیمارستان رو در نظر بگیره
و ما خیلی خوش حال شدیم وقتی . دکتر فوئنتس پیشنهادمون رو پذیرفت
. اون اینجاست تا بمونه
میز من کجاست ؟
اوه، من فقط فکر کردم نور طبیعی
. این طرف اتاق بهتره
اوه، فکر کردی اونجا نور بهتره ؟
. این...این دوست داشتنیه
من هنوز رئیس این
. بیمارستانم
، تصمیمات من سرجاش میمونن
و اتفاقا دوست دارم میزم
. سمت سایه دار اتاق باشه
، مکس، یکم کرم ضد آفتاب بزن . و بیخیال شو
ازت میخوام 5 هفته ی آینده رو صرف . تحویل دادن مشعل بیمارستان کنی
. دکتر فوئنتوس رو سریع وارد کار کنی
، از این به بعد
. میخوام شما دو تا کاملا جدایی ناپذیر باشید
، اوه، درست مثل قدیما ، بجز این که اونوقتا
. تو یکمی بیشتر تو پس زمینه بودی
. اره، این جواب نمیده
واو، بنظر میاد تنها کسی که
روحیه ی نیوامستردام رو . نداره، مکس، تویی
، معلوم شد که
شما این فرصت رو سریعا پیدا کردین که
، باهم همکاری کنید . به لطف این
...یک اهداء سخاوتمندانه - . من دارمش -
، از استیو و سوزان گرلاچ
. نیکوکاران و اهداکنندگان قدیمی بیمارستان
اونا زمینی زیبا به نیو آمستردام در
...شرق نیویورک اهدا کردن، به ارزش
. 10میلیون دلار
. درسته میخوام تو و ورنیکا
. تصمیم بگیرید با این زمین چیکار کنیم
اگه نتونیم توافق کنیم چی ؟
. اهمیتی نمیدم اگه مجبور بشید مچ همو بخوابونید
. یه فکری بکنید - . خداحافظ، کارن -
. مرسی، کارن - . خداحافظ -
. منو ببخشید. مرسی
. راه باز کنید . مرسی . مرسی
. ببخشید
. باشه
! عزیزم، سورپرایز
. برات بیگل گرفتم
لیلا کجاست ؟
. همین الان رفت
. حدودا ده دقیقه پیش رفت خونه
، هی، از اونجایی که اون رفته میتونم...میتونم اون بیگل رو بخورم ؟
مترجم: SARVIN بروز ترین سریال های جهان Instagram: @serialbox_
،بوقلمون، املت سفیده تخم مرغ، اسپاناکوپیتا
. و دو تا قهوه اماده س
. بفرمایید . میتونی بقیه شو نگه داری
همسرت عسل یا شکر میخواد ؟
اوه، درواقع، ملکه ای که منو . همراهی میکنه همسرم نیست
اون معشوقه ی من از شکوفاییه یک
. رابطه ی سالمه همزمان با چند نفره
. مرسی. خوبه
، اینم از اسپاناکوپیتات . اقای دکتر جو گیر
، خب، میدونم دلقکم
اما به من چه که اون حس بین ما رو میبینه ؟
اوه، حس بینمون، هان ؟
و تو حس و حال بینمون رو درآغوش گرفتی ؟
چی هست که حس و حال بینمون رو نباید در آغوش بگیرم ؟
. یعنی، عشق عشقه...عشقه
. هی، ببین، ما خودمونیم
جدایی ناپذیر با همکاریه . سازمان یافته ی بازار گرم کنی
توی دیکشنری زیر معنیه همکاریه سازمان یافته
نوشته: صفحه ی لینکدین . ورونیکا فوئنتوس رو نگاه کنید
. ام، اون حیله گره، اون یکی
با این حال، ابرقدرتش بنظر میاد این تواناییه
. که بره تو مخت
. بخاطر همین اون کاریو که میخواد میکنه
اون...اون لبخند میزنه و بهت چیزیو میگه
، که میخوای بشنوی . و قشنگ بازی میکنه
. نوازش، نوازش، چاقو زدن - و ؟ -
و من 5 هفته برام مونده
. تا یه تاثیر موندگار روی این مکان بذارم
، تا یه دردسر خوب رو بهش یه تکونی بدم میدونی ؟
، و علیرغم تمام تلاشم
ورونیکا فوئنتس قراره وارد بشه
و هر چیزی که من براش جنگیدم رو . لغو کنه
به اندازه کافی خنده داره، منم فقط یکمی بیشتر از یک ماه وقت دارم
که باید توی بخش آنکالوژی یه
. تاثیر ماندگار ضمیمه کنم
. فانتزی تر از چیزیه که گفتم
. من قلب و روحم رو گذاشتم تو آنکالوژی
میخوام مرتب و تر و تمیز و . سازمان یافته تحویلش بدم
خوبه. چی ؟ - . یه ماشین خوب روغن کاری شده. عزیزم -
پس در حالی که تو سرت گرم تکون دادنه یه مشکل بزرگه
. منم دقیق و با جزئیات کار خودمو میکنم
، پرونده های مریضامو به روز میکنم ، تجهیزات قدیمی رو جایگزین میکنم
. حتی دفترمو مرتب میکنم
، تا زمانی که از نیوامستردام برم
. همه چیز در نظم کامل خواهد بود
. ما خیلی فرق داریم
، به کمکت نیاز دارم . چون دارم دیوونه میشم
لیلا این ماه داره شب ها کار میکنه، و ما روز ها
، همدیگه رو نمیبینیم . و این داره منو دیوونه میکنه
. نه، تو دلت داره واسه دوست دخترت تنگ میشه
. این کاملا طبیعی به نظر میاد
. نه، اینطوری نه
. یعنی، این مثل یه...مثل یه نیازه
. مثل...مثل هوس کردن بو و لمسش
. باشه، بذار اینو ازت بپرسم
تا حالا لیلا رو دعوا کردی ؟
تا حالا اونو بی دلیل برای چیزی سرزنش کردی ؟
. نه، نه
اصلا از قدرتت سر کار سو استفاده کردی ؟
برنامه ی کاری رو تنظیم کردی
تا زندگیت یکم راحت تر بشه ؟
خب، پس این یه شیب لغزنده س، دوست من
. اونی که قبلا روش اسکی کردی
. اوه، خدا
خدا، من دارم لیلا رو تبدیل به مواد جدیدم میکنم، مگه نه ؟
. خب، نمیدونم یعنی، اگه من بودم
. به این زودی به این فکر نمیکردم
یعنی، تو با میل و رغبت . رفتارت رو قبول کردی
. این کار بزرگیه این قدم بزرگیه، درسته ؟
. تو واقعا سخت تلاش کردی تا به اینجا برسی
پس من میگم، با حامیت در میون بذار
. و روی محرک هات تمرکز من
. اره، مرسی . حق با توئه
. اره، تو داریش
اه، و میدونی، اگه هر وقت خواستی برگردی به کار
....میدونی، دیدن مریضا
. تو هنوزم میتونی
. اه
. باحاله
. سلام، دکتر میخواستی منو ببینی ؟
. اه، ادنا، اره
. لطفا، بیا تو
خب میدونی چطور دارم سعی میکنم
هیچ مشکل حل نشده ای رو توی بخش باقی نذارم ؟
. البته، شما اینطوری هستین - . اره -
و لیستی از افرادی که ماموگرافی کرده بودن پیدا کردم
، کسایی که دارای بافت متراکم سینه بودن
. اما نامه ای که دریافت کردن رو پیگیری نکردن
. اسم تو رو توی اون لیست پیدا کردم
منظورت اون نامه ایه که
میگه شما بافت متراکم سینه دارین
اما ما نتونستیم همه چیز رو ببینیم ؟
. اره، اونو هر سال دریافت میکنم
پس چرا پیگیری نکردی ؟
باید میکردم ؟
باشه، اگه تنها به ماموگرافی ها تکیه کنی
وقتی بافت متراکم سینه داری
این میتونه تو رو در معرض ریسک بالای . سرطان پستان تشخیص داده نشده قرار بده
MIR حالا یه سونوگرافی یا
بهترین راه برای قطعی . کردن اسکن اولیه س
خب، وقتی اینجوری نگاش کنی
. یکم انگیزه بخش تر بنظر میرسه
و تو 15 ساله داری تو . بخش آنکالوژی کار میکنی
احساس میکنم که هر مریضی که توی اون لیسته
. باید این مکالمه رو داشته باشه
حالا، فایل هایی که نامه هایی مثل تو رو نگه میداریم کجاست ؟
، از نظر فنی ، اونا مریض نیستن
. پس ما اونا رو توی سرزمین برزخ نگه میداریم
. اون طرفه
. اسمش کری لوگاندوفر هست
اون هیچ خون یا مایعی از روده ش بالا اورده ؟
. نه از وقتی سونوگرافی کرده
هنوز هیچ ایده ای ندارم که چی باعث
، اون سایه روی شکمش میشه . اون چیزیو رد نکرده
. فقط نفس بکش، کری
. این دکتر رینولدزه
. اون از اینجا به بعدو داره
، هی، کری . و تو باید مربیش باشی
. جسا ویلکز
. برای رقصه های محلی به شهر اومدیم
، داریم تمرین میکنیم
، و بعد یکدفعه . کری حالش بد شد
. بعد شروع کرد به بالا اوردن
. از ترس جون به سر شدیم
. والدینش توی راهن
، باشه، کری ، میخوام شکمت رو لمس کنم
No comments yet. Be the first to leave one.