The first 200 lines.
امروز سکس داشتم
یا حضرت گه
اسم من"مینی گوتز"هستش
من 15 سالمه و توی"سان فرانسیسکو"ـه کالیفرنیا"زندگی میکنم"
اینو روی نوار کاست ظبط میکنم
چون زندگیم واقعا این اواخر واقعا دیوونه کننده ست
و لازمه که راجع بهش به یکی بگم
اگه بدون اجازه من دارین اینو گوش میدین,لطفا همین الان دست بردارین
فقط تمومش کنین.باشه؟
...پس
من متولد شدنمو به یاد نمیارم
من بچه خیلی زشتی بودم
پیدایش من به درد نخورد
پس گمون میکنم که این بدشانسیه که اون توی جوانی جذب من شده
هی,دومینو,گربه احمق,دوست دارم
هی,دومینو,من نسبت به دیروز متفاوتم؟
اگه حقیقتو بخواین اینطوری شروع شد
من یه لباس خواب قدیمی پوشیده بودم
که وقتی راجع بهش فکر میکنم شرم آوره
اما من قرار نیست جزیئاتو عوض کنم چون این حقیقته
مادرم واسه مدت طولانی با پدر سابقم"پاسکال" ازدواج کرده بود
اون یه ادم دانشمنده.دکترا داره
اون راجع به این که دنیا چطوری کار میکنه ایده های زیادی داره
فکر نمیکرد که زن ها باید بنوشن و بکشن
مامان!تو خیلی گنده ای من حتی نمیتونم تلیوزیون ببینم
شاید دلیلش همینه که ازش جدا شد
صبر کن
اون الان بازنده اس
تو واقعا- کوکائین-
فامیلیش چیه؟
من فکر میکردم قصد داشتی
مونرو"دوست پسرشه" اما اونا بهم نزدیک نیستن
من میرم بخوابم.خستم
داغونم بچه ها
خیلی خب,شب بخیر
شب بخیر- شب بخیر-
میدونم این به نظر عجیب میاد اما به طور غریب احساس ارامش داشتم
حتی اگه به سینه هام دست میزد
این احتمالا اشکال نداره چون اون ادم خوبیه
و اون میدونه چطوری بره و من نمیدونم
اما متعجبم اگه سینه هام کوچیک بودن
مونور.خیلی عالی
تو به سینه ام دست زدی.چطور بود؟
میتونم فقط بگم
...دست زدن به سینه هات
حتی نمیتونم بگم
"اونا خیلی عالین"مینی
سینه های شگفت انگیز,فقط بی نقص
عجیب غریب
تصور این که اون ممکنه به من فکر کنه احساس خیلی خوبیه
نه اینکه دوستش دارم یا چیز دیگه
من احمق نیستم
تو تقریبا اماده ای؟- نه,فکر نمیکنم به خوام بیام-
من همین الانشم توی سکیویس خودمم
سه شنبه ها دو به تکه
ما قراره خونه کوچک در چمن زارو ببینیم
اره- نه,نه,نه,بیخیال,تو قول دادی-
میدونم,شرمندم,عزیزم
فقط واسه چند تا نوشیدنی- نه-
من نیاز دارم که برم بیرون
برات جبران میکنم,قول میدم,شرمندم
بیخیال
چرا"مینی"رو نمیبری؟
چی؟
اره- نه-
مینی"میره,مگه نه"مین"؟"
اون نمیخواد بیاد- چرا.میخوام.کجا؟-
دیدی؟بهت که گفتم
بی فایده ست
خوب بود
خوب نبود.این خوبه
با من
گرفتمش
خفه شو,خفه شو
عجب!چقدر کم وزنی
نه
درد نداره؟- سعی داری چیکار کنی؟-
تو حتی گازم نمیگیری
من قراره خیلی ناجور گازت بگیرم
تو اصلا داری گاز میگیری؟ من احساس نمیکنم
تو مستی- نه,مست نیستم-
من فقط واقعا قوی ام و مشت هام از فولاد ساخته شدن,دلیلش اینه
هیچی احساس نمیکنم,هیچی
تو حتی گاز نمیگیری
تو خیلی پریشون خیالی
تو فقط یکی ناجورشو گاز گرفتی
واقعا؟
اره,من کلفتم
تو باورم نمیکنی؟
این کلفته
دیدی؟
این احساس کلفت بودن بودن به من نمیده این احساس پوستی به من میده
من میخوام ترتیبمو بدی
خیلی خب,تو واقعا مستی,مینی
زودباش
نمیتونم باور کنم که تو گفتی میخوای ترتیبتو بدم
تو واقعا میخوای که ترتیبتو بدم؟
نه به عنوان یکی از کار هات
تو واقعا میخوای که ترتیبتو بدم,نه؟
تو لعنتی واقعا ازمن میخوای که ترتیبتو بدم
نمیدونستم اگه از اون یا هر کس دیگه میخواستم که ترتیبمو بده
اما من ترسیده بودم از فرصت صرف نظر کنم چون هرگز دیگه گیرم نمیومد
داخل لب اون خیلی لطیف بود
من سعی کردم توی ماشین واسش بخورم
اون گفت که میخواد ترتیبمو بده اما امشب نمیتونه
اوه خدای من
خدای من,خدای من
این همون حسیه که کسی منو دوست داره؟
کسی منو میخواد
کسی میخواد که باهاش سکس داشته باشم
هی
قراره واسه پیچوندن مدرسه تو دردسر بیفتی؟
نه
احساس مثله ساندویچ داری؟- اره-
چیه
نمیدونستم که باکره ای
به نظر خوب میای
میخوای عکسمو بگیری؟
چرا؟
لطفا,من فقط میخوام ببینم
نه,نه,نه,دیوونه ای؟
بهتره که اینو به کسی نشون ندی
حتی نمیتونم ببینم اینجام
مینی,مینی,بیا و با ما نگاه کن
اره,تاریخ در ساخت ـه
اون از نظر روحی خراب نیست لعنت به این افراد
فقط به خاطر این که اون خانواده سطح متوسطش رو ول کرده تا از اول شروع کنه
میدونم چه احساسی داری,پتی
چه جور آدمایی عاشق کسی میشن که اونا رو دزدیدن؟
این چیزیه که امروز پوشیدی؟
مامان
فقط میگم اگه یکم خودتو جلوه بدی که نمیمیری
خدایا
امروز سکس داشتم,یا حضرت پورنگ
حدودا یه ساعت پیش بود
و الان باورم نمیشه که واقعا اینو بلند گفتم
من فکر میکنم این رسما منو بالغ میکنه
درسته؟
خیلی خب,بگو
نمیتونم بگم,باید حدس بزنی
یکی ترتیبتو داده
چی؟چطوره میدونستی؟
خیلی خوشحالم,طرف کی بود؟
حدس بزن,"گرتل"داره گوش میده
اینطور نیست,تو خیلی از خود راضی هستی
صبر کن.اون پسره توی مشروب فروشی نبود,اون جذابه؟
نه
کسی که میشناسمش؟
اره
یه لحظه صبر کن,"مونور"که نیست,نه؟
خدای من,مینی,اون خیلی مریضه
فکر که نمیکنی اون یه جورایی جذابه؟
نه,فکر نمیکنم اون جذابه,اون خیلی پیره
مینی"اون با مادرت میخوابه"
فقط واسه این که مجبوره وگرنه اون به چیزی مشکوک میشه
نمیدونم,مینی
جوری احساس نمیکنی که ازت سوءاستفاده میکنه یا چیزه دیگه؟
منظورم اینه,تو خیلی از اون جوون تری
مینی؟
میکشمت
مینی,نکن
داری جاسوسی منو میکنی
داشتی راجع به ی حرف میزدی؟
سلام
سلام
مامانت خونه ست؟- نه-
چطور؟اومدی ببینیش؟
نه.اومدم تو رو ببینم,ابله
تو بازوی قوی ای داری
بوکس میخوای؟
اره- خب-
واقعا؟بیا ببینم پس
قبل این که بیام اینجا چیکار میکردی؟
هیچی- داشتی به من فکر میکردی؟-
نه- نه؟-
مین,من بهت فکر میکرد- سلام-
سلام,اینجایی
بزار اینارو بگیرم
ممنونم,هی,قیافت جذابه
سلام- سلام-
اگه کسی دوستت نداره هدف از زندگی کردن چیه؟
کسی نبینتد
کسی لمست نکنه
ای کاش از الانم یکی بزرگتر بودم
من خیلی تنهام
احساس میکنم انگار یه وزنه از قلبم آوزیون شده
که با هربار تکون خوردن دنبالم میاد
هر بار که باد میوزه
من کسی رو میخوام که توی عشق کاملا با من باشه
که اگه از پیشش برم احساس مردن کنه
شاید"مونورو"بتونه منو اون طوری دوست داشته باشه
رنگ مورد علاقه ات چیه؟
نمیدونم
آبی
چرا از من اینجور سوال های احمقانه میپرسی؟
شایدم نه
من خیلی با اون گرمم
من دفعه ی بعد کسی رو پیشم میخوام که بدونم زنده ام
مامان و"اندریا"یکم کوکایین از مایکل کوکایین"گرفتن که"
و این بهشون انژی داد که تموم خونه رو امروز تمیز کنن
No comments yet. Be the first to leave one.