The first 200 lines.
تقدیم می کند opus-sub تیم ترجمه ی
"قسمت چهار"
چطوری اومدیم اینجا؟
امکان نداره
ای وای
چرا اون اینجاست؟
بیدار شو
سرم درد میکنه
بلند شو
یعنی چی؟
بلند شو
یعنی چی؟
من کجام؟
الان وقت این حرفا نیست
چیکار میکنی؟- بیا اینجا-
چیکار میکنی؟- !لطفا-
ای وای
زود باش
!بدو
از اینطرف
داری چیکار میکنی؟
چت شده؟
چرا داری اینکارو میکنی؟
یعنی چی؟ اینجا دیگه کجاست؟
ما کجاییم؟
اینجا کجاست؟ یه روستای قبیله ای؟
اینجا کجاست؟
چرا ما اینجاییم؟
...خب
صبر کن
یه دقیقه پیش توی مرکز اورژانس بودیم
..بعدش بهم زنگ زدن
دکتر لطفا بیاین و یه نگاهی بهش بندازین
الان میام- وای-
!نه- چی شده؟-
تو بودی؟
تو از پشت بغلم کردی؟
آره
چرا؟
چرا بغلم کردی؟- ...نمیدونم-
چرا اینکارو کردم
...بعد از اینکه غش کردم
منو آوردی اینجا؟
از عمد اینکارو نکردم
فقط به یه مسافرت دور کوچولو اومدیم
چی؟
منو دزدیدی؟
من ندزدیدمت
اونقدرا هم دیوونه نیستم من اینکارو نکردم
من فقط یه لحظه غش کردم اما حالا میبینم صبح شده
عمل ها را چی شد؟
الان دقیقا ساعت چنده؟
شیش صبح؟
ساعتم از کار افتاده؟
چرا گوشیم کار نمیکنه؟
مگه اینجا چقدر دوره؟ گوشیم کار نمیکنه
آخه اینجا دیگه کجاست؟
ما توی چوسانیم
!اونجا هم هانیانگه
بس کن اینقد حرف چوسان رو نزن
کجا میری؟
...تو
خیلی مشکوک میزنی از اولشم میدونستم
دنبالم نیا
نمیتونی تنهایی اینجا دووم بیاری
!ای خدا
یه لحظه صبر کن
قبل از اینکه بری باید بدونی کجا داری میری
ببخشید- ای بابا-
میتونم یه چیزی ازت بپرسم؟ اینجا کجاست؟
یعنی
اینجا کدوم منطقه ی تحت اداره محسوب میشه؟
مثلا ایالت گانگوونه یا ایالت جولا؟
...اینجا
هانیانگه- ...منظورم اینه که-
سئول از اینجا خیلی دوره؟
سئول کجاست؟
تلفن من الان خراب شده میتونم گوشی تو رو قرض بگیرم؟
یادم رفته بود اینجا کار نمیکنه
از کجا میتونم به خیابون اصلی برسم؟
باید سریع سوار اتوبوس یا تاکسی بشم
اصلا نمیفهمم راجبه چی داری حرف میزنی
بهش اهمیت نده و راه خودتو برو
تو دکتری؟
اون یکمی دیوونه س
اون؟
...یه شایعه پخش شده بود که یه زن دیوونه
سرگردون واسه خودش توی خیابونای هانیانگ راه میره
بیخشید
من مراقبش هستم شما به مسیرتون ادامه بدین
آخی، حتما پدرو پادرش خیلی نگران شدن
همه تلاشت رو بکن
مراقب باش
لطفا به کسی نگو که اونو دیدی
زن دیوونه؟
،فقط "زن دیوونه" رو شنیدی هانیانگ و نشنیدی؟
شنیدم
چی..هانیانگ؟
اون خودش دیوونه س
"نمیدونستم وقتی کسی میگه" تا با چشم خودم نبینم باورم نمیشه اینقد میتونه اعصاب خرد کن باشه
هرکای دلت میخواد بکن
حرفامو باور نمیکنه من رفتم
اون کسیه که الان مشکل داره چرا از دستم عصبانیه؟
من چطور دوباره اومدم اینجا؟
چرا من اینجام؟
هیچ سر درنمیارم
خانوم- بله؟-
ببخشید- بله-
نگاش کن- اون چشه؟-
بذارین رد بشم
پاهاشو نگاه کن- اون کیه؟-
چش شده؟- اون کیه؟-
چرا اون اینجاست؟- نمیدونم-
نگاش کن- این کفشای چرمی رو ببینین-
بهترین استادها این کفش ها رو ساختن
بذار سر جاش
چیکار میکنی؟ گمشو
اون کیه؟
داره چیکار میکنه؟- بس کنین-
داری چیکار میکنی؟- اینکارو نکن-
اون کیه؟- نمیدونم-
نگاه کن- وای-
خیلی خوشگله- داری چیکار میکنی؟-
بس کن- حالت خوبه؟-
پنج یانگ پول زیادی نیست
...این ارزون ترین لباس ابریشمی توی هانیانگه
که خود پادشاهم پیشنهادش داده
میشه یکم تخفیف بدی؟- نمیتونم-
اصلا نمیفروشمش- مغازه بغلی اینو چهار یانگ میداد-
ما توی چوسانیم
!اینجا هانیانگه
...اینجا
هانیانگه
ای وای- چی شد؟-
این زنه چشه؟
چرا این شکلیه؟
بچه ها برید اونور
نکن- برید-
ازش دور بمونین
این همون زن دیوونه ست که شایعه ش همه جا پخش شده
هی، تو همون زن دیوونه ای؟
همون زن دیوونه است- همونی که همه میگفتن-
اون دیوونه ست- ...اما-
با اینکه دیوونه ست اما خیلی خوشگله
!اسب نامه رسان داره رد میشه
!اسب نامه رسان، از سر راه برید کنار
وای- برو کنار-
!اسب نامه رسان داره رد میشه
نزدیک بود تصادف کنی
ما که اینجا آمبولانس نداریم
حالت خوبه؟
صدمه دیدی؟
پس اون واگن عجیب غریبی ... که بدون اسب داشت راه میرفت
از مدل موی مردم اینجا یکمی شگفت زده شدم
اگه کسی اینجا مرتکب جرمی بشه، چجوری مجازاتش میکنن؟
تازیانه میزنن، سرشونو میبرن یا تبعید میکنن؟
نمیدونم چطوری اومدم اینجا اما میدونم قبلا
تو سلسله ی چوسان زندگی میکردم و اهل هانیانگ بودم
مثل اینکه بالاخره فهمیدی اوضاع از چه قراره
بریم
مراقب باش
یکم آروم شدی؟
یکمی زمان میبره
چون خودم تجربه شو دارم میدونم
حتی اگه با چشمهات ببینی و باورت بشه
بازم قلبت نمیتونه قبولش کنه
غیر ممکنه- درسته،غیر ممکنه-
اول فکر میکردم دارم خواب میبینم
حتی فکر کردم شاید مردم
بعد میگفتم، یعنی اینجا دنیای بعد از مرگه؟
زدم تو سر و صورتم
هر کاری کردم که بفهمم چه خبر شده
اما نتونستم از ته قلبم قبولش کنم
حتی فاصله اش از سئول تا کره ی شمالیم هم بیشتره اینجا هانیانگه
چطور امکان داره؟
چطور تونستم پونصد سال بیام عقب و الان تو سلسله ی چوسان باشم؟
اصلا از نظر علمی غیر ممکنه
باید بگم...اینجوری نمیتونی باهاش کنار بیای
...تو با من
چیکار کردی؟
من؟ من چیکار کردم؟
درسته
تو از پشت بغلم کردی
اینکارو کردی که منو بیاری اینجا درسته؟
منصفانه نیست همچین حرفی بهم بزنی
،فقط از پشت بغل کردنم یادت مونده فریاد زدنم یادت نمونده؟
خیلی درد داشت مرگ رو به چشمام دیدم
یعنی من فنا ناپذیرم؟
ببخشید؟
صدای منو میشنوی؟
چی شده؟
حرف بزن- چجوری میتونم برگردم؟-
تو میدونی درسته؟
لطفا بهم بگو که میدونی
نمیدونی؟
چطور نمیدونی؟
تو دوباره داری اینکارو انجام میدی
منم نمیدونم چه اتفاقی میفته
چطور یه مرد میتونه اینقد بی مسئولیت و ناامید کننده باشه؟
هی ...اگه میدونستم که فورا
No comments yet. Be the first to leave one.