The first 200 lines.
= Chase. Shimmer. Narges_raf78. Shaqayeq. Diana_ag. Zhr مترجمین =
Editor : Asra
چرا تنها میری خونه؟
گفتم با یکی از دوستات بری
همشون تو آکادمی ان
...فقط من نمیتونم
هیچ کس دیگه ای آزاد نیست
اونجا بمون
وقتی فارق التحصیل شدم پول در میارم و
بهترین معلم خصوصی رو برات استخدام میکنم
من شنیدم این روزا حتی وکیلام در حال تقلا کردنن
نمراتت اونقدر خوب هست که وارد یه شرکت حقوقی خوب بشی
...منظورت چیه
بچه لوس. خیلی باهوشی
هی بهت گفتم زیاد از تلفنم استفاده نکن
بهرحال میگیرمش
کی گفته میتونی؟ مال دانه
بهرحال لی مان هو خیلی ترسناکه باید حواست رو جمع کنی
اسپری داری نه؟
آره
نگرانم نباش. باید درس بخونی
ولی از نزدیک خیلی متفاوته
بچه ها ممکنه نشناسنش
خیلی زشت تره وحشتناکه
باشه
خوب درس بخون
من از نزدیک زشت ترم؟
هی خوب نگاه کن
فکر نکنم اونقدر زشت باشم
هی اون رو به خاطر من اینور اونور میبری؟
ازم دور شو وگرنه بهت اسپری میزنم
هی بچه من آدم ترسناکی نیستم
مهم نیست چی میگی من میترسم پس ازم دور شو
میبینی ، وقتی تو زندان بودم
به جای انجیل قانون خوندم
...اگر ازش استفاده کنی متهم به حمله
اون روز
من پاکت شکر رو آوردم
من کشتمش
پروفسور سو بیونگ جو
بالاخره پیدام کردی
کانگ سول بی
پروفسور یانگ جون هون
هی داری بهش زنگ میزنی؟
باید به پدر گوش میدادی و جلوی خودت رو میگرفتی
تو مجبورم کردی ازش سرقت ادبی کنم که برینی تو اعصاب بابا
به خاطر تو انجامش دادم، نه خودم
چته؟
...اینطور نیست که مُرد چون
موضوع این نیست
چرا با معلم خصوصیت درس نمیخونی؟
الان بهش زنگ میزنم
من کسی بودم که پاکت شکر رو نیست کردم
و لپ تاپ رو دزدیدم
همش من بودم
میخواستم برات پاپوش درست کنم
من تو قهوه اش دارو ریختم
واسه همین قبل من دیدیش
و اونجا دو پاکت شیشه بود
بیا وقتی هشیاری صحبت کنیم
من کاملا هشیارم
...عقلم رو از دست
مثل چرت و پرتای یه مسته
بیا یه وقت دیگه حرف بزنیم
توام فکر میکنی من مسخره ام؟
فکر میکنی
اینجا موندم چون احساس
میکردم تو آزمون قضایی قبول نمیشم؟
اوه، ایمیل رو باز کرده
بهش یکم زمان بده
...آره؟ خدایا
الو؟
بله، من خواهر بیولم
چی؟ چی گفتی؟
اطلاعات مجرم جنسی ای که تو ایمیل گرفتیشون
حتی اگر فقط یه عکسم باشه نباید اینطوری به اشتراک گذاشته بشه
احمقانه است
خواهر کوچیک ترم فرستادش واسه هم کلاسیاش
همشون میتونن ببینن کیه
هنوزم نمیتونی تو گروه چَت به اشتراکش بذاری
باید حواسمون به این بمب ساعتی باشه
چرا بر خلاف قانونه؟
چرا باید واسه این بیام؟
یا مسیح
فقط قانونه
چرا داد میزنی؟
داری حقوق میخونی
باید خوب بلدش باشی
آره تو قانون افترا کارم خوبه
ولی هیچ وقت این رو نشنیدم
اونجاست
ماده ۵۵، قانون حمایت از کودکان در برابر جرایم جنسی
ممنوعیت سوءاستفاده از اطلاعات برای افشا
دیدی؟ گفته بودم
گرفتیش؟
آره خوش شانس بودم نمیخوام با اون پست فطرت سر و کله بزنم
چرته. حقوق مجرم رو اولویت قرار میدن
تا حقوق بچه ها؟
لعنت بهش
دارن از کی محافظت میکنن؟
شهروندای بیگناه یا مجرمای شیطانی
به شورای ملی بپیوند
بیا در مورد این عکس حرف بزنیم
چقدر قدیمیه؟
لی مان هو رو دیدی
به نظر خیلی متفاوته
اگر از جلوتم رد بشه تشخیصش نمیدی
درسته میتونی یه عکس بهتر پیدا کنی
...قبل این که کسی رو بگیری ...چرا تو
فقط به خواهر بانمکت بگو بیخیال اون عکس بی فایده بشه
...اوه
اسپری فلفل خیلی قوی بود
دکتر چشم گفت.. اوه پسر
...نزدیک بود
یا مسیح
میخواستی بدتر باشه؟
میتونی باهام حرف بزنی
خواهرم من کاری نکردم
نمیبینی؟
خواهرت بهم حمله کرد
خدای من
باید بگم کُپی خودشی
خدای من
خدایا
الو؟ لعنتی
تحت نظرم
من ایستگاه پلیسم ولی نه به عنوان مهاجم
من قربانی ام
از دردسر دور موندم
من حلش میکنم پس نگیریدش
اینطور نیست که دلم بخواد این کار رو بکنم
چرا انقدر قانون خاص هست؟
باشه، میشه
واقعا تو مدرسه حقوق میخونه؟
من دقیقا "کُپی اونم"؟
درسته
دقیقا کُپی کانگ دان
از کجا میشناسیش؟
این اواخر دیر نمیومد
چی؟
واحد تحقیقات یک
داشتی خونمون رو دید میزدی؟
...نگو که باید با دان در مورد
یه چیزی حرف بزنم
میخوای با دان حرف بزنی؟
در مورد چی؟
اگر کنجکاوی بیارش اینجا
نگران خواهر کوچولوت نباش
ولش کن
آره میکنم
در هر حال به هدفم رسیدم
خوبی؟
نه
خوب نیستم
فقط یه دونه دیگه
...میدونی من
بیخیال آزمون قضایی شدم که بتونم درس بدم
باشه؟
همسرم همیشه بحث میکرد که چطور
سو بیونگ جو تو اولین بار امتحان رو قبول شد
اما من تحقیرا و مقایسه هاش رو تحمل کردم
چرا؟
چون اون مادر بچمه
اما وقتی اون عوضی تو صورتم گفت که میفهمه چرا
همسرم چرا از ازدواج با من پشیمون شده با اون لحن تمسخرآمیزش
...من فقط
نمیتونستم خشمم رو کنترل کنم
حالتون خوبه قربان؟
بابای تو هم توی دانشکده نیست
چرا هیچی نگفتی؟
من عاشق چیزای شیرینم
...تو میخواستی پروفسور یانگ مظنون بشه
کافیه
خونه حرف میزنیم
...چی شده
شما دوتا باهم بودید؟
درباره چی حرف زدید؟
از بابات بپرس
پروفسور یانگ
اول بهش بگو که من دیدمت
آره
نه
گفتم اشکالی نداره
مامان من با بیول می مونم
نگران نباش فقط کاری رو که باید انجام بده
خیلی خب، خداحافظ
تو باید بری خونه
اینجاست
ممنون برای امروز
برو خونه لی مان هو چی؟
سول
هی! خداحافظ
تو باید بیول باشی
باید ترسناک بوده باشه
الان خوبم
ایندفعه چیه؟
این هان جون هیه، هم دانشکده ای من
اوه پاسور دور دوم؟
سول خیلی درباره ات بهم گفته
هی درباره چی حرف میزنی؟
No comments yet. Be the first to leave one.