All Rise

All Rise

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

All Rise S03E20 Sometimes Truth Is Stranger Than Fiction 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 3 قسمت 20 All.Rise زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-20
Downloads: 19
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

قبلاً در «همه برخیزید»...

فکر کنم یه عروسی می‌خوام. عروسی حتماً.

من دارم با اِیمی ازدواج می‌کنم.

همونجا پیشت خواهم بود.

حاضری به آرمسترانگ ملحق شی؟

پترسون و استیونز؟

واقعاً می‌خوایم این کارو بکنیم؟

می‌تونم یه وقتی مهمونت کنم یه قهوه بخوری؟

چقدر بامزه! ولی باید به مارک بگی.

الان. باشه.

خب، پول رو از کی گرفتی؟

کیریلنکوها.

خانواده تبهکار روس‌ها؟

نباید هیچ‌وقت در موردش بهت می‌گفتم.

چیزی که می‌خوام در موردش صحبت کنم، پرونده قتل...

...مربوط به روپرت کوستا هست.

من بهترین نتیجه ممکن رو برای آقای کوستا پیدا می‌کنم.

من بهترین نتیجه ممکن رو برای آقای کوستا پیدا می‌کنم.

دوستت دارم، مارک کالان.

تا چند روز دیگه، آقای و خانم مارک کالان خواهند بود.

تا چند روز دیگه، آقای و خانم مارک کالان خواهند بود.

اوه، اینقدر مطمئنی...

...که قراره فامیلی تو رو بردارم، هان؟

بله، اینقدر مطمئنم.

ساعت چنده؟

اِم، نمی‌دونم. شاید پنج؟

هنوز اینقدر کار برای عروسی مونده.

عزیزم، می‌دونم که می‌خوای همه چیز عالی باشه.

ولی بذار ریچل یه کاری با این بکنه.

اون ساقدوشته.

خواهش می‌کنم، من مجبور شدم...

...با زور بعضی از این لیست‌ها رو ازش بگیرم.

یعنی، عروسی ماست، می‌خوام حس کنم...

...که منم یه کاری توش انجام دادم.

آخرین فرصت.

آخرین فرصت برای چی؟

برای اینکه با لگد و جیغ...

...تو خیابون از من فرار کنی.

از ویک، از بار دوران کودکیم.

جدی می‌گی؟

تو تازه با این افتضاحی که من بهش می‌گم خانواده آشنا شدی.

یعنی، همه چیز این رابطه داد می‌زنه که نباید جواب بده...

...ولی با این حال، ما اینجاییم.

در خوشی و ناخوشی.

وای! موسز تازه پیام داد.

داره بِیلی رو می‌بره یه جشن کاپ‌کیک.

باشه. قسم می‌خورم، اون مرد...

...اون دختر رو همیشه تو یه برنامه شلوغ نگه می‌داره.

رابین: آره. اون تقریباً...

...به اندازه ما مشغوله. آره.

آره، باشه. منو در جریان بذار.

زود صحبت می‌کنیم. ببخشید.

اشکالی نداره عزیزم. چی بود؟

هیچی، ایوان کیریلنکو تحت نظر دائمه.

من ۲۴ ساعته روی همه خانواده و دوستام امنیت دارم.

همه چیز خوبه.

خوبه که می‌دونم.

امیدوارم دیگه عملیات مخفی لو نرفته‌ای نباشه...

...تا بعد از عروسی.

قول می‌دم. اِم-هِم.

و تو به من قول بده که هوشیار می‌مونی.

نیازی نیست بهت یادآوری کنم...

...که تو هنوز قاضی هستی...

...تو یه محاکمه در حال اجرا...

...با خطرناک‌ترین آدم‌کش کیریلنکوها.

فقط...

...مواظب باش.

همیشه هستم. باشه.

اِم؟ اِم.

داری سعی می‌کنی دیر بری سر کار؟

یعنی... یه لحظه صبر کن.

این فقط یه نقشه ارزون نیست که منو تو خونه نگه داری؟

کاره.

خداحافظ، شوهر. خداحافظ، زن.

سلام!

قهوه برای خانم وکیله؟

اوه، می‌بینم یکی از من سبقت گرفته.

تو امروز صبح حتماً حسابی سرت شلوغ بوده.

عزیزم، من تازه از مقدماتی برگشتم...

...و زمان خیلی کمی تا شروع محاکمه‌ام دارم.

و موکل.

موکل شما -- نوری بِرد.

از اسمش خوشم میاد.

هنری به نظر میاد.

آره، خب، موکل هنری من خیلی هم اهل همکاری نیست.

اووه، اون به خاطر قتل شوهرش متهمه؟

که خودش اصرار داره انجام نداده.

این پرونده جسد گمشده هم هست؟

آره. حیف که این همیشه...

...به معنی عدم قتل نیست.

خب پس برنامه چیه؟

من موافقت کردم با برگر ملاقات کنم.

که به احتمال زیاد از این واقعیت استفاده می‌کنه...

...که هیچ جسد فیزیکی وجود نداره تا یه معامله کنه.

خب، پس تنها کاری که باید بکنی اینه که موکلت رو متقاعد کنی

که این معامله رو قبول کنه. اون زیر بار نمیره.

ولی شواهد خیلی زیاده.

حداقلش خانم برد

مدت خیلی زیادی رو توی زندان می‌گذرونه.

باید یه راهی پیدا کنی تا بهش کمک کنی.

آره.

یه نفر رو می‌فرستم بیاد تاکسیدو رو ببره، باشه؟

باشه. ممنون. تق تق.

هی. کادوی عروسی زودهنگام.

رئیس، لازم نبود برام کادو بیاری.

اوه، آخه نمی‌تونستم دست خالی بیام.

هی، این که خیلی شیکه. ممنون.

با این حال، حرکت جسورانه‌ایه.

تو که اومدی اینجا، با این اوضاعِ، ام...

قضیه‌ی فراخوان براوو و این حرفا.

ام، در واقع خودِ براوو بود

که منو آورد اینجا.

این منطقی نیست. چرا؟

تا پرونده‌ی روپرت کاستا رو به عهده بگیرم.

من... من ببخشید، چی؟

من دارم پرونده‌ی روپرت کاستا رو به عهده می‌گیرم.

اوه، سلام سارا.

همه چیز روبراهه؟ چی؟

نه، چی؟ به خدا نه، من استرس ندارم.

چی می‌گی تدی؟

احمق.

باشه.

اوه، موضوع تو و گابریله؟

به احتمال زیاد مارک از قبل می‌دونه.

می‌دونی، این منو یاد اون قسمتِ بازی

تو بتل پلنت میندازه که دو تا گورگوکنایت

با یه وظیفه‌ای درگیرن... تدی، فقط ساکت شو.

یا هم نه.

من همه‌ی شواهد رو دارم. شاهدها رو دارم.

همه چیز رو مدیریت کردم.

چرا باید پرونده رو بده به تو؟

فقط یه سطحِ حفاظت اضافیه.

من به محافظت نیاز ندارم.

تو چند روز دیگه عروسی می‌کنی. آخه...

اینو یه فرصت بدون که به زندگیت سر و سامون بدی.

چه خونه‌ای؟ صبر کن، خونه‌ی کی؟

چوی، نمیتونی همینطوری یه حرفی رو بندازی و بری.

از شراب لذت ببر، کالان. چوی!

آقای کالان، شما... تدی. برگرد سر کارت.

بیا اتفاقات رو مرور کنیم

که اون شب افتادن، دوباره.

چطور خون رفت زیر ناخن‌هات؟

خب، ما بحثمون شد،

به کتک‌کاری کشید، من چنگش زدم.

بعدش، من بیهوش شدم.

وقتی بیدار شدم، غرق خون بودم،

یه چاقوی آشپزخونه دستم بود.

بعدش چی شد؟ توی خونه دویدم،

دنبال شوهرم می‌گشتم.

اولش، فکر کردم یکی از اون تجاوزها به حریم خونه‌ست

که اینقدر در موردش می‌شنوی.

ولی بعدش وقتی پیداش نکردم،

من، ام...

وقتی پیداش نکردم، من...

خب، ام، گوش کن.

میزان الکل خونت ۰.۲۰ بود.

باشه؟

مشروب خوردن منو قاتل نمی‌کنه.

من فقط... نه، من... من دارم سعی می‌کنم...

عادت داری که مشروب بخوری

تا از حال بری؟

باورم نمیشه این داره اتفاق میفته.

این مثل یه کابوسه که نمیتونم ازش بیدار شم.

شوهرم مرده.

و من هیچ ایده‌ای ندارم چطور اتفاق افتاد.

میدونی چه حسی داره؟

هی، اشکالی نداره. نوری.

من باورت دارم.

باشه؟

و خون زیادی بود.

خیلی زیاد بود.

پس تمام تلاشمو می‌کنم

که هیئت منصفه باورت کنه.

خیلی ممنون. روز خوبی داشته باشید.

از مارک خبر داری؟

مارک کالان؟ نه، چرا؟

باید در جریان چیزی باشم؟

تازه بهم اطلاع دادن که معاون دادستان توماس چوی

داره پرونده‌ی روپرت کاستا رو به عهده می‌گیره.

که به نظرم عجیبه چون داره میاد

تمام راه رو از پومونا برای این کار.

هوم.

صبح بخیر. شنیدی؟

آره. وای. فکر کنم این خبر مهمیه.

خب، آره. فکر می‌کنی کی قراره باشه؟

لیزا بنر سخت‌گیر بود ولی منصف هم بود.

نمی‌تونم تصور کنم کسی جای اونو بگیره.

صبر کن، اینجا راجع به چی حرف می‌زنیم؟

سمت قاضی ارشد.

امروز یا فردا یه نفر جدید رو اعلام می‌کنن.

جالبه.

یعنی، فقط میتونه مارشال یا لاسکی باشه، درسته؟

یا اینکه هیچکدوم نباشن.

حتی میتونه یه کاندیدای جدید وارد رقابت شده باشه.

هوم؟

صبح بخیر، برگر.

خانم لوپز، ممنون که با من ملاقات کردید.

خواهش می‌کنم. اوه، لطف دارید.

اما مدتیه قهوه نمی‌نوشم.

برای اعصابم خوب نیست، اما ممنون.

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left