The first 200 lines.
رنگین کمان طلایی قسمت هفتم
چیه؟لباسایی که خریدمُ دوست نداری؟
.نه ، اینطور نیست
پس چرا قیافت اینطوریه؟
... می می دونم
...اینا
...که اینا
.آخرین هدیه هاتون به ماست
،آجوما
... دارین فکر می کنین
که دیگه به خونمون برنگردین ،نه؟
،پک ون
.من کاری دارم که باید انجامش بدم
...وقتی کارم تموم شد
،هی، خانم یون یونگ هی
. مدتی میشه ، که همدیگه رو ندیدیم
،آجوما
چی شده؟
! واقعاً که
چکار می کنین؟
!ولم کنین
!آجوما
!ولم کنین
!شماها کی هستین؟گفتم ولم کنین
!اون بچه رو ول کنین، اون هیچ ربطی به من نداره
.پس مشکلی درست نکن و دنبالمون بیا
.بگیرینش
با این خانم چکار دارین؟
آجوما، چی شده؟
!آجوما
!آجوما
!آجوما
!آجوما
!آجوما
!آجوما
قاچاق میله های طلا؟
تو؟
برای چی؟
.چون قیمت طلا رو به افزایشه
بعد از بحران مالی صندوق بین المللی پول، مردم احمق
.دست به دست هم دادن و حلقه های طلاشونُ توی گنجه هاشون مخفی کردن
!!این چیزی نیست که من درموردش حرف می زنم
این غیرقانونیه،خب چرا تو باید همچین کاری بکنی؟
.همین الان بهت گفتم
.بعد از بحران مالی، این شرکت درآستانه ی ورشکستگیه
.بهمین خاطر، جادوگر پیر منُ مقصرِ همه چیز می دونه
.پس از اون خونه و شرکت بیا بیرون
!برادر
ماهیگیری با تور کافی نبود ،که تو توی کار قاچاق هم وارد شدی؟
من گذاشتم بری دانشگاه که تبدیل به یک جنایتکار بشی؟
.این کاریه که تو خیلی وقت پیش انجام می دادی
! بخاطر اینکه اون موقع،انتخاب دیگه ای نبود
. وبرای همینه که من سابقه دار شدم و می بینی که نتیجه اش چطور شد
.اما تو فرق می کنی
فارغ التحصیلای دانشگاهیِ باهوشی مثل تو ،چرا باید همچین کاری بکنن؟
،درست مثل تو که قبلاً اینکارو می کردی که منُ بفرستی دانشگاه
...بخاطر بچه هات
.برای آخرین بار اینکارُ بکن
،اگه اینبار به خوبی انجامش بدی
.می تونی بچه هاتُ بدون نگرانی بزرگ کنی
.من برات این امکانُ فراهم می کنم
می دونی الان دارم به چی فکر می کنم؟
.اونموقع، نباید تو رو می فرستادم دانشگاه
،اگه همه ی شما بعدازگرفتن آموزش بیشتر از همدیگه تنها می تونین قاچاق کنین
.باید فقط مثل من توی آب شور دریا زندگی می کردین
.من به تو خیلی افتخار می کردم
اما تو چطور می تونی اینکارُ بکنی؟
.برادر .بادقت به حرفام گوش کن
...به این نوع کار
.حتی (انگشت)دست هم بهش نزن
.اگه همچین کاری بکنی، رابطه ی بین تو و من دیگه تمومه
.دیگه فکر می کنم برادرمُ ازدست دادم
.نمی خوام
! من خلافکار نیستم
.هیچوقت دوباره به کسی آسیب نمی زنم
کی گفت به مردم آسیب بزن؟
.فقط باید بعضی اجناسُ رو تحویل بدی
اجناسُ؟
.آره
.سخت نیست
.وقتی مدرسه تموم شد ، می تونی یه چند ساعتی کار کنی
.پولتم بهت پرداخت می کنم
.بهش به عنوان یه کار پاره وقت فکر کن
برای چی می خوای من همچین کاری رو انجام بدم؟
.تو افراد زیادی زیردستت داری ...راستشُ بخوای
.چهره ی افرادم اینجا خیلی شناخته شده است
.من یه چهره ی جدید می خوام
...پس یعنی آخرش
.این یک کار معمولی نیست
.عمراً انجامش نمی دم
.هی ، کیم مان ون
. ازت درخواست نکردم که انجامش بدی
.من اینجا برات دست بالا گرفتم
،اگه نمی خوای به حرفم گوش کنی
.می تونی برای خودت تو جوانی یک خط قرمز سابقه ی ثبت آماری داشته باشی
!بابا
هوا سرده، برای چی اومدی بیرون؟
! اتفاق بدی افتاده
...آجوما
...آجوما
...پس یعنی
اون افرادُ تو قبلاً هیچوقت ندیده بودی؟
.بله
،اما
.شماره پلاک ماشینشون مال سئول بود
.انگار آجوما از قبل رابطه ی بدی با اونها داشته
.وقتی دیدشون،سریع ، فرار کرد
! دیدین که ، بابا
. وقتی اولین بار دیدمش، عجیب و غریب بود
. پابرهنه بود و از پاش خون میومد، و بیهوش کنار ساحل افتاده بود
...این زن
کسه که از من ، میونگ دونگ ، وام گرفته؟
.رییس
،وام نگرفته
،دلارایی رو که ما از بازار سیاه جمع کرده بودیمُ و برداشته
.و بجای اینکه بذاره بانک ، فرار کرده
.اون کارمند حسابداریه شجاعمونه
...مقدارش
. کمتر از 3میلیون دلار نبود
.همینطوره
...اگه 3میلیون دلار بوده
...سود سپرده ی 500هزار تایی بعلاوه ی سود روزانه ی 40هزارتایی
...خب اونوقت، بعد از 21روز ،میشه 800هزارتا با نرخ بهره ی 5ونیم تایی
.مقدار پولی که به من بدهکاری مجموعاً میشه 4.47میلیون دلار
. یعنی یک کم بالاتر از 6بیلیون ون
آوردی؟
.متأسفم، رییس
.اونموقع،هیچ چاره ای جز دزدیدن پولتون نداشتم
.واقعاً متأسفم
.با گفتن متأسفم که پول من به من برنمی گرده
می دونی چرا من به پلیس خبر ندادم؟
، می تونستم بذارم تو با انجام کار فیزیکی پرداخت کنی و به این موضوع خاتمه بدم
. و هرگز ممکن بود یک پنی هم به نام خودم نبینم
پولم کجاست؟
.متأسفم
.الان هیچ پولی ندارم
.نمی تونم همین الان بهتون برگردونم
.اما بعداً ، می تونم بیشتر از چیزی که تصورشُ بکنین بهتون برگردونم
.همچین می گی بعداً انگار که هرگز نمی خوای به من برگردونی
! پس تو دزدی
!تو
،اگه به عنوان یک کارمند حسابداری در شکت من کار می کردی
. پس باید آوازه ی منُ شنیده باشی
.ببرش بیرون
! یه لحظه صبرکنین ، رییس
.خونوادشو پیداکنین واطلاعاتشونُ دربیارین حتی اطلاعات پسرعموی پسرعموشُ
،یکم پیر هست ولی قیافش به اندازه ی کافی زیبا هست .پس بفروشینش به یک جزیره
.بعد از اینکه بیفایده شد، اعضای بدنشُ بفروش
.چشم
.بیا
!رییس
.بیابیرون !رییس
!رییس !رییس
! یه لحظه صبرکنین ، رییس
!هی
اون دیونه است؟
داری چکار می کنی؟ !عقب وایسا
!بادقت بهم گوش کن
! الان نمی تونم پولتُ بهت پس بدم
!حتی برام مهم نیست اگه همین الان بمیرم
،از اونجاییکه یتیمم
.هیچ اقوام یا خونواده ای هم ندارم
.پس اگه بمیرم،هیچ راهی برای پس گرفتن پولی که تاحالابدست آوردی نداری
پس می خوای چکار کنی؟
،اگه بذاری برم
.می تونم پولتُ درچند نوبت پس بدم
چطور می تونم بهت اعتماد کنم؟بدون هیچ وثیقه ای؟
وثیقه ی من
.شیلات طلاییه
شیلات طلایی؟
.یک روزی ، شیلات طلایی توی دستای من قرار می گیره
!برای همین یا بهم اعتماد من و بذار برم
. یا همین الان ، همینجا خودمُ می کشم
.از همون اولش از این آجوما خوشم میومد
ولی آجوماکجا رفته؟
.کاری داشت که انجام بده ، برای همین رفت
.داداش
تو از اون خوشت نیومده؟
نمیشه از همون یونیفرم تابستونی استفاده کنم؟
... خواهر ،خان داداش یک کم
.خیلی عجیب شده
همیشه خیلی تهدید می کرد و
...امروزم ، کاملاً
.اوی ... من فقط باید به دیوار بچسبم
بابا، مثل یک شاهزاده خانم شدم ، نه؟
.آره ، درسته
.حتی بدون بالم ، شیب ون من ، مثل یک فرشته است
واقعاً؟
این چیه؟
اون مال تو رو از جای گرون خریده؟
.نه
.لباس شما بچگونه است
، مال خواهر چون ون و من
. چون بزرگتریم چیزای متفاوتی خریده
!خواهر
اگه از اون خوشت نمیاد ، می خوای با من عوض کنی؟
.برای من مهم نیست اگه عوض کنیم
.آجوما برامون انتخاب کرده،پس بیا همنجوری برداریم
کاش آجوما می تونست مامانمون نشه، نه برادر؟
! منم همینو می خوام !منم
No comments yet. Be the first to leave one.