The first 200 lines.
Maggy Azad زیرنویس از
تو طول زندگیم فقط دوبار عاشق شدم
اولین بار به خیانت، قتل و خودکشی ختم شد
و دومین بار 3 روز پیش اتفاق افتاد
و ملاقات با او (زن) جگرسوزتر ِ
رومئوی من کجاست؟
این چی ِ؟
سَم! حال میدانم که او در منتهای بی انتهاست
ای روستایی ِ سرمست، دریغ از دست ِ یاری تو مرا با حال نزار رها کردی
لب های تو سوزانند
!ای شمشیر خجسته، بپوس و مرا بمیران
Maggy Azad زیرنویس از
سلام، صدامُ داری؟
آره، قرارداد خوب پیش میره
سان فرانسییکو؟
خوب ِ. خنک اما عالی ِ
باید برم. ما رُ صدا میزنن بریم داخل
منم دوست دارم
سلام
به چی گوش میدی؟
راستش هیچی
هدفون گذاشتم به امید اینکه
آدم هایی مثل تو رُ از صحبت کردن دفع کنم
خیلی باحالی
جداً؟
میدونی چی ِ
دیدم اینجا تنها نشستی و فکر کنم
...خدای من چقدر !خوشگلم
آره ولی نه فقط خوشگل
...میدونی، فکر میکنم مثل عشق تو نگاه اول ِ
!دقیقاً
از کجا میدونی که عشق ِ و یک واکنش شیمیایی تو مغز نیست
که بر اثر انگیزههای شهوانی صورت گرفته؟
علاوه بر این، فرق بین عشق و شهوت
این ِ بخوای قصد کنی
با یکی یا فقط با یکی باشی
مگـ اینکه جلوم زانو بزنی
و تعهد یک عشق ابدی بدی
پس حالا افتخار گم شدنتُ از جلوی چشمهام بده
!جنده
چرا دنبالمی؟
ببخشید، پیغامی از طرف پدر دارم
روز سختی داشتی؟
میتونی اینطوری بگی
امیدوارم بطریُ تنهایی خالی نکرده باشی
هنوز یکمی تهِش مونده
حس کردم شریک نمیخوای
...اما
ول کردنت با این حال ِ خراب لبه صخرهای خطرناک
به نظر ایدۀ خوبی نمیاد
خب
تو بمون. من میرم
آمالتئو
آمالتئو کی ِ؟
خدا لعنتت کنه. کجایی؟
یکم برات آب میارم هیچ آب لعنتیای نمیخوام
اینطوری نگام نکن
چطوری؟
که انگار برات مهماَم
بذار موهاتُ بگیرم
شِت! به آمبولانس زنگ میزنم
تو کیای؟ تو کی هستی؟
پرستارشم خب، کمک میخواد
خون بالا میاره و بد مست ِ
مراقبشم مراقب چیای؟
گفتم حواسم هست
دوباره برنگرد
چیزی نیست. همه چی خوب پیش میره
کجا بودی؟ دنبالت میگشتم
هیچوقت غروبُ از دست نمیدی
از همه چی خبر داره
کی خبر داره؟
پدر. میدونه رومئو کجا دفن شده
مهمل ِ عزیز من
فقط سعی داره بهمت بریزه
این همون حلقهای ِ که بهت راجع بهش گفتم
حلقهای که شب عروسیمون بهش دادم
قول دادم تا آخرش باهاش باشم
بیا الان دربارهاَش حرف نزنیم عزیزم
باید تمیزت کنیم تا اول حالت بهتر شه
کسی هست؟
کسی هست؟
اینجا چیکار میکنی؟
متاسفم. در زدم
میدونم. جواب قانع کنندهای نیست
حالت خوب ِ
آره، خوبم
خون بالا میاوردی
خون؟ کل شبُ شراب قرمز خورده بودم
چه بلایی سر اون اومده؟
دستشُ با شیشه بریده
مریض به نظر میاد
همینطور فکر کردی خون بالا میاوردم
پس شاید دوز ِ قرصهات کافی نبوده
خب، خوشحالم که خوبی
مرسی
برای احوال پرسیت
فرین
اسم من فرین ِ
ژولیت
سلام ژولیت
باید بری
برای 10 ثانیه نسبتاً دوست داشتنی بودی
اسمتُ بهش گفتی
اسم چی داره مگـ؟
!در وضعیت تو، همه چی
بیشتر از چیزی که باید، میدونه
شاید دست تقدیر چنین هدیهای بهت داده
دختر تنهای مسافر
یکی کمک کرد بیام خونه بعد تو ازم میخوای زندگیشُ بگیرم؟
میخوام با مردی باشی که دوست داری
اگـ دگرگونیُ تکمیل کنم
درست مثل پدرم، باید انسانیتمُ از دست میدادم
استعداد من در عشق ورزیدن ِ
عشق تو نسبت به رومئو از 8 قرن گذشته کمرنگ نشده
تکامل دگرگونی باعث نشد پدرت
یا پسرعموت و یا هیچکس دست از عاشقیت برداره
فقط نمیدونستن در وهلۀ نخست چطور عشق بورزن
نمیتونی ناامید شی
عاشق بودن به این معناست که هرکاری کنی با اون یـ نفر باشی
معلوم ِ هنوز داستانهای فانتزی میخونی
یادم نمیاد دعوتت کرده باشم
از کی تا حالا خانواده دعوت میخواد، دخترعمو؟
از وقتی که خانواده واقعی نیست، پسرعمو
خون خون ِ دخترعمو
پدر احضارت کرده
از کی تا حالا پدر احضارکُن شده؟
پس فکر کن خواهش کرده
پدر اجازه نمیده این بار نه بیاری
پس مجبور میشم از راه دیگـ وارد شم
شاید با یـ اشاره
به فکر یکی از انگشتهای دستم هستم
حال میکنم از لحظهای که
پدر بالاخره بهم اجازه بده
اون لبخند خودشیفتگیُ از صورتت محو کنم
مرسی از پیغامت، پسرعمو
ماموریت شگفتانگیزی بود
درود منُ به خانواده برسون
یا به حال خودشون واگذار کن
میخوای آیندهاَتُ از تفالههای قهوهاَت بخونم؟
نه، مرسی
آینده چیزی برای ترسیدن نداره
چرا یـ دختر خوشگل مثل تو اینجا تنهاست؟
امید داشتم که اینُ بگی
من چیزهاییُ نمیگم که همین حالا خودتم میدونی
سرنوشت همین حالا آیندهاَتُ رقم زده
اما راه رسیدن بهش درست به اندازۀ عاقبتش جالب ِ
اینجا خطی ِ که از گذشته به آینده میرسه
از خوب به بد خیلی کم پیش میاد
ببخشید، اشکالی نداره تمومش کنیم؟
اما تقریباً تموم شده
میدونم. گاهیوقتها واقعاً خوب نیست که بدونی
همچنان جسور ِ پدر
چرا اجازه میدی به ما توهین کنه؟
توهین پسری ِ که دیگـ به درد نمیخوره
که حتی قاطرُ رام نمیکنه
وقتش رسیده پیغام متقاعدکنندهتری ببری
ببخشید، یونانی بلد نیستم
ببخشید
واسه رقص یکم زوده، نه؟
نگاه کن، نمیخوام تو دردسر بیافتم
وقتی دست جندهای به شاهزاده میخوره
دستهاش قطع و چشمهاش از حدقه درمیاد
میتونی پولمُ بگیری فقط ولم کن برم
...پول؟ پول
چیز باارزشتری میخوام
پس فرض میکنم پیغام پدرتُ گرفتی
و به زودی میبینمت
حالا انتخابی نداری
انقدر ادا درنیار
به یکی میگه
!کی حرفشُ باور میکنه؟
یکی. هرکی
...شاید هیچکس تو آمریکا نکنه اما اینجا
تاریخچه خیلی زیادی اینجاست
همینطور نفرت
تاریخُ میدونم
اگـ زندگی کسیُ بگیرم
لیاقتش در همین حد بوده
علاوه بر این، احتمالاً الان تو راه برگشت به آمریکاست
!ژولیت، منم. فرین
نباید برمیگشتی
نباید نجاتم میدادی
اشتباهی بود که میتونم به راحتی جبرانش کنم
اینجا امن نیست
امنیتُ حس میکنم
چیزی که حس میکنی چرند ِ
تا دو روز دیگـ جمع میشن
پسرعمو رد پاتُ زده
یک روز دووم نمیاری
میخوام تغییرم بدی
برو خونه
اگـ نرم؟
چرا میخوای تغییر کنی؟
فکر کنم جوابتُ میدونم
زندگی خیلی کوتاه ِ، نه؟
خیلی چیزهای خوب ِ که میخوای تجربه کنی
غمگینش میکنی
میذارم راز کوچیکیُ بدونی
زندگی همیشه به یک طریق تموم میشه
No comments yet. Be the first to leave one.