The first 200 lines.
داری به چی فکر میکنی؟
چیز مهمی نیست
وقتی بهم دروغ میگی خیلی تابلو میشی
به خاطر چیزیه که به آقای جی گفتی؟
گفتی سائو مادرشو نمیکشه
دروغ گفتی؟
نه دروغ نبود
معاون فرمانده اومد دیدنم
گفت نخست وزیر سه روز بهش مهلت داده برای دستگیر کردن جی بو
فهمیدم
هدفِ نخست وزیر جی بو نیست
هدفش پسرشه
مگه معاون فرمانده میدونه برادر جی خونه ی ماست؟
آره
اگه برادر جی خودشو معرفی نکنه چی؟
نخست وزیر از این بهانه استفاده میکنه
تا قدرت معاون فرمانده رو از بین ببره
میخواد راه مبارزش برای جانشینی از بین ببره
یعنی معاون فرمانده هر کاری ممکنه انجام بده
تا بتونه آقای جی رو پیدا کنه
موقعیتش در خطرِ
پای زندگی و اعتبارش در میونِ
هیچ کس زندگی خودشو به خطر نمیدازه تا کسِ دیگه رو نجات بده
برادر جی اینکارو کرد
اون چند بار بهمون کمک کرد با اینکه میدونست جونش به خطر میفته
با آزاد کردن ژوشو ثابت کرد
ما که بی عاطفه و ناسپاس نیستیم
نباید به برادر جی خیانت کنیم- درسته-
تو معلم من هستی
آفای جی حتی در گذشته هم زندگیتو نجات داده
الانم این کارو به خاطر یوآن جی کرده
هیچ وقت بهش خیانت نمیکنم
بهترین راه حل رو پیدا میکنم برای نجاتش
نگران نباش
بیا بریم توی حیاط و به قرص ماه نگاه کنیم
با دیدن قرص ماه
میتونی راه حل پیدا کنی؟
حتی اگه فردا آسمون بیفته
امشبمون و لذت بردن از مهتاب
فقط به ما تعلق داره
ژنرال
بگردین
منم
بیرون چخبره؟
نخست وزیر برای پیدا کردنتون ،سرباز فرستاده
خواهش میکنم یه راه برای بیرون رفتن پیدا کنین
خودمو معرفی میکنم
برادر جی
اگه الان بری بیرون،خونواده برای مخفی کردن مجرم مجازات میشه
اینو نگه دار
صورتمو میپوشم
اونا تشخیص نمیدن کیه
میرم بیرون و سعی میکنم فرار کنم
این خوبه
لطفا صبر کنین
خونه رو بگردین
چه کار می کنی؟- بهمون دستور دادن خونه رو بگردیم-
چطور جرات می کنی
این کار رو نکنین
کی هستی؟
من ژنرالِ تحت فرمان نخست وزیر هستم
سائو ژن
داریم دنبالِ یه مجرم میگردیم
مجرم؟
دلیلتون برای گشتن خونه ی ما چیه؟- دستگیر کردن مجرم دلیلِ منه-
خونواده سی ما یه خونواده بزرگ و شرافتمند ه
اونوقت شما بدون هیچ مجوزی دارین اینکار رو میکنین
این یه جرمِ بزرگه- مجرمم شدم دیگه-
ژنرال پدرم یکی از بزرگان شهره
برادرم هم افسرِ نخست وزیره
باید مواظب رفتار و حرکاتتون باشین
هنوز خودت مقامی نداری و خوب صحبت میکنی
من فقط دارم حقیقت رو میگم
من احتیاجی به مجوز ندارم
اگه واقعا میخواین اینجا رو بگردین
باید از روی جنازه من رد بشین
فکر میکنی این کار رو نمیکنم
اگه معاون فرمانده نتونه مجرم رو ظرف سه روز دستگیر کنه
اعدام میشه
این خودش دلیل خوبی برای کشتنت نیست
برادر، برو کنار
از اونجا که تو اول شمشیر کشیدی
اتفاقات بعدش تقصیر خودته- چطور جرئت میکنی؟-
صبر کنین
ژنرال سائو
چکار میکنین
حکم اعدام هنوز داده نشده
همینو بگو
عزیزم این چه کاریه؟- ژنرال سائو میخواد ما رو بکشه-
ما فقط از خودمون دفاع میکنیم
باید بگم ژنرال سائو و معاون فرمانده
با هم خیلی نزدیکن
ایشون قطعا کاری نمیکنه که به معاون فرمانده صدمه بزنه
سی ما ئی
ادامه بده ،بگو
همینجور چرت و پرت بگو
بزار بگم زی هوآن بهم گفت
جی بو دوست خونوادگی توهه و احتمالش زیاده اینجا باشه
منم اومدم اینجا رو بگردم
حتما پیداش میکنم
این یه حدس و گمانه
معاون فرمانده مطمئنا هر احتمالی رو برای پیدا کردن جی بو در نظر میگیره
در ضمن
معاون فرمانده میدونه اینجا اومدی؟
سی ما ئی
راستشو بگو
چرا معاون فرمانده به حرفات اعتماد داره و ازت محافظت میکنه؟
اینجا پر آدمه
من جرئت نمیکنم دروغ بگم
اگه میخوای حقیقت رو بگم
بیایین تو اتاقم تا بگم
باشه
ببینم میخوای چه ترفندی به کار ببری
من یه راه حل دارم ولی ازش مطمئن نیستم
برادر جی صبر کن تا برگردم
بیرون نیایین
اگه گرسنه ای اینا رو بخورین
در واقع معاون فرمانده از من محافظت نمیکنه
اون میدونه این قضیه فقط گرفتن یه فراری نیست
واضع بگو
خواهش میکنم اول چایی بخورین
لطفا چایی بخورین
آژائو
هنوز خواهرت عصبانیه؟
آره خیلی عصبانیه
از طرف من بهش بگو
سی ما ئی چی در گوشش پچ پچ میکنی؟
این بین من و همسرمه
ژنرال
نخست وزیر سه پسر داره
شاهزاده زی هوآن
شاهزاده زی ژن و شاهزاده زی جیان
به نظرتون کدومتون جانشینِ نخست وزیر میشه؟
چطور جرئت میکنی درباره خونواده نخست وزیر نظر بدی؟
شما زیر دست معاون فرمانده هستین
باید همه جوانب رو در نظر بگیری
میدونم که به معاون فرمانده خیلی نزدیک هستین
وضعیت الان رو میدونی
نباید با صدای بلند صحبت کنی
فقط بهم بگو
بعضی از کلمات هستن که اگه من بگم صدمه میبینم
بهتره که مواظب انتخاب کردن کلمه ها باشم
سی ما ئی
من رو بازی نده
اگه به این خزعبلات ادامه بدی
تو رو به دست من چونگ میدم
اون بهتر از منه
صبرش خیلی زیاده میدونه چطور
باهات حرف بزنه و ازت حرف بکشه
خوب
لطفا آروم باشین
رک باهاتون صحبت میکنم
شما میدونین چرا نخست وزیر خواسته معاون فرمانده ،آقای جی بو رو دستگیر کنه؟
فقط همین؟
همین جمله ممکنه ما رو به خیانت متهم کنه
بزار بهت بگم
مهم نیست هر کی باشه
نمیتونه جلوی منو بگیره تا به زی هوآن کمک نکنم
نمیزارم زی هوآن به خاطر یه خیانتکار مجازات بشه
میخوام یه راز رو بهتون بگم
تکون نخور
سی ما ئی
هوس مُردن کردی؟
سربازا
تکون نخورین
اکه حرکت اضافه کنین میکشمش
جی بو تو جرئت داری بهم صدمه بزنی؟
من تو وضعیتی هستم که هر کاری ممکنه ازم سر بزنه
تو فکر کردی میتونی قِسِر در بری؟
خواهش میکنم آروم باشین مجبور بودم این کارو بکنم
نگران نباشین بهتون صدمه نمیزنیم
فقط به نیم ساعت زمان نیاز داریم
اونوقت جواب شما رو میدم
بعد نیم ساعت منو میکشی؟
یا اونو تحویل میدی؟
بعد نیم ساعت زندگیمو میکنم
یه لحظه
کشتمش
چایی میخورین؟
به نظرت میتونم بخورم؟
معاون فرمانده اومدین
حرکت نکنین
اینجا چکار میکنی؟
جی بو
شمشیرتو بکش کنار
برو دیگه
بیا اینجا
برین دستگیرش کنین
هیچ کس از جاش تکون نخوره
زی هوآن
سربازاتو ببر
!زی هوآن
وقت داره تموم میشه
هنوز میخوای ازش محافظت کنی؟
تا وقتی که پدر منو مجازات نکرده
من هنوز معاون فرمانده هستم
خواهش نیست ازت
یه دستوره
از اینجا برو بیرون
اطاعت
No comments yet. Be the first to leave one.