The first 200 lines.
حرکت... جیک
كات ببین، مشکلی داری؟
میخوام بعد از اینکه چشماتو باز کردی در تابوت رو بزنی کنار
بیارینش بیرون... دوربین رو ببر بالا
جو... بیا کمک فکر کنم یه طوریش شده
مشکلی نیست، جیک... آروم باش
فکر کنم مشکلی پیش اومده... خیلی عجیبه
حالت خوبه؟ - بذارین یکم هوا بخوره
جریان چیه؟ حرف بزن
چی شد؟
نمیدونم یهو چی شد
توی تابوت بودم چشامو باز کردم فکر کردم همه چی ردیفه
چشامو باز کردم دوربین بالای سرم بود...
ولی نتونستم تکون بخورم
چیز مهمی نیست من فقط...
برای یه لحظه نتونستم تکون بخورم
نمیدونم چی شد... ببخشید
آتیش
باز دیگه شد؟
برین بالا... یکم آب بریزین روش
عالیه... همینو کم داشتیم
خودتون هواشو دارین؟
ببین جیک بنظر خیلی خسته میای
چرا یه دوش نمیگیری بعدش بری خونه دکور هم که خراب شد
بذار یه برداشت دیگه بگیریم الان مشكلی ندارم
میدونم میتونی ولی دكورمون خراب شده
«بادی دابل»
میشه باهاش یکم تنقلات بهم بدین؟
- آره سیب زمینی سرخ کرده
باشه
- نوشیدنی چی میخوری؟ دو تا نوشابه خنک
پیاز یادت نره
میبری؟ آره
چهار دلار و 99 سنت
بقیهش برای خودت
میبینمت
«تهیهکننده و کارگردان: «برایان دیپالما
- فیلمبرداری چطور پیش میره؟ - خیلی خوب
- عالیه - من یه جک دانیلز میخورم
تو جدی میگی؟ که مشروب رو گذاشته بودی کنار
فقط یه مشروب بهم بده
جریان چیه؟
از سکانس اصلی گذاشتنت کنار؟
یکی دیگه
کارول؟
فکر میکردم فقط مشروب میریزی موعظه نمیکنی
درسته... من یه بارتندر هستم
پس اون لیوان لعنتی رو پرش کن
خودت پرش کن
- ببخشید - اشکال نداره
خیلی به رفتارم توجهی نکن
جایی برای موندن داری؟
فکر کنم داشته باشم
اینجا چیکار میکنی؟ فکر میکردم سر کاری
درسته... یه هفته مرخصی گرفتم
گفتم بیام یه مصاحبه ای بدم خودمو مشغول کنم
عالیه - در مورد اجاره خونه چیزی میدونی؟
- برات سوال میکنم اگه چیزی پیدا كردی بهم خبر بده
خیلی روش حساب نکن
انگار همه اینجا جمع شدن شما همدیگه رو میشناسین؟
جک اسکالی... سام بوشرد خوشبختم
تو کلاس میبینمت
- مگه امروز کلاس داریم؟ - ساعت 3
- باشه - موفق باشی
اخیرا چه کارایی کردی؟
یه فیلم کم هزینه مستقل توی ژانر وحشت
"بوسه خون آشام" من نقش خون آشام رو بازی میکردم
باید جالب باشه
قبلش هم نقش پتروکیو رو بازی کردم تو نمایش "رام کردن زن سرکش"
همین؟
منظورتون یه فیلم خوبه؟
مشغول كاری
همین کافیه، نه؟ آره
- سلام... شهر کوچیکیه - آره
جک اسکالی - جیک
خودتو نشون بده
سلام
یادم میاد تاریک بود
خیلی تاریک
من یه پسر بچه بودم
دیوار پشت سرم سرد بود...
و مرطوب
من قایم شده بودم
یه قسمتی از بازی بودم: ساردین
من ساردین بودم و قایم شده بودم
همه داشتن دنبال من میگشتن
صدای پچ پچ شون میومد
من پشت فریزر توی زیرزمین بودم
خودمو کاملا پشت فریزر جمع کرده بودم...
طوری که نمیتونستم تکون بخورم
من میترسم
از چی میترسی؟
از اینکه پیدام نکنن
ولی اونا قرار نیست که پیدات کنن
ولی من میترسم چونکه نمیتونم تکون بخورم
چرا داد نمیزنی؟
نمیتونم... میترسم
تازه من ساردین هستم اونا نباید پیدام کنن
حالا بریم سراغ جزییات
کیا نمیتونن پیدات کنن؟
برادرام اونا ازم بزرگترن
اولین باره که منو بازی میدن
اگه اونا برادرات هستن پس بهت کمک میکنن نه؟
نه... دیگه بازیم نمیدن
- اونا از تو بزرگترن - آره
اذیتت میکنن؟
آره
چطوری؟
اگه ببینن پشت فریزر قایم شدم و دارم از ترس تقاضای کمک میکنم بهم میخندن
نی نی کوچولو
درسته
تو یه بچه ای
میدونم
آره، و الان ترسیدی
آره
همینو بازی کن
نمیتونم... میترسم
- راه فراری نداری میدونم
همونجا میمیری
آره
چرنده
باید یه کاری بکنی
لعنت به ترس
باید فریاد بکشی تا بیان کمکت... یالا
خودتو تکون بده تقاضای کمک کن
تو میتونی
میخوام که فریاد بکشی
نمیتونم... من ساردین هستم
ساردین کنسرو شده، مرده
اونا چیزی رو حس نمیکنن اونا نمیترسن
ولی تو زنده ای و ترسیدی
تو یه ساردین مرده نیستی
مسخره ست از اعماق وجودت نیرو بگیر
فریاد بزن
نمیتونم یالا
دیگه ولش کن
تمرین رو بهم نزنید
تمرینت بدرد خودت میخوره
اسمت چیه؟ تو عضو این کلاس نیستی، درسته؟
درسته... نیستم
من اومدم کلاس بازیگری نه اینکه تحقیر بشم
چرا فکر کردی میتونی با روح و روان همه بازی کنی؟
- فکر کنم بهتره بری - فکر خیلی خوبیه
بازی کردن رو بهت نشون میدم
کلاس تموم شد... بزن بریم
ببخشید، ویل
امروز نمیتونم
به این میگن خارج شدن
لعنتی
چه حماقتی کردم
زیادی داری سخت میگیری
بعضی از این آدما بیکارن
یه آگهی چاپ میکنن اسم خودشون رو هم میذارن استاد
مگه چی بهمون یاد میدن؟ قرار نیست که خودمون رو به گند بکشیم
موضوع این نیست
- میشه یبار دیگه پرشون کنی؟ - الساعه
ممنون
ازدواج کردی؟
جدا شدیم
منم همینطور، همین دیروز
ما ازدواج نکرده بودیم البته خیلی فرقی هم نمیکرد
چی شد؟
معذرت میخوام به من ربطی نداره
اشکالی نداره فقط...
خیلی احمقانه ست
معمولا همینطوریه
مچشو با یه نفر دیگه تو رختخواب گرفتم
باورت میشه؟
خبر نداشتی؟
ابدا
خدای من داشتم نگاشون میکردم
کارول رو تخت بود
صورت تابناکی داشت
صورت تابناکی داشت؟ آره
چطور صورت یه دختر میتونه تابناک باشه؟
من 16 ساله تو این کارم
هنوز یه برق کوچولو هم تو صورتشون ندیدم چه برسه به صورت تابناک
تابناک؟
ببخشید... حتما خیلی ناراحت شدی - نه، حق با توئه
چیز مهمی نیست
- امیدوارم اون جنده رو انداخته باشی بیرون - نه، ننداختم
- چرا؟ - خونه خودش بود
بابا تو اوضاعت خیلی خرابه
- کجا میخوابی؟ کف اتاق یکی از دوستام
میخوای یه خبر خوب بشنوی؟
آره
من یه کاری دارم که یه 5 هفته ای طول میکشه
سیاتل داره تجدید قوا میکنه
خونه یکی از رفیقام دست منه
- با همدیگه توافق کردیم که... من دنبال یه اتاق كرایه ای هستم
- برات مقدوره این کار رو بکنی؟ - همینجا باش
میخوام یه تلفن بزنم از جات تکون نخور
- از گل و گیاه خوشت میاد؟ - آره
- باورم نمیشه - خیلی باحاله، نه؟
اینم از خونه محقر ما
- باورنکردنیه - میدونم خیلی بزرگ نیست
- از عهده اش بر میای؟ - تو عمرم همچین چیزی ندیدم چیزی
- دوستت باید وضعش خیلی خوب باشه اون به چیزی اهمیت نمیده -
بهر حال ایناهاشون هر روز بعد از ساعت 6 بهشون آب میدی
گرفتی؟
No comments yet. Be the first to leave one.