The first 171 lines.
دبیرستان ناکاریتسوهارا
فصل دوم
شب دوم عجب قهرمانای خوشگلی
شب دوم عجب قهرمانای خوشگلی
پادشاهی لیمیا
پادشاهی لیمیا
منطقه بی طرف مرزی لیمیا
منطقه بی طرف مرزی لیمیا
تناسخ و تقویت سحر در زندگیای با قدرت های فوقالعاده
قسمت بعد
جنگ های ستارهای
یه بعد از ظهر نه چندان دور
چند روز قبل از اینکه میسومی ماکوتو .به دنیای دیگر برود
.میسومی کون
.اوتوناشی سنپای
ببخشید، ولی مدارکی که توی جلسهی .شواری دانش آموزی دادیم، تاریخ اشتباه دارن
می شه اینا رو با مال خودت عوض کنی؟
.حتما. ممنون
...میسومی ماکوتو کون
شنیدم اون یه قهرمان معمولیه که مخفیانه به باشگاه تیراندازی رفته
.برخلاف ظاهر خوبش ولی زیاد شبیه قهرمانا نیست
.شاید یکم حسودیم شده
من همیشه تونستم هرکاریو با حداقل تلاش .به سرانجام برسونم
شک دارم تا حالا نهایت تلاشمو کرده باشم یا .شکست خورده باشم
.همه چیز برای من خوب پیش می ره
.زندگیم خیلی روونه
.خسته کنندهاس
.یا اینطور فکر می کردم
اینجا کجاست؟
تو اوتوناشی هیبیکی هستی، درسته؟
بله. شما؟
.من الههی یک دنیای دیگهام
دنیایی که من ازش محافظت می کنم در حال حاضر .تحت تهدید بی سابقهای از سوی شیاطینه
.به کمکت نیاز دارم
می خوام تو و یک نفر دیگه رو به عنوان قهرمان .به اونجا بفرستم
لطفا هیومان ها رو هدایت کن هیومان: گونه هایی هستند که توسط الهه خلق شدن
.من هرچقدر بتونم بهت قدرت می دم
می شه از یکی دیگه بخوای؟
.من چندتا دوست خوب دارم و از زندگیم هم راضیم
واقعا می خوای یه زندگی آسون با چندتا دوست داشته باشی که
نه می تونی باهاشون ارتباط بگیری و نه احساساتت رو باهاشون به اشتراک بذاری؟
چی می خوای بگی؟
دنیای کنونی تو برات خیلی محدود کنندهاس
واقعا دوست نداری عمری چالش برانگیز داشته باشی که توش
زندگیت رو به همراه متحدان معتمدت به خطر بندازی؟
...من
.پس مشخص شد، اوتوناشی هیبیکی
من بهت توانایی های جادویی قدرتمند، افزایش قدرت بدنی
.و جذابیتی می دم که باهاش مردم رو جذب کنی
.همچنین بهت این گنجینهی مقدس رو هم می دم
یه حمایل نقرهای؟
پس آزمون الهی آغاز می شود
.می دونم که می تونی از پسش بر بیای
.امید زیادی بهت دارم
وحی الهی بهمون رسیده؟
.بله
.من بهتون یک قهرمان می دم .شیطاین رو شکست دهید
فکر می کردم الهه ما رو رها کرده
.ولی دیگه لیمیا از شر شیاطین در امان خواهد بود
.پس اینه
.این قهرمان شماست
بقیهاش به شما بستگی داره
!چی؟! این تنها توضیحیه که می دی؟
!ممنون
!قهرمان
این واقعا یه دنیای دیگهاس؟
اما اوضاع من
هیچ کس نیومد پیشم، و توی یه صحرای خشک .سرگردان بودم
.موندم چند روز از وقتی که اومدم اینجا گذشته
.دقیقا شبیه ژاپنه
هیومان ها که تحت حمایت الهه هستن
شیاطین رو به یه سرزمین بایر فرستادن
.اما توی یه دهه گذشته، اونا قلمروشونو گسترش دادن
کشور بزرگ الیسیون نابود شده
اما پادشاهی متحد لیمیا و امپراتوری گریتونیا .آخرین خط دفاعی هستن
امپراتوری گریتونیا، ها؟
یه قهرمان دیگه؟
.بله
پس داستانای مربوط به امپراتوری که .یه قهرمان دارن درسته
ولی چرا باید به اون کشور بفرستن؟
به نظرم عجیب می شه که .کشور های بزرگ همسایه باهم کنار بیان
...وقتی جنگ علیه شیاطین تموم بشه
.باید یه فکر اساسی براش بکنم
هی، گوش می دی؟
.پس بیا بیرون
وقتی فهمیدم روح یه گرگ توی این گنجینه مقدسه .جا خوردم
بگذریم، فردا اعضای گروه رو .از میان مزدوران انتخاب می کنم
به توصیه پادشاه
قاضی مگ وودی و شوالیه جدید آینده دار وردا .از قبل انتخاب شدن
.ظاهرا یکم ریش گرو گذاشتن
واقعا اونه؟
.خوشگله
پس اون قهرمانه، ها؟
.تر و تمیزه و بوی خون هم نمی ده
.اون یه گله که برای میدان نبرد نیست
میری؟
.ببینید قاضی مگا وودی، قلب تپنده لیمیا اینجاست
،من از اون لقب خوشم نمیاد .ناوال، دیو مو نقرهای
من به اندازه کافی از دانش آموزان افتخاری .محافظت می کنم
.من فقط به کشتن شیاطین اهمیت می دم
.تا بعد
.وایسا
.به محض اینکه دیدمت فهمیدم
تو اینجا از همه قویتری، درسته؟
من یه استاد می خوام که بهم شمشیرزنی یاد بده
.و یه همکار که بتونم توی میدان مبارزه بهش اعتماد کنم
.می خوام تو اون شخص باشی
من نمی تونم به کسی که تازه می خواد .شمشیرزنی یاد بگیره اعتماد کنم
.فکر میکردم فقط به کشتن شیاطین اهمیت می دی
اگه با من بیای، میتونی هرچقدر بخوای .توی خط مقدم با شیاطین بجنگی
.سرت گرم می شه
به نطرت این بهتر از رد درخواست من و داشتن شرایط سخت
با موندن توی این کشور نیست؟
.باشه
.هیبیکی قهرمان خیلی خوشگله
.باید طرف اون باشم
اما اوضاع من
من توجه اژدهایی رو به دست آوردم که .شیفته درام های تاریخیه
.دیر کردن
برای همین از همراهی کردن خوشم نمیاد
باشه، باشه. کاهن لورل داره با اومدنش بهمون افتخار می ده
.خبر بد! اون ارابه کاهنه
.هیچکس تکون نخوره
کوبولد ها؟ روح بازیگوش که در خانه ها و یا در طبیعت وجود دارد
اون هیولاها با مصرف مانای قوی .قدرتمند می شن
.علی رغم ظاهرشون، خیلی قوی هستن
.ولی تحت تاثیر کاهن لورل قرار گرفتم
اون حصار جادویی به راحتی تا وقتی که .کوبولد ها از بین برن دووم میاره
چهارتا، ها؟
.هر کدوم به حساب یه دونه می رسیم
.اگه مراقب نباشیم ممکنه نیروی کمکی خبر کنن
هیبیکی، تاحالا هیولا کشتی؟
.نگران نباش. می تونم
.زیاد عمیق نبود. دوباره می زنم
...بهم رحم کن
حرف می زنن؟
هیبیکی، داری چیکار می کنی؟
!مانا
!قدرت
!این خوب نیست
!می خوام
.کمک خبر کردن
!هیبیکی، فقب وایسا
.فایده نداره. حصار جادویی دووم نمیاره
...چون من تردید کردم
.کمکم کن، قهرمان
.من همون قهرمانیم که به این جنگ خاتمه می ده
!نمی تونم اینجا کم بیارم
!بزن بریم! همه به دنبال هیبیکی
.برای اولین بارت خیلی خوب بود
.قهرمان، ممنون که نجاتمون دادی
من چیام، کاهن لورل
.لطفا اجازه بده به گروهت ملحق بشم
.می خوام کمکت کنم
.چی می گی بابا
.فرار با کاهنشون باعث تنش با مشترک المنافع لورل می شه
چی؟
،اگه مردم لورل این مو رو ببینن .فکر می کنن لیمیا یه بلایی سرم آورده
واقعا؟
.باورنکردنیه
.سرمونو از دست می دیم
.من تا پایان این جنگ در کنار قهرمان می جنگم
.این تهدید منطقی نیست
موی خوشگلتو خراب کردی
این کار ممکنه برای کاهنی که صرفا جنبه نمادین داره چیزی نباشه
.ولی توی میدون جنگ جلوی دست و پا رو می گیره
.اوه
.پس شاید منم موهامو قطع کنم
.منم
،نه! شما دوتا خیلی قوی هستید .پس لازم نیست قطعش کنید
.به خودت نگو جنبه نمادین
No comments yet. Be the first to leave one.