The first 200 lines.
....:::::::: Sara_FirstSub ::::::::.... ::::: تـقـدیم می کنـد :::::
(قسمت 20)
!- بابا - چول سو!
بابا ...
!هی، بگیرش
- بابا ... - آیگو
عجله کن!
! عجله کن
! بگیرش
! بگیرش ! بگیرش
کجا رفت؟
لعنتی
هی، از اونطرف
مراقب باش
این درست نیست.
این اصلاً درست نیست!
لازم نکرده
ترجیح میدم با کسایی که میشناسم وقت بگذرونم
یه احوالپرسی ساده ـس
اونا تا حالا ندیدنت
بهتره با خاله و دختر خاله هات آشنا شی
ترجیح میدم تو این وضعیت باهاشون آشنا نشم
بابت اون 1300 وونم ممنونم
به جای اینکه انقدر دوکبوکی به خورد بچه هات بدی یکم گوشت براشون بخر
الان تو سن رشدن
خودتم خوب میدونی که چرا انقدر کوتاه موندی
بخاطر خورد و خوراکم نبود
کسی نبود برام مادری کنه
حالا میتونی بری
حالا شین تانگ و بنگ تانگ چطورن؟
باید وضعیتشون از من بهتر باشه
باهاشون در تماس نیستی؟
وقت دید و بازدید ندارم
باید خرج زندگیمُ در بیارم
همه ـش تقصیر منه
بانگ گی ، من میرم
صبر کن
این چیه؟
واسه اون دختر بچه ـس گفتی خواهرمه
اینم اسم بود براش انتخاب کردی؟
بنگ گی به اندازه کافی نحس بود.
غذای درست و حسابی بهش بده بلکه قد بکشه
کسیکه بفکر من نبود
حداقل به این یکی برس
ببخشید همه ـش تقصیر من بود
خوشحالم که تونستم باهات گپ بزنم
اومد
راجب نزول چی بهت گفته بودم؟
دنیا هیچوقت به من و بابا فرصت نمیده
دروغ میگم؟
الان بحث یه چیز دیگه ـس
حرف بزن
من جوجه اردک زشتم
هیچوقت با شما همچین رفتاری نکرد
بچه شدی؟
ادامه بده
فکر کردی چرا چسبیدم به ورزش های رزمی ؟
یادته موهام چقدر بلند بود؟
مامان منُ برد پیش یه آرایشگر و موهامُ پسرونه زد
بعدم لباس پسرونه تنم کرد و گفت به همه بگم که پسرم
چسبیدم به ورزش های رزمی که بچه هایی که مسخره ام میکردنُ ، کتک بزنم.
اونی که پسر می خواست مامانبزرگ و بابابزرگ نبودن
مامان بود
گفت اگه میدونستم دختری سقطتت میکردم
گفت دلیل همه بدبختیام تویی! میدونی یعنی چی؟
تو زندگیش یه لکه ننگ بودم
واسه همین میخواستم خودمُ مثل یه عروسک کنم
از جلب توجه تو شبکه های مجازی لذت میبردم
من اون جوجه اردک زشت خانواده بودم
واسه همین دوست داشتم به چشم بیام!
من نمیدونستم .واقعاً نمی دونستم
متاسفم ، گوانگ ته.
میخوام اسممُ عوض کنم
هه بین ، یون هی و وون هی اینا اسمای قشنگین
اونوقت اسم منم گوانگ ته ـس
کاش حداقل دونگ ته صدام میکردن
به بوک یوئم راضیم
بحثُ عوض نکن
بیا برو خونه از بابا عذرخواهی کن
نمیخوام دیگه پامُ تو اون خونه نمیذارم
باید هرجور شده موفق شم
به لطف گونگ چه ، مثل یه پادشاه زندگی میکنم
چرا این بنده خدا رو تو زحمت میندازی؟ حداقل یه مدل غذا سفارش بده
جالبه بغیر از غذای کره ای لب به هیچی نمیزنی
غذای کره ای بهترین غذای دنیاست.
درست غذا بخور
من با فقیر فقرا بزرگ شدم
اونجا که میز نهار خوری نبود
غذا رو روی روزنامه رو زمین میچیدیم
با این مدل زندگی حال نمیکنم
پولداری به این چیزا نیست مهم ذاته
الان چی گفتی؟
(لی گوانگ ته)
- بذار واسه بعد. - چیه؟
سر میز گوشی ممنوعِ!
آره. چیه؟
هی، هو کی جین! ...
دیگه ازم حرف شنوی نداره
الان سرگرم چه کاریه؟
سرگرم چه کاری بود؟ قربان اطلاعی ندارم
گوانگ ته
بیا یه چیزی بخور
باید گرسنه باشی
بانک زدی؟
تو اینجوری فکر کن
بدبختی پولیم ندارم دونگی حساب کنم
شرمنده
بابام امروز نزدیک بود جاروئو بکنه تو حلقم
آخه تو خونه ما چیکار میکردن؟
اگه میدونستم جلوشونُ میگرفتم
مثلاً چجوری؟ پای خودتم گیره
حداقل التماس میکردم
همه ی نزول خورا حیوونن
نه همه ـشون
بگیر
صبر کن تماشا کن ببین چه اسمُ رسمی واسه خودم بهم میزنم
اونوقت موفقیتمُ تو چشم بابام میکنم
صبر کن ببین دخترت به کجا میرسه
تو که بابت اون مهمونی هیجانزده بودی
اتفاقی افتاده؟
بعداً بهت میگم
خیلی دلم میخواد بخندونمت جُک درستُ حسابیم بلد نیستم
تونستی دفع کنی؟
نه هنوز
حتی وقتی اینجوری یا اونجوری میکنمم جواب نمیده
یا اینجوری ....
گ***دی. هورا
بالاخره موفق شدی
شرط می بندم تنها کسایی هستیم که از یه گ** ساده خوشحال میشیم .
مهم اینه که لبخند به لبت آوردم
کارتُ کردی حالا فرار میکنی؟
خوش اومدین
برای اون حلقه ای که خواهرم بهتون فروخت مزاحمتون شدم
از این ناراحتم که هیچوقت نتونستم یه حلقه ساده برات بخرم
امتحان کن
کت و شلوار اندازه ـت بود؟
آره.
داشتم میرفتم خونه چیکارم داشتی؟
تو که کسیُ نداری برات آشپزی کنه
مهم نیست یه عمل ساده بود
هرچی باشه جراحی کردی
باید بیشتر به فکر خودت باشی
حالا که خودتُ خالی کردی ،
هر چقدر میخوای بخور
- خیلی ساده ـس. - پسره ی عوضی
خُب برو زن بگیر
اینجوری حداقل یکیُ داری که تر و خشکت کنه
بهتره یه رستوران باز کنی
حالا چون دستپختم خوبه دلیل نمیشه برم رستوران باز کنم
پک جونگ وونُ ببین فکر میکنی چرا انقدر محبوبه؟
چون به احساسات مردم اهمیت میده.
رستورانم همینجوریه
موافقم.
چند روز مرخصی گرفتی؟
یه چند روزی میشه
بعدش باید برگردم سر کارم
یه بار گفتن رئیسه
یه بار گفتن مدیر عامله
از بین 10 نفر 9 نفر رئیس صداش میکنن
خوانندگیُ کنار گذاشتی؟
اینجوری بهتره، وقتی کارت خوب پیش نمیره ، یعنی به اندازه کافی خوب نیستی
توقع داشتی یه شبه خواننده شم
نکنه بعد مرگم میخوای خواننده شی؟
دلم بحال مادرت میسوزه شب و روز واست دعا میکرد
دیگه 32 سالته
حق نداری این حرفُ بزنی
وقتی ازت خواستم هزینه آکادمیُ بدی
یه مُشت اراجیف سر هم کردی
اگه تو اون آکادمی شرکت کرده بودم،
الان تو این وضعیت نبودم
صبح تا شب جون کندمُ زحمت کشیدم
چطور میتونستم از پسش بربیام؟
اونجابود که فهمیدم باید رو پای خودم وایسم
حتی حمایتمم نکردی
چرا بی عُرضگی خودتُ گردن یکی دیگه مینداری؟
فقط اگه یک چهارم اونچیزی که به اون دادیُ سرمایه گذاری کرده بودی الان اوضاع فرق میکرد
سرمایه گذاری به یه ورم
از بچگی احمق بودی
تو حتی از کتابای درسیتم بیزار بودی
فقط بلدی خودتُ با اون مقایسه کنی
برو خونه ـت
نمیگفتیم میرفتم
من و تو هیچوقت آبمون تو یه جوب نمیره
کی منو اینجوری بار آورد؟
آره تقصیره منه که اینجوری بار اومدی
اصلا اشتباه کردم که پامو اینجا گذاشتم
چرا هر وقت حرف حقُ میشنوی جوش میاری؟
همیشه خدا همینجوری بود
این قضیه مربوط به سالها پیشِ
مرتب بحثشُ پیش میکشه
مخالفت کرد؟
احتمالاً معذبه
گفت از دورهمی بیزاره
تازه 30 وونم به توگی داد
پسر دستُ دلبازیه
هم دوکبوکی میفروشه....
هم تو یه کبابی به عنوان پیشخدمت کار میکنه
شبا هم به عنوان راننده کار میکنه .
تحصیلات درستُ حسابیم که نداره بلاخره باید یه جوری خرج اون سه تا بچه رو در بیاره یا نه
تنگ جا
No comments yet. Be the first to leave one.