The first 200 lines.
شما رو زيرنظر دارن
...دولت يه سيستم مخفي داره
...سيستم مخفي
يه سيستمي که شما خواستين تا در امنيت باشين
يه دستگاه که جاسوسيِ شما رو در هر ساعتي از شبانهروز ميکنه
شما بهش اجازه دادين که همهچي رو ببينه
که زندگيِ آدمهاي معمولي رو به ترتيب ليست کنه و کنترلشون کنه
دولت اين افراد رو نامربوط ميدونه
ولي ما نه
،ولي براي دستگاه ،اگه مانع راهش بشين
،چه قرباني باشين چه مُجرم نامربوط هستين
ما شما رو پيدا ميکنيم
ميخواستم باهات حرف بزنم
هيچکس ديگهاي واقعاً نميفهمه
،البته خيلي شبيه مکالمه نيست
چون تو نميتوني جوابم رو بدي
،داشتم با خودم فکر ميکردم ،که تقصير من بوده
،و ميدونم تو هم بايد فکر کني که تمام اين شرايط به کجا ميرسه
دربارهي اتفاقي که بعدش قراره بيفته
مطمئنم که تو ميليونها ورژن مختلف رو... تونستي درست کني
ميدونم اتفاقاي بدي تو راهه
ميدونم که شايد قراره بميرم
اينو خيلي وقت پيش قبول کردم
...ولي داشتم فکر ميکردم، اگه
،توي فقط يکي از اون ورژنها
آدمايي که من آوردم ،تا بهم کمک کنن
...دوستام
اونا زنده ميمونن يا نه، بهم بگي
اين راهيه که توش قدم برداشتيم؟
فکر ميکنم اين کار رو غيرممکن کردم
،حتي اگه ميتونستي بهم بگي
احتمالاً الان خيلي ديره
دبل اسپرسو
و... يه کاپوچينو
خوشحالم ميبينم برگشتين
خيلي وقته نيومدين، درسته؟
ببخشيد ولي فکر کنم شما منو با يه نفر ديگه اشتباه گرفتين
اين اولين باره که ميام اينجا
...اوه، ببخشيد، فقط
فکر کردم سفارش شما رو هم يادم مونده
چه تصادفي
خداحافظ... و ممنونم
صبح بخير، خانم گراوز
وضعيت خانم شاو چطوره؟
عالي
وضعيت واقعي اون چطوره؟
يه ذره زمان ميبره
مسألهاي ديگهاي هست؟
ما بالاخره تونستيم به دستگاه ...دسترسي باز داشته باشيم، و
حالا قصد داري که اونو ببندي
برميگرديم به زمان حرف زدن با شمارهها
مگه اينکه ارتباط ذهني رو هم
،به ليست استعدادهات اضافه کرده باشي
هيچ راه ديگهاي نيست که بتوني بفهمي
من امروز رو براي تموم کردن حرفام
با دستگاه انتخاب کردم
تو اونو ساختي که مردم رو پيشبيني کنه، هري
و اون خيلي تو اين کار ماهره
با تو شروع کرده
اون به تصميمهاي تو احترام ميذاره
اون خيلي بهت ايمان داره
تو موافق اين نيستي
تو خدا رو ساختي، هري
من کي باشم که بخوام قضاوت تو رو زير سؤال ببرم؟
يا قضاوتهاي اونو؟
ولي؟
ولي ما شکست ميخوريم
خودت اينو ميدوني
ما قدرتمندترين همکار ،توي دنيا رو داريم
ولي اونقدر مغروري که نميذاري کمکمون کنه
خب، پس آخر و عاقبت ما ميشه
"تنها اجسادِ با کلاس تو قبرستون "پيترز فيلد نام قبرستاني نزديک اورشليم، نام قبرستاني) (براي افراد لات و آس و پاس و بيخانمان
ما تا الان تونستيم زنده بمونيم
ما زندگي نميکنيم
فقط داريم سعي ميکنيم زنده بمونيم
ما آدميم
...بالاخره، يه اشتباهي ميکنيم، و
اونم ميميره
ميدونم چرا براش اسم نذاشتي
براش اسم نميذاري چون ممکنه يه روزي بخواي بکُشيش
تو مجبور بودي 40 ورژن اوليهي اونو بکُشي
،ولي چه بخواي چه نخواي هري اون بچهي توئه
...و اون اينطوري ميميره ناشناس، بدون مراسم عزاداري
اون بدون هيچ ردي از بين ميره
و حتي براش يه صداي واقعي هم نذاشتي
که ازت بپرسه واقعاً بايد اينطوري تموم شه؟
من براي دستگاه اسم نذاشتم ...چونکه
فکر ميکردم يه روزي
شايد بخواد خودش واسه خودش اسم بذاره
و يه سيستم لازم نيست باز باشه که براش بشه صدا گذاشت
چه صدايي رو ترجيح ميدي؟
اون دختر بزرگيه
،همونطور که گفتي بذار خودش انتخاب کنه
دارم دسترسي خودمونو به سيستم ميبندم
،واسه يه صدا ببينيم چي رو انتخاب ميکنه
،سيِرا، تانگو، براوو
،ليما، ايکس-ري، ليما، نوامبر ...گلف، چارلي
،من مدارک شما رو چک کردم پرفسور ويسلر
کارتون روي مقالهي آناليز عاليه
ممنونم - خواهش ميکنم -
اما بالاخره بايد مقالهاي رو در موردِ
ابهام زدايي معنايي کلمات چاپ کنين
اينو دوست دارم بدونم، شما بر اساس کدوم صلاحيت
به من "بي-منفي" ميدين؟
ساعت کاري تموم شده
پرفسور ويسلر الان ميخواست نمرهي منو عوض کنه
اين برگه در بهترين حالت سي-منفي" ميگيره"
و اون مرد پرفسور تو نيست
اون مهندس و طراحِ آيندهست
آقاي ريس، چه خبره؟
يه شمارهي جديد داريم
شمارهي کي؟
تو
ببخشيد، نمرهي من چي ميشه؟
!تو افتادي
ببخشيد، هري
پرفسور ويسلر زودتر از موعد بازنشست شد
کي دلش ميخواد بي سر و صدا بره؟
از همکاري باهات خوشحال شدم، تروِر
بياين قبل از اينکه همکاراش برسن اينجا، بريم بيرون
زنده موندن خوبه. مگه نه، هري؟
،هنوز جون سالم به در نبرديم خانم گراوز
هويت جعلي هارولد لو رفته
مال تو چي، بازرس؟ - هنوز نميدونم -
و دقيقاً بخاطر همينه که بايد فاصلهت رو
با من حفظ کني، جان
ارزش ريسک کردن نداره
تو خيابون کسي نيست
کسي تعقيبتون نميکرد - خانم شاو -
خوشحاليم که برگشتي خونه
هارولد، ميدوني چطوري پيدات کردن؟
نميدونم
من ميدونم
،من يه هفتهست برگشتم هويت تو لو رفته
اينجا هم ممکنه لو بره
...بايد هرچي ميتونيم برداريم ...اسلحه، مهمات، پول نقد
و از اينجا بريم بيرون
بايد حمله رو شروع کنيم
"شرکت "تفکيک موقت
از اون دفتر شروع ميکنيم
و درست طبق دستورات اونا کار ميکنيم
اگه ما اول بهشون برسيم اونا دستشون به فينچ نميرسه
!آره، منم دوسِتون دارم
چندتا اسلحه بردار، ثمين
وقتي به چند نفر شليک کنيم !حالت بهتر ميشه
اگه سيستم رو نميبستيم، يه راه بهتري
واسه مبارزه تو اين جنگ وجود داشت
،اگه واقعاً اينو باور داشتم اينکارو نميکردم
اگه من کُدهاي غيرقابل جايگزيني رو
نوشته باشم و قبل از اينکه سيستم رو ببندي
بهش اضافه کرده باشم، چي؟
من بهش اين قابليت رو دادم که بتونه از خودش دفاع کنه
قوانيني وجود داره، خانم گراوز
قوانيني که اتفاقي بهشون برخورد نکردم
نگران نباش. يه ديوار امنيتي براش درست کردم
وقتي عمل ميکنه که ازش بخواي
کاملاً با تصميم تو عمل ميکنه
!اومدن به مهموني گند بزنن
،دوست داري بريم بيرون بهشون خوشامد بگيم؟
!فکر نميکردم ازم بخواي
.من که با حمله کردن خيلي حال ميکنم تو چي عينکي؟
ميدوني، اون واقعاً شبيه اينديانا جونز نيست
هارولد رو بذارين پيش من
فکر ميکني ميتوني از همهچيز بين قايمش کني؟
من خودم قبلاً چشم همهچيز بين بودم
يه جايي رو ميشناسم که هارولد تو ديدشون نباشه
خوبه
،ببخشيد نميتونم تو مهموني باشم خانوما بايد سريعاً بريم
اي کاش اين کار رو بخاطر من نميکردي
من فقط دارم از يه شماره محافظت ميکنم، هارولد
منو استخدام کردي همينکارو بکنم
اينا مجتمعهاي مسکونيِ "دابل-بي" هستن
مطمئني اينجا امنه؟
سلام، رئيس - واسه من، آره -
ولي واسه يه آدمي که از ما نباشه، نه
ببخشيد بوي بد مياد
اينجا قبلاً آزمايشگاه ساخت متافتامين بوده
،خب، از داشتن يه تيم محافظ خيلي خوشحالم
ولي از اينجا به بعدش با خودم
.متأسفم، هارولد اين فقط جنگ تو نيست
،ما يه دشمن مشترک داريم يه دشمني که يه دوستِ عزيزمو کُشته
تا آخرش همراهت هستم
،اعتراف ميکنم ،من اصلاً طرفدار بوکس نيستم
ولي تا حالا رفتي يه مسابقهي بوکسي
که همه ميدونن کسي که داره مبارزه ميکنه کارش تمومه
ولي خود اوني که مبارزه ميکنه، باور نداره؟
هيچوقت تموم نميشه
ما تلاش نکرديم که زنده بمونيم تا الان تسليم بشيم
متأسفانه تو داري حکم مرگ خودت رو امضا ميکني
،هرجور ميخواي فکر کن ترجيح ميدم موقع جنگ بميرم
تا اينکه بخوام عقب بکشم
بي سر و صدا تر از اونيه که فکرشو ميکردم
من واسه آتشبس بين دو تا گروه گانگستري که سر تصاحب اين ملک
با هم ميجنگيدن، مذاکره کردم
ازش لذت ببر
هيشکي نمياد اينجا
،تو فقط به چندتا قدم بعديمون فکر کردي
ولي دشمنمون به هزار تا قدم بعدي هم فکر کرده
تو هميشه بازيکن شطرنج ماهري بودي
تا حالا جايي از بازي عقب کشيدي، جايي که
No comments yet. Be the first to leave one.