Cracked

Cracked

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Cracked S01E03
A Commentary by armageddon67

Tags

other
Published on: 2013-02-02
Downloads: 24
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

آنچه گذشت صدمه دیده؟

بهم بگو ، چه خبره؟ تو اسلحتو کشیدی

بی جهت روی مردی که بیماری روحی روانی داره

مرغی؟

چه کسی بهتر می تونه مجرمین رو بگیره

یک پلیس تازه وارد یا یک خبره؟

نشانه های استرس پس از جراحت

من با پلیس کار می کنم

آیدان صبر کن مامور پلیس زخمی شده ، یک آمبولانس بفرستید

تو من رو "مامور" خطاب کردی تو همکارمی

دستکش بیس بال؟

انداختیش

سلام موهبت

تا حدودی افرادمون کامل نیست تو بیس سوم به یه نفر نیاز داریم

می خواهی بیای؟

زودباش خوش می گذره

زودباش همراهم بیا

موهبت ، زودباش بیا نه ، اون دختره نه ، غیر مفیده

زودباش ، تو می تونی موهبت می خواهد بیاد با ما بازی کنه بچه ها

مشکلی پیش نمیاد

اصلا قبلا بیس بال بازی کردی؟

بی معنی ست

بازی آغاز شده داریش

وایسا

وایسا

اون نوشته روی دستت چیه آدم عجیب؟

باااااازنده وایسا

زودباش چوب رو مثل یک ترسو نگه می داری

مشکل چیه موهبت؟ دیگه نمی خواهی بازی کنی؟

ترجمه زیرنویس از میلاد محمدی

شنیدم که رفتی تو یک واحد جدید

واحد بحران ها و جرائم روحی روانی

اونجا چطوریاست؟

جنایات روحی روانی مثل یک آزمایش می مونه

پلیس با آدم های زودرنجی مثل تو همکاری می کنه

و ما فقط میریم بیرون و به جاهائی سرک می کشیم که

رفتارهای نادر باعث جرم میشه

من یه طورائی عضو نیستم

یا شاید ، عضو باشم

دیگه مطمئن نیستم

همکار جدید داری؟

آره

و؟

چی؟

یک همکاری خوب نیازمند اعتماد و بقیه به کنار

به همکارت اعتماد داری؟

خب ، اون یک پلیس نیست یک اسلحه هم حمله نمی کنه

و به اندازه کافی هم قوی نیست که من رو حمل کنه

به خارج از خط آتیش دشمن اگر زخمی شدم

اما کلمه اعتماد در نتیجه یک نقص

از وجود آشکار برای پشتیبانی خودت ست

هیچ حقیقتی پشتیبانی نمی کنه

به همکارت اعتماد داری آیدان؟

حاضری جونتم پاش بدی؟

سلام دنیلا رایدلی روان پزشک

کاراگاه بلک من مک کارت هستم دفتر جوانان

تو کیف داری؟ تو هم یک دختر جوون داری

به همکلاسی هاش با چوب بیس بال حمله کرده؟

هفده استخوان شکسته در پنج بچه

یکی از بچه ها به شدت زخمی شده

واسه چی زدی حمله کردی؟ خب خودتون برین ببینین

دختر اونجاست

یک نگاه به من انداخت و خودشو خیس کرد

باشه ، جلیقتو در بیار من اونها رو به سمت ماشین فراری دادم

چند تا از بچه ها از پلیس می ترسن ، پس اون اینجا نشسته بود در حالی که خودشو خیس کرده بود؟

آره می تونی ، نمی دونم

برو قسمت گمشده ها و چند تا شورت ورزشی بیار

یا چیزی که اندازش باشه؟

به چی می خندی؟ منظورم اینه که واقعا

چه کسی واقعا شلوار خیس می پوشه؟

تو موهبت هستی؟

پلیسی؟

پلیس که نه

من دنیلا هستم و ایشون هم آیدان

سلام موهبت

من ، من دیدم که تو چند کلمه نوشته شده داری روی

اعتماد انتخاب من آمدن برای من

خودت اونا رو نوشتی؟

می تونی معنیشون رو بگی؟ موهبت ، چیزی نیست

ما بهت صدمه ای نمی زنیم

ما فقط می خوایم بدونیم امروز چه اتفاقی افتاد

و چرا تو بازی بیس بال همه چیز از کنترل خارج شد

موهبت ، این کلمات با توست

اینها به نظر می رسه شبیه به چیزهائیست که مردم درکلیسا با هم صحبت می کنن

می ری به کلیسا؟ اون کلمات معانی خدا می دن؟

می تونی معنی این کلماتو به ما بگی؟

مثل اینکه گرد و خاکی چیزی تو چشم رفته

بیا اینجا بزار واست درش بیارم

فکر کنم باید یک آینه پیدا کنم

موهبت ، می تونی بهم نشون بدی که دستشوئی دخترانه کجاست؟

چیزی می بینی؟

نه حالا؟

صبر کن

در واقع فکر می کنم رفته

این باید اندازت باشه

پس موهبت

امروز تو لوزی بیس بال چه اتفاقی افتاد؟ (چون زمین بیس بال به شکل لوزی است به جای زمین بیس بال شکل زمین بیس بال رو میگه مثل ما که میگیم مستطیل سبز رنگ فوتبال)

بچه های مدرسه

من ازشون فقط متنفرم

چه کار کردن که باعث شده ازشون متنفر بشی؟

اذیتم می کنن عصبانیم می کنن

امروز تصمیم گرفتی بیای مدرسه

با این نوشته های روی پوستت

این باعث شده که اونها اذیتت کنن؟

موهبت ، بهم بگو چرا تصمیم گرفتی این کلماتو روی پوستت بنویسی

من درخواست خود داری از این مکالمه رو دارم الان متشکرم

خیلی متشکرم ولی نه

خانم بایرز ، زمان زیادی نمی گیره که موهبت رو ارزیابی کنیم

این فقط یک صحبت معمولی ست متشکرم و نه

به عنوان مثال دکتر رایدلی فقط ازش پرسیدن که امروز چه اتفاقی افتاد در مدرسه

چرا باید اون کلماتو روی دستش بنویسه چه کلماتی؟

من هیچی در مورد اون کلمات نمی دونم ممنونم

سلام کوچیکه اسمت چیه؟ اسم من لئو ست

اینم اومد

اولین سواریت داخل ماشین پلیس چطوری بود موهبت؟

سریع و پر سر و صدا این مامانته؟

خیلی متشکرم الان می ریم خونه

من اون رو آوردم اینجا تا بتونم ارزیابی اش کنم

سعی کردم با مادرش صحبت کنم

در موردش ، اما اون نمی خواهد اون راضی نیست

صبر کن می تونیم ببریمتون خونه

ممنونم ، یک اتوبوس می گیریم به هر حال ما با هم ، هم مسیریم

تو مدیر هتلی؟

آره ما پلیس هستیم

افراد اتاق پنج در مورد اونا چی می دونی؟

زن و بچه ها؟

مسکن اضطراری کوتاه مدت

اونوقت مدت ارژانسی چقدره؟

پنج ، پنج ماه؟

خب ببین

اگر کسی رو دیدی عجیب غریب می زد

یک تماس با من بگیر

سلام ایو

اعتماد بیا واسه من

من رو اتنتخاب کن

لطفا بیا لطفا ، لطفا الان بیا

لطفا

آره

مامان ، فرض بر این بود که من باشم

مارسی؟

ما یک تماس از مدیر هتل داشیم

چه خبره؟ مارسی ، اینجا چه اتفاقی افتاده؟

اعتماد وارد می شود موهبت

موهبت ، اعتماد کیه؟ کسی اینجا اومده؟

باشه ، تو بچه دیگه ای داشتی همونی که پنج سالشه

اون کجاست؟

مارسی ، در به زور باز شده ساعت چهار صبحه

صبح دخترت اینجا نبود

حالا بهم میگی اون الان کجاست

یا به من میگی باید نگران باشم اونها پیامم رو دریافت کردن

بهش گوش نکن کی پیامتو دریافت کرد؟

اونها آمدن از اون بیرون

اون بیرون؟

منظورت پارکینگ ماشین ها که نیست درسته؟

کسی اینجا آمد و خواهرت رو گرفت؟

موهبت

اعتماد آمد

اون ایو رو به جای من انتخاب کرد

اون امشب می برتش آسمون

بوسیله خاکستری ها

بیگانه ها

پدر دختره؟

رد شده شوهره؟

هرگز یکی نمی خواست حتی یکی داشته؟

اون شش سال پیش گذاشت رفت

بچه دیگه ای چی؟

بزرگترین دخترم ، شونا

با یک ماشین تو روز هالووین تصادف کرد

مُرده

متاسفم

باید دلت بابتش تنگ شده باشه

آره

مارسی کسی به زور وارد اتاق هتل شده

و دختر کوچکت رو برده

و این به نظر می رسه نگرانی برای شما دو نفر نبوده

نگرانی برای شما دو نفر نیست؟

اصلا اونجا بود؟

آره

سعی کردی جلوشون بگیری؟

من درخواست خودداری از این مکالمه رو دارم متشکرم

خواهرت کجا برده شده

زمانی که خاکستری ها آمدن

می تونستی احساس کنی تخت زیرت رو؟

نه

من یه جورائی شناور بودم

خیلی آروم مثل یک فضانورد

اونها ارتباط برقرار کردن؟

صدائی در آوردن؟

موهبت

دلم می خواد یکم بیشتر در مورد خاکستری ها بدونم

شبیه به ما بودن؟

خاکستری ها مو ای ندارن

مثل ، به هیچ وجه ، خودشان

و پوستشون به نوعی ترکیب سفید خاکستری بود

می تونی اونها رو تو تخیلاتت ببینی؟

پس مارسی و هابی شش سال پیش از هم طلاق گرفتن

اون تو صندوق غذاخوری دانشگاه افسری کار می کنه اما وقتی که ایو متولد شد اومد بیرون

و بعد اینه

شکاف زندگی اون خونه و ماشین رو می فروشه

اونها تو خونه های اجاره ای زندگی می کنن مدرسه عوض می کنن

More Farsi Persian subtitles for Cracked

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left