The first 200 lines.
"به یاد آبجی محبوبه" "روحش قرین رحمت"
ماشین رو بچرخون
"دوست خائن" ارائه ای از وبسایت بهارات مووی
تو لاکداوالا هستی؟
چوناوالا
کلمه رمز درسته
تجارت با شما کار خیلی سختیه
شش ماه داشتم برای شما جنس تامین میکردم
...ما قبل از تجارت
در مورد شخص و جنس پرس و جو می کنیم
جنس رو نشون بده
جنس تو راهه شما پول رو نشون بده
پول هم تو راهه
خوبه، اون مرد چاق دقیقاً مثل قاچاقچی ها حرف میزنه
اونا نمیدونن که ما پلیسیم
نقشه موفقیت آمیزه به قربان اطلاع میدم
کیفیتش خوبه
چرا جنس تو هنوز نرسیده؟
رسیده
اونو نگاه کن. بالا
آپلود زیرنویس : قاسم سمنگانی @Qasem_Samangani
از تجارت با تو خیلی لذت بردم
ویجی، کاپوت رو باز کن عجله کن! عجله کن
عجله کن! باز کن، چی شده؟
اون نمی تونه کاپوت رو باز کنه
دستبند به دستاشه
اسلحهها زمین و دستها بالا
تکون نخور بازرس
اگر ما بمیریم، تو رو هم با خودمون میبریم
منم علاقه ای به زندگی ندارم
بیا سفر آخر رو با هم بریم
با این حال اگر صورتت رو نشون بدی
تو راه جهنم
شناختن همدیگه برامون آسون میشه
بالاخره همهمون باید یه جا بریم. نه؟
ویجی و مجید، اونا همه رو کشتن
همهشون مُردن قربان
هی، عوضیها! حداقل بذارید اسلحه رو بردارم
تقلب میکنه
آشغال
حالا به این عوضیها نشون میدم
کی به این عوضیها آموزش داده؟
خوبی؟ -خوبم
همهشون فرار کردن
اگر دستم بهشون میرسید، می کشتمشون
آمبولانس... بیمارستان... بیمارستان
وزیر اومد، عجله کنین بیا
خوش اومدین قربان، به بانک خوش اومدین
بیا راگونات
بیا -لطفاً قربان
...تو این بانک نه تنها ثروتمندان معروف
پولشون اینجا میذارن، بلکه معبد مشهور الههی مادر هم
جواهرات و پولهاش رو اینجا نگه داری میکنه
مردم تا چهار یا پنج کرور روپیه به بانک ما واریز کردن
امن و امان
می بینم -لطفا. از این طرف
اینا صندوق های بانکی هستن در هر گوشه دوربین وجود داره
از هر کسی که وارد یا خارج میشه، عکس میگیره
این تابلوی کنترله
که از نوع خاصی اشعه اولتراسونیک قرمز، بهره میبره
بدون خاموش کردن این سیستم، تلاش برای عبور ازش یعنی مرگ
از بین رفت
این یه سیستم خیلی خطرناکه، خانا
نگران نباش. خاموشش میکنم
این شگفت انگیزه آقای وزیر -بیاید
و پشت تمام این سیستم امنیتی کامپیوتری
چهار نفر متخصص وجود داره
تا وقتی که هر چهار نفر کدهای کامپیوتری خودشون رو یکی پس از دیگری وارد نکنن
این گاوصندوق باز نمیشه
وای، خیلی عالیه
ولی خانا یه چیزی بگو
...من تحصیلات خوبی ندارم، اما اینقدر میدونم
که اگر یکی از این چهار نفر مریض بشه، چه اتفاقی میفته؟
من که هستم
من کدهای کامپیوتری همه رو دارم
واقعا؟ -بله
راگونات، تو یکی از نزدیکترین دوستای خانا هستی
اولین باره این تشکیلات رو میبینی؟
آره -اینها همه محرمانهست قربان
دوستی جای خود و وظیفه هم جای خود
خیلی خوبه
تو برو
خانا
...توی این صندوق همون پولیه که
دربارهش باهات صحبت کرده بودم پانصد کرور
و آقای وزیر میخواد که همهی این پول
تا انتخابات بعدی اینجا بمونه
فهمیدم قربان، شما اصلاً نگران نباشید
پول و حرف شما پیش من میمونه امن و امان
بیا عزیزم بیا
راگو عزیزم -عزیزم
تو خیلی هولی
بذار نفس بکشم
سه ماه از آشناییمون می گذره
از اون موقع داریم نفس می کشیم
تا امروز به من اجازه هیچ کاری ندادی
حداقل امروز یه بوس بده -نه
بیا در مورد کار صحبت کنیم
هرچی گفته بودم، بهت ثابت شد؟
...عبور از سیستم امنیتی بانک
یعنی مرگ
...من تحصیلات خوبی ندارم، اما اینقدر میدونم
من آدمای زرنگی رو میشناسم
که کل پولهای بانک لاکشمی رو جارو میکنن
و هیچ مدرکی هم به جا نمیذارن
اونا کی هستن؟
ژنرال راگووانش، سرهنگ بیسواس، فرمانده مشتاق
همه بازنشسته شدن، اما خیلی فعالن
...کی میتونه حدس بزنه که این سه تا تروریست
از شهروندان محترم جامعه هستن؟
خیلی از ما تعریف کردی معاون وزیر
بگو چرا اومدی اینجا؟
...من تحصیلات خوبی ندارم، اما اینقدر میدونم
که بعد از شنیدنش شگفت زده میشین
باید بانک لاکشمی رو غارت کنیم
چی؟ -غارت کردن بانک لاکشمی بچه بازیه؟
من خودم میدونم، خیلی خوب میدونم
به خاطر همینه که پیش شما بزرگان اومدم مگه نه شیلا؟
بله. رئیس جگدیش خانا
کسی که کلید بانک دستشه
اون کبوتریه که در دام من گرفتار شده
اگر مایلید، نقشه رو بیشتر توضیح بدم
اما اول بگم
پنج تا بازیکن
پنج تا سهم
نقشه رو ما اجرا میکنیم، اگر یکی از ما کشته بشه چی؟
پس چهار تا بازیکن و چهار تا سهم
موافقم. بگو
عالیه
تو تاریخ بیست و ششم مراسم جشن نقره ای بانک لاکشمیه
بعد از مراسم، خانا عازم خارج از کشور میشه
شبی که اون کشور رو ترک میکنه
ما کارمونو انجام میدیم
کجا و چطور، وقتش که برسه، بهتون میگم
به چی فکر میکنی؟
یه چیزی یکبار نه، چندین بار به ذهنم میرسه
اگر این سه نفر
بعد از عملیات به قولشون وفا نکنن چی؟
چرا میترسی عزیزم؟
...من برای این همه پول
من به بچهی خودم هم رحم نمیکنم
و اینها که فقط همکارامونن
و ما نسل اندر نسل خائنیم
قربان این خونهی کیه؟
ماشین رو قفل کن و برو
قربان برم خونه چیکار کنم؟
همسرم خونه نیست
وظیفه مو انجام میدم و یکم هم پول درمیارم
احتیاجی نیست
کلید رو بده
برو
بانک پر پوله
اگر من یکم پول اضافه کاری دربیارم، چی میشه؟
ببینم میخواد کی رو ببینه؟
شیلا عزیزم -سلام عزیزم
من اینجائم
استعلام از بانک شروع شده
از جواب دادن به سؤالاتشون تو کل روز خسته شدم
راحت باش عزیزم کل استرست رو از بین میبرم
آها! پس موضوع اینه
عزیزم من نوشیدنی درست میکنم
تو بیا بالا -میام عزیزم
نوشیدنی رو بیار اینجا، ماساژم بده
حالا خوش میگذره
ستارهها میتون چاکرابورتی
سیف علیخان
سُمی علی
شویتا
پریم چوپرا
گلشن گروور
نه نه
نه
نه نه
نه
نه
نه
نه
نه
مسابقه موزیکال بانک لاکشمی
جایزهش یه میلیون روپیه ست
فرم ها از ساعت نه صبح موجود میشه
تاریخ پایان 20 نوامبر
بریم بریم -دیوونه ای؟
هر بازیگر و خواننده و رقصندهای میاد اونجا
ما اونجا موفق نمیشیم
برای گرفتن فرم حداقل سه چهار روز باید تو صف باشیم
و برای ارسال فرم نه ده روز دیگه زمان لازمه
آره. اما چرا باید این همه کار بکنیم؟
استادمون این کارها رو میکنه
ایلو دی.الویس... جِی کومار
هی عجله کن -نیاید. صبر کنید
ایلو، ایستادن تو صف و ارسال فرم
دوشنبه، سه شنبه و چهارشنبه، وقت میبره
یعنی نیمی از هفته تموم شده
بعدش، انتخاب، تمرین
بررسی، پیش نمایش، رقابت
در کل چند ماه طول میکشه عزیزم
یک میلیون روپیه رو فراموش کن
نگران نباش بچه ایلو یعنی الویس، پادشاه
حالا قدرت و استایل منو ببین
No comments yet. Be the first to leave one.